۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

محکومیت پگاه آهنگرانی به ۱۸ ماه حبس تعزیری







پگاه آهنگرانی، بازیگر سینما، از سوی دادگاه انقلاب تهران به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
منیژه حکمت، مادر پگاه آهنگرانی در گفت‌وگو با فارس گفته است که پگاه آهنگرانی بازیگر سینما در دادگاه بدوی به ریاست قاضی مقیسه به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
وی افزود: "این بازیگر سینما قریب به سه سال است که از طرف دادسرای امنیت تهران ممنوع الخروج می باشد و علی‌رغم دعوت از سوی جشنواره‌های مختلف موفق به حضور در این جشنواره‌ها نشده است و هم اینک فیلم «دربند» که این بازیگر برای بازی در آن موفق به دریافت سیمرغ بلورین جشنواره‌ی فیلم فجر شده بدون حضور وی در جشنواره شیکاگو حضور دارد."
گفتنی‌ست که در پی انتشار خبری مبنی بر بازداشت پگاه آهنگرانی، مادر این بازیگر، بازداشت وی را نیز تکذیب نموده است.

روزنامه‌ی بهار با رای هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد







روزنامه‌ی بهار با رای هیئت نظارت بر مطبوعات، توقیف و پرونده‌ی آن برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شد.
علاءالدین ظهوریان دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات در گفتگو با مهر، از اعلام رای این هیئت در خصوص روزنامه‌ی بهار خبر داد و گفت: "بر اساس رای هیئت نظارت بر مطبوعات، روزنامه‌ی بهار توقیف و پرونده‌اش برای رسیدگی قضایی به دادگاه معرفی و ارسال شده است."
دبیر هیئت نظارت بر مطبوعات پیشتر از رسیدگی به موضوع مقاله مندرج شده در روزنامه بهار در جلسه امروز دوشنبه شش آبان این هیئت خبر داده بود.
یادآوری می‌شود روزنامه‌ی بهار چهارشنبه گذشته، اول آبان‌ مقاله‌ای با عنوان "امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟" منتشر کرد که مسئولان این روزنامه ضمن عذرخواهی و توقف کار خود به صورت موقت، نامه‌ای را به شرح زیر منتشر کردند.
"روزنامه بهار به‌مناسبت روز عید غدیر خم یادداشت وارده‌ای را با عنوان «امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی» به‌دلیل خطای فنی به چاپ رساند که متأسفانه موجب جریحه‌دار شدن روحیه مومنان حضرت علی (ع) شد. پس از آن مدیریت روزنامه اقدام به عذرخواهی در چند رسانه و امروز(شنبه) اقدام به انتشار چند یادداشت در نقد مطلب مورد نظر کرد که نشان دهد تا نظرات مندرج در یادداشت علی‌اصغر غروی به دور از مشی «بهار»، مدیران، روزنامه‌نگاران و کارمندان آن است. بر مردم عزیز فشارکاری و احتمال خطای غیرعمد پوشیده نیست (که این نافی مسئولیت نیست). از این رو، روزنامه بهار در راستای تلطیف فضای جامعه و به‌دست آوردن دل مؤمنین راستین و واقعی اقدام به عدم انتشار موقت و چند روزه کرده و از همه‌ خوانندگانش مجدداً پوزش می‌خواهد."

نصب دستگاههای پارازیت انداز در واحد ۲ زندان قزل‌حصار کرج







 در واحد ۲ زندان قزل‌حصار کرج که زندانیان محکوم به مرگ مرتبط با مواد مخدر در آن نگهداری می‌شوند، دستگاه اخلال در امواج موبایل نصب شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این دستگاههای ارسال پارازیت از ۱۰ روز پیش در واحد ۲ زندان قزل‌حصار که زندانیان محکوم به اعدام با اتهامات مرتبط با مواد مخدر نگهداری می‌شوند نصب شده است.
یکی از زندانیان این واحد به گزارشگر هرانا گفت: این دستگاه‌ها سرطانزا بوده و حال عمومی زندانیان را خراب کرده است. اما از آنجا که در این واحد تنها زندانیان محکوم به اعدام نگهداری می‌شوند کسی به سلامتی ما اهمیت نمی‌دهد.
وی در ادامه گفت: احتمالا می‌خواهند در سایر واحدهای قزل‌حصار نیز دستگاه پارازیت را نصب کنند تا ارتباط زندانیان با خارج از زندان را از بین ببرند.
گفتنی است، دستگاه‌های اخلال در امواج موبایل موجبات سردرد، سرگیجه و خشکی دهان را برای زندانیان پدید آورده و برخی منابع از سرطانزا بودن این دستگاه‌ها خبر می‌دهند.

چرا نباید فقیر باشیم؟/ نسیم روشنایی








فقر یکی از مهم ترین مسائل جامعه شناختی است که، هزاران سال است گریبان‌گیر زندگی انسان بوده است. برخی از انسان‌ها همواره در دوره‌های مختلف تاریخی با این معضل روبه‌رو بوده‌اند. اگر پدیده‌ای اجتماعی، همیشه در جوامع انسانی وجود داشته است، آیا بدین معناست که این پدیده، ذاتیِ جوامع انسانی است؟  آیا تلاش برای ساختن جامعه‌ای که در آن هیچ فقیری وجود ندارد، طلب امر ناممکن است؟
اسکار لویس (Oscar Lewis)، جامعه شناس، پژوهشی انجام داد و تئوری "فرهنگِ فقر"را پروراند که به بیان ساده، گویای این است که فقر از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود؛ به این معنا که کسانی که در خانواده‌های فقیر زندگی می‌کنند، بیش‌تر احتمال دارد که فقیر بمانند؛ علی‌رغم اینکه برنامه‌های اجتماعی بسیاری برای ریشه‌کنی فقر در بسیاری از جوامع اجرا می شوند.(1) اگرچه این نظریه توانست نگاه بخشی از پژوهشگران دانشگاهی را به خود جلب کند، اما منتقدانی هم دارد که معتقدند دوام فقر حاصل فاکتورهای ساختاری است و نه ویژگی‌های شخصیتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند و باعث بقای فقر در جامعه می‌گردند.
علل ایجاد فقر و دوام آن در جوامع انسانی بیش از همه حاصل عوامل ساختاری در اقتصاد و شیوه‌ی تولید و نیز ساختار سیاسی و اجتماعی جوامع است. اما این بدین معنا نیست که دلایل فرهنگی به تدوام فقر در جامعه کمک نمی‌کنند. آموزه‌های مذهبی، خرافه ها، سنت ها و آداب و رسوم، نظام آموزشی و رفتار و عادات انسانی در طبقات، اقشار و گروه‌های اجتماعی به تولید و بازتولید فرهنگ فقر کمک می‌کنند.
ولی در این مقاله مختصراً به نقش اقتصاد در تولید و بازتولید فقر بسنده می‌کنیم و بررسی عوامل فرهنگی برای تولید و بازتولید فقر را به زمان دیگری موکول می‌نماییم. هم‌چنین، از آن‌جایی که فرصت کافی در اختیار نیست که به تمام شیوه‌های تولید و توزیع در طول تاریخ به طور دقیق پرداخته شود، به طور مختصر به آخرین شیوه‌ی تولید، یعنی شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری در اقتصاد و نقش آن در ایجاد و بقای فقر می‌پردازیم.
چرا شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری باعث تولید و بازتولید فقر می‌شود؟ در شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری، اگر فرد در شرایط بحرانی فقر قرار نگیرد، حالت ایده‌آل، زمانی است که او سرمایه‌ای در اختیار دارد و آن را در بازار به گردش در می‌آورد. بدون سرمایه تنها می‌توان نقش کارگر تولیدی، خدماتی، یدی یا ذهنی و یا واسطه را ایفا کرد. اگر فردی از طریق ارث، زد و بند یا زحمتی چندین ساله بتواند سرمایه‌ای مهیا کند و آن را در بازار آزاد به گردش درآورد، سرمایه‌دار محسوب می‌شود و در این رقابت دائمی بین سرمایه‌داران مختلف، در بازار جای می‌گیرد. سرمایه‌دار برای این‌که بتواند مدام سرمایه‌ی خود را بیش‌تر کند تا، در این رقابت جان سالم به در برد، ناچار است که سود خود را افزوده و بر سرمایه‌ی خود بیفزاید. سودافزایی ماهیت شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری است و از سود حاصل از کار اضافه‌ی کارگران به دست می‌آید. به این ترتیب است که کارگران/کارمندان در مقابل ارزشی که تولید می‌کنند، باید ساعات کاری بیش‌تری کار کنند و مزد کم‌تری دریافت کنند. این درحالی است که سرمایه‌داری هم‌چنین با ارتش ذخیره‌ی کار روبه‌روست؛ صفی از بیکاران که یا تازه می‌خواهند وارد بازار کار شوند یا کار قبلی خود را از دست داده‌اند.
از سوی دیگر سرمایه‌داری در کشورهای مختلف به دلایل جغرافیایی، تاریخی و بومی به اشکال گوناگونی به اجرا در می‌آید. برای مثال سرمایه‌داری کشورهای غربی، از این جهت در قرن بیستم شکوفا شد که توانستند بسیاری از کشورها را به مستعمره‌ی خود تبدیل کنند، تا هم به نیروی کار بسیار ارزان دست یابند و هم به ثروت و منابع کشورهای تحت استعمار دسترسی داشته باشند. به این ترتیب ثروتمندی و پیشرفت  بسیاری از کشورهای غربی همواره فقیر شدن و استثمار کشورهای تحت استعمار و استثمار را در پی داشته است. در تاریخ سرمایه‌داری تاکنون، مهم‌ترین عامل فقر جوامع فقیر، بهره‌برداری‌ها و سودجویی‌های سرمایه‌داری کشورهای قدرتمند بوده است. بنابراین ساختار اقتصادی سرمایه‌داری در سطح کلان، فقر و نابرابری اقتصادی را بین کشورها ایجاد می‌کند. (2)
صرف نظر از ویژگی فقرآفرینی سرمایه‌داری در سطح کلان بین المللی، این شیوه‌ی تولید در سطوح جزئی‌تر نیز، باعث فقر و تنگدستی برخی از اقشار و طبقات می‌شود و بین آن‌ها تضاد و اختلاف طبقاتی ایجاد می‌کند. از یک‌سو، سرمایه‌داری همواره با ارتش بیکاران روبه‌روست و بیکاران برای غرق شدن در مرداب فقر مستعدند. از سوی دیگر، کارگران یدی و کارگران خدماتی غیر متخصص نیز، در بیش‌تر کشورها جزو اقشاری هستند که با معضل فقر دست به گریبان‌اند. سرمایه‌داران برای سودافزایی خود، تا جایی که ممکن است در پی استخدام و بهره‌وری از کارگران و کارمندانی هستند که، کم‌ترین دستمزد را دریافت و بیش‌ترین سود را برای آن‌ها تولید کنند. اگر فردی به دلایلی هم‌چون نداشتن سرمایه‌ی اقتصادی، نداشتن سرمایه‌ی اجتماعی و روابط موثر و مفید بسیار و نداشتن سرمایه‌ی فرهنگی و تخصصی، نتواند جایگاهی در این نظام اقتصادی برای خود ایجاد کند، بسیار مستعد افتادن در گرداب فقر خواهد بود.
در این شیوه‌ی تولید، فقر و میزان فقر در کشورهای گوناگون و در برهه‌های تاریخی مختلف، به دلایل ساختاری سیاسی و اقتصادی کلان و دلایل ساختاری جزئی‌تر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت بوده است. اما اگر بخواهیم به این سوال بپردازیم که چون فقر همیشه بوده، پس چیزی است که ذاتی جامعه‌ی انسانی است، باید این مسئله را در کنار دیگر دستاوردهای تاریخی بشر قرار دهیم تا دید وسیع‌تری پیدا کنیم. با ارائه‌ی چند مثال موضوع را روشن تر خواهیم کرد: مثلاً در برهه‌ها و مناطق خاصی، قربانی انسانی رواج داشته است، آیا انسان امروز، این کار را شدنی می‌داند؟ بی تردید خیر. با گذار از شیوه‌ی تولید جمع آوری غذا و شکار، به کشاورزی و دامپروری و گذار به شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری، هم‌راستا با پیشرفت در سطح مادی، سطح آگاهی جمعی بشر نیز بالاتر رفته است؛ طوری که تصور پدیده‌ای اجتماعی مثل قربانی کردن انسان‌ها یا حتی حیوانات برای بسیاری از ما منزجر کننده است. یا اگر هزاران سال پیش، برده‌داری رایج بود و برده و کنیز بودن، امری عادی محسوب می‌شد، اکنون برای قریب به اتفاق مردم مضموم است. بنابراین هیچ امری وجود ندارد که ذاتی جوامع انسانی باشد. جوامع انسانی در پویایی مدام و تحول دائمی هستند و آن‌چه روزی عادی فرض می‌شد، سال ها بعد ناپسند و غیرعادی بوده است. فقر نیز به هیچ وجه معضلی نیست که چون از دیرباز وجود داشته، همواره گریبان‌گیر جوامع انسانی خواهد بود.
تلاش و مبارزه برای تغییر وضعیت موجود و ریشه‌کنی فقر، یکی از ضروریات جوامعی است که انسان‌های عصر حاضر در آن زندگی می‌کنند، انسان‌هایی که از تقدیرگرایی که از آموزه‌های اصلی بسیاری از مذاهب بوده، رها گشته‌اند و برای تغییر شرایط موجود و از بین بردن زشتی‌های جوامع تلاش می‌کنند. تقدیرگرایی در سطح فرهنگی باعث بازتولید فقر می‌شود و ایدئولوژی مناسبی برای فقرا بوده تا بتوانند جایگاه فرودست اجتماعی خود را، امری کیهانی و الهی تلقی کنند و آن را به پرسش نکشند.
اما خواست یک دنیای بدون فقر، نه تنها طلب امر ناممکن نیست بلکه مطالبه‌ی انسان‌هایی است که از سطح آگاهی و خرد بالایی برخوردارند و زندگی خود را صرفا به روزمرگی و تامین مایحتاج شخصی، محدود نکرده‌اند. اگر همه برای برآوردن منافع جمعی بکوشند، جامعه‌ای خواهیم ساخت که ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و نیز ساختار فرهنگی باعث تولید و بازتولید فقر و فرهنگ فقر نشود. سرمایه‌داری به عنوان یک نظام اقتصادی از نظر ماهوی نتوانسته به گونه‌ای سازوکار کند که فقر را تولید و بازتولید نکند زیرا بر سودآوری مدام استوار است و اضافه کار، استثمار، رقابت و بحران، اجزای ضروری این سیستم اقتصادی هستند. آیا این سیستم اقتصادی این قابلیت را دارد که فقر را در جهان ریشه‌کن کند؟

1-       Lewis, Oscar, The Culture of Poverty Author. Journal Title: Scientific American Issue. Number: 4. Volume: 215
2-       Harrington, Michael (1962). The Other America: Poverty in the United States. Simon & Schuster

اعدام شتاب زده‌ی هجده زندانی، نافی اصل استقلالِ دستگاه قضایی







 دبیر خانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طی اطلاعیه مطبوعاتی اعدام ۱۸ زندانی در زندانهای سلماس، زاهدان و ارومیه را محکوم کرد و نسبت به اظهارات انتقام جویانه دادستانی زاهدان ابراز تاسف و نگرانی کرد.
در بخشی از بیانیه این تشکل حقوق بشری آمده است: "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن محکوم نمودن اعدام شهروندان به دلایل عقیدتی، رفتار انتقام جویانه‌ی حکومت ایران در برخورد با معضلات امنیتی را نگران کننده می‌داند و بر این باور است در صورت عدم اتخاذ تدابیر عملی و واکنش جدی، شاهد تکرار آن از سوی حکومت در آینده خواهیم بود."
متن کامل این بیانیه که در وب سایت رسمی آن منتشر شده است به شرح زیر است:
در پی حمله‌ی یک گروه مسلح تندرو به یکی از پاسگاه‌های مرزی واقع در منطقه‌ی سراوان در جنوب شرقی کشور که موجب کشته و زخمی شدن تعدادی از ماموران مرزبانی شد، قاضی محمد مرزیه، دادستان عمومی و انقلاب زاهدان، از اجرای حکم اعدام ١۶ زندانی، به اتهام عضویت در گروه‌های معاند نظام که در ماه‌های اخیر بازداشت شده بودند؛ خبر داده است.

ناظر ملازهی فرزند حبیب، مهراله ریگی ماهرنیا فرزند نظر، عبدالوهاب ریگی فرزند محمدرضا، حبیب‌اله ریگی‌نژاد شورکی فرزند محمد، سعید نارویی فرزند میرزا، حامد وکالت فرزند عبدالحکیم، سلمیان میائی فرزند جان محمد و احمد بهرام زهی فرزند گل محمد، افرادی هستند که به اتهام عضویت در گروه مسلح”جندالله” اعدام شدند و بر اساس بیانیه‌ی دادستانی، هشت اعدام دیگر، مربوط به جرائم مواد مخدر بوده است. هم‌چنین دستگاه قضایی در همین روز دو زندانی عقیدتی دیگر را در استان آذربایجان غربی و در زندان‌های ارومیه و سلماس اعدام کرد. در مورد اعدام حبیب الله گلپری‌پور، زندانی سیاسی که از مهرماه ۱۳۸۸ در بازداشتگاه و یا زندان‌های شهرهای مختلفی چون مهاباد، ارومیه، سنندج و سمنان محبوس بود، مسئولان زندان ارومیه، وی را به بهانه‌ی تبعید از سایر زندانیان جدا نموده و حتی خود زندانی را تا آخرین لحظات، از اجرای حکم مطلع نکردند. هم‌چنین رضا اسماعیلی نیز در حالی در زندان شهرستان سلماس به دار آویخته شده است که، اجرای حکم وی به خانواده و وکیل این زندانی سیاسی ابلاغ نشده بود و گزارش‌ها حاکی از ضرب و شتم وی، پیش از اجرای حکم است.

این اعدام ها در حالی صورت پذیرفته است که تنها دو هفته از روز جهانی مقابله با اعدام و موج گسترده‌ی مخالفت با اجرای این حکم در داخل و خارج از کشور می‌گذرد و هم‌چنین دو روز پیش از آن گزارش دوره‌ای احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره‌ی ایران که بخش‌های مفصلی از آن گزارش به موضوع اجرای گسترده و نگران کننده‌ی احکام اعدام در ایران اختصاص داشت؛ منتشر شده است.

دادستان عمومی استان سیستان و بلوچستان در گفتگو با خبرگزاری فارس به صراحت اعلام کرده است که این اعدام‌ها در پاسخ به عملیات مربوطه و “مقابله به مثل” بوده است که نه تنها مغایر با قطعنامه‌های ۳۲ / ۴۰ مورخ ۲۹ نوامبر ۱۹۸۵ و ۱۴۶ / ۴۰ مورخ ۱۳ دسامبر ۱۹۸۵مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد در خصوص استقلال قوه‌ی قضائیه است؛ بلکه به کار بردن چنین اظهاراتی موجب بازتولید خشونت در منطقه نیز می‌شود.

همین‌طور اصل استقلال قضایی و حق برخورداری افراد از دادرسی منصفانه، علنی و بی طرفانه توسط دادگاه مستقل از ابتدای تدوین اسناد حقوق بشری مورد توجه بوده و اسناد مهمی چون اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و ماده‌ی ۱۰ و ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بر آن تاکید کرده‌‍اند. برجستگی و وجه تمایز دیگرِ اعدام هجده زندانی در یک روز، فارق از تعداد آن‌ها و نحوه‌ی دادرسی پرونده‌های ایشان، عجولانه بودن اجرای اعدام‌هاست که در مورد اعدام‌های سیستان و بلوچستان، تنها ۱۲ ساعت پس از حمله‌ی مذکور انجام شده که عملی بر خلاف موازین حقوقی و فراقانونی است.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ضمن محکوم نمودن اعدام شهروندان به دلایل عقیدتی، رفتار انتقام جویانه‌ی حکومت ایران در برخورد با معضلات امنیتی را نگران کننده می‌داند و بر این باور است در صورت عدم اتخاذ تدابیر عملی و واکنش جدی، شاهد تکرار آن از سوی حکومت در آینده خواهیم بود.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، همان گونه که در بیانیه‌ی دهم اکتبر خود اعلام کرد، مقابله با اجرای فزاینده‌ی اجرای احکام اعدام در ایران را که به خصوص در محدوده‌ی اکتبر ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ نسبت به دوره‌ی مشابه آن، از رشد ۹ درصدی برخوردار بوده، تنها از طریق پذیرش مسئولیت مشترک جهانی می‌داند.

این تشکل هم‌چنین از آقای احمد شهید گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد و نیز خانم “گابریلا کناول”گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل در مورد استقلال قضات و وکلا می‌خواهد تا موضوع دخالت و تاثیرگذاری نیروهای امنیتی به موضوع انتقام جویی در مورد اعدام زندانیان مورد اشاره و نیز موارد مشابه را بررسی کرده و واکنش‌های مقتضی و قاطعانه را، به خصوص در شورای حقوق بشر آن سازمان مبذول نمایند.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

۵ آبان۱۳۹۲ برابر با ۲۸ اکتبر۲۰۱۳

۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

مجید توکلی در پی عدم تمدید مرخصی به زندان بازمیگردد







درپی عدم تمدید مرخصی از سوی مسئولین روز آینده مجید توکلی باید خود را به زندان رجایی شهر کرج معرفی کند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این فعال دانشجویی پس از چهار سال تحمل حبس روز سه‌شنبه ۳۰ مهر ماه با قرار وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی به مرخصی اعزام شد.
با عدم موافقت مسئولین قضایی با تمدید مرخصی مجید توکلی وی باید پس از گذشت ۶ روز، ظهر فردا خود را به زندان رجایی شهر کرج معرفی نماید.
مجید توکلی عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، آخرین بار در ۱۶ آذر ۸۸ پس از سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت شد.
وی به اتهام "اجتماع و تبانی علیه نظام"، "تبلیغ علیه نظام"، "توهین به رهبری" و "توهین به ریاست جمهوری" از سوی شعبه ١۵دادگاه انقلاب اسلامی به هشت سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سیاسی و پنج سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد.
نامبرده در دوران تحمل حبس نیز در دادگاهی دیگر به ریاست قاضی مقیسه، به علت انتشار نامه از داخل زندان به مناسبت روز دانشجو، به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به شش ماه زندان دیگر محکوم شد.

محمدرضا صائمی و محمدحسین نعیمی‌پور به مرخصی آمدند







محمدرضا صائمی و محمدحسین نعیمی‌پور، دو تن از زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، به مرخصی اعزام شده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدرضا صائمی و محمدحسین نعیمی‌پور، امروز، یک‌شنبه، پنجم آبان ماه، از زندان به مرخصی آمدند.
محمد صائمی که در ۱۹ بهمن ماه سال ۸۸ به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق" بازداشت شده بود، بعدها از سوی دادگاه انقلاب تهران، به تحمل ۳ سال حبس محکوم شد. این زندانی سیاسی ۶۱ ساله، مبتلا به بیماری‌های حاد قلبی، سیاتیک، ستون فقرات و کلیه است و طی دوران حبس نیز بارها از حق درمان در بیمارستان محروم ماند.
هم‌چنین محمدحسین نعیمی‌پور، از اعضای جبهه‌ی مشارکت است که در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

دادگاه مسعود و خسرو کردپور روز یکشنبه برگزار می‌شود







دادگاه خسرو کردپور و مسعود کردپور، دو فعال حقوق بشر کرد در روز دوشنبه ۶ آبان ماه برگزار خواهد شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خسرو کردپور، مدیر آژانس خبری موکریان، در تاریخ ۱۷ اسفندماه سال گذشته در منزل شخصی خود در شهر مهاباد بازداشت و به ادارهٔ اطلاعات این شهر منتقل شد، این در حالی بود که در پی مراجعات خانوادهٔ وی برای اطلاع از وضعیتش، برادر وی، مسعود نیز باداشت شد.

این دو فعال حقوق بشر پس از حدود ۴ ماه بازداشت در اداره اطلاعات مهاباد و ارومیه روز چهارشنبه ۵ تیر ماه به زندان مرکزی مهاباد منتقل شدند و روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ماه، اولین جلسهٔ دادگاه ایشان، در شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست قاضی جوادی کیا برگزار شد.
جلسه دوم رسیدگی به پرونده این دو زندانی سیاسی در ۲۵ شهریور ماه گذشته در شعبه مذکور برگزار گردید و این‌بار هم قاضی رسیدگی کننده با آزادی ایشان به قید وثیقه مخالفت نمود.
عباس جمالی وکیل این دو فعال حقوق بشر به گزارشگر هرانا گفت: روز آینده (دوشنبه ۶ آبان ماه) جلسه رسیدگی به اتهامات برادران کردپور برگزار خواهد شد.
وی در ادامه گفت: ما در مورد اتهام اجتماع و تبانی که به برادران کردپور وارد کرده بودند از دادگاه استعلام کردیم که مصادیق این اجتماع و تبانی چه بوده است. ما گفته بودیم خسرو کردپور یک خبر نگار است و تنها کار خبری می‌کند و احتمالا دادگاه نیز باید از اداره اطلاعات سئوال می‌کرد. همکار ما آقای خسروی روز چهارشنبه و دیروز برای رویت جواب استعلام به دادگاه انقلاب مهاباد مراجعه کرده بود که متاسفانه موفق به دیدن جواب استعلام نشده بود.

پانزده روز بیخبری از نامق محمودی







 از وضعیت نامق محمودی زندانی سیاسی کرد که از پانزده روز پیش به نقطه نامعلومی منتقل شده خبری در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نامق محمودی زندانی سیاسی ۶۲ ساله کرد در تاریخ ۲۰ مهر ماه مجددا از سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به نقطه نامعلومی منتقل شد و تا لحظه تنظیم این خبر هیچ گونه اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست.
یکی از بستگان این زندانی سیاسی به گزارشگر هرانا گفت: "ما نمی‌دانیم نامق محمودی را به کجا انتقال داده‌اند و با توجه به کهولت سن وی بسیار نگران سلامتی‌اش هستیم."
وی در ادامه گفت: "اکنون با وجود گذشت بیش از ۱۸ ماه وی بصورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می‌شود و بتازگی یک عمل جراحی چشم را پشت سر گذاشته. با این وضعیت اگر در سلول انفرادی نگهداری شود برای سلامتیش بشدت ضرر دارد."
نامق محمودی در تاریخ چهارشنبه ۲۳ مرداد ماه نیز به اداره اطلاعات سنندج منتقل شده بود و پس از بیش از یک ماه نگهداری در سلول انفرادی به زندان رجایی شهر کرج بازگشت.
نامق محمودی زندانی سیاسی ۶۲ ساله، ۱۷ فروردین ماه سال گذشته به همراه سه فرزند خود، توسط وزارت اطلاعات بازداشت و در بند اطلاعات سنندج و سپس ۲۰۹ اوین مورد بازجویی قرار گرفت و سپس به سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید.

محکومیت یک شهروند بهایی به چهار سال حبس تعزیری







 نسیم باقری، شهروند بهایی و از همکاران دانشگاه مجازی بهائیان از سوی دادگاه انقلاب به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نسیم باقری شهروند بهایی ساکن تهران و از همکاران دانشگاه مجازی بهاییان ایران موسوم به موسسه علمی آزاد که در تاریخ ۱۶ مهر ماه سال جاری به دادگاه انقلاب احضار شده بود به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در موسسه اموزشی بهاییان به چهار سال حبس تعزیری محکوم گردید.
قابل ذکر است دادگاه با ریاست قاضی مقیسه ای برگزار شد که نامبرده با متهم برخورد اهانت آمیزی داشته است.
یاداوری می شود موسسه اموزشی بهاییان ایران که در جهت کمک به تحصیل جوانان محروم از تحصیل بهایی توسط جامعه بهایی ایران تاسیس شده در مهر ماه ۱۳۷۷ و خرداد ۱۳۹۰ مورد هجوم ماموران امنیتی قرار گرفته که هم اکنون تعدادی از اساتید مرتبط با این موسسه آموزشی در حال گذراندن دوران حبس در زندان رجایی شهر می باشند.