۱۳۹۲ آذر ۲۹, جمعه

درخواست دادرسی مجدد محمد نظری پس از ۱۹ سال حبس








محمد نظری، فرزند حمدالله زندانی سیاسی محبوس در بند ۴، سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج که بیش از ۱۹ سال بدون مرخصی  به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان در زندان بسر برده است خواهان اعاده دادرسی شد.
این زندانی سیاسی در نامه به رئیس قوه قضائیه مدعی شد که در ترور هیچ کسی دخالت نداشته است و بر اثر شکنجه‌های بازجویان پرونده مجبور به اعتراف بر علیه خود شده است.
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
اعاده دادرسی
ریاست قوه قضائیه
من محمد نظری فرزند حمدالله اهل شاهین دژ در تاریخ ۹/۳/۷۳ توسط سپاه ابوذر بوکان به اتهام هواداری از حزب دموکرات کردستان دستگیر شدم و تا کنون نزدیک به ۲۰ سال است که به خاطر کاری که انجام ندادم در حبس می‌باشم و تمام اتهاماتی که به من وارد است توهماتی که ناشی از عقده‌های درونی بعضی از مسئولین می‌باشد که علت آن شیعه مذهب و غیر فارس بودن اینجانب می‌باشد.
آقای لاریجانی مدت چند ماهی که در بازداشتگاه اطلاعات بودم بدون هیچ گونه مدرک یا شاهدی مرا مسئول ترور چهار نفر از نیروهای اطلاعات معرفی کردند که نه تنها آن‌ها را نمی‌شناختم بلکه اسم آن‌ها را هم نمی‌دانستم و مطمئنا اگر چند ماه دیگر در اطلاعات می‌ماندم مسئولیت ترور آقایان بهشتی، رجایی و باهنر را هم برعهده می‌گرفتم، زیرا طبق قوانین آن‌ها احتیاجی به مدرک ندارند و می‌توانند هر بلائی را سر زندانیان بیاورند.
طبق اصل سی و هشتم قانون اساسی اعتراف گرفتن زیر شکنجه ممنوع می‌باشد که متاسفانه درباره من استثناء قائل شدند آقای لاریجانی طبق گفته بازجویم اتهام من نه هواداری از حزب دموکرات بلکه شیعه نبودن و عضو خانواده شهدا بودن من است که از نظر قانون گناهی نابخشودنی می‌باشد.
آقای لاریجانی از زمان ریاست آقای یزدی، آقای شاهرودی، و اینک شما نامه‌های زیادی را با این مضمون نوشتم و تقاضای اعاده دادرسی کردم که همه آن‌ها بی‌پاسخ ماندند، بنابراین امیداورم به این نامه ترتیب اثر داده شود.
Name-mn01 Name-mn02

درخواست ماموستا کاوه ویسی برای پایان اعتصاب زندانیان اهل سنت

ماموستا کاوه ویسی از زندان اوین از شش زندانی اعتصابی اهل سنت خواست به اعتصاب خود پایان دهند






ماموستا کاوه (خالد) ویسی زندانی عقیدتی اهل سنت در بند ۳۵۰ زندان اوین طی نامه‌ای خطاب به «حامد احمدی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، کمال ملایی، صدیق محمدی، سید هادی حسینی» می‌نویسد: «لذا از شما عزیزان خواستارم که رعایت حال و جسمتان را داشته باشید و اگر بیم از دست دادن جانتان می‌رود به اعتصابتان پایان دهید که امیدوارم خداوند فرجی حاصل نماید و شما را از این بند خلاصی دهد.»
متن کامل این نامه را که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته در زیر می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی نبینا محمد و علی اله و صحبه اجمعین.
اما بعد از آگاه شدن از وخامت حال برادران ارجمندم در زندان قزل حصار واعتصاب غذای طولانی ایشان تصمیم گرفتم تا این نامه را بنویسم. خداوند بزرگ در قرآن کریم بار‌ها و بار‌ها به ظلم ظالمان در حق اهل ایمان اشاره نموده است تا مرهمی باشد برای زخمهای اهل ایمان و همچنین روشنگر راه پر فراز و نشیب توحید و یکتاپرستی و مقابله ظالمان و دشمنان دین با آن باشد همانطور که در سوره مبارکه بروج بدان اشاره فرموده است (و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید) و هیچ دشمنی با آنان (یعنی اهل ایمان) نداشتند جز انکه به خداوند عزیز و حمید ایمان اورده بودند و همچنین خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید (و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک) و آنگاه که کافران با تو مکر می‌کنند تا تو را محبوس و زندانی سازند یا که تو را بکشند و از بین برند و یا آنکه تو را از دیارت آواره سازند؛ و اما اهل توحید و یکتاپرستی در ایران نیز به همین سه مقوله اخیر دچار گشته‌اند یا که آنان را زندانی نموده‌اند و یا آنان را به بهانه‌های واهی و بدون دلیل اعدام و ترور نموده‌اند که نمونه آن برای دوست و دشمن آشکار است و یا که آنان را از دیارشان بیرون رانده‌اند که نمونه آن بزرگان و ماموستایان اهل سنت است که هم اکنون در کشورهای دیگر و در دیار غربت به سر می‌برند؛ و تحمل تمام این مصائب برای اهل ایمان نزد خداوند دارای پاداش عظیم و بزرگ اخرویت است و قطعا انجا دیار باقیست.
اما خطاب من به برادران در قزلحصار این است که اعمال و اقوالتان مطابق با شریعت خداوند باشد و مبادا از مسیرتان منحرف گردید (بگو بر سر ما نمی‌‌آید مگر آنچه را که خداوند بر ما نوشته است) لذا از شما عزیزان خواستارم که رعایت حال و جسمتان را داشته باشید و اگر بیم از دست دادن جانتان می‌رود به اعتصابتان پایان دهید که امیدوارم خداوند فرجی حاصل نماید و شما را از این بند خلاصی دهد؛ و در اینجا بار دیگر از علما و اندیشمندان اهل سنت و همچنین تمام کسانی که دوستدار عدل و از بین رفتن ظلم هستند می‌خواهم تا به دفاعتان از مظلومان عالم و به خصوص زندانیان اهل سنت ایران ادامه دهید و از هیچ کوششی در یاری ایشان و افشا سازی ظلم ظالمان ایران دریغ نکنید؛ و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی نبییه و علی اله وصحبه.

نامۀ هفت مدیر زندانی بهائی به رئیس‌جمهور روحانی






 «دعوت اخیر جنابعالی برای شرکت در گفتمانی همگانی دربارۀ حقوق و وظایف شهروندی، بارقۀ امیدی در قلوب روشن نموده که شاید چنین لحظه‌ای اکنون برای مردم شریف ایران و سرنوشت این سرزمین مقدس فرا رسیده است. ما نیز ضمن گرامی داشت این اقدام مبارک بر آن شدیم که در پاسخ به مسئولیت اخلاقی عمیق که نسبت به وطن خود علی‌الخصوص نسبت به جوانان این مرز و بوم احساس می‌کنیم منویات قلبی خود را بیان نموده در این گفتمان مهم شرکت کنیم.»
نیویورک – هفت مدیر بهائی زندانی در ایران نامه‌ای به رئیس جمهور روحانی نوشته و دربارۀ «منشور حقوق شهروندی» پیشنهادی او نظر داده‌اند.
رئیس جمهور روحانی، در جریان مبارزات انتخاباتی خود در اوایل امسال، وعدۀ چنین منشوری را داد و گفت هدف منشور پایان دادن به تبعیض نژادی، جنسی و دینی خواهد بود.
نسخۀ پیش‌نویس آن منشور در ۵ آذر ١٣٩٢ (٢۶ نوامبر ٢٠١٣) در یک وبگاه حکومتی به فارسی منتشر شد و به شهروندان ایرانی ٣٠ روز فرصت داده شد تا دربارۀ آن نظر دهند.
متن نامه که به امضای این هفت مدیر به نام‌های بهروز توکلی، وحید تیزفهم، مهوش ثابت، جمال‌الدین خانجانی، سعید رضائی، فریبا کمال‌آبادی و عفیف نعیمی رسیده، به طور کامل در زیر آمده است.
این هفت نفر تاکنون بیش از پنج سال از احکام ٢٠ سالۀ زندان را که بر مبنای اتهامات بی‌اساس و صرفاً به خاطر باورها و اعمال دینی آنها صادر شده گذرانده‌اند. این طولانی‌ترین حکمی است که برای زندانیان عقیدتی کنونی در ایران صادر شده است.
نامۀ اعضای پیشین یاران به رئیس جمهور ایران
جناب حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی
ریاست محترم جمهور
بدون شک در تاریخ هر کشوی لحظات بسیار مهمی پیش می‌آید که در آن اقداماتی به ظاهر ساده می‌تواند سیر زندگی ملت را تغییر دهد، سوء تفاهمات دیرینه را از میان بردارد و فصلی جدید در سرنوشت مردم آغاز نماید.
دعوت اخیر جنابعالی برای شرکت در گفتمانی همگانی دربارۀ حقوق و وظایف شهروندی، بارقۀ امیدی در قلوب روشن نموده که شاید چنین لحظه‌ای اکنون برای مردم شریف ایران و سرنوشت این سرزمین مقدس فرا رسیده است. ما نیز ضمن گرامی داشت این اقدام مبارک بر آن شدیم که در پاسخ به مسئولیت اخلاقی عمیق که نسبت به وطن خود علی‌الخصوص نسبت به جوانان این مرز و بوم احساس می‌کنیم منویات قلبی خود را بیان نموده در این گفتمان مهم شرکت کنیم.
ما این اقدام را از درون سلول زندان و علی‌رغم محدودیت‌های ناشی از آن و به عنوان جمعی از شهروندان قانون‌مند این مملکت انجام می‌دهیم، شهروندانی که بیش از ۵ سال پیش صرفا به دلیل خدمات خود جهت تمشیت امور داخلی جامعۀ بهائی ایران دستگیر و روانه زندان شدند. به علاوه از این رو در این ایام پر‌واقعه و خطیر به نوشتن این نامه پرداختیم تا مبادا تاریخ از ما به عنوان کسانی یاد کند که در انجام وظایف خود قصور نموده‌اند.
جناب روحانی!  اگرچه نفس ابراز تمایل به بررسی و رعایت حقوق حقّۀ شهروندی افراد ملت به خودی خود از اهمیت بسیاری برخوردار است اما در اینجا لازم می‌دانیم که با قاطعیت تمام بیان کنیم که در نظر ما یگانگی و برابری و آزادی تمام مردم صرفاً ساختاری مدنی و قانونی محسوب نمی‌گردد بلکه اصلی‌ست روحانی که منبع و سرچشمه‌اش آفرینندۀ یکتایی است که تمامی نوع بشر را از تراب واحد خلق فرموده. مردم ایران به حق مایلند که زندگی فردی و جمعی‌شان مرفه و شکوفا باشد، آرزو دارند که فرزندان‌شان ترقی کنند، جوانان‌شان راه پیشرفت را بپیمایند و ملت‌شان از صلح و آرامش برخوردار باشد. اما بدیهی است که هیچ یک از این آرمان‌ها محقق نخواهد شد مگر آن‌که شرایط اجتماعی و قانونی این امکان را فراهم سازد که با تمامی اجزاء اجتماع صمیمانه و مشفقانه رفتار شود، افراد از حقوق بنیادین خود برخوردار باشند و هیچ کس به دلیل قومیت، جنسیت، عقاید دینی و با به هر دلیل دیگری مورد ظلم قرار نگیرد.
هرچند گفتمان جاری حقوق شهروندی پیرامون منشوری است که در دست نگارش است اما اینجانبان معتقدیم که فراتر از اظهارنظر دربارۀ مندرجات این منشور، این دعوت فرصت مغتنمی‌ست تا وضع و موقعیت ملت خود را مورد بررسی و بازنگری قرار دهیم و ببینیم که مایلیم در چگونه اجتماعی زندگی کنیم و مختصات جامعۀ مطلوب ما کدام است؟
برای این‌که چنین تفحصی از کارایی لازم برخوردار باشد لازم است ابتدا سوالات دقیقی در مورد وضع جامعه و محیطی که می‌خواهیم نسل آیندۀ ما در آن پرورش یابد مطرح سازیم و به قلب و روح خود مراجعه کنیم و از خود بپرسیم که با توجه به این‌که ایران عزیزمان در گذشته دچار انواع و اقسام تعصبات، تبعیض ها، خشونت‌ها و دیگر معضلات اجتماعی بوده به گونه‌ای که آثار نامطلوب آن را می‌توان در تمام عرصه‌های اجتماع ملاحظه نمود، حال با توجه به تجربیات گذشته واقعاً مهم‌ترین و والاترین اصول و قواعدی را که برای وطن‌مان و شهروندانش آرزو می‌کنیم چیست؟ و از چه راهی می‌توان بدانها دست یافت؟ چگونه می‌خواهیم احترام و شرافت ذاتی هر فرد را حفظ نماییم؟ چگونه هر جزء از اجزای مختلف اجتماع از فضایی سازنده بهره‌مند خواهند شد؟ برای این‌که زنان بتوانند سهم کامل و مساوی خود را در پیشرفت اجتماعی کشور ادا نمایند چه شرایط و امکاناتی باید ایجاد شود؟ می‌خواهیم با کودکان چگونه رفتار شود؟ چگونه می‌توانیم اقلیت‌ها اعم از قومی و دینی و هر نوع اقلیت دیگر را قادر سازیم که با آزادی و دوش به دوش دیگران در به‌سازی اجتماع مشارکت کنند؟ چه باید کرد تا نظرها و عقاید مختلف مورد احترام قرار گیرند؟ چگونه خشونت را از اجتماع خود بزداییم؟ چگونه حق آموزش برای همگان را تضمین کنیم؟ این افکار از جمله موضوعاتی است که باید راهنمای ما در جستجوی اصول هدایت‌کنندۀ اجتماع و تدوین حقوق شهروندی باشد.
جناب رییس جمهور!  مشورت با عناصر مختلف اجتماع دربارۀ آیندۀ مملکت صرفاً می‌تواند قدمی اولیه در راه بنیان چنین اجتماعی ترقی محسوب می‌گردد، اما آنچه اهمیت اساسی دارد این است که برنامه‌های آموزش و پرورش کشور بازبینی شوند تا اطمینان حاصل کنیم که زمینۀ اجتماعی لازم برای پرورش یک فرهنگ پیشرو فراهم می‌شود. فرهنگی که بر اساس اصولی بنیادین از قبیل شرافت و کرامت انسان و تساوی شهروندان در برابر قانون استوار است.
مسلماً تهیه و تدوین سندی برای تعیین حقوق شهروندی مردم می تواند قدمی مهم در راه پیشرفت کشور باشد اما اگر این منشور به دقت تدوین نشود و یا بدتر از آن اگر عمداً برای ایجاد جدایی تنظیم شود می‌تواند به وسیله‌ای برای اعمال تبعیض و تداوم سرکوب تبدیل گردد. بنابراین علاوه بر بهره‌برداری از گفتمانی آزاد و ترویج برنامه‌های آموزشی صحیح، آنچه برای تضمین حقوق شهروندی ملت شریف ایران شدیداً مورد نیاز است، اولاً وضع قوانینی‌ست که با صراحت کامل حافظ این حقوق باشد و ثانیاً تأسیس ساختارهای لازم است که اجازه ندهد اجرای این قوانین موکول به تفسیرهای مستبدانه و دلخواهانه گردد.
احکام صادره برای هزاران نفر از بهائیان در اخراج از مشاغل دولتی، اعدام بیش از ۲۰۰ نفر از بهائیان، اخراج هزاران نفر از جوانان دانشجو از دانشگاه‌ها در گذشته و همچنین احکام صادره در هشت سال اخیر برای صدها شهروند بهائی و وقایع وارده بر ما هفت نفر و روند قضایی که منجر به محکومیت هریک از ما به بیست سال زندان گردید، دلایلی گویا بر اهمیت این نکته است و ضرورت وجود ضمانت برای اجرای این قوانین را صد چندان مورد تاکید قرار می‌دهد. کما این که سالیان دراز ما با اطلاع کامل دوایر مختلف دولتی افتخار خدمت به جامعه بهائی ایران را داشتیم اما ناگهان یک روز به دنبال کج‌اندیشی و اعمال سلیقه‌های فردی برخی از مسئولین امور، چنین تصمیم گرفته شد که اقدامات و خدمات ما غیرقانونی شناخته شود و در نتیجه اکنون قریب به شش سال است که در زندان به سر می‌بریم.
جناب رییس جمهور!  به راستی اگر تدبیری چاره‌ساز اندیشیده نشود در شرایطی که حقوق افراد می‌تواند این‌چنین خودسرانه و دلخواهانه پایمال شود، چه کسی می‌تواند مطمئن باشد که همین اتفاق و همین سرنوشت که امروز ما گرفتار آن هستیم، فردا گریبان‌گیر او نخواهد شد؟!
در پایان توفیق حضرتعالی در راه خدمت خالصانه به ملت بزرگ ایران برای تحقق عدالت، آزادی و برابری آرزومندیم.
با احترام
وحید تیزفهم، جمال الدین خانجانی، سعید رضایی، مهوش شهریاری، بهروز عزیزی توکلی، فریبا کمال آبادی، عفیف نعیمی

چهل و ششمین روز اعتصاب زندانیان اهل سنت در قزلحصار






 شش زندانی اهل سنت زندان قزلحصار وارد ۴۶ مین روز اعتصاب غذای خود شدند و مسئولین ۱۲ روز گذشته هیچ گونه توجهی به وضعیت وخیم ایشان نکرده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۶ زندانی عقیدتی اهل سنت قزلحصار که در ۴۶ مین روز اعتصاب خود بسر می‌برند در شرایط جسمی بسیار وخیمی هستند و مسئولین زندان طی ۱۲ روز گذشته هیچ‌گونه توجهی به وضعیت ایشان نکرده‌اند.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «خانواده این زندانیان قصد دارند طی روزهای آتی به تهران بروند و در مقابل بیت رهبری تحصن کنند تا سرنوشت عزیزانشان روشن شود.»
وی در ادامه گفت: «نصیری‌پور مامور وزارت اطلاعات و مسئول (کار‌شناس) پرونده به زندانیان اهل سنت گفته است پرونده شما تمام شده است و با وجودی که از ترور تبرئه شده‌اید بزودی اعدام خواهدی شد. این در حالی است که این زندانیان هیچ حرکت خشونت آمیز یا خشنی انجام نداده‌اند.»
حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و سیدهادی حسینی از روز دوشنبه ۱۳ آبان ماه در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و حکم اعدام که برایشان صادر شده، دست به اعتصاب غذا زدند.

وی چت در بخشهایی از کشور فیلتر شد







 اپلیکیشن موبایلی وی‌چت در بسیاری از آی‌اس‌پی‌ ها از جمله مخابرات، مبین‌نت و ایرانسل فیلتر شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فیلتر شدن این اپلیکیشن محبوب همزمان با  جلسه اخیر کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه (شورای فیلترینگ) انجام شده است.
یکی از مسئولین کمیته رکن چهارم وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران که در زمینه دسترسی به اینترنت آزاد و امن فعالیت میکند در گفتگو با گزارشگر هرانا ضمن تائید این خبر اعلام داشت در اکثر نقاط کشور این اپلیکشن ساخت چین فیلتر شده است.
گفتنی است، وی‌چت یک شبکه اجتماعی موبایل‌ بنیان است که توسط شرکت چینی tencent طراحی و ساخته شده و بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر در سراسر جهان دارد.

هشت زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند






 سحرگاه روز گذشته هشت زندانی با اتهام مجهولی در زندان رجایی شهر کرج از طریق چوبه دار اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، برخی از این زندانیان از زندان قزلحصار برای اجرای حکم به این زندان منتقل شدند و چند تن دیگر از بند ۵، ۲ و ۷ زندان رجایی شهر بوده اند.
از هویت این هشت نفر اطلاعی در دست نیست و مسئولین قضایی نیز تاکنون در خصوص این اعدام ها اطلاع رسانی انجام نداده اند.

دو زندانی در زندان سمنان اعدام شدند








 روابط عمومی دادگستری استان سمنان از اجرای حکم اعدام ۲ زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر در سمنان خبر داد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، بامداد امروز ۲ زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی سمنان به دار آویخته شدند .
این ۲ مجرم یکی به جرم حمل و نگهداری بیش از ۳۹۲ گرم مواد مخدر از نوع شیشه و دیگری به جرم حمل بیش از سه کیلوگرم هروئین فشرده(کراک) در دادگاه انقلاب اسلامی سمنان به اعدام محکوم شده بودند.

چهار زندانی در رشت اعدام شدند






 سحرگاه روز دوشنبه دست‌کم دو متهم به قتل و سحرگاه امروز نیز دو زندانی متهم به تجاوز به عنف در زندان لاکان رشت از طریق چوبه دار اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سپیده دم روز دوشنبه ۲۵ آذر ماه جاری «آرش شادکام» ۲۷ ساله و فردی بنام «یگانه» در محوطه زندان لاکان رشت از طریق چوبه دار اعدام شدند.
هردو زندانی به اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند.
هم چنین دادستانی گیلان نیز امروز از اجرای حکم دو زندانی دیگر متهم به تجاوز به عنف خبر داده است.

وضعیت وخیم جسمی افشین بایمانی

افشین بایمانی مجددا دچار حمله قلبی شد






افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج روز شنبه دچار حمله قلبی مجدد شد و به بیمارستان خمینی تهران منتقل گردید.
 بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی که بیش ۱۳ سال را در زندان سپری کرده است، حدود ساعت ۶ روز شنبه ۲۳ آذر ماه دچار حمله قلبی مجدد شده و بصورت اورژانس به بیمارستان خمینی تهران منتقل گردید.
 یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «وی ظهر دوشنبه در حالی به سالن ۱۲ عودت داده شد که پزشکان بیمارستان برایش مراقبت تحت نظر پزشک متخصص و دوری از هرنوع استرس و فشار عصبی را تجویز نموده‌اند. افشین بایمانی باید به مرخصی درمانی اعزام شود و مسئولین نسبت به این موضوع بی‌توجهی می‌کنند.»
 گفتنی است، پیش‌تر نیز رسانه‌های حقوق بشری نسبت به ناراحتی قلبی این زندانی سیاسی و بی‌توجهی مسئولین هشدارهایی داده بودند.
 افشین بایمانی زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، در ۱۵ شهریور ۱۳۷۹ به جرم کمک به فرار برادر خود «مهدی بایمانی» بازداشت و به اعدام محکوم می‌شود.
این حکم در دادگاه تجدید نظر به تایید می‌رسد، اما پس از ۶ سال حکم وی به حبس ابد تقلیل می‌ابد.

ایقان شهیدی در پی عدم تمدید مرخصی به زندان بازگشت






 ایقان شهیدی شهروند بهایی زندان رجایی شهر کرج در پی عدم تمدید مجدد مرخصی به زندان رجایی شهر کرج بازگشت.
 نا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ایقان شهیدی، شهروند بهائی و فعال حقوق بشر پنج‌شنبه ۲۱ آذر ماه پس از حدود ۲۰ ماه زندان با قرار وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی به مرخصی اعزام شد.
 وی روز چهارشنبه ۲۷ آذر ماه در پی عدم تمدید مرخصی از سوی مسئولین زندان به زندان رجایی شهر کرج بازگشت.
 ایقان شهیدی در ۱۱ اسفند ماه سال ۸۸ به همراه جمعی از فعالین حقوق بشر مرتبط با مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران بازداشت و در دادگاه بدوی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود و این حکم عینا در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی موحد تأیید شد.