‏نمایش پست‌ها با برچسب کودکان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کودکان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۱۲, چهارشنبه

حکم ناظم متجاوز صادر شد

حکم بدوی پرونده ناظم دبستان پسرانه‌ای که به تعدادی از کودکان یک مدرسه تجاوز کرده، صادر شده است. براساس این حکم، مجرم «به حدی از تازیانه، دو سال تبعید و محرومیت از برخی مشاغل و فعالیت‌های اجتماعی» محکوم شده است.
به گزارش هرانا به نقل از ایسنا، غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه با اعلام این خبر در نشست مطبوعاتی امروز دوشنبه ۱۰ شهریورماه گفت: «این فرد در دادگاه بدوی محکوم شده اما چون حکم قطعی نیست از بیان جزئیات آن معذورم.»

۱۳۹۳ شهریور ۹, یکشنبه

کوتاهی قد کودکان کهکیلویه و بویر احمد، دوبرابر متوسط کشور

 کودکان کهگیلویه و بویراحمدی قربانی شرایطی هستند که خود هیچ نقشی در بوجود آمدن آن ندارند. شرایطی که باعث شده آن‌ها همچنان کوتاه قد بمانند تا دستشان به شاخه هیچ آرزویی نرسد. ۱۲درصد کودکان کهگیلویه و بویراحمدی دچار کوتاهی قد هستند
به گزارش هرانا به نقل از مهر، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور کوتاهی قد در استان کهگیلویه و بویراحمد را حداقل دو برابر متوسط کشوری عنوان می‌کند و می‌گوید: میزان کوتاهی قد کودکان در کشور شش درصد و در کهگیلویه و بویراحمد ۱۲ درصد است.
زهرا عبدالهی با اشاره به مطالعات تغذیه‌ای در استان کهگیلویه و بویراحمد، میزان کوتاهی قد کودکان دراین استان را زیاد می‌داند و می‌گوید: یکی از علت‌های اصلی کوتاهی قد، سوء تغذیه مزمن است و در طولانی مدت وقتی یک بچه خوب غذا نمی‌خورد و انرژی، پروتئین و مواد مغذی به خوبی به او نمی‌رسد، ابتدا وزنش کم می‌شود و بر قد او نیز تاثیر می‌گذارد.
وی مشکل کوتاهی قد را تنها مختص به کهگیلویه و بویراحمد نمی‌داند و استانهای کرمان، خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان را نیز از دیگر مناطقی عنوان می‌کند که از نظر شاخص‌های تغذیه‌ای وضعیت نامطلوب دارند و جزء استانهای نا‌امن غذایی هستند.

تجمع دوباره خانواده دختران شین‌آبادی

وکیل‌مدافع تعدادی از دختران شین‌آبادی از تجمع اعتراضی آن‌ها مقابل نهاد ریاست جمهوری خبر داد و گفت: والدین این کودکان از وعده‌های دولت و سوءاستفاده بیمه ایران از وضعیت فرزندانشان خسته شده‌اند و به همین دلیل تجمعی برای اعتراض انجام دادند
به گزارش هرانا، حسین احمدی‌نیاز در گفت‌وگو با آنا، با بیان اینکه کودکان شین‌آبادی به همراه خانواده‌های خود در اعتراض به روند رسیدگی به وضعیت معیشتی، تحصیلی و مشکلات بیمه‌ایشان صبح امروز مقابل نهاد ریاست‌جمهوری تجمع کرده‌اند بیان کرد: کودکان شین‌آبادی از وعده‌های مسئولان خسته شده‌اند؛ از یک سو مورد ظلم قرا گرفته‌اند به‌طوری‌که بیمه ایران به دلیل مونث بودن‌ حاضر به پرداخت دیه کامل به آنان نیست و از سویی دیگر مسئولان به صدای اعتراض‌آمیز این کودکان گوش نمی‌کنند و آنان را فراموش کرده‌اند.
وی با تاکید بر اینکه این خانواده‌ها حدود سه هفته پیش نیز تجمع اعتراض‌آمیزی برای احقاق حقوق از دست رفته دخترانشان انجام داده بودند یادآور شد: حدود سه هفته پیش تحصنی برای اعتراض به بی‌توجهی مسئولان آموزش و پرورش و دولت به کودکان شین‌آبادی از سوی والدین برگزار شد و قرار شد مسئولان در ریاست جمهوری جلسه‌ای فوق‌العاده تشکیل دهند تا هر چه سریع‌تر به وضعیت این دانش‌آموزان رسیدگی شود اما هنوز هیچ ترتیب اثری به وضعیت این کودکان داده نشده است.
به گفته احمدی نیاز، یکی از دلایل تجمع امروز برگزار نشدن کارگروه ویژه رسیدگی به وضعیت دانش‌آموزان شین‌آبادی از سوی دولت است که اعتراض والدین را در پی داشته است.
وکیل مدافع تعدادی از خانواده دانش‌آموزان شین‌آبادی افزود: این کودکان هر روز درد می‌کشند و سرگردان وعده مسئولان هستند به طوری‌که تا به امروز خواسته‌هایشان بی‌جواب مانده است. از یک سو خواهان دریافت دیه کامل هستند و از سویی دیگر نیازمند دریافت مستمری‌اند. همچنین وضعیت معیشت خانواده‌هایشان نیز پس از وقوع این حادثه دچار مشکل شده و نیاز به حمایت دارد.
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۱، یک کلاس درس مدرسه ابتدایی روستای شین‌آباد از توابع شهرستان پیرانشهر دچار آتش‌سوزی شد. بر اثر این حدود ۳۰ دختر دبستانی دچار آتش‌سوزی شدید شدند و دو نفر از آنان نیز جان خود را از دست دادند.

خودداری شماری از مدارس ایران از ثبت‌نام رایگان کودکان مهاجر

محمد لطفی، نماینده تشکل‌های غیردولتی فعال حقوق کودک می‌گوید شماری از مدارس از اجرای بخش‌نامه آموزش و پرورش ایران در خصوص ثبت‌نام رایگان کودکان اتباع خارجی خودداری می‌کنند.
به گزارش هرانا به نقل از روزنامه شهروند، شنبه هشتم شهریور، لطفی گفت: «پس از رایزنی‌هایی که در رابطه با حق تحصیل رایگان و اجباری کودکان با آموزش و پرورش داشتیم، نامه و بخشنامه‌ای به مدارس فرستاده شد که براساس آن دریافت هرگونه وجه بابت ثبت‌نام از واجدین شرایط ممنوع اعلام و در ادامه آن تأکید شد تا تعیین و ابلاغ شهریه مدارس صرفا از طریق دریافت فرم تعهد، مطابق فرم پیوست بخشنامه اقدام کنند.»
وی افزود: «در مواردی دیده می‌شود خانواده‌ای که قادر به پرداخت هزینه مشخص شده نیست، پس از اصرارهای مکرر برای ثبت‌نام کودک خود با این عنوان که پدر یا برادر کودک با توجه به میزان شهریه چند روز برای مدرسه کارگری کند، مواجه می‌شود.»
لطفی گفت: «با این‌که ثبت‌نام مدارس تا ١۵ شهریور ادامه دارد، این مدارس اعلام می‌کنند ظرفیت تکمیل شده و جایی برای ثبت‌نام ندارند.»
نماینده تشکل‌های غیردولتی فعال حقوق کودک به ضعف‌های بخش‌نامه آموزش و پرورش درخصوص ثبت‌نام رایگان کودکان اتباع در ‌سال تحصیلی جدید اشاره و اعلام کرد: «این بخشنامه دو ضعف اساسی دارد که در آن همچنان تحصیل رایگان نیست. در این بخشنامه آمده است تا زمان تعیین شهریه وجهی از خانواده‌ها دریافت نشود؛ حال آن‌که باید در نظر داشت این افراد از خانواده‌های فقیر هستند و درآمدشان کمتر از کارگران ایرانی است و دریافت شهریه باعث می‌شود بسیاری نتوانند به مدرسه بروند.»

۱۳۹۳ شهریور ۵, چهارشنبه

اعمال خشونت بر کودکان کار برای راندن از چادرهایشان

شنبه صبح گروهی از ماموران که هویتشان تا کنون مشخص نشده است با حمله به چادرهای محل زندگی جمعی از کودکان کار اهل سیستان و بلوچستان و خانواده‌هایشان که عمدتا زباله‌گرد و نوازنده دوره‌گرد هستند، ضمن آتش‌زدن چادر‌ها و انتقال وسایل زندگی آنان به مکانی نامعلوم، تلاش کردند این خانواده‌ها را از تپه‌های شنی معادن شهر قدس (قلعه حسن‌خان) دور کنند.
به گزارش هرانا «زهره صیادی» فعال اجتماعی و عضو کانون فرهنگی-حمایتی کودکان کار (کوشا) که خود در صحنه حضور داشته است با ارسال نامه‌ای به ایلنا به تشریح شیوه خاص زندگی این انسان‌ها پرداخته و سپس رویداد دیروز را توصیف کرده است.
در بخشهایی از نامه چنین آمده:
گروهی دوستان بلوچ و زابلی ما؛ بنا به شیوهٔ خاصی از زندگی بومی که در میان ِ غیر سیستان و بلوچستانی‌ها خیلی شناخته شده نیست و گروهی دیگر از دوستان سیستان و بلوچستانی که پیامد ِ نداشتن شناسنامه؛ مجال اجاره و رهن و خرید خانه را ندارند و در دور ِ باطلی از به دست آوردن و از دست دادن همه چیزشان در لحظه‌ها به سر می‌برند و گروهی هموطن از هر قبیله و نژادی که مبتلا به رنج ِ اعتیادند، در زمین‌های حاشیهٔ تهران، لابه لای تپه‌های شن معادن شهر قدس؛ صمیمیت و ساده گی زیستنشان را پنهان ساخته‌اند…. در زمستان ِ سال ِ ۱۳۹۰ گروه بزرگی از این دوستان دستگیر شدند و هر چه بر اعلام ِ ایرانی بودنشان کوشیدند با بی‌توجهی از سوی ِ مامورین و مسولین تا اردوگاه زاهدان پیش رفتند. گروه کودکان کار و خیابان کوشا که پیگیر مسلهٔ شناسنامه ِ بچه‌های ِ این دوستان است، در اردوگاه ِ زاهدان حاضر شد و دلایل و اسنادش را ارایه نمود و در ‌‌‌نهایت همه چیز به سوی ِ اثبات راستی ِ ادعای ِ دوستان ِ ما شد و رهایی و ماندن در وطن شادمانی‌ها آفرید.
پس از این ماجرا دوباره خانواده‌ها را در قالب گروهی بزرگ دستگیر کردند و تا اردوگاه ورامین پیش بردند؛ کانون کوشا در اردوگاه ورامین حاضر شد و داستان را بازگفت؛ خوشبختانه اردوگاه ورامین دلایل را مستدل دید و بچه‌ها را به زاهدان نفرستاد و رهایی و بازگشت به زندگی ِ سادهٔ حوالی معادن ِ شن…..
پس از تکرار این ماجرا‌ها کانون کوشا به گفتگو با مقام‌ها و مسولین محلی «شهر قدس» پرداخت و همهٔ آن‌ها اذعان نمودند آگاهی از هویت ایرانی خانواده‌ها را….. و اطمینان دادند که این ماجرا‌ها دیگر روی نخواهد داد!
متاخر‌ترین واقعهٔ این چنینی، فاجعه‌ای تمام عیار است که هر کس به شانهٔ دیگری می‌اندازد. شهرداری می‌گوید؛ بخشداری! بخشداری می‌گوید؛ دهیاری! دهیاری می‌گوید؛ فرمانداری! فرمانداری می‌گوید: [...]!….. دیروز شنبه، زنان و کودکان و مردان ِ این محلهٔ غریب را پای برهنه و با کتک و تهدید [...]؛ دستبند زده‌اند و به اردوگاه ورامین سپرده‌اند. لوازم زندگی و پول‌هایشان را بار کرده‌اند و خانه‌هایشان را تمام و کمال آتش زده‌اند و با بولدوزر؛ زندگیشان را در خاکروبه‌ای جای داده‌اند.
بنا به اسناد و مدارکی که در گذشته به اردوگاه ورامین ارایه کرده بودیم در بدو ورود خانواده‌ها، ایرانی بودنشان تشخیص داده می‌شوند و همه‌گی آزاد می‌شوند.
قصه اما ادامه دارد. لوازم زندگی بچه‌ها و خوراکشان، برنج و روغن و چای و قندشان! ساز و ابزار موسقیشان! رختخوابشان! غیب شده است. [...]

تجاوز به کودک هشت ساله توسط ۴ جوان

کودک هشت ساله‌ای توسط ۴ جوان اهل روستای لیوان شرقی از توابع شهرستان بندرگز استان گلستان مورد تجاوز قرار گرفت.
به گزارش هرانا به نقل از گفت‌و‌گو نیوز، روز گذشته ۴ جوان به اتهام تجاوز به یک کودک هشت ساله در یکی از روستاهای استان گلستان دستگیر و روانه زندان شدند.
بنا بر این گزارش، این کودک هشت ساله توسط ۴ جوان اهل روستای لیوان شرقی از توابع شهرستان بندرگز استان گلستان مورد تجاوز قرار گرفته است.

۱۳۹۳ مرداد ۳۰, پنجشنبه

جزییات تکان دهنده از شکنجه دختر بچه‌ای توسط والدین





«ستایش- ع» دختربچه ایی که از سوی پدر و مادر معتاد خود هر روز از منزل طرد و به پارک شهید مطهری شوش‌تر پناه می‌آورد، توسط والدین خود شکنجه می‌شود.
به گزارش پیک شوش‌تر، ستایش می‌گوید پدرم مرا با چای داغ می‌سوزاند و کتک می‌زند و هر روز صبح باید از منزل خارج بشوم و چون جایی را ندارم مجبورم به پارک مطهری بروم تا شب که پدر و مادرم اجازه بدهند به منزل بروم.
ستایش حتی می‌ترسد از شکنجه‌های پدر و مادر خود بیشتر بگوید و در مقابل پرسش خبرنگار سکوت می‌نماید.
او می‌گوید پدر و مادرم اجازه نمی‌دهند روز‌ها در منزل بمانم و مرا بیرون می‌کنند و به ناچار در پارک شهید مطهری می‌مانم. این در حالی است که هیچکس از روزهای سختی که ستایش سپری می‌نماید اطلاع چندانی ندارد.
نکته تکاندهنده ستایش تنها به شکنجه و طرد از منزل از سوی والدین خود ختم نمی‌شود بلکه ستایش حتی تاکنون به مدرسه هم نرفته است و نمی‌داند چند سال سن دارد.
«ستایش- ع» هم اکنون روز‌ها را در پارک شهید مطهری شوش‌تر می‌گذراند و قطعا باید آزمایشهای تخصصی پزشکی و روان‌شناسی بر روی وی صورت گیرد تا ابعاد این کودک آزاری فجیع در شوش‌تر روشن گردد.
1 2 3 4 7 8

۱۳۹۳ تیر ۳۱, سه‌شنبه

۸۷ درصد کودکان تحت پوشش سازمان بهزیستی بد سرپرست هستند





مدیرکل کودک و نوجوان سازمان بهزیستی با اعلام اینکه برای هر کودک واجد شرایط فرزند خواندگی ۷ زوج متقاضی وجود دارد، گفت: در حال حاضر ۸۷ درصد کودکان تحت پوشش سازمان بهزیستی بد سرپرست هستند.
به گزارش مهر، حمیدرضا الوند گفت: در حال حاضر حدود ۲۳ هزار کودک فاقد سرپرست صلاحیت موثر تحت پوشش این سازمان بوده و در خانه های کودک و نوجوان زندگی می کنند و ۱۳ هزار و ۵۰۰ نفر از این کودکان در خانواده های واجد شرایط ساماندهی شدند و حدود ۹۵۰۰ از این کودکان نیز در ۵۹۰ خانه بهزیستی ساماندهی شده و خدمات می گیرند.
او از خروج ۵۰۰ کودک تحت پوشش مراکز سازمان بهزیستی خبر داد و گفت: این افراد به مدت ۵ سال تحت نظارت مستمر مددکاران سازمان قرار می گیرند.
او با اشاره به اینکه سالانه یک تا ۲ درصدکودکان تحت پوشش از چرخه حمایت خارج و تشکیل زندگی مستقل می دهند، گفت: بیش از ۶۰ درصد این فرزندان در درون خانواده های جایگزین و ۴۰ درصد نیز در خانه های کودک و نوجوان بهزیستی زندگی می کنند.
او از پرداخت ۱۱ میلیون تومان وام ترخیص خبر داد و گفت: ۷ میلیون تومان از بودجه ملی و ۱۱ میلیون تومان از بودجه استانی برای تشکیل زندگی مستقل پرداخت می شود.
مدیر کل کودک و نوجوان سازمان بهزیستی با تاکید بر اینکه ۸۵ درصد خانه کودک و نوجوان توسط بخش غیردولتی و به صورت هیات امنایی اداره می شوند، گفت: در تمام این خانه ها تیم تخصصی وجود دارد و مدیریت آن برعهده فردی است که مددکاری و یا لیسانس داشته باشد به طوریکه به ازای هر ۸ تا ۱۰ کودک یک مربی تربیتی مسوولیت بچه ها را برعهده دارد.
به گفته الوند، به ازای نگهداری هر کودک در خانه های غیردولتی ماهیانه ۲۲۵ هزار تومان از سوی سازمان بهزیستی برای تامین بخشی از هزینه های این کودکان پرداخت می شود و مابقی از محل درآمدهای موسسه تامین می شود.
این مسوول در سازمان بهزیستی با اشاره به اینکه ۸۷ درصد کودکان بد سرپرست هستند، گفت: سالانه حدود یک هزار تا ۱۲۰۰ نفر از کودکان که فاقد جد پدری هستند و هویت خانوادگی شان مشخص نیست به سرپرستی دائم سپرده می شوند که حدود ۱۳ درصد کودکان سازمان را شامل می شوند.
او گفت: بهزیستی طی چند سال گذشته زمینه واگذاری کودکان بد سرپرست به خانواده ها را فراهم کرده است بطوریکه تعداد این کودکان طی چندین سال افزایشی نداشته است و با ورود کودک جدید زمینه خروج را برای تعدادی دیگر فراهم می شود.
الوند گفت: براساس آمارهای بدست آمده در کشور در ازای هر کودک واجد شرایط سرپرستی، ۷ زوج متقاضی فرزند خوانده هستند.

قتل دو کودک به‌دست پدر معتاد در دیلم





 مردی در شهرستان «دیلم» پس از مصرف ماده محرک شیشه دو دختر خود را به قتل رساند و سپس خودکشی کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۲۸ تیر ماه پدری در شهرستان «دیلم» واقع در استان بوشهر پس از مصرف ماده محرک شیشه (مت آمفتامین) دو دختر خردسال خود را به قتل رساند و سپس اقدام به خودکشی کرد.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «این دو دختر ۳ و ۵ ساله بوده‌اند.»
راواج مصرف مواد مخدر شیشه در ایران و اختلالات روحی و روانی ناشی از آن باعث نگرانی جامعه‌شناسان شده است.
IMG-20140720-WA0003

۱۳۹۳ تیر ۲۵, چهارشنبه

مخالفت مسئولان با آموزش حریم شخصی بدن به کودکان





آشکار شدن موارد گسترده کودک آزاری در مهدهای کودک و نیز مدارس کشور، سبب بروز نگرانی‌های بسیاری در کشور شده است. با اینحال مشاور وزیر آموزش و پروزش در امور زنان و خانواده، در مورد آموزش به کودکان برای محافظت از خود در برابر کودک آزاری معتقد است: علنی کردن جرم، فساد و فحشا باعث از بین رفتن قبح آن‌ها شده و مشکلی را حل نمی‌کند اما این مساله مغایر با افزایش آگاهی نیست.
به گزارش ایلنا، مهناز احمدی مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده وزارت آموزش و پرورش، در پاسخ به اینکه «آیا برنامه‌ای برای بررسی سلامت روان پرسنل مدارس در این وزارتخانه وجود دارد یا خیر؟» گفت: پرسنل آموزش و پرورش در هنگام استخدام مراحل سنجش مسائل اخلاقی و روانی را طی می‌کنند، بنابراین بهتر است که برای جلوگیری از بروز برخی مشکلات، در دوره‌های ضمن خدمت پرسنل آموزش پرورش، به آموزش مباحث روان‌شناسی و اجتماعی پرداخته شود.
وی در مورد آموزش به کودکان برای محافظت از خود در برابر کودک آزاری افزود: علنی کردن جرم، فساد و فحشا باعث از بین رفتن قبح آن‌ها شده و مشکلی را حل نمی‌کند اما این مساله مغایر با افزایش آگاهی نیست. بنابراین خوب است که جلساتی برای آگاهی والدین و معلمان برگزار شود اما به نظر من این مساله که اطلاعاتی از این دست را در اختیار کودکان قرار دهیم اقدام مناسبی نیست و ممکن است تبعات ناگواری را به همراه داشته باشد.

۱۳۹۳ تیر ۲۳, دوشنبه

۷۱۴ کودک بازمانده از تحصیل در یزد





۷۱۴ کودک بازمانده از تحصیل در استان یزد وجود دارند که به عللی از جمله معلولیت، ناآگاهی و بی تفاوتی والدین، مشارکت دادن کودکان در تأمین معیشت خانواده (کودکان کار) و برخی باورهای نادرست از تحصیل بازمانده اند.
به گزارش ایسنا، محمد حسن رادمنش، معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش استان در نشست “هماهنگی استانی” با اعلام این خبر افزود:  اگر مبادی بی‌سوادی مسدود نشود ما همچنان شاهد بی‌سوادی در کشور خواهیم بود و انسداد مبادی بیسوادی مستلزم همکاری همه دستگاه‎هاست.
گفتنی است پیشتر رئیس سازمان نهضت سوادآموزی با استناد به آخرین سرشماری سال ۹۰ در ایران گفته بود: «۵۳ دهم درصد کودکان ایرانی (گروه سنی ۶ تا ۹ سال) معادل ۲۳۶ هزار نفر بی‌سواد هستند و وضعیت سواد حدود ۳ درصد آنها نیز مشخص نیست.»

۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

بسیاری از کودکان کار خرید و فروش می‌شوند





یک عضو شورای شهر کرمانشاه معتقد است: بسیاری از کودکان کار استثمار و خرید و فروش می‌شوند.
سید حجت الله موسوی اجاق در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجواین ایران‌(ایسنا)، منطقه کرمانشاه، اظهار کرد: متاسفانه در کرمانشاه کودکان کار به میزان قابل توجهی دیده می‌شوند و آسیب‌های اجتماعی فراوانی در کمین آنها است.
وی حاشیه نشینی، فقر خانواده، بدسرپرستی و تامین معیشت خانواده را از مهم‌ترین دلایل کار کردن کودکان دانست و افزود: برخی از والدین معتاد برای تامین خرج مواد مخدرشان فرزند خود را یکسال می‌فروشند.
این عضو شورای شهر کرمانشاه با بیان اینکه کودکان کار در دسته‌های مختلف قرار دارند، یادآوری کرد: تنها بخشی از این کودکان برای نیازهای مالی و امرار معاش کار می‌کنند.
موسوی اجاق از آسیب‌ها و پیامدهای افزایش کودکان کار یاد کرد و افزود: آسیب‌های ناشی از کودکان کار ۱۰ سال دیگر مشخص می‌شود.
وی زشت شدن چهره شهر را از جمله پیامدهای کودکان کار خواند و تصریح کرد: این کودکان در آینده به افرادی ناهنجار تبدیل می‌شوند و آسیب‌های فراوانی برای جامعه در پی دارند.
به گفته این عضو شورای شهر کرمانشاه، اگر جلوی کودکان کار گرفته نشود، این معضل نیز مانند متکدیان گسترش خواهد یافت.
موسوی اجاق کودکان کار را یک موضوع بین بخشی دانست که ساماندهی آن نیازمند همکاری بخش های مختلفی است.
وی تاکید کرد: باید فرمانداری کرمانشاه به عنوان متولی اصلی ساماندهی کودکان کار تعیین شود و سایر دستگاه‌ها را هماهنگ کند.

۱۳۹۳ تیر ۱۶, دوشنبه

عرشیا نوزاد چهار ماهه‌ در بیمارستان جانباخت





عرشیا نوزاد چهار ماهه که به علت مصرف مواد مخدر اوردوز کرده  و ۲ بار دچار ایست قلبی شده بود امروز در بیمارستان جانباخت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اعتیاد مادر و پدر این نوزاد، سلامت قلب او را پیش از تولد دچار اختلال کرده بود و بر اساس اعلام خاله اش، پدر بزرگ وی برای ساکت کردن نوزاد به او مواد مخدر خورانده بود.
پیشتر یکی از پرسنل بیمارستان به خبرنگار ایلنا گفته بود: «خاله‌ی عرشیا او را به بیمارستان آورد و گفت مادر عرشیا برای خرید شیر از خانه خارج شده و هنگامی که بازگشته حال نوزاد خوب نبوده و آنها احتمال می دهند که پدر بزرگش به او ماده مخدری داده باشد، خاله اش هم با وخیم تر شدن وضعیت عرشیا، پس از گذشت دو روز، او را به بیمارستان می آورد. حال کودک آنقدر بد بود که هنگام گرفتن یک رگ عمقی از سینه اش برای اتصال سرم، دو بار ایست قلبی کرد و پس از انجام عملیات احیا دوباره به زندگی بازگشت.»
وضعیت این نوزاد به دلیل عدم وجود قوانین به عنوان یک کودک آزاری پیگیری نشده است.

ازدواج ۳۰ هزار دختر نوجوان زیر ۱۵ سال در کشور





سازمان ثبت احوال ایران اعلام کرد طی ۹ ماهه ابتدایی سال ۱۳۹۲بیش از ۳۰ هزار دختر که کمتر از ۱۵ سال سن داشته‌اند، ازدواج کرده‌اند.
بر اساس همین آمار طی این هفت‌سال همواره بیش از یک‌سوم زنانی که ازدواج آنها ثبت شده، زیر ۱۹سال بوده است.
روزنامه شرق نوشت: سازمان ثبت‌احوال ایران اخیرا نمودار ﺗﻮزﻳﻊ ﺳﻨﻲ زوﺟﻴﻦ در زﻣﺎن ازدواج در ۹ ﻣﺎﻫﻪ ﺳﺎل ۹۲ را منتشر کرده است.
بر اساس این نمودار ۳۰ هزار و ۹۵۶نفر از مجموع ۵۷۹هزار و۸۷۱ ازدواج مربوط به ازدواج دختران زیر ۱۵سال بوده که ۵/۳ درصد مجموع کل ازدواج‌ها را شامل می‌شود. بر اساس همین آمار طی این هفت‌سال همواره بیش از یک‌سوم زنانی که ازدواج آنها ثبت شده، زیر ۱۹سال بوده است.
بر اساس این گزارش، در ۹ماهه سال ۹۲ بیشترین ترکیب ازدواج ثبت‌شده مربوط به ترکیب سنی مردان ۲۴-۲۰ساله با زنان ۱۹-۱۵ساله بوده که تعداد آن برابر با ۹۸هزار و ۹۸۳ واقعه است.

۱۳۹۳ تیر ۱۱, چهارشنبه

شیوع شپش در کودکان کار «لب خط»





 روزنامه شهروند در گزارشی از شیوع شپش مو در کودکان کار در جنوب تهران خبر داد.
متن این گزارش در پی می آید:
سرشان پر از جانور است. جانورهای ریز خاکستری و سفید. یا شپش است، یا تخمش که لابه‌لای موهای نرمشان، جا خوش کرده. تخم‌های سفیدرنگ، چیزی شبیه شوره. جانورانی که زنده‌اند، راه می‌روند، خونشان را می‌مکند و می‌خارند. آنقدر که گاهی سرشان را زخم می‌کند.
خیلی از کودکان کار «لب خط» شپش دارند؛ کودکان کم سن و ‌سال خیابانی آن‌طرف‌تر از میدان «شوش». جایی که چند مرکز مهم تجاری، روزانه میلیاردها تومان کاسب می‌شوند، بدون اینکه بدانند کودکان لب خط، به خاطر فقر و نبود بهداشت، با شپش‌ها زندگی می‌کنند. شپشی که به خیال ما این روزها به سختی در سر کسی پیدا می‌شود، حالا به راحتی لابه‌لای موهای کودکان چهار پنج ساله فقیرترین منطقه تهران دیده می‌شود.
کودکان این محله فقر و گرسنگی دارند، محرومیت دارند. در معماری نداشته خانه‌های این محله که کم از بیغوله نیست، حمام جایی ندارد. اگر هم داشته باشد، آنقدر شلوغ و کثیف است که نرفتن را به رفتنش ترجیح می‌دهند. دستشویی‌هایشان هم همین وضع را دارد. به جای حمام اتاقکی می‌سازند و از خانواده‌ای اجاره می‌گیرند تا خرج موادشان درآید.
حمام رفتن در این محله، داستانی دارد. هر بار باید یک خانواده دور هم جمع شوند، وسایلشان را در کیسه کنند و مسافتی را پیاده بروند تا به حمام برسند. آنها وقت این کارها را ندارند، اگر دو هفته یک‌ بار نوبت به حمام کردنشان برسد خوب است. آنها که حمام دارند، لژنشین محله هستند، هر کسی را هم به خانه‌شان راه نمی‌دهند، فقط فامیل و نزدیکان.
در جمع کوچک کودکان کار لب خط که جمعیت دانشجویی امام علی (ع) برایشان خانه علم درست کرده، دختران، موهای بلندی ندارند. خیلی‌ها موهایشان را از ته زده‌اند. اگر رفتارهای دخترانه‌ شان نباشد، تفاوتی با پسرها ندارند. روسری‌های گل دار کج و کوله‌ شان مدام از سرشان می‌افتد، محکم گره می‌زنند. «زینب روسریتو سرت کن.» صدای مربی می‌آید. دیگر کلافه شده. سنشان به روسری سر کردن نمی‌رسد اما چاره‌ای نیست. سرشان پر از شپش است. نباید به دیگران منتقل شود. در همین هفته‌های گذشته دو مربی خانه علم جمعیت امام علی (ع) که هفته‌ای سه روز برای این کودکان کلاس‌های آموزشی دارند، شپش گرفته‌اند. نمی‌شود کاری کرد. این کودکان آنقدر آویزان مربی‌ها می‌شوند و آنقدر آنها را بغل می‌کنند که نمی‌شود شپش‌ها را کنترل کرد.
از سر و کول هم بالا می‌روند، با همان روسری‌ها. زهره شریفی مددکار جمعیت، «زینب» را صدا می‌زند. لابه‌لای موهایش را نگاه می‌کند. فرق اول را که باز می‌کند، رشک‌ها را می‌بیند. کابینت‌ها را پر کرده‌اند از شامپوهای ضد شپش. یکی به او می‌دهد و شماره تلفنش را روی کاغذی می‌نویسد. «به مادرت بگو به من زنگ بزنه.» این راه چاره نیست. مادران این کودکان وضع بدتری دارند. موهای رنگ‌کرده بلوندشان، پر از همین شپش‌هاست. نه کوتاه می‌کنند، نه درمانش. اصلا برایشان مهم نیست. از همین مادر هم به دختر منتقل می‌شود؛ در خانه‌هایی که چندین نفر روی یک بالش و تشک می‌خوابند، جایی که روسری‌ها رد و بدل می‌شود و خاله، دخترخاله، همسایه و … لباس‌های همدیگر را می‌پوشند.
در لباس‌ها، ملحفه‌ها و رختخواب‌های این کودکان شپش‌ها جولان می‌دهند. آنها با این جانوران زندگی مسالمت‌آمیز دارند. شپش جزو زندگی معمولی این خانواده‌هاست. این را شریفی می‌گوید. «زنان این محله موهایشان را بلوند و روشن می‌کنند اما به بهداشتشان توجهی نمی‌کنند. فقط شپش هم نیست، عفونت‌های قارچی و بیماری‌های زنانه هم اینجا بیداد می‌کند.» این ماجرا تنها برای مادران و زنان نیست، دختران کم‌ سن و‌ سال هم از این بیماری‌ها رنج می‌برند. در گوشی به هم می‌گویند. می‌دانند که نباید همه بدانند.
شریفی از وضع بهداشت شخصی ساکنان این محله ناراحت است. «خیلی از این کودکان حتی لباس زیر به تن ندارند. از ۲۰ نفر، شاید یکی از آنها لباس زیر تنش کرده باشد. به همین خاطر آنها به شدت مستعد بیماری‌ها هستند.»
جمعیت امام علی (ع) برای بهداشت زنان و دختران «لب خط»، قرار است طرح مادرانه داشته باشد. به گفته مددکار جمعیت، در کنار بهداشت شخصی، بهداشت اجتماعی در این محله، کاملا فراموش شده. «توالت خانه‌هایشان خیلی کثیف و آلوده است. همه اینها باعث انتقال بیماری‌ها می‌شود.» همین هم باعث شده که میزان بیماری‌های ویروسی، روز به‌ روز در میان این کودکان زیاد شود؛ کودکان کاری که سر چند چهارراه آن طرف‌تر، گردو و دستمال و فال می‌فروشند. گردوهایی که با همان دست‌ها و در همان خانه‌هایی که موش‌ها در آن جولان می‌دهند، شکسته می‌شوند.
رضا، ۱۲ساله است، ۶ خواهر و برادر دارد. خانه‌ شان حمام ندارد. دو هفته یک‌ بار حمام می‌روند؛ حمامی که از هر نفر، ۴ هزار و ۵۰۰ تومان می‌گیرد. «اینجا قبلا حموم داشت اما از وقتی خرابش کردن، مجبوریم برای حمام به جای دورتری بریم.» مادر رضا هم شپش دارد، خواهرانش هم. خودش ولی ندارد. موهایش را از ته زده‌اند.
این کارها را جمعیت امام علی (ع) برایشان کرده. دوشنبه هفته پیش که کارشناس بهداشت آمد، موهای خیلی از دختران را به خاطر همین شپش‌ها کوتاه کرد و سر پسرها را هم از ته تراشیدند. همان روزی که خیلی از بچه‌ها، از حمام کردن فرار کردند.
«آیدا» هم ۱۲‌ سال دارد. کمی که شالش عقب می‌رود، تخم شپش‌ها از روی ساقه موهایش خودنمایی می‌کند. موهای پرپشتش، کوتاه شده بود اما باز هم فایده‌ای نداشت. «یک‌ بار از شامپوی ضد شپش استفاده کردم، یک‌ بار دیگه هم مونده. اما هنوز خوب نشدم.» گردو فروشی می‌کند. دست‌های سیاهش را نشان می‌دهد. خودش همه را می‌شکند و سر چهارراه‌ها می‌فروشد. می‌گوید شپش را از بچه‌های عمه‌اش گرفته. «شامپو می‌زنم، شپش‌ها کم می‌شن، اما وقتی بچه‌های عمه‌م می‌یان، باز هم شپش‌هام زیاد می‌شن. خیلی ناراحتم، پیش دوستام کوچیک شدم.»
خانه آیدا حمام دارد اما می‌گوید: «مادرم اجازه نمی‌ده کسی به خونه‌مون برای حمام کردن بیاد. یک‌ بار فاطمه اومد ازش عفونت گرفتم.» این را در گوشی می‌گوید. «لیلا» هم می‌گوید که عفونت دارد.
«فاطمه» موهای بلندی دارد. هنوز موردی از شپش روی سرش پیدا نشده اما مشکوک به این بیماری است. آنها حمام ندارند اما خودش می‌گوید «هر روز موهامو زیر آب می‌شورم.» وضع بهداشت محله‌شان اذیتش می‌کند؛ موش‌ها و سوسک‌هایی که از خانه‌هایشان بالا می‌روند و زباله‌هایی که دیگر جوی آب‌ها را پر کرده‌اند. آنها در محله‌شان حتی سطل زباله هم ندارند. می‌گوید: «همسایه‌هامون همه‌شون شپش دارن.» این را با اکراه می‌گوید. فاطمه دستمال و فال می‌فروشد. دخترانی که با او کار می‌کنند هم شپش دارند.
کودکان زیر ۵‌ سال هم از این شپش‌ها دارند، حتی آنهایی که هنوز کار نمی‌کنند. سپیده، مربی‌شان است. او به کودکان پنج شش ساله آموزش می‌دهد. «یاد دادن رعایت بهداشت فردی به این کودکان سخت است. مجبوریم با شعر و بازی، این مسائل را به آنها آموزش دهیم. مشکل اینجاست که بیشتر آنها خانواده‌هایی دارند که اصلا این مسائل را رعایت نمی‌کنند.»
کودکان کار لب خط، با همه اینها، باز هم خوشحالند. جانورانی که روی سرشان رژه می‌روند، ذره‌ای از شادی‌شان کم نکرده. آنها می‌دانند چه بیماری‌هایی دارند.
«در این محله از همان اول، بهداشت، محلی از اعراب نداشته.» شریفی اینها را می‌گوید. «خانواده این کودکان از چادرنشینی ، صحرا گردی و خشت‌ نشینی کم‌ کم به شهرها آمده‌اند. نام خانوادگی خیلی از آنها هم غربتی، چادرنشین و صحرا گرد است، به همین علت رعایت مسائل بهداشتی خیلی برایشان مهم نیست.» خانه بهداشت، کمی آن طرف‌تر از محله لب خط است اما هیچ کاری برای آنها نکرده. این مددکار از آنها گلایه دارد. «نه شهرداری منطقه ۱۵ و نه حتی خانه بهداشت صفاری ، به این محله رسیدگی نمی‌کنند. هر چه شناسایی شده‌اند، کار جمعیت امام علی (ع) بوده.»
مجبورند به خاطر شیوع بالای عفونت دستگاه تناسلی در میان دخترها، آموزش‌های جداگانه‌ای به آنها بدهند. آنها مشکلات بهداشتی زیاد دارند. پسرها کمتر شپش دارند. موهایشان کوتاه است. کوتاه کوتاه، تقریبا کچل اند. دختران به سختی راضی به این کار می‌شوند. آن هم در فرهنگ غربتی‌ها که مو برایشان مهم است و دخترانشان از چهار پنج سالگی موهایشان رنگ می‌شود. مثل مادرانشان. شریفی از کاری که دوشنبه هفته گذشته در خانه علم لب خط برای این کودکان انجام دادند، صحبت می‌کند. «هفته پیش اینجا روز بهداشت داشتیم. دوازده سیزده کودک خانه علم را که شپش داشتند، حمام بردیم و از شامپوی ضد شپش برایشان استفاده کردیم.» اینجا ۴۵ کودک دارد. تعدادشان خیلی بیشتر از اینهاست اما دیگر خانه جایی ندارد. کلاس‌ها پر است. «شاید فقط ۲۰‌ درصد بچه‌های اینجا حمام داشته باشند. بقیه حمام بیرون می‌روند.» شریفی اینها را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «واقعا نمی‌شود همه اینها را اینجا حمام کنیم. با این همه باز هم یک روز در هفته، سعی می‌کنیم تا برنامه بهداشت داشته باشیم.» اینجا گروه بهداشت و درمان دارد؛ کسانی که هفته‌ای یک روز می‌آیند، بهداشت و تغذیه کودکان را بررسی می‌کنند.
خانه علم لب خط ، نوپاست و پنج شش ماهی بیشتر از راه‌اندازی‌اش نمی‌گذرد. ساختمان دو طبقه کوچک و تنگ؛ لب خیابان رجب‌نیا. در آبی‌رنگ‌اش زنگ هم ندارد. تمام مخارجش را خیران می‌دهند. حتی پول شامپوهای ضد شوره ۴ ‌هزار تومانی که دو بار بیشتر نمی‌شود استفاده کرد. خانواده کودکان کار، برای این چیزها پول نمی‌دهند. برایشان هم مهم نیست. نه فقط شپش که حتی سلامت دخترانشان. روزی صد، صد و پنجاه ‌هزار تومان درآمد دارند اما خرج موادشان می‌کنند.
اینجا لب خط که نه ، ته خط است. با اینکه جایی ، خیابانی ، کوچه‌ای در دل پایتخت است ، اما هیچ جایش شبیه شهر نیست. جایی که روزانه هزاران نفر از جلوی آن گذر می‌کنند اما جرأت ورود به آنجا را ندارند. ساکنان این محله برایشان غریبه هستند؛ همان‌ها که ظهر، زیر آفتاب، جلوی در خانه‌هایشان زیرانداز انداخته و همه چیز را می‌پایند. زنانی با موهایی رنگ‌ کرده و کلیپس‌هایی که به‌ سان دختران این روزهای شهر، به موهایشان فرم داده‌اند. اینجا را خیلی‌ها به فراموشی سپرده‌اند. کارشناسان شهرداری و وزارت بهداشت که سالی یک‌ بار هم آن طرف‌ها پیدایشان نمی‌شود.
همه اینها بیخ گوش ساکنان خیابان خراسان و ری ، رخ می‌دهد؛ کسانی که جدای از سکونت در منطقه جنوب شهر، وضع مالی چندان بدی ندارند و خیلی‌هایشان بازاری‌هایی هستند که وضع مالی خوبی دارند. هیچ‌ کس غربتی‌ها را نمی‌خواهد. کسانی که فقر فرهنگی بیشتر از بی‌پولی، خون زندگی‌شان را مثل همان شپش‌ها می‌مکد. شریفی می‌گوید: «لب خط، جزو ناحیه یک منطقه ۱۵ شهرداری به شمار می‌رود اما شهرداری این منطقه کمترین توجهی هم به این محله ندارد.» جوی‌ها پر از زباله است. تل زباله ته هر کوچه، دیگر بخشی از هویت نداشته آن شده.
در جوی‌ها همه چیز پیدا می‌شود. از سرنگ گرفته تا پوست هندوانه، همه در جوی‌های پرآب و کثیف شناور است. جایی که موش‌ها و سوسک‌ها و‌ هزار جور مگس و حشره دیگر، روزگار می‌گذرانند. یکی از مغازه‌ داران می‌گوید: «هفته پیش خودمان سم می‌ریختیم، موش‌ها کم شدند.» اینها را با هزینه شخصی پرداخت کردند. ماموران شهرداری همان موقع از راه می‌رسند. برای بررسی وضع ساختمانی که درحال بازسازی است و وسایل ۵ خانواده مستاجرش، در کوچه رها شده. آنها کاری به کثیفی و تعفن ندارند. آنها آمده‌اند مجوز ساخت را ببینند! می‌گویند: «برای این محله نمی‌شود کاری کرد.» ساکنان این محله با همین زباله‌ها و بوی تعفن آن، با انواع بیماری‌های ویروسی و انگلی، با شپش‌ها و عفونت‌ها … صبح را شب و شب را صبح می‌کنند. آنها هم هر شب، به رسم شب‌های دیگر، سطل‌های کثیف زباله‌شان را در همان جوی‌ها خالی می‌کنند. جوی‌هایی که شاید هفته‌ای یک‌ بار خالی شود. شاید هم نشود.
گزارش از روزنامه شهروند

۱۳۹۳ تیر ۱۰, سه‌شنبه

وجود ۲۰۰۰ کودک کار و خیابان در استان البرز





 مدیرکل دفتر امور آسیبهای اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: وجود ۲۰۰۰ کودک کار و خیابان در استان البرز لزوم برنامه‌ریزی برای کاهش بحران موجود را دوچندان می‌کند.
به گزارش ایسنا روزبه کردونی در اولین جلسه شورای ساماندهی استانی کودکان کار خیابان گفت: کاهش آمار کودکان کار خیابان و کودکان کار خیابانی از مهم ترین اهداف دولت یازدهم به شمار می‌رود البته طبیعی است برای مشکلی که یک شبه به وجود نیامده راه حل یک شبه نیز وجود ندارد چرا که رشد فزاینده جمعیت، نبود بسترهای اجتماعی اقتصادی لازم در کنار نبود فرهنگ اجتماعی به گسست خانواده‌ها و سپس افزایش کودکان خیابان منجر می‌شود که ساماندهی موارد مذکور به مدت زمان طولانی نیاز دارد.
وی افزود: در این میان استان البرز هم از این معضل در امان نبوده و براساس آماری که توسط کارشناس آسیب‌های اجتماعی از زمان طرح شناسایی کودکان کار اعلام شده حدود ۲۰۰۰ کودک کار خیابان در البرز مشغول به فعالیت هستند.
این مقام مسئول مهم‌ترین و اثرگذارترین مبانی و عوامل در کاهش و کنترل معضل کنونی کودکان خیابانی را تدوین قوانین محکم و قوی از سوی دستگاه‌های متولی به ویژه سازمان کار و امور اجتماعی دانست و گفت: عزم راسخ و تعامل میان دستگاه‌های متولی، مسئولان امور فرهنگی و اجتماعی و نیز خانواده‌ها برای مهار و کنترل بحران کنونی کودکان کار خیابانی امری ضروری به نظر می‌رسد.
کردونی تاکید کرد: اگر این کودکان همراهی نشوند و آموزش نبینند و شرایط مناسبی برای زندگی‌شان فراهم نشود مهم‌ترین خطر این است که در بزرگ‌سالی خودشان جزو کسانی می‌شوند که از کودکانی با وضعیت شبیه خودشان سو استفاده می‌کنند.
مدیرکل دفتر امور آسیبهای اجتماعی وزارت کار و رفاه اجتماعی فقر زدایی و تامین رفاه عمومی، ساماندهی درست کودکان خیابانی، برطرف کردن مشکلات قانونی، تقویت رشد و گسترش سازمان‌های غیردولتی کودکان و پژوهش و ایجاد بانک اطلاعات در زمینه آسیب‌ها و مشکلات اجتماعی را از مهم ترین راههای پیشگیری و کاهش معضل کودکان کارخیابان و کودکان کار خیابانی عنوان کرد.
این مقام مسئول در بخش دیگری از سخنان خود به اقدامات دولت یازدهم در خصوص کاهش بحران کودکان کار خیابان اشاره کرد و گفت: طرح بیمه کودکان کار خیابان و پی گیری بیمه سلامت این کودکان و تشکیل شورای ساماندهی از مهم ترین اقدامات دولت یازدهم به شمار می‌رود.
وی در پایان سخنان خود گفت: امیدواریم با برنامه‌ریزی و تدابیر اتخاذ شده پدیده کوکان خیابانی و کودکان کار جدی‌تر گرفته شود و متولیان امر در خصوص کاهش بحران موجود مساعی بیشتری را به عمل آورند.

۱۳۹۳ تیر ۴, چهارشنبه

نوزاد چهار ماهه‌ «اوردوز» کرد





عرشیا ۴ ماه است که به این دنیا آمده و در این ۴ ماه سابقه یکبار اور دوز (مصرف بیش از حد مواد مخدر) کردن و ۲ بار ایست قلبی را دارد و اکنون نیز در یکی از بیمارستان ها ی تهران بستری است.
عرشیا تنها کودک آن بیمارستان است که همراه ندارد و هر از گاهی که اشکی می ریزد و ناله ای می کند بهیاران بیمارستان و یا همراهان دیگر بیماران از سر دلسوزی کنار تختش می آیند سعی می کنند که دستی به سر رویش بکشند.اعتیاد مادر و پدرش، سلامت قلب او را پیش از تولد به یغما برده و اکنون نیز مواد مخدر وارد بدن او شده است.
یکی از پرسنل بیمارستان به خبرنگار ایلنا می گوید: «خاله‌ی عرشیا او را به بیمارستان آورد و گفت مادر عرشیا برای خرید شیر از خانه خارج شده و هنگامی که بازگشته حال نوزاد خوب نبوده و آنها احتمال می دهند که پدر بزرگش به او ماده مخدری داده باشد، خاله اش هم با وخیم تر شدن وضعیت عرشیا، پس از گذشت دو روز، او را به بیمارستان می آورد. حال کودک آنقدر بد بود که هنگام گرفتن یک رگ عمقی از سینه اش برای اتصال سرم، دو بار ایست قلبی کرد و پس از انجام عملیات احیا دوباره به زندگی بازگشت.»
وی در مورد اینکه آیا بیمارستان این مورد را به عنوان کودک آزاری گزارش داده است یا خیر گفت: «اطلاعی ندارم زیرا کودک در بخش های مختلفی مثل ICU و اتاق عمل بستری بوده و ممکن است یکی از این بخش ها گزارش داده باشند.»
مورد مشابهی نیز چند ماه پیش در بیمارستان دیگری رخ داده بود، یاسین سه ماهه نیز همین اتفاق برایش پیش آمد؛ اما نکته جالب این است که وقتی پرونده عرشیا را نگاه کردم متوجه شدم هردو آنها در یک محله و در یک خیابان زندگی می کنند.
عرشیا را به بهزیستی نمی دهم
خانه عرشیا را در یکی از کوچه پس کوچه های جنوب شهر پیدا می کنیم، خانه قدیمی، کوچک و حیاط دار است سه اتاق در مجاورت حیاط قرار دارند و سه اتاق هم در طبقه دوم.
در خانه باز است. وارد حیاط کوچک خانه می شویم و مادر و پدر عرشیا را صدا می کنیم. بوی دود تندی همه خانه را فرا گرفته، زنی از یکی از اتاق ها بیرون می آید و اشاره می کند که خانواده عرشیا در اتاق کناری زندگی می کنند.
بعد از چند بار به در کوبیدن و صدا زدن، صدای فریاد مردی از داخل اتاق به گوش می رسد. بالاخره زنی از اتاق بیرون می آید که خودش را مادر عرشیا معرفی می کند.
از او می پرسیم که مرد داخل اتاق پدر عرشیا است که به ما پاسخ منفی می دهد. از مادر عرشیا دلیل بیماری فرزندش را می پرسیم پاسخ می دهد که بیماری قلبی دارد.
زن همسایه که فرزند نوزادی را به بغل گرفته به او می پرد که «دروغ نگو»، مادر عرشیا هم سریع میان حرفش می پرد « به خدا دروغ نمی گویم، بیماری قلبی دارد.»
صدای گریه ی نوزادی از داخل اتاق به گوش می رسد. مادر عرشیا داخل می رود و با نوزادی در آغوش بر می گردد و در مقابل نگاه متعجب ما می گوید که این کودک فرزند خواهرش است و آنها هم همینجا در این اتاق با هم زندگی می کنند. توضیح می دهد که در این خانه ۴ خانواده زندگی می کنند و طبقه بالا هم برای صاحب خانه است.
ادامه می دهد که خواهرش رفته تا برای مرخص کردن عرشیا پول قرض کند، چند دقیقه بعد دوباره حرفش را عوض می کند و می گوید که قلب عرشیا باید عمل شود و یک خیریه همه هزینه ها را تقبل کرده است.
از دخترش می گوید که پنج سال دارد و در شهرستان پیش پدر بزرگش زندگی می کند و گفته نمی خواهد به این خانه برگردد.
ما هم به روی او نمی آوریم که می دانیم کودک دیگرش را بهزیستی گرفته، اما از او می پرسیم که نمی خواهد عرشیا را به بهزیستی بدهد که پاسخ می دهد: «نه، می خواهم پیش خودم بماند.»
خانه عرشیا را با نگرانی برای دو نوزاد دیگری که در آنجا زندگی می کنند و با سرگیجه ای که از شدت بوی دود گرفته ایم، ترک می کنیم و آرزو می کنیم که کاش عرشیا دوباره به خانه ای با این وضعیت باز نگردد.
اصل بر اعتماد به خانواده است
چگونگی پیگیری این ماجرا از مسیر قانونی را از «مظفر الوندی» دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک وزارت دادگستری می پرسیم، او پاسخ می دهد که: «قانونی نداریم که بیمارستان را موظف کند که موارد کودک آزاری را گزارش کنند، اما به صورت عرف معمولا به نیروی انتظامی یا مرجع قضایی اطلاع داده می شود و دادستان می تواند به عنوان مدعی العموم این مساله را پیگیری کند و پس از طی این مراحل اگر قوه قضاییه تشخیص دهد بهزیستی سرپرستی کودک را بر عهده می گیرد. البته به نظر من در موارد کودک آزاری بیش از مباحث حقوقی مباحث فرهنگی اهمیت دارد.»
از او در مورد لزوم حضور مرجعی قانونی در بیمارستان ها سوال می کنیم: «این مساله که در هر بیمارستانی نماینده ای از پزشکی قانونی یا قوه قضاییه برای رسیدگی به موارد کودک آزاری حضور داشته باشد عملی نیست و موارد کودک آزاری هم آنقدر زیاد نیست که چنین نیازی باشد. اما قوه قضاییه، نیروی انتظامی و پزشکی قانونی در صدد برگزاری جلساتی هستند که راهکاری برای این گونه مسائل پیدا کنند.»
وی در پاسخ به اینکه برخی از خانواده ها که سرپرستی فرزندشان به بهزیستی واگذار شده پس از مدتی که هزینه های کودک کاهش یافت بر اساس حکم قضایی او را از بهزیستی می گیرند و به سر کار می فرستند، گفت: اصل بر اعتماد بر خانواده هاست. ممکن است خانواد ای متنبه شود و صلاحیت نگهداری از فرزند را پیدا کند، البته اگر آثار عدم صلاحیت همچنان در آنها وجود داشته باشد قوه قضاییه این اجازه را به آنها نمی دهد، به هر حال هیچ کس بهتر از والدین کودک، برای نگهداری از او نیست.
در قانون جدید حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست نیز جنبه های جزایی بیشتر شده و ممکن است که تا حدودی موارد سو استفاده از کودکان را کاهش دهد.»
سرنوشت عرشیا
عرشیا قرار است که تا چند روز آینده برای آزمایشهای قلبی به بیمارستان دیگری منتقل شود و اگر مشکل حادی نداشته باشد مرخص شود، او از فرایند های قانونی خبر ندارد و نمی داند که از این به بعد خانه اش شیرخوارگاه خواهد بود و یا دوباره پیش مادر و پدر باز می گردد.
او هنوز نمی داند که اعتیاد و فقر و کار کودک چیست اما از چشم هایش پیداست که در ۴ ماهگی معنای تنهایی و بی پناهی را به خوبی فهمیده است.

۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

اعتراض خانواده های دانش‌آموزان شین‌آبادی





گویا مشکلات دانش‌آموزان شین‌آبادی همچون دانش‌آموزان درودزنی بی‌پایان است و آنها افزون بر صدمات آتشی که بر جانشان افتاده است باید آتش بی‌مهری مسئولان را نیز تحمل کنند.
درحالی‌که هنوز اعتراض‌ها به نحوه درمان شنیده می‌شود والدین برخی دانش‌آموزان شین‌آبادی به میزان دیه نیز اعتراض دارند. نماینده مردم پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: هنوز چند خانواده دیه نقدی خود را دریافت نکرده‌اند و معتقدند مبلغ آن کم است و باید بیشتر شود. دانش‌آموزان حادثه دیده شین‌آباد پیرانشهر تا‌کنون ۲دیه عمر به مبالغ ۶۰و ۷۲میلیون تومان دریافت کرده‌اند که این دیه‌های عمر به اسم دانش‌آموزان مصدوم است.
رسول خضری به ایلنا گفته سقف دیه نقدی ۱۱۰میلیون تومان است و دیه نقدی بنا به درصد سوختگی دانش‌آموزان از ۱۰، ۲۰، ۳۰، ۶۰، ۷۰میلیون تومان پرداخت شده و بیشترین میزانی هم که تعلق گرفته ۱۱۰میلیون تومان بوده است. وی با تأکید بر لزوم پرداخت مستمری به دانش‌آموزان شین‌آبادی از توابع پیرانشهر افزود: در ابتدای شروع به‌کار دولت یازدهم درخواست کردیم که برای این دانش‌آموزان مستمری درنظرگرفته شود و بحث‌هایی هم دراین زمینه مطرح شد اما هنوز به قطعیت نرسیده است.
آذر۹۱ بخاری نفتی یکی از کلاس‌های دبستان انقلاب اسلامی شین‌آباد دچار آتش‌سوزی شد که بر اثر آن ۲۷دانش‌آموز، ۲معلم و خدمتگزار این دبستان دچار مصدومیت شدند. متأسفانه ۲نفر از دانش‌آموزان مصدوم این حادثه بر اثر شدت سوختگی جان باختند. آذر ۸۵ نیز مدرسه‌ای در روستای درودزن استان فارس آتش گرفت که بر اثر آن ۸دانش‌آموز مصدوم شدند. پرداخت دیه‌ آنها بیش از زمان معالجه به درازا کشید.