۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

مجمع عمومی سازمان ملل نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد


 







مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌ای علیه ایران نقض "فاحش و مکرر" حقوق بشر در ایران را محکوم کرد. در نشست مجمع عمومی در نیویورک نقض "جدی و سیستماتیک" حقوق بشر توسط حکومت سوریه نیز محکوم شد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز پنجشنبه (۲۰ دسامبر/۳۰ آذر) نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد. در نشست روز گذشته مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌ای علیه ایران با ۸۶ رای موافق، ۳۲ رای مخالف و ۶۵ رای ممتنع به تصویب رسید که به پیشنهاد کانادا تهیه شده بود.
از جمله کشورهایی که به قطعنامه علیه ایران رای منفی دادند، می‌توان به هند، لبنان، سودان و کره‌شمالی اشاره کرد. قطعنامه به موارد "جدی، مداوم و مکرر" نقض حقوق بشر در ایران، همچون شکنجه، افزایش شمار اعدام‌ها، نقض آزادی بیان و محدودیت‌های گسترده علیه اقلیت‌های دینی از جمله پیروان بهائیت اشاره کرده و خواستار توقف این موارد شده است.
در قطعنامه‌ای که به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، همچنین خواسته شده تا زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران آزاد شوند و همکاری با کمیسیاریای عالی حقوق بشر نیز صورت پذیرد.
محمد خزاعی، نماینده دائم جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد ضمن انتقاد از ایالات متحده آمریکا و کانادا به دلیل پشتیبانی از تصویب قطعنامه، مدعی شد که موارد مطرح شده در قطعنامه بازتاب دهنده‌ی شرایط موجود در ایران نیست. خزاعی همچنین گفت: «قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل بازتاب دهنده واقعیت‌های حقوق بشر در ایران نبوده و در عین حال نمی‌تواند مانع از تلاش و تعهد جمهوری اسلامی برای گسترش و پیشبرد حقوق بشر شود.»

۱۱۱ کشور در سازمان ملل به توقف مجازات اعدام رای دادند









 در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک در روز پنج شنبه تعداد بی‌سابقه‌ای از اعضاء به توقف مجازات اعدام رای دادند.
۱۱۱ کشور به توقف مجازات اعدام رای مثبت، ۴۱ کشور رای منفی و ۳۴ کشور رای ممتنع دادند. آمریکا، چین، ژاپن، هند، ایران، کره شمالی و عربستان سعودی از جمله کشورهایی بودند که رای منفی دادند.
به گفته دیپلمات‌ها، اگرچه اجرای قطعنامه‌هایی مجمع عمومی الزامی نیست، اما تصویب این قطعنامه‌ها از نظر تاثیر بر افکار عمومی جهان بسیارمهم است.

مصادره منزل مسکونی خانواده پری (راضیه) نشاط توسط دادگاه انقلاب / سند








 منزل مسکونی خانواده پری (راضیه) نشاط فعال سیاسی و اجتماعی که به عنوان وثیقه برای وی در نظر گرفته شده بود، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در شرف مصادره شدن قرار دارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پری نشاط در دی ماه ۸۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و با اتهاماتی از جمله: تاسیس انجمن‌های معاند نظام ج. ا ایران و اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و همچنین اجتماع و تبانی و نشر اکاذیب روبرو شد.
پری نشاط سه ماه را در بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین گذراند و در ۲۸ اسفندماه ۸۹ بصورت مشروط و با اخذ وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی که از محل منزل مسکونی خانواده وی تامین شده بود، آزاد شد.
گفتنی است خانواده نامبرده در تمامی مدت زمان سه ماهه بازداشت وی از سرنوشت او اطلاعی نداشته‌اند و بهمین دلیل خانم نشاط در سکوت کامل خبری دوران بازجویی و بازداشت دوم خود را سپری کرد و تنها به پدر وی برای سپردن وثیقه اطلاع داده شده بود.
این فعال سیاسی و اجتماعی پس از آن بدلیل تهدیدهای مکرر و سلب امکان فعالیت، مجبور به خروج از کشور شد اما پرونده قضایی تشکیل شده علیه وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و بریاست قاضی صلواتی و در سکوت کامل خبری بدون حضور وکیل و به سرعت بررسی شد و در ‌‌نهایت بدون ابلاغ هیچ حکمی و یا فرصت تجدید نظر، دادسرای اجرای احکام، با ارسال احضاریه برای پدر وی، وثیقهٔ گذاشته شده را برای فروش به سازمان جمع آوری اموال تملیکی سپرد و خانواده وی نیز نامه‌ای مبنی بر ترک منزل مورد وثیقه و یا فروش آن در ظرف مدت هفت روز از طرف سازمان جمع آوری املاک تملیکی دریافت نموده‌اند.

کارگران کارخانه آزمایش بیش از هشت ماه حقوق نگرفته اند









جمع اعتراضی کارگران کارخانه آزمایش که دو روز پیش در کارخانه و در دفتر مدیر عامل این کارخانه صورت گرفته بود، روز گذشته همان گونه که گفته می‌شد به ساختمان اصلی هلدینگ پیام کشیده شد و کارگران معترضی که بیش از هشت ماه حقوق خود را دریافت نکرده‌اند، امروز دعوت ناهار مدیران شرکت را نپذیرفتند، چرا که خانواده‌هایشان گرسنه هستند.
بنا به گزارش تابناک، روز گذشته نیز تجمع و اعتراض کارگرانی که بیش از هشت ماه حقوق خود را دریافت نکرده‌اند، ادامه داشت و این بار در جلوی ساختمان هلدینگ پیام، این تجمع اعتراضی چند ساعت به طول انجامید. دیروز در این تجمع، درخواست کارگران، مستقیم به گوش اعضای هیأت مدیره شرکت "پیام" رسیده؛ اما گویا آنان باز هم بدون پاسخی قانع کننده، روانه منزل خود شده‌اند؛ جایی که به اذعان خودشان زن و فرزندانشان گرسنه هستند.
بر پایه این گزارش، در میان اعتراض کنندگان به وضعیت کارخانه افرادی نیز دیده می‌شدند که جزو بازنشستگانی بودند که اکنون حقوق بازنشستگی خود را آن هم با رقم‌های ناچیز (نزدیک ۵۰۰ هزار تومان) دریافت نکرده‌اند. نکته جالب این که این افراد تنها مسأله کارخانه را موضوع دریافت حقوق خود نمی‌دانند، بلکه سخن از مسائلی ریشه‌ای‌تر به میان می‌آورند.

تایید حکم اعدام ۶ نفر به اتهام نگهداری مواد مخدر در سلماس









حکم اعدام ۶ شهروند کرد سلماسی از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است به گونه‌ای که پس از تایید حکم در دیوان عالی کشور نامبردگان هم اکنون در خطراجرای حکم قرار دارند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حبیب مامدی، اکرم مامدی، سامی مامدی، صمد مامدی، کریم مامدی و فیروز حسن‌زاده که از اهالی روستاهای هبلران و قزل کند از توابع شهرستان سلماس می‌باشند، به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر، توسط دادگستری شهرستان سلماس به اعدام محکوم شدند.
برپای همین گزارش دو نفرشهروند کرد، اهل ارومیه نیزدراین ارتباط بازداشت شدند که ازهویت و حکم صادره خبری دردست نیست.
بنا به گزارشهای رسیده، تقاضای عفو این شهروندان در دو مرحله مطرح و پس از انجام بررسی‏های لازم و عدم احراز شرایط، توسط کمیسیون مرکزی عفو و بخشودگی رد شده است.
گفتنی است، با اشاره به قرار گرفتن شهرستان سلماس درمسیر ترانزیت، پرونده‌های بسیاری در رابطه با قاچاق مواد مخدر در این شهرستان تشکیل و به صدور حکم اعدام منجر می‌گردد.

گزارشی از وضعیت افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج









 گزارشی از پرونده افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج، که بیش از ۱۲ سال است در زندان بسر می‌برد و به حبس ابد محکوم شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، افشین بایمانی در ۱۵ شهریور ۱۳۷۹ به جرم کمک به فرار برادر خود "مهدی بایمانی" بازداشت و به اعدام محکوم می‌شود.
برادر افشین بایمانی که در هنگام بازداشت کشته می‌شود به همراه فردی بنام آرش صامتی‌پور از کشور عراق به ایران وارد شده بودند و افشین متهم است که قصد فراری دادن ایشان به خارج از خاک ایران را داشته است.
هنگام بازداشت همسر افشین بایمانی نیز به همراه دختر ۹ ماهه و پسر ۳ ساله‌اش مدتی را در بند امنیتی ۲۰۹ اوین سپری می‌کنند تا اینگونه وی را جهت اعتراف گیری تحت فشار قرار دهند.
افشین بایمانی در دادگاه بدوی و تجدید نظر به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم می‌شود و حکم وی پس از گذشت ۶ سال به حبس ابد تقلیل می‌ابد.
وی در سال ۸۴ و ۸۵ اجازه میابد که ۳ بار به مرخصی برود ولی اکنون بیش از ۶ سال است که از حق مرخصی محروم می‌باشد.
گفتنی است، خانواده افشین بایمانی در اصفهان و ماهشهر سکونت دارند و به دلیل دوری راه وی عملا از امکان ملاقات با بستگان خود محروم است.

انتقال پژمان ظفرمند به بند عمومی و ممانعت بازجو از آزادی وی









 پژمان ظفرمند از فعالانی که بیش از ۵۰ روز پیش به همراه مهدی خزعلی در سرای اهل قلم بازداشت شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
به گزارش کلمه، پژمان ظفرمند از فعالانی که نهم آبان ماه سال جاری به همراه مهدی خزعلی و تعدادی دیگر از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی در سرای اهل قلم بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.
بر اساس این گزارش بازپرس زندان برای ظفرمندی قرار کفالت بیست میلیون تومانی صادر کرده بود اما به دلیل آنکه این زندانی سیاسی با بازجوی خود درگیر شده بود اجازه ی گذاشتن کفالت را به وی نداده و اون را به صورت غیر قانونی در بازداشت نگه داشته اند.
پژمان ظفرمند، فعال حقوق بشر پیش از این نیز در بازداشت های سال ۸۸ و ۸۹ به اتهام شرکت در تظاهرات بازداشت شده بود.

انتقال سید احمد رضا احمدپور به بیمارستان









سید احمدرضا احمدپور روحانی منتقد در پی وخامت وضع جسمی به بیمارستان بهشتی قم منتقل و بستری گردید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پنج شنبه شب ۳۰ آذر سید احمد رضا احمدپور زندانی سیاسی که به مرخصی آمده بود با بد شدن اوضاع جسمانی به بیمارستان منتقل شد.
آقای احمدپور در پی عارضه قلبی که شب گذشته به وی دست داده بود با تنگی نفس روبرو شده و به بیمارستان بهشتی قم منتقل شد وی در حال حاضر زیر دستگاه اکسیژن قرار دارد.
احمدپور که چند شب پیش جهت ادامه درمان خود به مرخصی آمده بود به علت فشارهای ناشی از زندان در دوران حبس دست به اعتصاب غذای ۱۸ روزه زده بود که در ادامهٔ آن مسئولین دادگاه ویژه روحانیت با رسیدگی به خواسته‌هایش خواستار شکستن اعتصاب غذای وی شوده بودند.
آقای احمدپور بنا به دستور پزشک قانونی و متخصص می‌بایستی به دور از زندان و استرس قرار داشته باشد اما علیرغم تمام این تاییدیه‌ها ماه گذشته با انتقال نا‌بهنگام وی به زندان پارسیلون خرم آباد و عدم اجازه درمان وی و دسترسی به دارو در چند روز اول در زندان خرم آباد باعث تشدید بیماری وی و همین طور احیای ریوی و قلبی شد.
احمدپور به خاطر برخورد ماموران زندان و قانون شکنی دادگاه ویژه روحانیت دست به اعتصاب غذا زد که این اعتصاب غذا باعث تشدید بیماری وی شد.
وی در حال حاضر تحت مراقبتهای ویژه می‌باشد بنا به گفته پزشکان می‌بایست زود‌تر از این‌ها برای درمان اقدام می‌شد ولی با مخالفت مسئولین این اقدام تا روز گذشته میسر واقع نشده بود.
احمد‌پور روحانی منتقد و پژوهشگر حوزه، وبلاگ نویس، اعضای جبهه مشارکت و از شاگردان ایت الله منتظری در حال سپری کردن دومین دوره محکومیت خود به مدت ۳ سال حبس در تبعید و ده سال تبعید محل زندگی به خاطر نوشتن نامه‌ای به رئیس سازمان ملل می‌باشد.

سه تن از شهروندان بهایی بازداشت شده در مشهد بطور موقت آزاد شدند








 روز پنج‌شنبه سه تن از شهروندان بهایی بازداشت شده در مشهد پس از ۱۹ روز بازداشت بصورت موقت آزاد شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، انور مسلمی و بهزاد ذبیحی و اشکان زمانی حوالی ظهر روز پنج شنبه ۳۰ آذر ۹۱ پس از نوزده روز از ستاد خبری اداره اطلاعات مشهد آزاد شدند.
بهزاد دبیحی و انور مسلمی با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی و اشکان زمانی با جواز کسب از زندان آزاد شدند.
گفتنی است، دادگاه مشهد در ارتباط با این پرونده ردّ صلاحیت شده و پرونده به جهت صدور حکم به دادگاه ساری منتقل گردید.

۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

دارایی و بی‌کفایتی مسئولین







                                      دارایی و بی‌کفایتی مسئولین



علیرغم فشار‌های اقتصادی و تحریم‌های سیاسی اخیر، کارشناسان اقتصادی ایران و دنیا بر این عقیده اند که درآمد‌های نفتی‌ و غیر نفتی‌ ایران طبق آمارهای رسمی‌ بانک مرکزی و مرکز آمار ایران در طول تاریخ صادرات  و تولید نفت و فرآورده‌های آن بی‌سابقه بوده است . و بر این اساس جامعه اقتصادی پس از درآمدهای هنگفت میبایست از رونق و شکوفایی مشهودی بر خوردار شود .

دولت آقای احمدی نژاد بیشترین رکورد را در واردات سالیانه در طول تاریخ ایران داراست ، ولی‌ بر خلاف همهٔ این مسائل، کشور و مردم ایران بابت نداشتن امکانات و زیر ساختهای عمومی‌ ، هر روز در حل دیدن حوادث جدید و دردناکی هستند .

یکی‌ از دلخراش‌ترین حوادثی که در ماه گذشته رخ داد و قلب ملت شریف ایران را برای چندمین بار در طی‌ ماههای اخیر به درد آورد  آتش سوزی در مدرسه ابتدایی روستای شین آباد بود که منجر به مجروح شدن ۴۰ دانش آموز شد ، که یکی‌ از آنها جان باخت و بقیه هم آسیب‌های جبران ناپذیری دیدند.

بررسی این اتفاق در روزهای گذشته به کرّات توسط رسانه‌ها انجام شد ولی‌ هیچ پاسخی از طرف مسئولین نظام به اذهان عمومی‌ داده نشد و سخت‌ترین حالت این اتفاق این بود که وزیر آموزش و پرورش ایران حتی حاضر به یک عذر خواهی‌ ساده و تسلیت به خانواده داغدار هم نشد .

بلافاصله پس از این اتفاق دلخراش درروستای ملحم از توابع سلماس در دبستانی دیگر به علت اتصال سیم‌های فرسوده برق آتش سوزی مجدد اتفاق افتاد که خوشبختانه دانش آموزان در کلاس درس حضور نداشتند . در غیر این  صورت فاجعه‌ای بزرگتر شکل می‌گرفت .

۱۲ دانش آموز در تبریز و در یک استخر به علت قطع و اتصالی سیستم برق دچار گاز گرفتگی کلر شدند که حال ۴ نفر از این دانش آموزان وخیم است و باز هم علت ، ضعیف بودن امکانات و فرسوده بودن سیستم برق استخر ، بین شد .

واژگون شدن اتوبوس حامل دانش آموزان در اردوهای زیارتی راهیان نور که به مناطق ، جنگی و عملیاتی‌ می‌رفتند ، که باعث کشته شدن تعداد زیادی از عزیزانمان  شد .

علت ، فرسوده بودن اتوبوس و نقص فنی‌ در سیستم ترمز اتوبوس گزارش شد .
مطلبی که پیش از همه این اتفاقات باعث آزار اذهان عمومی‌ شده است ، فشار مأموران امنیتی و سیستم قضایی‌ ایران در تمام این اتفاقات به خانواده‌های آسیب دیدگان و جان باختگان است .

که بعضی‌ از خانواده‌ها به علت فشار‌های روحی‌ ناشی‌ از این مصیبتها توان تحمل نداشته و این تهدید‌ها را باز گو نموده اند. مأموران امنیتی و اطلاعات به دفعات و با اعمال خشونت و تهدید ،این خانواده‌ها را مجبور به سکوت و عدم اعتراض به نظام کرده اند. و با محدود کردن مراسم و مجلس یاد بود این عزیزان سعی‌ در مخفی‌ کردن این فاجعه‌ها را دارند .

بحث در مورد ناوگان فرسوده هوایی‌ و کشته شدن بسیاری از هموطنانمان نیز به جای خود .

آمار تصادفات جاده‌ای که اغلب به علت استاندارد نبودن خودرو‌ها و جاده‌ها به وقوع می‌پیوندد هم به جای خود.

درد ناک بودن جان باختن هموطنان عزیزمان این سوال  را در ذهن‌ها ایجاد می‌کند . مملکت که از نظر رشد اقتصادی در حال پس رفت است ،واردات انواع کالاها که علیرغم تحریمها ادامه دارد ، درآمد‌های دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد که نشان دهنده ارقام نجومی است . این پول‌ها و واردات صرف کجا و کجا مصرف میشود .

چرا مدارس ما که حساس‌ترین نقاط در زندگی‌ فرزندانمان هستند تا این حد فاقد امکانات اولیه اند. مگر ساختن یک کلاس یا حتا یک مدرسه چقدر برای دولت هزینه بر است . با توجه به این مطلب که انسانهای زیادی در ایران تحت عنوان خیرین مدرسه ساز به صورت داوطلبانه و خود جوش و با ساختن مدارس و تهیه امکانات تحصیلی‌ ، باری بسیار بزرگ از دوش مسئولین بر میدارند ، که این اتفاق در بقیه زمینه‌ها نمی‌افتد.

ولی‌ باز هم دولت با اینکه طبق گفته سخنگوی دولت مناطق محروم را شناسایی کرده اند ، ولی‌ دریغ از کمترین امکانات .

تمام انسانها در همه جای این کره خاکی حق تحصیل و آموزش دارند ولی‌ در کشور ایران با اینهمه ثروتی که همه ما از آن با خبریم حتی در شهرهای بزرگ هم امکانات استاندارد در مدارس وجود ندارد ، بصورتی که در کلاس‌های درس مدارس دولتی معمولا ۴۰ دانش آموز در یک کلاس مشغول تحصیل هستند . این تعداد در برخی‌ منطق به ۵۰ دانش آموز هم می‌رسد که ازدحام جمعیت باعث پائین آمدن سطح یادگیری میشود .

در بررسی تمام این مسائل که جزو حقوقی عمومی‌ و حق مردم است هیچگاه مسئولین جواب در خوری نداده و یا با وعده‌های دروغین اذهان عمومی‌ را فریفته اند . این قبیل اتفاقات پیش از این هم به دفعات در ایران رخ داده و در آینده هم مطمئنا  رخ خواهد داد . ولی‌ چیزی که مجهول می‌‌ماند این است که این مشکلات که باعث به خطر افتادن جان ملت میشود، کی‌ ، کجا و توسط چه کسی‌ باید حل شود. مسئولین بی‌ کفایت بر میز‌ها کماکان تکیه زده اند و خانوادههای داغدار و مصیبت زده که در آینده هم حتما  بر تعدادشان افزوده میشود در حسرت دیدن روی عزیزانشان عمری را باید در غم و اندوه سپری کنند و کوچکترین اعتراض آنها به بدترین شکل از سمت حکومت و اطلاعات پاسخ داده میشود.

این قضیه در مورد یکی‌ از جانباختگان مدرسه شین آباد رسانه‌ای شد . وزارت اطلاعات مجوز دفن این دختر مظلوم را در شهر زادگاهش صادر نکرد و با اعمال فشاری که از ابتدای انقلاب ، سپاه به مناطق کرد نشین ایران آورده مانع از این امر شدند و مجلس خاک سپاری این طفل بیگناه را با مسائل سیاسی و امنیتی آمیختند و مجلس یاد بود خانواده داغدار این قربانی  احمال کاری حکومت را بر هم زدند .

براستی آیا اجباری کردن اردو‌های راهیان نور که توسط انجمن‌های اسلامی صورت گرفته باعث رشد علمی‌ هم میشود . جنگی که سالها جان و مال مردم ایران را به ورطه نابودی کشید و خسارت جبران ناپذیری به ملت ایران زد و هنوز هم تمامی‌ ندارد و مناطق جنگی و عملیاتی‌ هنوز هم قربانی می‌گیرد ، آنهم جوانانی که سازنده آینده این ملت خواهند بود .ولی‌ مسئولین با بی‌تفاوتی تمام از این فاجعه‌ها میگذرند. نه انگار که جان انسان از بین رفته .

به امید روزی که حاکمان ایران، برای جان بیگناه‌ترین و ضعیف‌ترین قشر‌های جامعه یعنی‌ کودکان ارزش به معنای واقعی‌ قائل شوند و اینقدر هر روز شاهد فجایع و جان باختن این عزیزان مظلوم نباشیم .

                                                                                                                      محمد جاوید گوانی 
                                                                                                    ۱۹دسامبر ۲۰۱۲