۱۳۹۱ دی ۲۶, سه‌شنبه

منیژه بهلولی وکیل دادگستری بازداشت شد









 صبح امروز منیژه بهلولی وکیل دادگستری توسط شعبه چهارم دادیاری شهر میانه بدون دلیل و مدرک کافی بازداشت و راهی زندان شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این وکیل دادگستری از زندان میانه با خانواده خود تماس گرفته و اعلام می‌دارد که در بازداشت به سر می‌برد و دادیار شعبه چهارم برای وی قرار وثیقه به میزان پنج میلیون تومان صادر کرده است.
خانواده وی با در ست داشتن این مبلغ به دادیاری رفته و خواستار تودیع وثیقه و وآزادی این وکیل دادگستری می‌گردد که متاسفانه با استنکاف دادیار مواجه می‌گردند.
پنح ماه پیش در یک پرونده‌ای که منیژه بهلولی وکالت آن را بر عهده داشت شخص دادستان و بازپرس وارد دفتر ایشان شده و تعدادی از مدارک و پرونده‌های وی را ضبط کردند.
منیژه بهلولی پس از این ماجرا از آقایان باقری رییس دادگستری میانه، حسین محرمی دادستان میانه و سلطانی رییس شعبه ۱۰۲ دادگاه جزایی این دادگستری در دادسرای انتظامی قضات شکایت می‌کند اما نه تنها شکایت ایشان به جایی نمی‌رسد بلکه مسولین قضایی برای وی پرونده سازی کرده و ایشان را به صورت غیر قانونی بازداشت می‌کنند.

احضار پدر سیدحسین رونقی به دادستانی تبریز










 در پی ابلاغ حکم ۲۱ امدادگر کمپ سرند، سیداحمد رونقی ملکی پدر حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس، به دادستانی تبریز احضار شد.

به گزارش کلمه، بر اساس احضاریه سید احمد رونقی ملکی تا تاریخ ۲۸ دی فرصت دارد خود را به شعبه هشتم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب تبریز معرفی کند که در غیر ای نصورت بر اساس حکم معاونت دادستانی تبریز، هاشم زاده، وی بازداشت خواهد شد. 

سیداحمد رونقی ملکی پیش از این از طرف اداره اطلاعات تبریز بدلیل انجام مصاحبه بخاطر وضعیت فرزندش بارها تهدید به بازداشت شده بود و در نهایت اوایل شهریور ماه سال جاری همراه با پسرانش و ۳۰ امدادگر دیگر بازداشت و روانه پلیس اطلاعات و امنیت تبریز شده بود.

وی از بیماری قلبی شدید رنج برده و بعد از جریان بازداشت در کمپ سرند وضعیت بیماریش وخیم تر شده است.

خودداری بیش از ۱۲ تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ از انجام ملاقات









بیش از ۱۲ تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در اعتراض به ممنوع الملاقات بودن علی معزی، از انجام ملاقات با خانواده‌های خود خودداری نمودند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۵ دی ماه بیش از ۱۲ تن از زندانیان سیاسی زندان اوین در اعتراض به ۳ ماه ممنوعیت ملاقات علی معزی، با وجود حضور بستگانشان در سالن ملاقات از انجام دیدار با ایشان خودداری کردند.
اسامی ۱۲ تن از این افراد که بدست خبرگزاری هرانا رسیده است عبارت است از: مجید اسدی، غلامرضا خسروی، وحید اصغری، محمد صائمی، اصغرقطان، داورحسینی، کامران ایازی، فریبرز رئیس دانا، شمس الدین مهدی‌زاده، فریدون صیدی راد، سروش ثابت و سعید جلالی فرد.
لازم به یادآوریست، علی معزی به دلیل اینکه تا کنون چهار بار از رفتن به دادگاه خودداری کرده بود، مدت ۳ ماه است که از ملاقات با بستگان خود محروم است.
وی که از شرایط وخیم جسمی رنج می‌برد، پیش‌تر نیز به همین خاطر مدت یک هفته را در سلولهای انفرادی ۲۴۰ اوین سپری کرده بود.

ممانعت مسئولین زندان اوین از اعزام دو تن از زندانیان سیاسی به بیمارستان









از اعزام محمد صائمی و اصغر قطان به بیمارستان با وجود شرایط وخیم جسمی ممانعت به عمل آمد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز ۲۱ دی ماه مسئولین زندان اوین از اعزام محمد صائمی و اصغر قطان به بیمارستان ممانعت کردند.
این دو زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین در حالی از اعزام به بیمارستان منع شدند که در شرایط وخیم جسمی بسر می‌برند.
مسئولین زندان علت این اقدام را خودداری محمد صائمی و اصغر قطان از پوشیدن لباس فرم زندان عنوان کردند.
لازم به ذکر است که موضوع پوشش زندانی برای زندانیان سیاسی درهنگام انتقال به بیمارستان که عملا توهینی به شخصیت آن‌ها می‌باشد، درزندان اوین تبعیض آمیز و سلیقه‌ای شده و به همین دلیل زندانیانی که بصورت گزینشی برای پوشیدن لباس فرم انتخاب می‌شوند از پوشیدن آن سرباز می‌زنند.
طی گزارشی که پیش‌تر در خبرگزاری هرانا منتشر شد نیز روز دوشنبه ۱۸ دی ماه مسئولین زندان اوین به همین بهانه از اعزام محمد صائمی به بیمارستان ممانعت کرده بودند.
صائمی از زندانی سیاسی دهه ۶۰ می‌باشد که پنج سال را در آن دوران در زندان گذرانده است، وی در ۱۹ بهمن ۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
محمد صائمی ۶۴ سال سن دارد و از بیماریهای حاد قلبی، سیاتیک، ستون فقرات و کلیه رنج می‌برد.
اصغر قطان زندانی سیاسی ۶۰ ساله در بند ۳۵۰ زندان اوین نیز مبتلا به دیابت، فشار خون و عوارض کلیوی می‌باشد.

شانزده سال حبس تعزیری حکم امدادگران کمپ سرند









حکم امدادگران کمپ سرند که اوایل شهریور سال جاری توسط پلیس اطلاعات و امنیت و اداره اطلاعات تبریز در روستای زلزله زده سرند بازداشت شده بودند صادر شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر اساس حکم صادره در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر، سیدحسین رونقی ملکی به دو سال حبس تعزیزی، بهروز علوی به دو سال و سه ماه حبس تعزیزی، حمیدرضا مسیبیان به دو سال و شش ماه حبس تعزیزی، واحد خلوصی به دو سال حبس تعزیزی، بهرام شجاعی به دو سال حبس تعزیزی و فرید روحانی، سیدحسن رونقی ملکی، شایان وحدتی، مسعود وفابخش، هومن طاهری، سپهر صاحبان، دانیال حسنی، علی محمدی، مرتضی اسماعیل‌پور، محمد ارجمندی راد، محمداسماعیل سلمان‌پور، محمدامین صالحی، محسن صامعی، میلاد پناهی‌پور و امیر روناسی هر کدام به به شش ماه حبس تعزیزی محکوم شدند.
بر اساس حکم صادره همه امدادگران در اتهام مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور مجرم شناخته و محکوم شدند و برای نوید خانجانی نیز حکمی صادر نشده است.
جلسه محاکمه امدادگرانی که در شهریور ماه سال جاری در کمپ سرند واقع در روستای سرند ورزقان بازداشت شده بودند روز ۲۹ آبان ماه در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر برگزار شد.
امدادگران کمپ سرند در دفاعیه خود با رد اتهامات اظهار داشته بودند که تاکنون هیچ مدرکی توسط دادستانی تبریز مبنی بر وجود مواد فاسد و آلوده در کمپ ارائه نشده و هیچ گزارشی از طرف شبکه بهداشت استان چنین موردی را تایید نمی‌کند.

صدور حکم اعدام برای یک زندانی سیاسی کرد اهل سلماس








حکم اعدام رضا ملازاده زندانی سیاسی کرد اهل سلماس از سوی دیوان عالی کشورتایید شده است به گونه‌ای که پس از تایید حکم در دیوان عالی کشور نامبرده هم اکنون در خطر اجرای حکم قرار دارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا ملازاده فرزند احمد ۲۵ ساله اهل روستای آشناک ازتوابع شهرستان سلماس، در اواخر تابستان ۱۳۹۰ در هنگام ورود به شهر پاوه توسط سپاه پاسداران بازداشت و به‌ یکی از بازداشتگاهای سپاه در شهر کرمانشاه منتقل شد.
از آن‌ زمان تا به حال علارغم مراجعه‌ مکرر پدر رضا ملازاده ‌به‌ دستگاهای اطلاعاتی وامنیتی ایران، هیچ اطلاعی از وضعیت وی کسب نکرده‌ بودند، تا اینکه طی هفته گذشته نامبرده با تماسی که با خانواده خود داشته ازبازداشت وصدور حکم اعدام به اتهام عضویت درحزب حیات آزاد کردستان (پژاک) درزندان اوین علیه وی خبر داده است.
در ضمن احمد ملازاده پدر نامبرده به دفعات به اداره اطلاعات شهرستان سلماس احضار و مورد بازجویی وتهدید قرارگرفته بود. درطی بازجویی این شهروند کرد تهدید شده که ادامه و پیگیری سرنوشت فرزندنش عواقب بدی برای ایشان به دنبال خواهد داشت.

۱۳۹۱ دی ۲۵, دوشنبه

ایوالفضل قدیانی به زندان قزلحصار منتقل شد








 ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی پس از انتخابات ۱۳۸۸ که دوران محکومیتش را در بند ۳۵۰ زندان اوین می‌گذراند، ممنوع الملاقات و قرار است به زندان قزلحصار کرج انتقال داده است.
زهرا رحیمی، همسر این زندانی سیاسی با اعلام این خبر به بی‌بی‌سی فارسی گفته است: "امروز برای ملاقات مراجعه کردیم، اما نامه زدند که به زندان قزلحصار منتقل می‌شود و به ما هم اجازه ملاقات ندادند. هیچ کس هم پاسخگو ما نیست، که چرا یک زندانی داخل تهران را به استان دیگر می‌فرستند؟ این خلاف قوانین سازمان زندان‌ها نیست؟"
آقای قدیانی، یکی از اعضای زندانی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تاکنون چندین بار خطاب به آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران نامه نوشته است.
این زندانی در یکی از نامه‌هایش از زندان به مناسبت سالگرد تجمع اعتراضی ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ گفته بود: "ولایت فقیه در ایران تبدیل به سلطنت فقیه شده و آیت الله خامنه‌ای مثل ناصرالدین شاه حکمرانی می‌کند."
وی نوشت: "انقلاب اسلامی گرچه مرض سلطنت را با جراحی درمان کرد اما متاسفانه ویروس استبداد چندی بعد یکبار دیگر به جان این ملت افتاد."
خانم رحیمی با اشاره به اینکه نامه‌های همسرش خطاب به رهبر ایران است، گفت: "هر اتفاقی برای سلامت همسرم بیفتد، شخص آقای خامنه‌ای را مسئول می‌دانم."
همسر آقای قدیانی با ابراز نگرانی از وضعیت همسرش افزود: "زندان قزلحصار محل نگهداری زندانی سیاسی نیست. بازجو‌ها تاوان افشاگری‌های همسرم را می‌دهند. می‌خواهند انتقام بگیرند."
ابوالفضل قدیانی، نهم دی ماه سال جاری پیشنهاد داده بود، این روز به نام "نکبت استبداد دینی" نام گذاری شود.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نامه خود آورده بود که "تلاش حاکمیت به کمک رسانه‌های ملی و وابسته برای تبدیل این روز به یوم الله، در پی کسب مشروعیت جهت ارایه وجهه‌ای مردمی است که مستبد بهتر از هر کس دیگری می‌داند که نقطه ضعفش کجاست و پایه‌های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می‌لرزاند."
این زندانی سیاسی همچنین پس از پیشنهاد بازجوی علیرضا رجایی به همسر این زندانی سیاسی برای طلاق از همسرش در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رییس قوهٔ قضاییه با بیان اینکه "من بعنوان یک زندانی سیاسی در رژیم گذشته اعلام می‌کنم که برخوردهای مورد حمایت شما روی ساواک شاه مخلوع را با تمام مفاسد و شکنجه گری‌هایش سفید کرده" گفته بود: "در آن رژیم علیرغم همه مفاسد و ظلم‌هایش حرمت خانواده‌های زندانیان رعایت می‌شد و هیچ مشکلی برای همسر و فرزندان زندانیان سیاسی ایجاد نمی‌شد."
ابوالفضل قدیانی ۶۶ ساله، به اتهام توهین به آیت الله خامنه‌ای و محمود احمدی‌نژاد به سه سال زندان محکوم شده است.

بردگی، تبعیض، مجازات و توهین به زنان توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران / محمد مصطفایی








 کمیسیون امنیت ملی و سایت خارجی در ماههای گذشته سرگرم بررسی لایحه گذرنامه بود، لایحه‌ای که می‌تواند دست دولت جمهوری اسلامی ایران و نیز پدران و شوهران را برای محدودیت بیشتر نسبت به حقوق زنان باز گذارد.
این کمیسیون در آخرین جلسه رسمی خود نسبت به بررسی لایحه گذرنامه به تاریخ یکشنبه ۲۴ دی ماه، موادی را به تصویب رساند که بسیار تامل برانگیز و در صورت تصویب نهایی فاجعه است.
به تصویب رسیده است که زنانی که سنشان بالای ۱۸ سال است اگر مجرد باشند می‌توانند گذرنامه دریافت کنند ولی برای خروج از کشور نیاز به اذن ولی خود دارند و زنانی هم که متاهل باشند حق دریافت گذرنامه را ندارند مگر اینکه شوهرشان به صورت کتبی موافقت خود را نسبت به دریافت گذرنامه اعلام کرده باشد.
همچنین اعضای این کمیسیون مقرر کرده‌اند که در صورتی که موانع صدور گذرنامه بعد از صدور حادث شود یا کسانی که به موجب ماده ۱۵ این قانون صدور گذرنامه‌شان موکل به اجازه آنان است از اجازه خود عدول کنند از خروج دارنده گذرنامه جلوگیری و گذرنامه وی تا رفع مانع ضبط می‌شود.
در خصوص تصمیم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی نظر گرامیتان را به نکات زیر جلب می‌نمایم:
۱ـ آنچه به کمیسیون امنیت ملی سپرده شده است موضوعی کاملا قضایی است و تصمیمات در ‌‌نهایت در برگیرند حقی از حقوق شهروندان ایرانی و خارجی بوده و در اصل اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به هیچ عنوان صلاحیت بررسی موضوعات قضایی و حقوقی را ندارند. اینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی بررسی این لایحه را طبق اصل ۱۸۵ قانون اساسی به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ارسال کرده‌اند بر خلاف روح و صراحت قانون اساسی است، چرا که بررسی قوانین و مصوبات به کمیسیون‌ها بر اساس دانش و معلومات اعضای کمیسیون صورت می‌گیرد و در این موضوع خاص افرادی می‌بایست به بررسی لایحه گذرنامه بپردازند که دانش و علم حقوقی داشته باشند. ارسال این لایحه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی همانند آن است که بررسی یک لایحه تخصصی پزشکی را به کمیسیون فرهنگی ارجاع نماییم و همانطور که اعضای کمیسون فرهنگی صالح به بررسی لوایح پزشکی را ندارند، اعضای کمیسیون امنیت ملی نیز صلاحیت بررسی موضوعات دیگر همچون موضوعات قضایی را ندارند و از آنجایی که در صورت تکمیل بررسی و تصویب لایحه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به جزییات لایحه در صحن علنی مجلس نخواهند پرداخت و نتیجه به نظر شورای نگهبان برای تایید نهایی خواهد رسید و چون شورای نگهبان همگام با اعضای کمیسیون امنیت ملی هستند نتیجه این خواهد شد که با تصویب قوانین برخلاف موازین حقوق بشر نیز برخلاف آزادی‌های اساسی شهروندان ایرانی، حقوق آنان توسط مجلس شورای اسلامی تضییع خواهد شد همانطور که حقوق زنان با تصویب این قانون تضییع می‌گردد.
۲ـ لایحه گذرنامه با مقدمه‌ای که مرقوم نمودم نه تنها تصویبش برخلاف موازین و مقررات مربوط به قانون اساسی جمهوری اسلامی و مقررات حقوق بشر است، توهین به شعور و فهم تمامی زنان ایرانی نیز خواهد بود چرا که جهان همگام با آگاهی و فهم بین المللی رو به برابری حقوق زنان و مردان می‌رود و هیچ دولت و مرجعی حق این را ندارد که به بهانه‌های مختلف از جمله امنیت داخلی یا خارجی کشور حقوق زنان را تضییع و برای مردان حقی ارجح قائل گردد. اینکه کمیسیون امنیت ملی برای دختران مجرد حقی برای گرفتن گذرنامه در نظر گرفته‌اند، کار شاق و با عظمتی نیست. حق همه شهروندان ایرانی و حتی شهروندان کشورهای دیگر است که پس از رسیدن به سن بلوغ بتوانند گذرنامه دریافت کنند و نباید هیچ شرط و شروطی هم بر آن متصور باشد. حال اگر بیاییم و برای دخترانی که گذرنامه دریافت گرده‌اند شرطی قائل شویم بر این اساس که از کشور بدون اذن ولی خود نمی‌توانند خارج شود، آزادی‌های آنان را سلب کرده و به گونه‌ای آنان را به صورت قانونی مجازات کرده‌ایم.
۳ـ کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی همچنین مقرر کرده است که زنان متاهل حتی نمی‌توانند بدون توافق شوهر خود گذرنامه دریافت نمایند چه رسد به اینکه بخواهند به سفر روند. این مقرر نیز کاملا توهین به شعور همه زنان متاهل است هر چند اولا در تعارض با اخذ گذرنامه توسط دختران مجرد می‌باشد به این نحو که دختران مجرد می‌توانند گذرنامه دریافت کنند ولی زنان متاهل از اخذ گذرنامه هم محرومند و در زمانی که مجرد بوده‌اند می‌توانستند گذرنامه بگیرند و حال که متاهل شده‌اند از گرفتن گذرنامه محروم شده‌اند و ثانیا کاملا تبعیض قانونی بین دختران مجرد و زنان متاهل است. محرومیت هر دو برای اخذ گذرنامه ممنوع و فاقد هرگونه توجیه است چه رسد به اینکه تبعیض نیز در میان مجردین و متاهلین نیز روا داریم.
۴ـ زنانی که ازدواج می‌نمایند نیز خود باید در خروج و ورودشان به ایران تصمیم بگیرند و نباید سایه یک فرد را بر اراده و خواست یک فرد دیگر اندازیم و برای وی محرومیت قائل شویم. این نیز توهین به شعور زنان متاهل است و نباید قانونگذار حق این را داشته باشد که نسبت به حقوق زنان محدویت بی‌مورد ایجاد کند.
۵ـ مصوبه اعضای کمیسیون امنیت داخلی و سیاست خارجی برده دارای محض و مدرن است با این توضیح که تنها بردگان در دوران برده داری بوده‌اند که صاحبانشان این اذن را به آن‌ها می‌داند که فلان کار را انجام دهند و فلان کار را انجام ندهند و به فلان جا بودند یا نرود. اینکه به پدر این اختیار را بدهیم که مانع خروج فرزندش از کشور شود و یا به مردی این اجازه را بدهیم که بتواند زنش را محروم از خروج از کشور کند مانند آن است که فردی را به بردگی گرفته و بخواهیم بر او تسلط داشته باشیم در حالی که امروزه نظام بردگی از بین رفته است و نباید به هیچ دولتی اجازه داد تا زنان را به بردگی مردان در آورند.
۶ـ ممنوع الخروج کردن افراد یک مجازات است که می‌بایست توسط قاضی در یک محکمه عادلانه و بی‌طرف صادر شود. گاهی برای اینکه مجرمی از زیر بار جرم فرار نکند یا اینکه متهمی به دادرسی فراخوانده شود، قانونگذار این‌ای اختیار را به قضات می‌دهد تا از قرار تامین کیفری ممنوع الخروجی استفاده کنند. تا اینجای قانونگذاری ایرادی نمی‌توان گرفت اما اگر پای را از این فرا‌تر نهاده و بخواهیم بدون دادرسی عادلانه و بی‌طرفانه و بر اساس یک قانون حقی را به فردی بدهیم که دیگری را ممنوع الخروج کند به صورت قانونی این حق را به فرد داده‌ایم که دیگری را مجازات کند. بنابراین در صورتی که چنین قانونی به تصویب رسد تمامی زنانی که محروم از داشتن گذرنامه می‌شوند و یا اینکه اجازه خروج از کشور را نمی‌یابند ناخودآگاه و به صورت ناعادلانه مجازات می‌گردند که عملی بر خلاف قانون اساسی و نیز مقررات و عهدنامه‌های بین المللی است.
۷ـ نکته آخر اینکه این حق به کسانی که اذن به گرفتن گذرنامه یا خروج از کشور دارند، داده شده است که هر زمان خواستند از اذنشان عدول کنند و دختر خود در خصوص مجرد‌ها و همسر خود در خصوص متاهل‌ها را ممنوع الخروج کرده و دولت این حق را خواهد داشت که گذرنامه آن‌ها را ضبط کند، عملی که با هیچ عقل و منطقی قابل توجیه نیست. این اعمال تنها از افراد دیوانه و روانی که به اراده خود تسلط ندارند بر می‌آید که چنین حقوق اجتماعی را از زنان یک جامعه سلب کنند.
امیدوارم که با اعتراض‌های مدافعین حقوق زنان به این مصوبه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، چنین لایحه‌ای هرگز به سرانجام نرسد.
وکیل محمد مصطفایی مدیر سازمان مدارای جهانی

مهندسی انتخابات از مصادیق بارز نقض حقوق بشر / ائلچین حاتمی









برگزاری انتخابات آزاد و متکی به آرای واقعی مردم از خصوصیات بارز یک حکومت دموکراتیک واقعی می‌باشد. شدت و ضعف دموکراسی درجوامع بشری امروزی با سلامت انتخابات و انتخاب نمایندگان واقعی مردم سنجیده می‌شود.
انتخابات یکی از مکانیسم‌های تجلی اراده ملت در اداره کشور خود و از شروط لازم برای بسط دموکراسی در جوامع امروزی می‌باشد. ولی در حکومت‌های توتالیتر و غیر دموکراتیک خبری از انتخابات آزاد نیست و انتخابات بیشتر فرمایشی و در جهت خواست‌های سیستم دیکتاتوری حاکم و حاکم مستبد آن دستکاری و مهندسی شده و فاقد نظارت محلی و بین المللی می‌باشد.
زیرا انتخابات آزاد قدرت دیکتاتور‌ها را به چالش می‌کشاند و به فروپاشی مسالمت آمیز پای‌های قدرت حاکمیت آنان کمک می‌کند. مردم ایران هم تاکنون به سبب وجود حکومت‌های دیکتاتوری تا کنون روی انتخابات آزاد، شفاف و رقابتی را بخود ندیده است.
انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری در ایران نزدیک است. در ماه‌های اخیر شماری از مقام‌ها و شخصیت‌های سیاسی ایران بویژه ۲ رئیس جمهور قبلی اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و رئیس جمهور فعلی محمود احمدی‌نژاد بر آزاد برگزار شدن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تأکید کرده‌اند.
دلیل تاکید این افراد بر آزادی وشفافیت انتخابات ترس و نگرانی از مهندسی و دستکاری انتخابات توسط سپاه پاسداران و طرفداران علی خامنه‌ای رهبر حکومت ایران می‌باشد.
در واکنش به اظهارات این مقامات و شخصیت‌های سیاسی علی خامنه‌ای گفت: "آن کسانی که راجع به انتخابات توصیه‌هایی می‌کنند، حواسشان باشد به دشمن کمک نکنند. دائما نگویند انتخابات باید آزاد باشد. از اول انقلاب ۳۴ انتخابات داشتیم. کدامش آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزاد‌تر است؟"
به دنبال سخنان علی خامنه‌ای حمله طرفداران او و مقامات نظامی و سیاسی کشور به کسانی که خواهان برگزاری انتخابات آزاد در کشور بودند شروع شد، اکثریت آنان از خامنه‌ای حمایت کردند و سخنان وی را در مورد برگزاری انتخابات آزاد ستودند که به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود:
علی سعیدی نماینده خامنه‌ای در سپاه با بیان آنکه سپاه پاسداران چهارچوب‌ها و معیار‌ها در انتخابات را تبیین می‌کند گفت: وظیفه ذاتی سپاه، مهندسی معقول و منطقی انتخابات است. وی همچنین گفته است که ملاک عمل حکومت جمهوری اسلامی رای مردم نمی‌باشد و برخی عقیده دارند که مشروعیت نظام و همه مسائل در حکومت دینی از رای مردم نشات می‌گیرد. این یک انحراف است.
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۳ هم به طور سرپوشیده به اکبر هاشمی رفسنجانی تاخت و با گردن کلفت خطاب کردن وی انتخابات آزاد را رمز فتنه و شورش در انتخابات ریاست جمهوری آینده دانست.
صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه حکومت ایران هم ضمن هشدار به مخالفین و منتقدین حکومت در انتخابات ریاست جمهوری آینده اعلام کرد: اگر گروه‌های سیاسی بخواهند از راه‌های غیرمعمول و غیرمعقول در انتخابات عمل کنند، همچون جریان فتنه با آن برخورد خواهد شد و کسانی که می‌خواهند نامزد‌ها مورد نظر خود را به نظام تحمیل کنند خوابشان تعبیر نخواهد شد.
واکنش رهبر حکومت ایران و مقامات سیاسی طرفدار وی به برگزاری انتخابات آزاد در واقع از مهندسی و دستکاری قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری آینده توسط طیف خامنه‌ای به نفع نامزد مورد نظر آنان حکایت دارد. انتخاباتی که به گفته نماینده ولی فقیه در سپاه، رییس جمهوری برگزیده آن باید بیش از گذشته ولایتمدار باشد. منظور از ولایتمداری یعنی رئیس جمهور آینده باید فردی کاملا مطیع و فرمانبردار باشد که بایستی فرامین و اوامر ولایت مطلقه فقیه را در کشور اجرا کند.
حق مشارکت سیاسی از مصادیق مهم حقوق بشر می‌باشد و در کنار آن بایستی در جوامع حق آزادی بیان، حق تشکیل و مشارکت در احزاب سیاسی مستقل، تشکیل نهادهای مدنی رعایت شود که حکومت ایران از بدو تشکیل با تصویب قوانین تمامیت خواه و با ایجاد محدودیت‌هایی شدید بطور سیستماتیک مانع تحقق آنان در جامعه ایران می‌شود. قوانین حکومت ایران در مورد انتخابات بویژه انتخابات ریاست جمهوری مشارکت همگانی در انتخابات و رقابت آزاد برای نامزد‌ها را تضمین و تامین نکرده، بلکه در جهت تحمیل آن‌ها از بالا به پائین یعنی از طرف حاکمیت به مردم عمل می‌کنند.
اصل ۹۹ قانون اساسی حکومت ایران نظارت همه جانبه بر انتخابات را بر عهده فقهای شورای نگهبان گذاشته که اعضای آن توسط رهبری انتخاب می‌شوند. نظارت استصوابی شورای نگهبان که مبتنی بر نظر شورای نگهبان در مورد صلاحیت یا عدم صلاحیت افراد و نامزدهای انتخاباتی برای تصدی پست‌هایی از جمله، ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس و عضویت در مجلس خبرگان رهبری است، آزاد و رقابتی بودن انتخابات را زیر سئوال برده است و مغایر با ماده ۲۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۲۵ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و مفاد مندرج در اعلامیه معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه (مصوبه ۲۶ مارس ۱۹۹۴ پاریس) می‌باشد. به عنوان نمونه می‌توان به رد صلاحیت گسترده در انتخابات ریاست جمهوری گذشته در ایران اشاره کرد که بیش از ۲۰۰۰ نفر توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند و از میان آن‌ها ۴ نفر به عنوان نامزد انتخاباتی انتخاب شدند.
بر اساس اصل ۱۱۵ قانون اساسی حکومت جمهوری اسلامی رئیس جمهور باید مرد و معتقد به مذهب رسمی کشور یعنی مذهب شیعه جعفری باشد. با توجه به این اصل زنان که بیش از نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند حق شرکت در انتخابات را ندارند. همچنین پیروان سایر مذاهب و ادیان نمی‌توانند در ایران رئیس جمهور بشوند. پس قانون اساسی جمهوری اسلامی در تضاد کامل با قوانین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و اعلامیه معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه می‌باشد که هر کدام بطور جداگانه بر آزادی مشارکت در انتخابات فارغ از جنس،‌نژاد، زبان و مذهب افراد جامعه تاکید کرده‌اند.
با توجه به قوانین تبعیض آمیز و غیر دموکراتیک حکومت جمهوری اسلامی در مورد انتخابات و نظارت ارگان‌های تحت امر و نظارت ولایت مطلقه فقیه نظیر شورای نگهبان و دخالت سپاه پاسداران بر آن می‌توان نتیجه گرفت انتخابات آزاد و رقابتی در جمهوری اسلامی با آنچه که در معیارهای دموکراتیک و قوانین مندرج در اعلامیه‌ها و میثاق‌های بین المللی حقوق بشر تعریف شده است معنا و مفهومی ندارد و مشارکت شهروندان در انتخابات‌های گزینشی که توسط حاکمیت اجرا می‌شود، پوچ و بیهوده است.
زیرا رای مردم در انتخاب فرد مورد نظر اکثریت افراد جامعه تاثیری نداشته، بلکه یک نوع انتصابی است که ولایت فقیه و طرفدارانش فرد مورد نظر خود را از بالا بر اکثریت جامعه تحمیل می‌کنند. نمونه بارز آن را در انتخابات ریاست جمهوری گذشته شاهد بودیم که خامنه‌ای و سپاه از کاندیداتوری محمود احمدی‌نژاد در برابر میر حسین موسوی حمایت کردند و با تقلب و دستکاری گسترده در آرا مردم نتیجه را به نفع احمدی‌نژاد اعلام کردند. بعد از انتخابات اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف ایران بویژه در پایتخت چندین ماه به طول انجامید. معترضین به نتیجه انتخابات با کمک زور اسلحه سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی و ماموران اطلاعاتی سرکوب شدند که اعتراضات خیابانی با دستگیری و حبس صد‌ها نفر و کشته شدن ده‌ها نفر از معترضین پایان یافت. رهبران مخالفان میر حسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی به حبس خانگی سپرده شدند که از حدود دو سال پیش در حصر خانگی به سر می‌برند.
شرایط موجود در کشور نشان می‌دهد انتخابات آینده ریاست جمهوری هم از این قاعده مستثنی نخواهد بود. ماهیت غیر دموکراتیک قوانین ایران بویژه قانون اساسی حکومت ایران اجازه مشارکت همگانی برای انتخاب شدن را به افراد شایسته جامعه بدون در نظر گرفتن مذهب، زبان، جنسیت و‌نژاد که در اعلامیه‌ها و میثاق‌های بین المللی حقوق بشری به رعایت آنان تاکید شده است، نخواهد داد. زنان و پیروان سایر مذاهب و ادیان بکلی از نامزدی برای تصدی پست ریاست جمهوری محروم خواهند شد. مثل گذشته اکثریت قریب به اتفاق نامزدهای که جنسیتشان مرد و پیروان مذهب شیعه هستند، قبل از شروع رای گیری نخواهند توانست از فیل‌تر شورای نگهبان عبور کنند و رد صلاحیت خواهند شد. سپس بعد از اتمام رای گیری با دستکاری و مهندسی در آرای ماخوذه توسط عوامل حاکمیت فردی برای ریاست جمهوری آینده برنده انتخابات اعلام خواهد شد که ذوب در ولایت باشد و بتواند در جهت منافع بیت رهبری و گارد آن «سپاه پاسداران» گام بردارد و خواسته‌های آن‌ها را برآورده کند.
ماهیت توتالیتر و غیر دموکراتیک قانون اساسی ایران که دست ولایت مطلقه فقیه را مادام العمر برای نظارت بر تمام امور کشور حتی زندگی خصوصی شهروندان باز گذاشته است. بعد مطلق گرا و ایدئولوژیک قوانین مبتنی بر احکام و تعالیم که اساس حکومت جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد، امکان و اجازه اصلاح بنیادین آنان را نمی‌دهد و تطبیق قوانین موجود، با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین المللی مرتبط با آن را غیر ممکن ساخته است. با توجه به این تغییر بنیادین حکومت اسلامی ایران با یک حکومت دموکراتیک مطابق استانداردهای امروزی و جایگزینی و اجرای قوانین دموکراتیک مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین المللی با قوانین غیر دموکراتیک سنتی بر گرفته از فقه شیعی می‌تواند شرایط را برای انتخابات آزاد و رقابتی عاری از تبعیض جنسیتی، نژادی، مذهبی و زبانی مهیا سازد و به نقض همه جانبه حقوق بشر بویژه در زمینه برگزاری انتخابات که از شروط ضروری برای تحقق دموکراسی در جوامع امروزی است، پایان دهد.








 محمدامین آگوشی معلم بازنشسته و زندانی امنیتی که پیش‌تر به اعدام و سپس به ۱۰ سال حبس توام با تبعید محکوم شده است پس از تبعید به زندان مرکزی زاهدان به دلیل دوری مصافت زاهدان - ارومیه به خودی خود از ملاقات هفتگی با اعضای خانواده خود نیز محروم شده است.
این زندانی امنیتی طی نامه ای سرگشاده به کانون صنفی معلمان و کانون بازنشستگان کشور که یک نسخه از آن در اختیار خبر گزاری هرانا قرار گرفته است، از مصائب خود می‌گوید:
به نام خدا
خطاب به کانون صنفی معلمان و کانون بازنشستگان کشور
اینجانب محمد امین اگوشی معلم بازنشستهٔ که ۳۰ سال در محروم‌ترین روستاهای کشور تدریس کرده‌ام، از سوی دادگاه نظامی ارومیه به اتهام ناروای ارتباط با اقلیم کردستان عراق ابتدا به اعدام و سپس به ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان مرکزی زاهدان محکوم گشته‌ام و ۴ سال از این حکم را در زندان ارومیه سپری کرده‌ام.
من که خود دوران کودکی‌ام را همچو اکثریت مردم پیرانشهر با فقر گذراندم و در دوران تدریس با فقر فرزندانم که لاله‌های نو رسیده‌ای هستند که زود‌تر از سنشان بزرگ می‌شوند و به جای کیف مدرسه‌ای که باید بر دوششان باشد با آن قامت‌های ریزشان که از رژیم‌های اجباری و تحمیلی بر خود و خانواده یشان است با کوله باری بزرگ می‌شوند و کمر خویش را با بار سنگین زندگی آشنا می‌کنند ۳۰ سال زندگی کردم.
امروز نیز همچو تمام این سال‌ها در دور دست‌ترین نقطهٔ این کشور فقر سراسر زندگی‌ام را پوشانده است به گونه‌ای که تبعید من به زاهدان نه تنها ظلم بزرگی به من بوده است که ظلمیست بزرگ‌تر به خانواده‌ام.
وقتی که همگان می‌دانند فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و چپاول غارتگران اقتصادی و اختلاس کنندگانی که در راس قرار گرفته‌اند و مردان این سرزمین را خجالت زدهٔ سفره‌های خویش کرده است من نیز جدای از این شرایط نمی‌باشم به گونه‌ای که بدلیل فشارهای روحی و روانی و مشکلات شدید اقتصادی که گریبانگیر خود و خانواده‌ام می‌باشد هرگز قادر نخواهند بود که برای ملاقاتم بیایند.
و بهتر که بدانید که فرزندم برای فراهم شدن شرایط دیدار خود و مادرش با من مجبور شد که بدنش را برای فروش کلیه‌اش به تیغ جراحی، نه تیغ جراحی پزشکی که تیغی از جنس پول و چپاول و غارتگران اقتصاد و انسانیت بسپارد که بتوانند یکباری به اینجا بیایند و دیگر مشکلات اقتصادی خانواده را مرحمی هرچند اندک زده باشد.
از آنجا که حکم نفی بلد خلاف شرع و قانون به ناحق بر من تحمیل گشته است، این نامه فریاد مظلومیت معلمی است که با فقر بزرگ شد و با فقر زندگی گذراند و فقر، خانواده‌اش را بار دیگر قربانی کرده است. از نهادهای بین المللی و حقوق بشری تقاضا دارم که در راستای برگشتن من و تمام عزیزانی که به ناحق دربند این رژیم گرفتار شده‌اند از هیچ تلاشی دریغ نکنند.
۲۴ در زندان مرکزی زاهدان۱۳۹۱
معلم و زندانی سیاسی دربند
محمد امین آگوشی