۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

زخمی شدن دو شهروند کرد سلماسی توسط نیروی انتظامی









 بر اثر تیراندازی مأموران نیروهای انتظامی ایران، دو شهروند کُرد سلماسی به شدت زخمی شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شامگاه روزنهم بهمن ماه سال جاری دراتوبان ما بین زنجان و تبریز، نیروی انتظامی با شلیک مستقیم به خودرو یک شهروند کرد موجب زخمی شدن دو تن از سرنشینان آن‌ شد.
بر پای همین گزارش، کامران عبدویی فرزند صلح الدین و سنار عبدویی فرزند چرگز هر دو اهل روستای کتبان از توابع شهرستان سلماس به ترتیب از ناحیه پا و شکم به شدت زخمی و وضعیت سنار وخیم اعلام شده است.
گفتنی است، درجریان تیراندازی نیروهای انتظامی نامبردگان به شدت زخمی و به بیمارستان شهرستان تبریزمنتقل شدند.
درادامهٔ گزارش ارسالی آمده است که نامردگان به صورت امنیتی محافظت می‌شوند و از حق ملاقات با خانوادهای خود محروم می‌باشند.
اتهام نامبردگان از سوی مقامات امنیتی، بی‌اعتنایی به دستور ایست ماموران انتظامی ذکرشده است.

با گذشت دوهفته ۸۰ روستای کردنشین سلماس همچنان درمحاصره برف هستند








با گذشت دوهفته پس از بارش برف در سلماس، همچنان تعدادی از راه های روستایی کردنشین این شهرستان بعلت برف مسدود است و مردم این روستاها با مشکلات زیادی مواجه شده اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با تلاش نیروهای هلال احمرو راهداری شهرستان سلماس سرنشینان تعدادی از خوردوها که در برف گرفتار شده بودند از مرگ حتمی نجات پیدا کردند.
بارش برف در سلماس طی روزهای گذشته ادامه داشت و موجب مسدود شدن بسیاری از راه های روستایی و گرفتار شدن تعدادی خودرو در مسیرهای برفگیر این شهرستان شد.
هم اکنون نزدیک به ۸۰ راه روستایی بعلت برف بسته است و ارتباط این روستاها از طریق زمینی قطع می باشد.
بنا به گزارشهای رسیده، دوهفته پیش که بارش سنگین برف شهرستان سلماس را سفید پوش کرد، تعداد زیادی از راه های روستایی سلماس هم بعلت برف بسته شدند.
پس از این بارندگی ، هیچ  تلاشی از طرف اداره راه و شهرسازی سلماس برای بازگشایی راه روستاهای محصور در برف انجام نگرفته است. هم اکنون با گذشت بیش ازدوهفته هنوز راه ارتباطی روستاهای قصریک بالا، قصریک پایین، قلعه رش، گریکان، اورتانوس، هشتراک، خناوین، ستونرش، کالیک، حاجفان، و ...  از توابع شهرستان سلماس بسته است و مردم این روستاها با مشکلات زیادی روبرو شده اند.
تعدادی از راه های روستایی هم که بازگشایی شده است، فقط به اندازه عرض یک خودرو قابلیت عبور و مرور دارند و درصوتیکه دو خودرو با هم رو در رو شوند، یکی از خودروها به اجبار باید چند کیلومتر راه را دنده عقب حرکت کند.
بر پای همین گزارش، با وجود گذشت بیش از دو هفته از بارش برف سنگین هنوز هم بسیاری از راههای بخش شپیران شهرستان سلماس مسدود می باشد و متاسفانه   روز پنج شنبه مورخه ۲۸ دی ماه در روستای هرکیان شهرستان سلماس یک خانم به نام "زهرا حسین زاده گوله شیخان" شهروند کرد که دو قلو باردار بود به دلیل وخامت حال و به دلیل مسدود بودن راه  ارتباطی و نیز قطعی تلفنهای روستا و عدم آنتن دهی تلفن همراه در منطقه، نامبرده به وسیله قاطر به طرف شهرستان سلماس به راه میافتد  ولی به علت سرما در بین راه فوت میکند.
همچنین فرزنده توزویی ۲۷ ساله فرزند عبدالله شهروند کرد اهل روستای بروشخواران از توابع شهرستان سلماس به دلیل مریضی و نبود امکانات پزشکی و مسدود بودن راه این روستا فوت کرده است. گفته میشود چند روز پیش هم نیروهای هلال احمر این شهرستان  دو زن باردار را نجات دادند.
گفتنی است، اداره راه و شهرسازی سلماس وظیفه بازگشایی راه های روستایی را برعهده دارد و در این مدت دو هفته عملا هیچ اقدامی انجام نداده است.

۱۳۹۱ بهمن ۱۶, دوشنبه

سندیکا و جامعه مدنی / عزت درویشی








نضج گیری تفکر ساندیکایی و شکل گیری آتیِ اتحادیه ها را در ایران می توان تا نخستین کنشها و کوششها در حاشیه فعالیتهای کارگران ایرانی در منابع نفتی باکو و در دهها سال پیش پیگری کرد. از رهگذر استقرار نخستین اجتماعات ایرانی کارگران در این منطقه، و آشنایی آنان با مفاهیم سوسیال دموکراتیک ، به زودی سازماندهی کارگری و بنیانگذاری تشکیلات مستقل کارگری، به مساله ای با اهمیت در بسیاری از نقاط ایران بدل شد و طبقه کارگر نوظهور ایران خود را در راه نجات هستی و آگاهی خویش از قید استثمار و کنترل قرار داد.
برخلاف بسیاری از حوزه هایی که محل تصادم سنت و اندیشه های تجدد طلبانه قرار گرفتند و روشنفکران به محمل توزیع افکار تازه در این باره تبدیل شدند، در حوزه فعالیتهای کارگری، کنشهای مدنی از پائین و از رهگذر تجارب واقعی کارگران پا گرفت. از این روست که می توان ادعا کرد، کارگران ، خود حاملان اصلی اندیشه های سندیکایی بوده اند و زندگی واقعی آنها پایه پذیرش چنین اندیشه ای بوده است. از طرفی ، برخلاف بسیاری از شعارها و آرمانهای روشنفکران، که اغلب انتزاعی بوده و نیازمند طی پروسه طولانی بازتعریف و تحلیلهای نظری دیریاب هستند، فعالیتهای سندیکایی بر مبنای اهدافی عینی تعریف می شوند که از همان نگاه نخست برای طبقه کارگر ملموس و سهل الوصول تر به نظر می رسند.
اما همین درک ملموس نیز باعث و بانی تلاشهای سازمان یافته حکومتها در تاریخ معاصر ایران بوده است تا مانع از استقرار سندیکاهای مستقل شوند. تضعیف سندیکا و تشکل یابی کارگران این فرصت را در اختیار حکومتهای ایران قرار داده است تا ضمن قبضه و تسلط این حوزه ، ضمن کنترل بزرگترین جمعیت مولد کشور و جلوگیری از تکوین آگاهی طبقاتی و اجتماعی در آنها، نوعی از تشکیلات وابسته را طرح ریزی کنند که کانال اصلی عوامفریبی ها و بسیج سیاسی توده های ناآگاه از آنها شود.
پافشاری حکومتها در مسیر تکوین تشکل یابی کارگران، هرگز نباید دستاویزهای کافی را برای روگردانی کنشگران اجتماعی و فعالان کارگری تولید کند. سندیکا بدون تردید از بی بدیل ترین اشکال اِعمال دموکراسی مستقیم است که دقیقا برآیند مطالبات واقعی جامعه بوده و از پائین و از بطن تجربه زندگی روزمره و دانش زیستن بدست می آید.
سندیکا را می توان پایه ای ترین رکن تقویت کننده دموکراسی خواهی و عدالت طلبی در ایران دانست. چرا که بر شانه آگاهی بزرگترین بخش از جمعیت کشور یعنی طبقه کارگر ایستاده است. سندیکا می تواند نقطه عزیمت تاملات روشنفکران ایرانی باشد که همواره خواستار تحقق دموکراسی در سطوح وسیع بوده اند. اتحادیه های کارگری محل انعکاس خواستهای مردمی هستند که راههای تغییر وضعیت موجود اجتماعی و سیاسی را از پایه ای ترین نقطه و عمومی ترین جایگاه تعقیب خواهند کرد.
جامعه ایرانی بواسطه همین تجربه ناقص و ناکارآمد تحزب سیاسی باید با اهتمام نسبت به وجود سندیکاها، فردیت ایزوله شده خود را در پروسه عملیاتی تصمیم گیری و مشارکت اجتماعی باز یابد. ماهیت دموکراتیک فعالیت سندیکایی، قیدهای جنسیتی، نژادی، قومیتی و عقدیتی را به حاشیه می راند و امید رهایی طبقه کارگر را از اسارت در چنگال جنگهای زرگری و آنتاگونیسمهای کاذب جناحهای قدرت زنده می کند. بر شانه های سندیکاهاست که مجرب ترین و باسوادترین کارگران می توانند در کنار روشنفکران آزادی خواه و عدالت جوی پایه های احزاب سیاسی مدرن را در کشور پی ریزی کنند.
طیقه کارگر به انزوا رانده شده ایران تنها در تشکل یابی کارگری است که بهبود زندگی خود را در گرو بهبود زندگی و شرایط اجتماعی عمومی معنا خواهد کرد و به تقویت بیش از پیش سرمایه و مشارکت اجتماعی و تعادل اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت در جامعه خواهد انجامید.
دولتمردان عوامفریب، همواره برای بهره گیری از رای خام اعضای این طبقه، آنها را به عنوان پایه های تولیدی کشور مورد تشویق های شرورانه خود قرار داده اند و در نهایت با ساز و کارهای سیاسی متعدد آنها را رو در روی هم قرار داده اند تا خود با خیالی آسوده به چپاول ثروتهای جامعه بپردازند. طبقه کارگر به بازیچه شعارهای سیاسی و تبلیغاتی دولتمردان تقلیل یافته است، باید در راستای فعالیت سندیکایی به واقع دریابد که اگر چه بار تولید ثروت به دوش او گذاشته شده است اما کمترین نفعی از این چرخه ثروت نبرده است.
فرایند آموزش مشارکت اجتماعی در سندیکا، طبقه کارگر را به نقطه عطف تحولات اجتماعی بدل خواهد کرد، جامعه مدنی ایران را دچار تحول کمی و کیفی خواهد کرد چرا که طبقه کارگری خواهد داشت که نه تنها سازنده ثروت اقتصادی بلکه پشتوانه سرمایه اجتماعی و فرهنگی و شاهین ترازوی آزادی و عدالت اجتماعی خواهد بود.
تنها در این صورت است که دموکراسی در ایران قادر خواهد بود به یک پروسه ( روند) اجتماعی پایدار ارتقا یابد که به سهولت و با دستکاری در آرای انتخاباتی و یا ترفندهای سیاسی دچار وقفه و رکود نشود. اصل بودن گفتگو و به زیر کشیده شدن تابوی نظام استبدادی در اندیشه سندیکایی، باعث می شود تا دموکراسی در سطوح عرضی در همه عرصه های اجتماع گسترده شده و برای وسیع ترین جمعیت کشور درونی شود.
در جامعه مدرن و به فراخور تخصصی شدن فزاینده  حرفه ها و مشاغل متعدد هر یک محل تاسیس یک اتحادیه یا سندیکا هستند که بین اعضای طبقه کارگر، پلورالیسمی پویا را ترویج خواهند کرد و قادر خواهند بود از همسان سازی و نابودی آرای مستقل، جلوگیری کنند. حرفه ها و بخشهای مختلف طبقه کارگر می توانند ضمن حفظ خصوصیات خود، اما ذیل اندیشه سندیکایی همچون حلقه های زنجیر به هم متصل شده و در شکل گیری فرایند فدراسیون یا کنفدراسیون ملی کارگران کشور توان چانه زنی فوق العاده ای بدست آورند.
مزیت بزرگ فعالیت سندیکایی در تعقیب شعارها و اهدافی است با جنبه های عینی که قدرت جذب طبقه کارگر را دارد. این اهداف که در وهله نخست در بهبود کیفیت زندگی متمرکز شده است، پس از جذب و بسیج گسترده طبقه کارگر می تواند وارد فاز آموزشی شود و در نهایت دموکراسی و توسعه سیاسی پایدار را از لفاظی خارج و به یک مولفه انکار ناپذیر اجتماعی متحول سازد.
تنها با ارجاع به یکی از مصادیق تجربه فعالیت سندیکایی که ناظر است بر ایجاد صندوقهای مستقل مالی ( مانند صندوقهای تعاونی و قرض الحسنه ) ، انحصارات صرفا سودطلبانه اقتصادی و بانکی را نقض کرده و باعث گردش ثروت حاصل از فعالیت تولیدی در بین تولید کنندگان شود. همین گردش مالی خود قادر است تا به بازتولید شبکه وسیعی از فعالیتهای اجتماعی و رهاسازی کارگران از بنگاههای سرمایه دارای مالی شود. فراغت این طبقه از چنین زد و بندهای مالی، می تواند فرصت و انگیزه های لازم را جهت آموزش و تقویت دانش اجتماعی در او پدید آورد.
سندیکا همان عرصه ای است که می توانیم جنبشهای اجتماعی را در بستر آن تقویت کنیم و امیدوار باشیم فارق از تغییرات ادواری دولت و جابه جایی در سطح قدرت، مستمر باقی بمانند و عمر خواست تحول طلب را بلند مدت و جامعه مدنی را فربه نمایند. از همین رو معتقدم، بر مجموعه متنوع فعالان اجتماعی در ایران لازم است تا از ضرورت تشکل یابی و تقویت فعالیت سندیکایی حمایت کنند. تقویت این فعالیتها می تواند جمهوری اسلامی را حتی از دل بستن به شعارهای توخالی خود پیرامون همراهی فرودستان با برنامه های کج و معوج سیاسی و اقتصادی بی برنامه نا امید کرده و خود را نه تنها مواجه با مطالبات طبقه متوسط شهری بلکه در تضاد با اکثریت سازمان یافته جامعه دریابد.
در این شرایط است که حتی اگر به سرعت و سهولت به تغییر کلیت حکومت نیاندیشیم، اما می توانیم اطمینان حاصل کنیم که آنها به نفع اصلاحاتی دامنه دار و بنیادین عقب نشینی خواهند کرد.
فعالان این حوزه در ایران امروز را نباید در برابر سرکوب ها و تهدیدها تنها گذاشت. آنها باید از حمایت بخشهای وسیع جامعه مدنی و طیفهای وسیعی از فعالان سیاسی و اجتماعی برخوردار باشند. میزان حمایت از آنها و به خصوص سازمان دهندگان فعالیت سندیکایی که به زندانهای طویل المدت محکوم شده و یا از فعالیتهای خود محروم شده اند، می تواند حامل پیامی روشن و محکم برای تمام اعضای طبقه کارگر باشد و آنها خود را در برابر فشارهای امنیتی تنها احساس نکنند.
هم چنین با تشکیل صندوق های حمایت بین المللی کارگری که در همه اتحادیه های جهانی کارگری مرسوم است به هنگام اعتصابات و یا اخراج رهبران کارگری از محیط کار به آنها پشت گرمی مالی داد تا بدون ترس از گرسنگی خانواده هایشان در شرایط بیکاری و اخراج هم به فعالیت های بشردوستانه سندیکایی خود ادامه دهند. این یاری بین المللی همان انترناسینالیسم پرولتری در قالب امروزی خواهد بود که با رشد رسانه های مختلف الکترونیکی و بدون حد و مرز به راحتی می توان آن را سازماندهی و رهبری نمود.
منبع: ماهنامه خط صلح شماره 21

اعتصاب ۴۰۰ کارگر قطار شهری اهواز در اعتراض به پرداخت نشدن شش ماه حقوق









 ۴۰۰ کارگر قطار شهری اهواز از روز سه شنبه گذشته تاکنون دست از کار کشیده اند.
بنا به گزارش خبرگزاری ایلنا، ۴۰۰ کارگر قطار شهری اهواز از روز سه شنبه گذشته تاکنون در اعتراض به پرداخت نشدن شش ماه حقوق خود دست از کار کشیده‌اند.
بر اساس این گزارش، ‌این کارگران در قسمت‌های پشتیبانی، حمل و نقل و حفاری تونل شاغل هستند و ‌در این مدت در مقابل در ورودی تونل کارگاه محل خود تجمع کرده‌اند.
در سال‌های گذشته اخبار و گزارش‌هایی در رسانه‌های رسمی در مورد اعتراض‌های صنفی کارگران به پرداخت نشدن حقوقشان منتشر شده است.

کارخانه ایران پویا منحل شد/ بلاتکلیفی کارگران در آستانه بازنشستگی








 کارخانه یخچال‌سازی ایران پویا وابسته به بنیاد مستضعفان، سازنده انواع یخچال و پروفیل آلومینیومی به دلایلی که اعلام نشده است، منحل اعلام شد.
نماینده کارگران کارخانه ایران پویا با اعلام این خبر، به ایلنا گفت: از صبح دیروز (شنبه) نامه انحلال کارخانه ایران پویا به مدیران این کارخانه ابلاغ شده است اما هنوز تکلیف کارگران شاغل در این مجموعه صنعتی مشخص نیست.
این کارگر با اشاره به اینکه این وضعیت باعث تشدید نگرانی کارگران شده است، اضافه کرد: از ورود و خروج ۹۰ کارگر قراردادی این کارخانه طی هفته‌های گذشته (۳۰ دی ماه) جلوگیری به عمل آمد و در ‌‌‌‌نهایت این کارگران اخراج شدند.
او اضافه کرد: بیکاری تعداد ۹۰ نفر از کارگران قرار دادی با سوابق بین ۸ تا ۱۸ سال کار مستمر در ایران پویا اکنون تمامی کارگران را نگران امنیت شغلیشان کرده است.
این کارگر با بیان اینکه تعداد زیادی از کارگران ایران پویا در شرف بازنشستگی هستند ادامه داد: علاوه بر ۹۰ کارگر قرار دادی اخراج شده که هم اکنون با شکایت به اداره کار روند قانونی خود را دنبال می‌کنند، ۷۲ کارگر رسمی نیز نگران آینده و امنیت شغلی خود هستند و فقط ۱۸ کارگر در این واحد تولیدی با سوابق کمتر از ۲۰ سال امکان بازنشستگی ندارند.
بازنشستگی کارگران با حداقل حقوق
دبیر خانه کارگر غرب تهران ضمن تایید خبر انحلال کارخانه ایران پویا تصریح کرد: طبق نامه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کارخانه ایران پویا از دیروز منحل اعلام شده است.
سهراب قنبری با بیان اینکه بعد از انحلال این کارخانه، اختیارات کارخانه و کارگران آن به مدیر تسویه واگذار شده است، اظهار داشت: مدیر تسویه این اختیار را دارد که در مورد به فروش رساندن اموال منقول و غیر منقول کارخانه و همچنین تکلیف نهایی کارگران و بدهی‌ها کارخانه تصمیم گیری کند.
او با انتقاد از اخراج تعداد زیادی از کارگران کارخانه ایران پویا افزود: کارگران رسمی که دارای شرایط بازنشسته شدن نیستند حتی اگر با مدیر تسویه مشکلی نداشته باشند، با سازمان تامین اجتماعی به مشکل بر خواهند خورد.
او اضافه کرد: سازمان تامین اجتماعی برای بازنشسته شدن کارگری که یک روز سابقه کار هم کم داشته موافقت نمی‌کند.
این فعال کارگر ادامه داد: شرایط بازنشسته شدن با سوابق ۲۵ سال به شرط جایگزینی نیروهای جدید است و برای کارگاهی که منحل شده جایگزینی معنی ندارد.
او همچنین گفت: بازنشسته شدن این کارگران صرفا با درج سوابق دو سال آخر با بیمه بیکاری به زیان آنان خواهد بود چرا که این کارگران با حداقل حقوق بازنشسته می‌شوند.
قنبری با انتقاد از تامین اجتماعی افزود: متاسفانه اخیرا سازمان تامین اجتماعی بدون دریافت مصوبه‌ای در خصوص بازنشسته کردن بیمه شدگان در هنگام دریافتی ۵ سال آخر بیمه شده را مد نظر قرار می‌دهد.

تجمع بازنشستگان ذوب آهن مقابل ساختمان مجلس









بازنشستگان ذوب‌آهن با تجمع مقابل مجلس از رئیس و نمایندگان مجلس خواستند، تا دولت را مجاب به اجرای مصوبه مجلس در خصوص ادغام صندوق حمایت از بازنشستگان صنعت فولاد در سازمان تامین اجتماعی کند.
بنا به گزارش ایلنا، بازنشستگان ذوب‌آهن در تجمع صبح امروز (۱۵بهمن) در مقابل ساختمان قوه مقننه از رئیس و نمایندگان مجلس خواستند، تا دولت را مجاب به اجرای مصوبه مجلس در خصوص ادغام صندوق حمایت از بازنشستگان صنعت فولاد در سازمان تامین اجتماعی کند.
یکی از تجمع‌کنندگان مطرح کرد: در دهه مبارکه فجر مقابل مجلس تجمع کردیم تا نمایندگان مجلس، دولت را مجاب به اجرایی کردن مصوبه مجلس کنند.
طبق مصوبه مجلس دولت موظف است تا موسسه صندوق حمایت از بازنشستگی کارکنان فولاد را با سازمان تامین اجتماعی ادغام کند و کسری صندوق مذکور را از محل واگذاری شرکت‌های دولتی تامین کند. ولی هنوز بعد از گذشت سه سال از تصویب، این مصوبه اجرایی نشده است.

یکی از اتباع افغانستان در زندان خورین ورامین اعدام شد








روز شنبه ۱۴ بهمن ماه حداقل یکی از اتباع افغانستان درزندان خورین ورامین به دار آویخته شد.
بنابه گزارش تارنمای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، روز شنبه ۱۴ بهمن ماه زندانی حاج محمد نورزهی ۲۸ ساله ازاتباع افغانستان پس از تحمل ۷ سال زندان درواحد ۲ زندان قزل حصار کرج به زندان خورین ورامین منتقل شد وپس از ۴ روز انتظار در سلول‌ انفرادی بالاخره به دار آویخته شد.
روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه این زندانی از سالن ۴ واحد ۲ زندان قزل حصارکرج به بهانه اینکه وکیل نامبرده به دلیل عدم پرداخت کامل حق وکالت، علیه وی شکایت نموده است به دادگاه برده می‌شود. اما او را به سلولهای انفرادی زندان خورین ورامین منتقل کردند.
پس از اعتراضات گسترده مردم افغانستان علیه سیاست اعدام شهروندان افغان در ایران، رسانه های رسمی دولت از نام بردن و اعلام اعدام زندانیان افغان خوداری می‌کند و اجازه انتقال جسد زندانیان اعدام شده به افغانستان را نمی‌دهد و خانواده‌های آن‌ها مجبور هستند که اجساد بستگان خود را با صرف هزینه‌های زیاد بطور قاچاق به افغانستان منتقل کنند.

بلاتکلیفی هفت شهروند بهایی ساکن گرگان در زندان رجایی شهر









با گذشت بیش از دو ماه از بازداشت و انتقال هفت شهروند بهایی استان گلستان، بازداشت شدگان همچنان در بازداشت موقت و در بلاتکلیفی بسر می‌برند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مراجعات مکرر خانواده این هفت نفر به دادستانی تهران و دادگاه انقلاب و درخواست آزادی ایشان به قید وثیقه نتیجه ای در بر نداشته است.
مسئولین دادستانی پرونده را به دادگستری و دادگاه انقلاب و مسئولین دادگستری به دادستانی ارجاع می‌دهند. گذشته از این وکلای این هفت نفر هم قادر به ملاقات موکلین خود نیستند.
پس از اتمام مراحل بازجویی و بازپرسی این هفت نفراز زندان اوین به زندان رجائی شهر منتقل شده‌اند درحالیکه هیچ دادگاهی برای انان تشکیل نشده و حکمی صادر نشده است.
خانواده این هفت زندانی به ناچار برای پیگیری‌های مربوطه و همچنین ملاقات با عزیزان خود دائما بین شهرهای محل سکونت خود و تهران و کرج در رفت و آمد هستند.
آقای کوروش زیاری یکی از این هفت نفر بازداشت شدگان استان گلستان از ناحیه پا دچار مصدومیت می‌باشد و تا یک هفته قبل از دستگیری قادر به راه رفتن نبود. با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده ایشان هنوز هیچ اقدامی از جانب زندان و مسئولین مربوطه جهت معالجه و یا مرخصی ایشان صورت نگرفته است و دائما خانواده ایشان به مراجع مختلف ارجاع داده می‌شوند.
فره‌مند سنایی، فرهاد فهندژ، کمال کاشانی، پیام مرکزی، سیامک صدری و فواد فهندژ از جمله بازداشت شدگان هستند که هم اکنون در سالن ۱۲ - بند ۴ زندان رجایی شهر بسر می‌برند.

۲۰۰ کارگر اداره راه کهگیلویه و بویراحمد ۶ ماه حقوق دریافت نکرده‌اند









در حالیکه تا رسیدن سال جدید کمتر از ۵۰ روز دیگر باقی است، حقوق شش ماه گذشته كارگران پیمانی و خدماتی اداره کل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد پرداخت نشده است.

به گزارش ایلنا از یاسوج، حقوق شش ماه گذشته به همراه اضافه کاری از ابتدای سالجاری تاکنون به ۲۰۰ نفر از این كارگران  پرداخت نشده است. 

«میرحمید بوترابی»، معاون راهداری اداره کل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد با تائید این خبر گفت: هفت میلیارد ریال کسری اعتبار جاری در این اداره کل وجود دارد.

او افزود: در صورت تامین اعتبار لازم، نیروهای شرکتی اداره کل راه و شهرسازی کهگیلویه و بویراحمد از شرکتی به قرارداد کار معین تبدیل وضعیت خواهند شد.

وی با بیان فعالیت‌های صورت گرفته برای پرداخت حقوق و اضافه کاری نیروهای شرکتی آن اداره کل، اظهارداشت: قرارداد کارمعین تعدادی از این نیرو‌ها تنظیم شده که بدلیل نبود اعتبار اجرایی نشده است.

مخالفت مسئولان با مرخصی درمانی مهدی خدایی









مسئولان به تازگی با مرخصی درمانی مهدی خدایی، فعال دانشجویی و حقوق بشر که در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است؛ مخالفت نموده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پی‌گیری‌های مهدی خدایی و خانواده‌ی وی جهت اخذ مرخصی، در حالی پس از گذشت قریب به سه سال بی‌نتیجه بوده است که مسئولان به تازگی با درخواست مرخصی درمانی وی هم مخالفت نمودند.
این زندانی سیاسی که با مشکلات جدی دهان و دندان روبه‌روست، بایستی به دندانپزشک مراجعه کند، اما دادستانی با خروج وی از زندان جهت درمان هم موافقت نمی‌کند.
وی از اسفندماه  سال ۸۸ بدون حتی یک روز مرخصی، در زندان اوین محبوس است.
مهدی خدایی، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۲ اسفند ماه ۸۸ و در پی هجوم گسترده و هماهنگ نیروهای سپاه پاسداران به منازل اعضا و همکاران مجموعه، بازداشت و متعاقباً به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد.
این زندانی سیاسی در دادگاهی که پس از ماه‌ها بلاتکلیفی در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد، به اتهام "عضویت و فعالیت در تشکیلات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" با هدف "اخلال در امنیت کشور" و "فعالیت تبلیغی بر علیه نظام جمهوری اسلامی" به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. 
مضاف بر این وی پیش از آن نیز از سوی قاضی صلواتی به تحمل ۴ سال محکوم شده بود که با احتساب این دو پرونده و بنا بر رای دادگاه تجدیدنظر تهران در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری محکوم است.