۱۳۹۱ بهمن ۲۲, یکشنبه

نگرانی از وضعیت ارژنگ داودی در پی انتقال به سلول انفرادی









ارژنگ داودی زندانی سیاسی تبعید شده به زندان بندر عباس بدلایل نامعلومی به سلول انفرادی منتقل شده است و از وضعیت وی اطلاعی در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ارژنگ داودی زندانی سیاسی که بیش از ۱۰ سال را در زندان سپری کرده است، روز ۱۸ بهمن ماه از سوی ریاست زندان احضار و سپس بدون ذکر هیچ دلیل مشخص به سلول انفرادی زندان بندر عباس منتقل گردید.
یکی از بستگان این زندانی سیاسی به گزارشگر هرانا گفت: "تا جایی که ما متوجه شدیم علت انتقال وی به سلول انفرادی نزدیک شدن به ایام ۲۲ بهمن می‌باشد."
وی ادامه داد: "پیش‌تر نیز در زندان رجایی شهر کرج در مناسبتهای این گونه مسئولین وی را به سلول افرادی منتقل می‌کردند. آقای داودی در اعتراض به اینگونه برخورد‌ها غالبا دست به اعتصاب غذا می‌زند و در مدت نگهداری در سلول انفرادی از خوردن هرگونه غذایی خودداری می‌کند."
لازم به یاد آوریست، ارژنگ داودی اوایل تیر ماه سال جاری از بند ۱۲ زندان رجایی شهر کرج به انفرادیهای بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و پس از ۱۲۷ روز انفرادی در این بند به زندان بندر عباس تبعید شده است.
ارژنگ داودی در مدتی که در بند ۲۰۹ بسر برد، بدلیل اعتصاب غذا سه شب را در بیمارستان قمر بنی هاشم تهران بستری گردید.
گفتنی است، سلولهای انفرادی زندان بندر عباس به بند ویژه شهرت دارد و زندانیانی که قوانین و مقررات داخلی را زیر پا می‌گذارند در این بند تحت آزار و اذیت بدنی قرار می‌گیرند.

فوت يک کارگر بر اثر گاز گرفتگي در غرب تهران









یک کارگر افغانی، به علت گاز گرفتگی در غرب تهران جان باخت.
سخنگوی سازمان آتش نشانی شهرداری تهران در مصاحبه با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت: این حادثه صبح امروز در طبقه سوم ساختمانی پنج طبقه در خیابان سردار جنگل- خیابان بهار غربی- کوچه سهیل روی داد که یکی از اتاق‌های آن برای استراحت جمعی از کارگران در نظر گرفته شده بود.
جلال ملکی افزود: با رسیدن آتش نشانان به محل حادثه، سه نفر به علت گازگرفتگی مسموم شده بودند.
وی گفت: با حضور اورژانس، دو نفر از این افراد که هنوز علائم حیاتی در آن‌ها مشاهده می‌شد، به مراکز درمانی منتقل شدند.
سخنگوی سازمان آتش نشانی شهرداری تهران افزود: متأسفانه در این حادثه، جوانی حدود ۱۹ ساله جان خود را از دست داد.
ملکی گفت: قرار دادن خروجی دودکش بخاری گازسوز در داخل سطل آب که موجب انتشار گاز مونوکسید کربن شده بود و همچنین بسته بودن همه راه‌های ورودی هوا از جمله در و پنجره‌ها موجب شد، اکسیژن وارد محل حادثه نشود.
وی به شهروندان توصیه کرد اگر از وسایل گرمایشی شعله دار مانند شومینه و بخاری گازی به خصوص در سوئیت‌های کوچک استفاده می‌کنند، حتماً باید راهی برای ورود و خروج هوا در نظر بگیرند و هیجگاه خروجی دودکش را داخل سطل آب قرار ندهند.
ملکی با اشاره به اینکه طول شلنگ گاز حداکثر باید یک و نیم متر باشد، افزود: در محل این حادثه، از کنتور اصلی بیش از ۱۵ متر شلنگ گاز انشعاب گرفته شد.

بیکاری دهها نفر از کارگران کارخانه «فروآلیاژ ازنا»










یک فعال کارگری از بیکاری ۱۸۰ نفر از کارگران کارخانه فروآلیاژ ازنا خبر داد و خواستار بازگشت به کار این کارگران شد. همزمان نماینده قزوین گفت که کارکنان کارخانجات نخ ریسى و پوشینه بافت ماه هاست حقوقى دریافت نکرده‌اند. 

به گزارش ایلنا، محمد حسن موسیوند، رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار لرستان در مراسم افتتاح دفتر جامعه اسلامی کارگران استان، با اعلام اخراج ۱۸۰ کارگر کارخانه فروآلیاژ ازنا، گفت: با وجود اینکه مقرر شده است تا این کارگران به کار خود بازگردند. اما متاسفانه تا کنون این امر محقق نشده است و با توجه به مشکلات اقتصادی جامعه کارگری انتظار داریم از جانب مقامات کارگری با وزرات کار رایزنی انجام شود. 

موسیوند در ادامه با اشاره به فقدان امنیت شغلی در برخی از واحدهای تولیدی این استان، اظهار کرد: زمانی که کارگری امنیت شغلی نداشته باشد ابتکار و نوآوری وی نیز تضعیف می‌شود. 

دبیر جامعه اسلامی کارگران لرستان با بیان اینکه افزایش کمی و کیفی تولید ملی در گرو حمایت و تضمین امنیت شغلی کارگران است، افزود: با ارائه سرمایه در گردش به تولیدکننده می‌توان امنیت شغلی کارگران را برای حمایت از تولید ملی تأمین کرد. 

همچنین نماینده قزوین در تذکرى خواستار رفع مشکل کارکنان کارخانجات نخ ریسى و پوشینه بافت قزوین شد. 

بنا به گزارش ایسنا، داوود محمدى اظهار کرد: قزوین به عنوان یکى از قطب هاى اصلى صنعت کشور با مشکلات فراوانى مواجه است و کارکنان کارخانجات نخ ریسى و پوشینه بافت این استان ماه هاست حقوقى دریافت نکرده‌اند. 

وى افزود: از مسئولان وزارت صنایع مى خواهم در این ماه هاى پایان سال هر چه سریع‌تر مشکلات کارکنان این کارخانجات را مرتفع کنند تا بتوانند در ایام عید نیاز خانواده خود را تأمین کنند.

بی خبری از وضعیت وکلای زندانی دراویش گنابادی









خانواده‌های تعدادی از وکلای دراويش زندانی گنابادی که نزديک به ۱۸ ماه است در بازداشت هستند، می‌گويند ۲۵ روز است از آنها خبر ندارند و پيگيری‌های آنها نتيجه‌ای نداشته است.

به گزارش وبسايت مجذوبان نور، وبسايت خبری دراويش گنابادی وکلای زندانی دراويش از ۲۵ روز پيش از بند ۳۵۰ به بند امنيتی ۲۰۹ زندان اوين منتقل شده‌اند. انتقال آنها به بند امنيتی به‌دليل خودداری‌شان از شرکت در دادگاه صورت گرفته است.
مريم شيرينی، همسر امير اسلامی از وکلای زندانی دراويش گنابادی، پنجشنبه، ۱۹ بهمن ماه، در گفت‌وگو با رادیو فردا می‌گويد:

«هيچکس در اين‌باره به خانواده‌ها پاسخی نمی‌دهد. حدود ۲۵ روز است که از وضعيت ايشان خبر نداريم و ايشان را به بند انفرادی ۲۰۹ اوين منتقل کرده اند.

ديروز و امروز هم برای پيگيری رفتيم ولی جوابی به ما داده نشد. حتی چند جای ديگر هم رفتيم ولی باز هم به ما جوابی ندادند.

خانم شيرينی چرا به وکلای دراويش گنابادی ملاقات نمی دهند.

می خواستند برايشان دادگاه برگزار کنند ولی دادگاهشان غير قانونی بود. وکلاشان نمی توانستند در اين دادگاه ها شرکت کنند و اجازه نداده بودند که وکلا قبل از تشکيل دادگاه با آنها ملاقات کنند و موکلينشان را ببينند.

چون خودشان هم وکيل و حقوقدان هستند از رفتن به دادگاه با آن شرايط امتناع کرده اند و به همين دليل هم به وسيله نيروهای امنيتی به بند ۲۰۹ انتقال داده شده اند.»

وقتی شما و ساير خانواده های دراويش زندانی به اين وضعيت اعتراض می کنيد، چه پاسخی از طرف مقامات به شما داده می شود؟

دادسرای انقلاب که می رويم قاضی آن شعبه می گويد به من ربطی ندارد. هر جا که می رويم ما را به قاضی صلواتی ارجاع می دهند و ما وقتی پيش قاضی صلواتی می رويم اصلا ما را قبول نمی کند.

ديروز هم وکيلمان وقت گرفت و توانست برود بالا و باز هم وکيلمان را نپذيرفتند. من هم که اعتراض کردم توسط نيروهای امنيتی با لحن توهين آميزی از دادگاه بيرون کردند.

خانم شيرينی شما و خانواده های وکلای دراويش گنابادی، به آيت الله خامنه ای نامه نوشته ايد. در اين نامه به چه مواردی اشاره کرده ايد؟

اعتراض اصلی ما اين است که می گوييم از سال ۸۴ تا به حال حسينيه های دراويش را تخريب کرده اند و کسی به ما جوابگو نبوده و هر جايی هم يک درويشی را بازداشت کرده اند اين حقوقدانان روی پرونده شان کار کرده اند و هيچ اقدام غير قانونی نکرده اند چون خودشان حقوقدان هستند و به قانون واردند نمی توانند کار غير قانونی انجام بدهند.

اما الان خودشان ۱۳ ماه است که به طور غير قانونی بازداشت شده اند و  و ما از آقای خامنه ای خواهش کرديم که به اين موضوع توجه داشته باشند که اينها واقعا بی گناه هستند و اقدامی بر عليه امنيت ملی انجام نداده اند.

بازداشت یک زوج بهایی در ارومیه









صبح روز چهارشنبه ماموران اداره اطلاعات ارومیه با مراجعه به محل کار و منزل یک زوج بهایی ضمن تفتیش منزل اقدام به بازداشت ایشان کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه سال جاری ماموران اداره اطلاعات شهر ارومیه ابتدا به محل کار یک شهروند بهایی به نام "فردین اغصانی" مراجعه کرده و پس از تفتیش محل کار، نامبرده را نیز بازداشت نمودند.
همزمان با بازداشت وی نیز ماموران امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات به منزل وی نیز مراجعه کرده و پس از بازرسی کامل منزل و ضبط کتب و عکسهای مربوط به آیین بهایی، همسر وی "فرحناز مقدم (اغصانی)" را هم بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
لازم به ذکر است، بازداشت شدگان فوق طی روزهای گذشته تنها یک تماس تلفنی با خانواده خود داشته‌اند و دیگر اطلاعی از ایشان دردست نیست.

۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

جواد علیخانی به دانشگاه شهر کرد تبعید شد










 جواد علیخانی، دانشجوی رشته دامپزشکی دانشگاه چمران اهواز، برای ادامه تحصیل به دانشگاه شهرکرد منتقل شد. 

به گزارش دانشجونیوز، جواد علیخانی در حالی به دانشگاه شهرکرد منتقل شده، که پس از پنج سال دوری از دانشگاه به دلیل محرومیت از تحصیل، حبس و مرخصی اجباری با تحصیل وی در دانشگاه چمران مخالفت کرده‌اند، تصمیمی که ظاهرا با اعمال نظر و فشار نیروهای امنیتی صورت گرفته است. 

مسئولین دانشگاه شهرکرد نیز در حالی از جواد علیخانی خواسته‌اند که مبلغ ٨٠٠ هزار تومان شهریه این دانشگاه را پرداخت کند، که وی در دوره روزانه رشته دامپزشکی دانشگاه چمران به صورت رایگان مشغول به تحصیل بود. 

علاوه بر این به وی اعلام شده که حق استفاده از هرگونه امکانات آموزشی و رفاهی و اسکان و تغذیه با پرداخت هزینه همراه خواهد بود. 

جواد علیخانی، فعال دانشجویی، دوم خرداد ماه سال ١٣٨٩ بازداشت و پاییز سال ١٣٨٧ در دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به ٣ سال زندان کاهش یافت. 

این فعال دانشجویی که ماه‌های نخست محکومیت خود را در زندان‌های اهواز سپری کرده بود، پس از انتقال به تهران، در زندان اوین باقی دوران محکومیت خود. را گذراند و تیرماه سال جاری پس از پایان محکومیت سه سال حبس از زندان آزاد شد.

۱۳۹۱ بهمن ۲۰, جمعه

دو کارگر بر اثر سوانح کار جانباختند










سخنگوی سازمان آتش‌نشانی تهران با اشاره به آتش‌سوزی یک کارخانه در شرق تهران و گودبرداری غیر اصولی در یک ساختمان در شمال تهران از مرگ دو کارگز خبرداد. 

به گزارش ایسنا، سخنگوی این سازمان در خصوص حادثه آتش سوزی گفت: «در پی این حادثه یک کارگر در آتش سوخت و ۲ آتش‌نشان نیز مصدوم شدند.» 

هم چنین در یک گودبرداری در شمال پایتخت نیز بک کارگز به زیر آوار رفت و علی رغم تلاش‌های صورت گرفته این کارگر نیز جان خود را از دست داد.

زهرا منصوری به مرخصی استعلاجی اعزام شد









زهرا (محبوبه) منصوری زندانی سیاسی زندان اوین که بتازگی با عود بیماری سرطان خود در وضعیت وخیمی قرار گرفته بود به مرخصی استعلاجی اعزام شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زهرا منصوری زندانی سیاسی ۶۰ ساله بند نسوان زندان اوین که از بیماری صرع رنج می‌برد و بتازگی با عود سرطان سینه در وضعیت وخیمی قرار گرفته بود با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به مرخصی درمانی اعزام شد.
زهرا منصوری پیش‌تر نیز در بهار سال ۹۰ که بازداشت گردید، در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد، ولی از آنجا که عمل مورد نظر با تشخیص اشتباه پزشکان همراه بود، بیماری سرطان سینه وی مجددا عود کرده و وی را در شرایط خطر ناکی قرار داده است.
یکی از نزدیکان زهرا منصوری به گزارشگر هرانا گفت: "فعلا میزان مرخصی داده شده معلوم نیست، ولی ما امیدواریم که مرخصی درمانی وی تا بهبود کامل ادامه پیدا کند."
وی همچنین ادامه داد: "در شرایط فعلی بازگشت زهرا منصوری به زندان بسیار خطر ناک است و ممکن است باعث مرگ وی شود."
زهرا (محبوبه) منصوری در تاریخ ۶ آبان ماه در حالی مجددا جهت اجرای محکومیت صادره بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید که به تازگی تحت عمل جراحی مربوط به ناراحتی‌های روده قرار گرفته بود و بسیاری از اعمال طبیعی بدن انسان، نظیر نشستن برایشان دشوار شده بود.
وی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباس به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود که این حکم به دلیل وضعیت خاص جسمی به ۲ سال حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی تقلیل یافت.
قابل ذکر است که زهرا (محبوبه) منصوری خواهر زندانی سیاسی محمدعلی (پیروز) منصوری است، ایشان همواره به دلیل وابستگی‌های خانوادگی تحت فشار بوده‌اند.
محمد علی منصوری که از ۱۱ شهریورماه سال ۱۳۸۶ در زندان به سر می‌برد، به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به تحمل ۱۷ سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شده است.

هزار و هشتصد کارگر راه آهن خرمشهر تنها حقوق ۴ ماه از سال جاری را گرفته‌اند









نماینده خرمشهر در مجلس گفت: ۱۸۰۰ کارگر ساخت پل راه‌آهن درحالی که بودجه ساخت آن ارائه شده؛ فقط برای ۴ ماهه اول حقوق دریافت کرده‌اند و از آن پس کارگران حقوق دیگری دریافت نکرده‌اند.
بنا به گزارش ایلنا، عبدالله ثامری در تذکر شفاهی در صحن علنی امروز (۱۸ بهمن) مجلس گفت: ۱۸۰۰ کارگر ساخت پل راه‌آهن درحالی که بودجه ساخت آن ارائه شده؛ فقط برای ۴ ماهه اول حقوق دریافت کرده‌اند و از آن پس کارگران حقوق دیگری دریافت نکرده‌اند.
نماینده خرمشهر گفت: چرا مردم خرمشهر را فراموش کرده‌اید و فقط در سوم خرداد یادی از پایتخت ایثار می‌کنید. در طول خدمت دولت‌های قبلی نیز به این شهرستان توجه نشده است.

۱۳۹۱ بهمن ۱۹, پنجشنبه

کف دستمزد هر کارگر در سال جدید ۴۶۰ هزار تومان تعیین شد









 حسین حبیبی عضو کمیته تعیین دستمزد از افزایش کف دستمزد به ۴۶۰ هزار تومان خبر داد.
هرچند امسال نیز بحث افزایش ۲۰ درصدی دستمزد را به دلیل رشد حدود ۲۹ درصدی تورم مطرح می‌کنند و حسین حبیبی عضو کمیته تعیین دستمزد برخی کارفرمایان در خصوص تعیین مزد سال آینده که از افزایش کف دستمزد به ۴۶۰ هزار تومان استقبال کرده‌اند، ولی خود او در ادامه می‌افزاید: این رقم‌‌ همان افزایش ۲۰ درصدی دستمزد است که پیشنهاد شده اما قطعا مورد نظر ما نیست چرا که این رقم حتی یک سوم هزینه‌های خانوار کارگری را پوشش نمی‌دهد.
چانه زنی برای افزایش میزان دستمزد در سال ۹۲ همچنان ادامه دارد.
به گزارش خبرآنلاین، در کف دست کارگر و مزد بگیر چه چیزی در پایان ماه سنگینی می‌کند؟ تمام آنچه در کف دست نیروی کار قرار می‌گیرد، می‌تواند تمام نیاز ماهیانه‌اش را پاسخگو باشد؟ برخی برآورد‌ها که در هفته جاری اعلام شد گویای آن است که ۳۰ درصد از نیروی کار کشور بیش از یک شغل داشته و ۲۰ درصد تک شغله‌ها نیز به دنبال شغل دوم هستند.
این تعابیر بیش از آنکه گویای فضای فعال و پویای کار کشور و یا دلیل بیکاری باشد موید آن است که چانه‌زنی‌های سه جانبه پایان سال اگرچه بر روی کاغذ همترازی افزایش حداقل دستمزد و نرخ تورم را نشان داده ولی درعمل چیز دندان‌گیری برای کارگر و مزد بگیر به همراه نداشته است.
هرچند امسال نیز بحث افزایش ۲۰ درصدی دستمزد را به دلیل رشد حدود ۲۹ درصدی تورم مطرح می‌کنند و حسین حبیبی عضو کمیته تعیین دستمزد برخی کارفرمایان در خصوص تعیین مزد سال آینده که از افزایش کف دستمزد به ۴۶۰ هزار تومان استقبال کرده‌اند، ولی خود او در ادامه می‌افزاید: این رقم‌‌ همان افزایش ۲۰ درصدی دستمزد است که پیشنهاد شده اما قطعا مورد نظر ما نیست چرا که این رقم حتی یک سوم هزینه‌های خانوار کارگری را پوشش نمی‌دهد.
طی سال‌های ۵۷ تا ۱۳۹۱ نرخ تورم به طور متوسط ۱۹ درصد رشد داشته است این در حالی است که متوسط نرخ رشد حداقل دستمزد در کشور طی همین دوره ۳۴ ساله معادل ۲۲ درصد بوده است.
اما این نرخ رشد باعث نشده است که حداقل دستمزد در کشور تضمین‌کننده حداقل معاش باشد. نگاهی به روند تغییرات دستمزد در کشور گویای سکون نسبی حداقل دستمزد‌ها طی سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ هستیم، یعنی دوران جنگ که با توجه به شرایط ویژه حاکم بر اقتصاد کشور و تجهیز همه منابع برای دفاع از مرزهای مورد تجاور کشور، این ثبات توجیه داشته است اما در همین دوره می‌بینیم که شاخص بهای کالاهای مصرفی در کشور افزایش داشته است. یعنی یک دوره ۷ ساله ثبات درآمد‌ها و افزایش قیمت‌ها همزمان شده است و این مسئله باعث افزایش فاصله بین حداقل دستمزد و حداقل معاش بوده است.
براساس محاسبات منتشر شده از سوی بانک مرکزی شاخص بهای کالاهای مصرفی و خدمات (با سال پایه ۱۳۸۳) از ۶۱. ۱ واحد در سال ۱۳۶۰ به ۲۱. ۶ واحد در سال ۱۳۶۸ رسیده است، این در حالی است که حداقل دستمزد در سال ۱۳۶۰ معادل ماهی ۱۹۰۵ تومان بوده و در سال ۱۳۶۸ این رقم به ۲۴۹۰ تومان رسیده است.
یعنی در حالی که حداقل دستمزد طی دوره‌ای ۸ ساله معادل ۲۳ درصد رشد داشته است، شاخص بهای کالاهای مصرفی و خدمات معادل ۲۸۶ درصد رشد کرده است و متاسفانه در سال‌های بعد از پایان جنگ تحمیلی نیز بنا به دلایل مختلف اگر چه تلاش شده است قدرت خرید حداقل دستمزد متناسب با تورم حفظ شود ولی هیچگاه فاصله ایجاد شده در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ جبران نشده است.
این فاصله جبران نشده در دو سال بعد از اجرای هدفمندی متاسفانه تشدید هم شده است، طی دو سال گذشته میزان افزایش دستمزد بین ۱۰ تا ۱۲ درصد کمتر از نرخ رسمی تورمی بوده است که از سوی بانک مرکزی اعلام شده است.
نکته جالب آنکه طی دو دهه اخیر به رغم آنکه بحث حمایت از تولید مطرح بوده است، در تعیین دستمزد ۱۲ میلیون مشمول قانون کار به گونه‌ای عمل نشده است که واقعا سبد هزینه خانوار‌ها متناسب با دستمزد حاصل از یک شیفت کار روزانه تامین شود، با توجه به آنکه در حال حاضر بعد خانوار نیز در حال کوچک شدن است و از مرز حدود ۴ نفر در دهه گذشته آخرین سرشماری نفوس و مسکن نشان داد که بعد خانوار به حدود ۴. ۳ نفر کاهش پیدا کرده است و لی هنوز شاهد این موضوع هستیم که حداقل حقوق پرداختی به کارگران و مشمولین قانون کار نمی‌تواند تامین هزینه سبد خانوار را داشته باشد هر چند در شعار این موضوع مورد توجه قرار گرفته است، نماینده کارگران در شورای عالی کار از برگزاری نشست جدید نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت برای تعیین حداقل دستمزد سال ۹۲ خبر داد و گفت: اجرای ماده ۴۱ قانون کار را بهترین راهکار برای تعیین حداقل دستمزد منطقی برای نیروی کار است، توجه به نرخ تورم و تامین سبد معیشت خانوار کارگری می‌تواند به تعیین حداقل دستمزدی مناسب برای کارگران و کارفرمایان منجر شود.
نباید فراموش کرد قطع رابطه بین کار و دستمزد از بزرگ‌ترین مشکلات امروز اقتصاد ایران است، مشکلی که هم به کاهش بهره‌وری نیروی کار منجر شده و هم توان رقابتی کشور را تحت‌الشعاع قرارداده است.
اگر تعیین دستمزد‌های سالانه به گونه‌ای باشد که نیروی کار با یک شغل خود را در سرازیری اقتصادی ببیند، یعنی در آستانه سقوط به مرزهای پایین‌تر خط فقر به طور حتم انگیزه‌ای برای کار بهتر نخواهد داشت و متاسفانه ساختار کارفایی ما در ایران توجهی به این مساله ندارد.
هرچند شاید نتوانیم تمامی تقصیر را ناشی از قصور و نگرش کارفرما دانست ولی نمی‌توان این نکته را نیز نادیده گرفت که ضعف مدیریت در ساختارهای اقتصادی کشور از اصلیترین دلایل ناکارآمدی بخش‌های مختلف تولیدی و خدماتی بوده و هست و نتیجه همین ضعف در ‌‌نهایت به بدنه مزد بگیر جامعه تزریق می‌شود. طبقه‌ای که کف بینی اندک دستمزدشان سالانه در نشست‌های سه جانبه انجام می‌گیرد.
تازه‌ترین برآورد‌های انجام شده در جریان همین چانه‌زنی‌های سه‌جانبه نشان می‌دهد، در سبد هزینه خانوار که بخش مسکن، خوراکی و حمل و نقل بیشترین هزینه‌های یک خانوار را تشکیل می‌دهند که در مجموع برای یک خانوار ۴ نفر در یک ماه هزینه‌ای بالغ بر ۲ میلیون و ۳۶۱ هزار و ۴۶۴ تومان نیاز است. آیا با توجه به وضعیت اقتصادی کشور می‌توانیم انتظار داشته باشیم کارفرمایان غیر دولتی توان پرداخت چنین ارقامی را به نیروی کار خود باشند؟ وقتی به حداقل حقوق ۳۹۰ هزار تومانی سال ۹۱ نگاه می‌کنیم، آیا می‌توانیم رابطه منطقی بین سطح دستمزد‌ها و حداقل معاش خانوار‌ها پیدا کنیم؟ چه کسی پاسخگوی این وضعیت باید باشد؟