۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

مخالفت دادستانی از ملاقات حضوری خانواده صالح کهن دل








خدابخشی نماینده دادستانی در واکنش به درخواست خانواده صالح کهن دل برای مرخصی و ملاقات حضوری با خانواده اش مخالفت کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نماینده دادستانی در پیگیری خانواده صالح کهن دل برای مرخصی استعلاجی و ملاقات حضوری با دخترش "پریا" اعلام کرد این زندانی از هرگونه مرخصی و ملاقات حضوری محروم است.
لازم به ذکر است، مسئولین زندان رجایی شهر کرج نیز در ارسال پرونده پزشکی صالح کهندل کارشکنی کرده اند.
صالح کهندل که با افت و خیز پلاکت خون روبروست، می‌بایست ۱۱ آزمایش مختلف جهت تشخیص بیماری از وی به عمل می‌آمد که با وجود گذشت بیش از ۹ ماه تنها سه آزمایش از وی گرفته شده و از ۲۰ خرداد ماه دیگر دادستان اجازه خروج وی را به خارج از زندان صادر نکرده است.

آثار امیرحسن چهل‌تن از هفت سال پیش تاکنون اجازه انتشار نگرفته‌اند








 هیچ یک از آثار امیرحسن چهل‌تن، نویسنده ایرانی از هفت سال پیش تاکنون اجازه‌ انتشار دریافت نکرده‌اند هم چنین انتشار دوباره کتاب‌های وی نیز از حدود دو سال پیش متوقف شده است.
خبرگزاری کار ایران امروز دوشنبه ۱۴ اسفندماه در گفتگو با این عضو کانون نویسندگان ایران نوشت، پس از آخرین کتابش که در نمایشگاه کتاب سال ۱۳۸۴ و آخرین روزهای دولت محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پيشين ایران، عرضه شده بود، کتاب‌های جدید وی اجازه‌ انتشار دریافت نکرده‌اند.
این نویسنده ۵۶ ساله ایرانی در دوره بیست‌وچهارم جایزه کتاب سال با داستان "سپیده‌دم ایرانی" نامزد این جایزه شد، اما در اعتراض به عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از نامزدی انصراف داد.
وی با بیان این‌که "از حدود دو سال پیش نیز جلوی تجدید چاپ کتاب‌هایم گرفته شده است"، افزود: "رمان‌های «تهران خیابان انقلاب» و «آمریکایی‌کشی در تهران» مجموعه آثاری هستند که بعد از سال‌ها هنوز اجازه‌ انتشار ندارند."
این نویسنده با اشاره به انتشار و ترجمه این آثار درگذشته به زبان‌های عربی و آلمانی افزود: "امسال هم ترجمه‌ نروژی آن‌ها منتشر خواهد شد، اما من هم مثل هر نویسنده‌ دیگری دوست داشتم کتابم ابتدا در کشور خودم و به زبان خودم منتشر شود."

۱۳۹۱ اسفند ۱۴, دوشنبه

بازداشت دو تن از نوکیشان مسیحی در تهران








 مامورین امنیتی لباس شخصی دو تن از نوکیشان مسیحی به نام‌های «شهرزاد - ی» و «سام - ص» را در تهران بازداشت نمودند.
به گزارش محبت نیوز، ماموران امنیتی در ساعت ۱۱ صبح روز چهارشنبه مورخ ۲۰ دی ماه سال ۱۳۹۱ برابر با (نهم ژانویه ۲۰۱۳)، بطور هم زمان به خانه‌های این دو نوکیش مسیحی مراجعه و اقدام به بازداشت این افراد کردند.

خانم «شهرزاد» ۲۵ ساله و آقای «سام» ۲۷ ساله از ساکنین غرب تهران می‌باشند که ماموران امنیتی لباس شخصی در اقدامی خودسرانه و بدون نشان دادن مجوز از سوی دستگاه قضایی با ورود به منازل این افراد، اقدام به تفتیش و بازرسی آن مکان نموده و برخی از وسایل شخصی آنان از جمله؛ لپ تاپ، تعدادی کتب و جزوات مسیحی، سی دی سرودهای پرستشی مسیحی، دوربین عکاسی و... را ضبط و با خود بردند.

گفته می‌شود این دو نوکیش مسیحی پس از دستگیری توسط ماموران لباس شخصی به بازداشتگاه اوین منتقل شدند و تا مدتی نیز اجازه هیچگونه تماسی با خانواده‌های خود را نداشته‌اند. بی‌خبری مطلق از وضعیت این افراد باعث ایجاد موجی از نگرانی در میان خانواده‌ها گردید.

مراجعات مکرر والدین این دو نوکیش مسیحی به مراکز امنیتی و قضایی برای پیگیری از وضعیت سلامت فرزندانشان موجب آن شد تا برخی افراد مسئول ضمن تهدید و هشدار به خانواده‌ها خواستار سکوت در این باره شدند.

«سام و شهرزاد» پس از باداشت و هفته‌ها بی‌خبری طی تماس تلفنی کوتاهی با خانواده‌هایشان ضمن آگاهی از وضعیت خود، خبر از تداوم بازداشت خود دادند.

اکنون با گذشت بیش از پنجاه روز از بازداشت این افراد و پس از بازجویی و بررسی پرونده این دو نوکیش مسیحی مسئولان اتهام این افراد را تشکیل و ترویج کلیسای خانگی و تجمع عامدانه به قصد ارتکاب جرم عنوان نموده‌اند.

تجمع کارگران صنایع فلزی و حضور لباس شخصی ها








صد‌ها تن از کارگران صنایع فلزی شماره یک و دو از روز گذشته، یکشنبه ۱۳ اسفند ماه در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد و بی‌توجهی مدیریت دولتی به وضعیت فلاکتبارشان دست از کار کشیدند و با تجمع در محوطه کارخانه خواهان پرداخت دستمزدهای معوقه خود شدند.

به گزارش تارنمای اتحادیه آزاد کارگران ایران بدنبال این اعتصاب و تجمع، مدیریت دولتی کارخانه به آنان اعلام کرد: ما شب عید فقط می‌توانیم ۴۰ درصد باقی مانده دستمزد آذر ماه شما را پرداخت کنیم، مشکل جای دیگری است و کاری از دست استانداری تهران بر نمی‌آید.

بدنبال این وضعیت کارگران معترض هر دو کارخانه صنایع فلزی شماره یک و دو در اقدامی اعتراضی تجمع خود را به محوطه بیرونی درب کارخانه مشرف به خیابان صنایع فلزی کشاندند و با روشن کردن لاستیک در وسط خیابان به اعتراض خود ادامه دادند.

در پی این اقدام اعتراضی از سوی کارگران بلافاصله نیروهای امنیتی و انتظامی در محل حاضر شدند و پس از کشمکشی دو ساعته آنان به اعتراض خود در خیابان پایان دادند و سپس اقدام به برگزاری مجمع عمومی کردند. در این مجمع کارگران بطور یکپارچه‌ای تصمیم به ادامه اعتراض خود در مقابل نهادهای دولتی گرفتند. بنا بر آخرین گزارشهای رسیده این کارگران احتمالا از فردا صبح دست به تجمع در مقابل استانداری تهران و یا یک نهاد دولتی دیگر خواهند زد.
ششصد کارگر صنایع فلزی در حال حاضر علاوه بر آنکه ۴۰ درصد دستمزد آذر ماه خود را دریافت نکرده‌اند حقوق ماههای دی، بهمن، اسفند و عیدی و پاداش خود را نیز طلبکارند و مدیریت دولتی کارخانه به استثنای پرداخت ۴۰ درصد باقی مانده دستمزد آذر ماه این کارگران، حاضر به پرداخت ریالی از مابقی دستمزد معوقه آنان نیست.
کارگران بازنشسته این کارخانه نیز وضعیت مشابهی دارند و از ۵ سال پیش که بازنشست شده‌اند موفق به دریافت سنوات خود نشده‌اند بنا بر اذعان مسئولین استانداری تهران حدود صد میلیارد تومان از دارائی نقدی کارفرماهای شناخته و ناشناخته این کارخانه‌ها بلوکه شده است اما قوه قضائیه تاکنون اقدامی موثر برای پرداخت سنوات این کارگران از محل اموال نقدی بلوکه شده کارفرمایان این کارخانه‌ها انجام نداده است.

افغانستان خواستار تعلیق حکم اعدام افغان‌های زندانی در ایران شد








 دولت افغانستان از ایران خواسته است تا اجرای حکم اعدام شهروندان افغان را که در ایران به اعدام محکوم شده اند، به تعلیق در آورد.
وزیر خارجه افغانستان این درخواست را در جریان دیدار با همتای ایرانی‌اش در وین پایتخت اتریش مطرح کرده است.
به گزارش بی‌بی‌سی فارسي، جانان موسی زی سخنگوی وزارت خارجه افغانستان، در کنفرانس خبری گفت که زلمی رسول وزیر خارجه افغانستان در دیدار با علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران، در اتریش از او خواسته تا موضوع اعدام افغان‌ها را بازنگری کنند و در قبال افغان‌هایی که حکم اعدام آنها صادر شده، عدالت را تامین کنند.
وی افزود: "وزیر خارجه ایران موافقت کرده که به نوبه خود از رئیس قوه قضائیه ایران درخواست خواهد کرد که اجرای حکم اعدام تمام شهروندان افغان را به حالت تعلیق در آورد تا زمانی که قوه قضائیه دو کشور با هم ملاقات‌های روبرو انجام دهند و یک راه حل یا یک مکانیسم همکاری موثرتر و نزدیک تر را تعریف کنند."
سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان همچنین گفت که قرار است به زودی یک هیات عالی‌رتبه از افغانستان به ایران سفر کند و موضوع اعدام افغانها را از نزدیک بررسی کند.
دیدار وزیر امور خارجه افغانستان با همتای ایرانی‌اش، در جریان پنجمین مجمع جهانی ائتلاف تمدن‌های ملل متحد صورت گرفته است. این نشست در شهر وین به تاریخ نهم و دهم حوت برگزار شده بود.
سخنگوی وزارت خارجه افغانستان، آماری از شمار افغان‌هایی که تاکنون در ایران اعدام شده‌اند و یا در انتظار اعدام هستند، ارائه نکرد اما تایید کرد که اکنون شماری از شهروندان افغان در زندان‌های ایران به سر می‌برند که برای‌ عده ای از آنها حکم اعدام صادر شده است.
همزمان با درخواست دولت افغانستان برای تعلیق حکم اعدام شهروندان افغان، ده‌ها نفر از فعالان جامعه مدنی در کابل در یک نشست خبری، به اعدام افغان‌ها در ایران اعتراض کردند.
این معترضان، ادامه روند اعدام افغان‌ها در ایران را نگران کننده خوانده و گفته اند که برخورد حکومت ایران در برابر افغان‌ها نقض آشکار حقوق بشر است.
یاسین نگاه یکی از این معترضان می‌گوید که اعدام افغان‌ها در ایران غیر عادلانه است و آنها بدون دسترسی به حق داشتن وکیل مدافع، محاکمه می‌شوند.
او گفت: "هیچ تصویر شفاف و گزارش شفافی از روند بازداشت این افراد و این که چه مدت در زندان می‌مانند و به چه دلیلی به دار آویخته می‌شوند، وجود ندارد."
آمار دقیقی از تعداد زندانیان افغان در ایران در دست نیست.
در تازه‌ترین مورد، حکومت ایران پنج شهروند افغان را به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام کرد و اجساد آنها را به خانواده‌های‌شان در ولایت تخار تحویل داد . کلیک اجساد این افراد به تاریخ پنجم حوت/اسفند در منطقه کلفگان ولایت تخار در شمال افغانستان به خاک سپرده شد.
شماری از افغانها هم خواستار تعیین یک گزارشگر ویژه از سوی سازمان ملل متحد شده اند تا موضوع افغانهای زندانی و کسانی را که در ایران به اعدام محکوم شده اند، پیگیری کند.
ملک ستیز از مسئولان شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر در افغانستان، در این زمینه نامه ای نوشته و با نشر آن در شبکه های اجتماعی از افغانها خواسته این نامه را امضا کنند.

تجمع كارگران آونگان در اعتراض به پلمپ كارخانه








 صد نفر از کارگران شرکت آونگان اراک صبح امروز با تجمع در مقابل کارخانه اعتراض خود را نسبت به پلمپ این واحد تولیدی اعلام کردند.
به گزارش ایلنا، پس از صدور حکم ورشکستگی كارخانه آونگان در دی ماه سال گذشته صبح دیروز علیرغم توافقات انجام شده با طلبکاران مبنی بر پرداخت بدهی‌های شرکت در سه قسط، درب ورودی کارخانه پلمپ شد.
نماینده کارگران در این باره به ایلنا گفت: علی‌رغم صدور حکم ورشکستگی شرکت در سال گذشته تولید در کارخانه انجام می‌شد و حقوق کارگران نیز پرداخت می‌شد ولی از مهرماه امسال ورود تریلر به کارخانه ممنوع شد و فقط درب ورودی پرسنلی باز بود و از سوی دیگر طبق توافق انجام شده و قرارداد ارفاقی مقرر شده بود که بدهی‌های شرکت طی سه قسط در دیماه و بهمن ماه ۹۱ و اردیبهشت ماه ۹۲ به طلبکاران پرداخت شود و مطالبات و حقوق کارگران نیز طی ۶ سال قسط بندی شود ولی در روز گذشته شاهد بودیم که نیروی انتظامی همراه با یكی از مدیران كارخانه درب ورودی را پلمپ کردند.

در همین حال محمد حسن آصفری نماینده اراک در مجلس شورای اسلامی و عضو فراکسیون کارگری مجلس در گفتگو با ایلنا از پیگیری این موضوع خبر داد و گفت: در خصوص موضوع شرکت آونگان با رئیس کل دادگستری صحبتهایی انجام شده و پیگیر موضوع هستم و در حال گفتگو با سایر مسئولین مربوطه نیز هستم تا مشکل مرتفع شود.

دبير سياسي مهرنامه بازداشت شد









 محمد جواد روح دبیر سرویس سیاسی ماهنامه مهرنامه با حکم مرجع قضایی بازداشت شد. 

بر اساس خبر منتشر شده در سایت‌های متعلق به اصلاح طلبان از جمله کلمه، محمد جواد روح عصر یکشنبه در منزل خود بازداشت شده است. 

محمد جواد روح سابقه فعالیت در روزنامه‌های شرق، هم میهن، کارگزاران و نشریه شهروند امروز را نیز دارد و عمدتاً حوزه فعالیت و همکاری رسمی خود را با محمد قوچانی تعریف می‌کند. 

از روز ششم بهمن ماه تاکنون تعداد ۱۹ نفر از خبرنگاران که همگی در نشریات متعلق به اطلاح طلبان فعالیت داشتند، بازداشت شدند که از این میان پنج نفر کماکان در بازداشت بسر می‌برند و بقیه با قید وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه و یا احضار مجدد جهت تکمیل تحقیقات آزاد شده‌اند. 

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران تا کنون با صدور سه بیانیه توضیحاتی در مورد دلایل بازداشت‌های اخیر ارائه کرده است. در اطلاعیه شماره سه وزارت اطلاعات از شبکه‌ای با محوریت بی‌بی سی فارسی خبر داده شد که وظیفه خط دهی به تعدادی از عوامل رسانه‌ای را برعهده داشت که این شبکه علاوه بر هشت سایت اصلی ضد انقلاب و برخی چهره‌های شناخته شده فراری از کشور، از میان برخی عناصر رسانه‌ای داخلی نیز یارگیری کرده بود.

۱۳۹۱ اسفند ۱۳, یکشنبه

گزارشی از تجمع خانواده اعدامیان وکیل آباد در مقابل مجلس









برای اعتراض به بند اضافه شده اجازه ولی برای سفر دختران مجرد به خارج از کشور در لایحه گذرنامه و خواست حذف اجازه همسر برای سفر زنان متاهل به خارج از کشور دوشنبه ۷ اسفند به مجلس رفتیم. زنانی دور تا دور ردیفی که نشسته ام جمع می شوند. تعدادشان نظرم را جلب می کند. می پرسم شما برای چه آمده اید؟ اول اعتماد نمی کنند. زنی می گوید برویم بیرون جلوی در بیاستیم.

از کجا آمده اید؟ زنی مسن می گوید از مشهد. اگرمی خواهید نماینده شهرتان را ببینید باید وقت بگیرد. از کجا؟ از آن گیشه، زنی را که جوان تر است به سمت گیشه ای که برای استان خراسان رضوی وقت می دهد، راهنمایی می کنم. شماره های نماینده ها به شیشه زده شده است می گویم با این ها باید تماس بگیری. دوباره می پرسم برای چه آمده اید؟ زن مسن تر می گوید برای نجات جان بچه هایمان، برای نجات جان شوهرانمان، به خاطرجگرگوشه هایمان؛ برای این که اعدامشان نکنند.

فرزندتان حکم اعدام دارد؟ بله ۱۶۰ نفر زیر حکم اعدام هستند. کجا؟ در زندان وکیل آباد مشهد، بند ۱۰۱. تازه یک سری را اعدام کرده اند. می خواهند بروند بیرون. می گویم بهتر است یکی از شما سعی کند وقت بگیرد. می گویند برویم بیرون بهتر است. می گویم من روزنامه نگارم. همین جمله کافی است تا دردهایشان سر باز کند. چند تایی می نشینند. چادری هستند. یکی می گوید: ۴۰ نفر هستیم که با یک اتوبوس آمده ایم. قبلا بیشتر بودیم در راه برخی را ترساندند و آن ها برگشتند. در زندان با هم آشنا شده ایم. اول رفتیم بیت. بعد رفتیم قوه قضاییه، گفتند بروید مجلس با نماینده شهرتان حرف بزنید و نامه ای از نماینده تان برای ما بیاورید. امروز آمده ایم مجلس ببینیم چه می شود کرد.

زن جوانی می رود که وقت از نماینده مشهد بگیرد و دیگری که در صندلی پشتی من نشسته داستان دستگیری شوهرش را تعریف می کند. می گوید: شوهرم فقط اعتراف کرده که مواد داشته و گرنه هیچ موادی از او نگرفته اند و الان به او حکم اعدام داده اند. صاحبخانه ای که شوهرم آن جا بوده ۱۵ کیلو موادداشته است او تبرئه شده اما به شوهر من حکم اعدام داده اند. ۳۰ ساله است و شوهرش هم ۳۵ ساله. دو پسر دارد. یکی ۷ ساله و دیگری ۱۱ ساله و هر دو می دانند قرار است پدرشان اعدام شود. شوهرش دوسال و دو ماه است که در زندان است. اشک هایش روان می شود و می گوید انگار من قاضی بوده ام و حکم اعدام داده ام. مادرشوهرم مرا با بچه ها از خانه بیرون کرده است. هر روز صبح دنبال پرونده شوهرم می دوم. الان تجدید نظرش هم اعدام است. همسایه ها که نمی دانند شوهرم به چه جرمی در زندان است. اصلا نگفته ایم که زندان است. چه بگوییم؟ مردم چه فکر می کنند؟ هر روز صبح می زنم بیرون، شب برمی گردم.. مردم برای آدم حرف در می آورند. می پرسم شوهرت سابقه داشته؟ بله یک بار دیگر هم فقط اعتراف کرده بوده اما موادی نداشته است. ما نمی گوییم مجازات نشوند اما اعدام نکنند. حبس ابد بدهند. تبعیدشان کنند اما اعدام نکنند. حبس ابد بدهند تا بچه ها حداقل ماهی یا سالی یکبار پدرشان را بینند.

دوباره می روند بیرون. ما هم می مانیم تا صدای اعتراض خود را در مورد شروط جدید لایحه گذرنامه به اطلاع بهارستان نشینان برسانیم. بعد از صحبت با فاطمه رهبر رئیس فراکسیون زنان مجلس، زمانی که داریم مجلس را ترک می کنیم، می بیینم که پلیس، زنان را به سمت مترو بهارستان رانده است. ماشین پلیس که رد می شود می روم سراغشان. سعی می کنم با آن ها صحبت کنم.

زنی می گوید: دوسال و دو ماه است که برادرم در حبس بسر می برد. یک سال از ازدواجش گذشته بود که دستگیر شد و الان یک بچه دوساله دارد. برادرم مسافرکش است و ۳۱ ساله، مسافر مواد داشته و در درگیری با ماموران کشته می شود. ماموران برادر مرا دستگیر می کنند. دیگری می گوید: دو پسرم شهید شده اند. این پسرم گول خورده، فریب خورده است. مجازاتش کنید اما اعدامش نکنید. زن جوانی هم می گوید: شوهرم را اعتراف کرده اند. زن ۲۵ ساله است و همسرش ۳۰ ساله. می گوید همه این ۱۶۰ نفری که حکم اعدام گرفته اند زیر ۴۰ سال سن دارند. یک دختر ۴ ساله و یک پسر ۷ ساله دارد. شوهرت چقدر مواد داشته؟ مواد نداشته، اعترافش کرده اند. یعنی خودش اعتراف کرده؟ نه دیگری را گرفته اند او گفته شوهر من مواد داشته. شوهر من هم مواد نداشته، این را زنی با لهجه غلیظ مشهدی عنوان می کند. چند نفر دیگر را گرفته بودند اما انداخته اند گردن شوهر من. آن هایی را که ابتدا دستگیر کرده بودند، ول کردند به جایش شوهر مرا گرفتند. شوهر شما سابقه داشته؟ نه سابقه نداشته پس چطوری گرفتنش؟ نمی دانم.

زنان دورم جمع شده اند و همه باهم داستان دستگیری مردانشان را تعریف می کنند. یکی که از همه مسن تر است می گوید آن موقع که انقلاب کردیم آدم های خوبی بودیم اما الان هیچ کس حاضر نمی شود به ما گوش کند. ما فقط میخواهیم حرفمان را بزنیم. میخواهیم در حکمشان تخفیف بدهند. یکی از آن میان می گوید باید زنگ بزنیم به «بی بی سی» و من می اندیشم بدا به حال نمایندگانی که گوش هایشان را گرفته اند و اجازه می دهند رسانه ای بیگانه راوی وقایع شود. ۴ روز است زیر بارون و آفتاب نشسته ایم، دخترجون وقتی رفتیم قوه قضاییه نگذاشتند همه ما برویم داخل. گفتند فقط سه نفر بروند. به ما گفتند بروید ۱۵ روز دیگر بیایید اما سرکاری است.

قاضی القضات این گزارش را به سختی نوشتم با کابوس زنان و بچه هایی که عزیزانشان زیر حکم اعدام هستند. گزارش نوشتن برای من لذت بخش است اما این گزارش بدترین و سخت ترین گزارشی بود که تا به امروز نوشته ام. دوست داشتم می توانستم عمق درد و رنج این زنان را بیان کنم. می دانم که نتوانسته ام. می دانید بارها زنگ زده اند به من و سراغ این گزارش را گرفته اند. از زمانی که داستانشان را شنیده ام از بلایی که دارید سر یک عده خانواده می آورید بدون در نظر گرفتن عواقبی که برای آنان و جامعه دارد، روزهای سختی را گذارنده ام. شما که قاضی هستید تا حالا دچار کابوس نشده اید؟ شب ها راحت می خوابید؟ چندی پیش در مورد اعدام های مخفی این زندان گفتید که مخفیانه اعدام نمی کنیم حال آن که شاهدان می گفتند اعدام های زیادی در این زندان می شود یکی از آن افراد هم احمد قابل بود.

می دانم قضاوت کار سختی است. باید طرف دیگر را هم در نظر داشت. صدای دردمند مادرانی را که فرزندانشان قربانی مواد افیونی شده اند را هم باید شنید. زنانی که شوهرانشان معتاد شده اند، زنانی که پدرها و برادرهایشان آنان را معتاد کرده اند و زندگی هایی که ممکن است این مردان از هم پاشیده باشند را هم باید دید. نمی شود گزارش را هم یک سویه نوشت. گزارش باید دو سویه باشد. امروز در اتوبوس یک جوان معتاد را دیدم که می گفت دیگر پاک است. می گفت ۱۵ هزار تومان بدهید تا بروم شهرم! می دانید چندی پیش از کنار خیابان مصطفی خمینی جایی که معروف به «سید اسماعیل» است، می گذشتم. کنار خیابان ردیف نشسته بودند جوانانی که کراک می کشیدند در روز روشن! کلانتری هم زیاد دور نیست از این مکان. بی خبر هم نباید باشند. خبری که زیاد شنیده می شود حکم اعدام و مجازات قاچاقچیان خرده پاست نه حتی قاچاقچیان دم کلفت (البته من کلا با اعدام مخالف هستم). قاضی القضات اعدام این مردان راه حل نیست. اعدام این مردان در حکم مجازات خانواده های آن هاست. زنانی که سواد چندانی ندارند با فرزندانی قد و نیم قد در این اوضاع اقتصادی باید چکار کنند؟ آیا مجبور نمی شوند تن به خودفروشی و فروش مواد مخدر بدهند؟ می اندیشم اعدام این مردان چقدر می تواند به بازتولید بزه و جرم و جنایت در جامعه بیانجامد؟ کودکانی که از حضور پدر محروم می شوند در آینده آیا ضد اجتماعی نخواهند شد؟ آیا به تعداد کودکان کار افزوده نخواهد شد؟ آیا مجبور نمی شوند تحصیل را رها کنند؟ برخی از آن ها فرزندانی دانشجو داشتند چگونه بعدها می توانند این دانشجویان امروزی سر بلند کنند در جامعه؟ آن هم در جامعه ای که مردم راحت دیگران را قضاوت می کنند و به هم انگ می زنند. بهتر نیست سیستم اعتراف گیری و مجازات قاچاق چیان را عوض کنید؟ شما که مدام از تحکیم بنیان خانواده می گویید با این اعدام های بی رویه آیا بنیان خانواده ها مستحکم تر می شود؟ باور کنید اعدام راه حل و چاره نیست. راه حل می تواند جایگزینی عدالت ترمیمی به جای عدالت کیفری باشد. عدالتی که دوسویه است.
منبع: تا قانون خانواده برابر

دو کارگر بر اثر ریزش چاه جان باختند










سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از ریزش‌آوار بر سر دو کارگر افغان حین حفر چاهی در منطقه تهرانپارس خبر داد. 

سید جلال ملکی در گفت‌وگو با ایسنا و در تشریح جزئیات این خبر گفت: وقوع حادثه محبوس‌شدن در چاه در ساعت۲۷: ۱۵به سامانه ۱۲۵ اطلاع داده شد و به دنبال آن ستاد فرماندهی آتش‌نشانان و عوامل گروه نجات را به محل حادثه واقع در تهرانپارس، شهرک فرهنگیان اعزام کرد. 

وی ادامه داد: پس از حضور آتش‌نشانان در محل، مشخص شد که دو کارگر افغانی مشغول حفر چاهی در یک پارکینگ یک مجتمع مسکونی شش طبقه بودند که ناگهان به دلیل مجاورت چاه در حال حفر، دیواره حائل بین دو چاه تخریب شده و محتویات چاه دیگر بر سر دو کارگر افغان ریزش کرد. 

ملکی، عمق چاه در حال حفر را ۱۷ متر اعلام کرد و به ایسنا گفت: دو کارگر در زیر محتویات چاه مجاور محبوس شده بودند که آتش‌نشانان اقدام به شناسایی محل آنان کردند. 

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران اضافه‌کرد: آتش‌نشانان، دو کارگر افغان را از چاه خارج کرده، پس از تحویل به اورژانس فوت آنان تایید شد.

دو نفر در ترکمنچای میانه اعدام شدند









 دو زندانی متهم به قتل عمد در بخش ترکمنچای شهرستان میانه اعدام شدند. 

علی بسیا سرپرست دادگاه عمومی بخش ترکمانچای در گفتگو با مهر اعلام کرد: قاتلین دی ماه سال گذشته پس از سرقت اتومبیل مقتول را به منطقه‌ای متروکه برده و با شلیک گلوله مقتول را مجروح کرده سپس وی را که نیمه جان بوده سوزاندند که جسد سوخته شده پس از ۱۰ روز کشف شد. 

وی افزود: متعاقب این امر تحقیقات پلیس آغاز و در این رابطه دو نفر مظنون به قتل وجود داشت که به محض شروع تحقیقات پلیس این نفرات متواری شده و تقریبا پس از ۱۰ روز قاتلین متواری شده دستگیر و در بازجویی‌های تخصصی به جرم خود اعتراف کردند. 

بسیا اضافه کرد: پس از انجام تحقیقات مقدماتی توسط دادرس دادگاه عمومی و انقلاب میانه پرونده متهمین به محاکم کیفری آذربایجان شرقی ارسال و متعاقب این امر حکم قصاص نفس محکومین صادر و در دیوان عالی کشور به تایید رسید که ساعت ۸ صبح امروز اجرا شد.