۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

رها شدن زباله‌های عفونی بخش خصوصی در طبیعت یاسوج








 عدم مدیریت زباله‌های عفونی در کهگیلویه و بویراحمد روز به روز صورت خطرناک‌تری به خود می‌گیرد به طوری که اگر علاج واقعه را قبل از وقوع نکنیم، بدون شک در آینده‌ای نزدیک خبرهای نگران‌کننده‌ای از این بی‌توجهی‌ها به دنیا مخابره می‌شود.
بنا به گزارش فارس، تولید روزانه ۸۵۰ کیلوگرم زباله عفونی و خطرناک در استان کهگیلویه و بویراحمد، موضوع زباله‌های عفونی را در این استان چهارفصل با طبیعت زیبا منحصر به فرد خود به یک دغدغه برای دلسوزان سلامت مردم و محیط زیست تبدیل کرده است.
امروز در برخی نقاط شهری و گردشگرپذیر این استان زباله‌های عفونی چون سرنگ‌ها و باندهای آغشته به خون نه تنها سلامت مردم و گردشگران را تهدید کرده است، بلکه چهره‌ای زننده و تصویری ناخوشایند را از پایتخت طبیعت ایران به دنیا نشان می‌دهد.
اگر چه به قول استاندار کهگیلویه و بویراحمد موضوع زباله‌های عفونی در این استان به ویژه شهر یاسوج که مراکز درمانی بیشتر، بیمارستان‌ها و کلینیک‌های خصوصی، آزمایشگاه‌ها و مطب پزشکان بسیار بیشتری دارد، هنوز به بحران تبدیل نشده ولی اگر علاج واقعه را قبل از وقوع نکنیم، بدون شک باید در روزهای نزدیکی به فکر مدیریت بحران و صرف هزینه‌های هنگفت برای درمان این بیماری بکنیم که به فکر پیشگیری آن نبودیم.
در کنار همه این نگرانی‌ها، شروع موج سوم ایدز در ایران و هشدارهای گسترش این بیماری مهلک، نگرانی‌ها از عدم مدیریت زباله‌های عفونی در کهگیلویه و بویراحمد را بیشتر و بیشتر کرده است.
عدم تفکیک زباله‌های عفونی از زباله‌های کم‌خطر در مبدأ و خطر شیوع بیماری‌ها در اثر پخش شدن این زباله‌ها از سوی گربه‌ها و حیوانات وحشی و اهلی نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است.
در شورای سلامت دو روز پیش استان کهگیلویه و بویراحمد این موضوع مهم در دستور کار قرار گرفت و رئیس نظام پزشکی این استان با دفاع تلویحی از پزشکان، نصب دستگاه امحای زباله را برای آنان مقرون به صرفه ندانست و گفت: ‌ پزشکان به این راحتی در این مورد همکاری نمی‌کنند.
حال سؤال اساسی این است که آیا سلامت مردم مهم‌تر است یا درآمد پزشکان و مراکز درمانی خصوصی و دولتی؟
و دوم اینکه، کیست که از درآمدهای میلیونی پزشکان متخصص در مطب‌های خصوصی خود اطلاع نداشته باشد، پس آیا هزینه کردن بخش کوچکی از درآمدهای پزشکان آن هم تنها برای یک‌بار جهت خرید این دستگاه انتظار زیادی از منادیان و متولیان سلامت مردم است؟

احضار محمود بهشتی لنگرودی به دادگاه انقلاب








محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران به دادگاه انقلاب فراخوانده شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، براساس احضاریه‌ای که از سوی شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی ارسال گردید وی بایستی ساعت ۱۰ صبح روز ۲۱ اردی‌بهشت ماه به این شعبه مراجعه نماید.
لازم به یادآوری‌ست که این عضو کانون صنفی معلمان، تابستان سال گذشته به قید وثیقه‌ی صد و پنجاه میلیون تومانی از زندان به طور موقت آزاد شده بود.

عدم رسیدگی قضایی به پرونده یک شهروند معترض در اردبیل









 با گذشت بیش از یکسال از بازداشت بابک روغنی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، ارتباط با گروه‌های ضد انقلاب و همکاری با دول متخاصم دستگاه قضایی حکمی در رابطه با وضعیت وی صادر نمی‌کند و با وجود گذشت یکسال و بازداشت سند خانه پدری‌اش همچنان بلاتکلیف است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بابک روغنی در بیستم بهمن ماه سال ۹۰ در شهرستان نمین از توابع اردبیل بازداشت شد.
وی پس از تحمل بیش از یک ماه بازداشت در سلول انفرادی بازداشت‎‌گاه اداره اطلاعات اردبیل و زندان مرکزی اردبیل با تودیع وثیقه آزاد شد و با وجود گذشت یک سال از آزادی وی دستگاه قضایی حکم در رابطه با وی صادر نکرده است.

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران) به مناسبت هفته معلم (اردیبهشت ۹۲) ‌








کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت روز معلم بیانیه ای صادر کرده و طی آن می‌گوید: "ما می‌پرسیم که مسئولیت وضعیت نا‌بهنجار کنونی آموزش پرورش و معلمان به عهده چه کسانی‌ است و چرا اقشار زحمتکش و محرومی همچون معلمان می‌بایست تاوان این بی‌ تدبیری‌ها و سو مدیریت هارا پرداخت نمایند؟"
این بیانیه همچنین ادامه میدهد: "ما حق خود می‌دانیم در حالی‌ که منابع رسمی‌ تورم را بیش از ۳۰ درصد اعلام می‌کنند و آموزش پرورش با کسری چند هزار میلیارد تومانی بودجه در ساله ۹۲ مواجه است و در پرداخت حق التدریس معلمان و پاداش بازنشستگان تاخیر می‌کند نسبت به افزایش ۲۵ درصدی حقوق درآستانهٔ انتخابات ریاست جمهوری مشکوک باشیم و آن را سیاسی و انتخاباتی تلقی‌ نماییم."
متن کامل این بیانیه را که در در زیر میخوانید:
به نام خداوند جان و خرد
از میرزا حسن خان رشدیه، بنیانگذار مدارس جدید در ایران که کلاس ‌هایش مورد هجوم کهنه پرستان بود، تا دکتر خانعلی که در تجمع اعتراضی معلمان (۱۲ اردبهشت سال ۴۰) به ضربه گلوله استبداد به شهادت رسید. از ۱۲ اردیبهشت ۵۸ که استاد مطهری با تیر جهل و تعصب مذهبی‌ در خون غلتید تا اسفند ماه ۸۵ که تجمعات اعتراضی معلمان با نام حفظ امنیت مورد هجوم قرار گرفت، معلمان یکی‌ از بازیگران اصلی رو در رویی تاریخی آگاهی‌ و جهل، عدالت و نا‌برابری، راستی‌ و نادرستی محسوب می‌شوند.
ما ضمن گرامیداشت تلاش‌های همه معلمانی که برای رشد و آگاهی فرزندان این کشور گام برداشته‌اند مطالبی را به عرض می‌رسانیم.
شاید باور این سخنان کمی‌ دشوار باشد اما طی سالهای اخیر و در ورای شعار‌ها و وعده‌هایی که هر ساله تکرار می‌شود، نه تنها وضعیت آموزش و پرورش، فضاهای آموزشی، کیفیت تعلیم و تربیت و معیشت و منزلت معلمان بهبود نیافته، بلکه با انجام برخی‌ اقدامات نسنجیده و کم اهمیت، از جمله اجرای شتاب زده طرح به اصطلاح تغییر ساختار آموزشی، اعلام پر سر و صدای گسترش مدارس قرآنی که در حد نصب یک تابلو در ورودی مدارس باقی‌ ماند، حذف مردودی به منظور کاهش آماری افت تحصیلی‌، تعطیلی پنجشنبه‌های مدارس، حذف پیک نوروزی و... که توسط وزیر آموزش پرورش با نام پر طمطراق تحول بنیادین به خورد جامعه داده می‌شود، فضای بی‌ ثبات و نگران کننده‌ای ایجاد گردیده که بیم آن می‌رود که ادامه این روند هزینه‌های جبران نا‌پذیری را به نظام تعلیم و تربیت و معلمان که در خط مقدمه این جبهه هستند تحمیل نماید.
بار‌ها گفته‌ایم و باور داریم که مقام و منزلت معلمان با وعده و شعار ارتقا نمی‌‌یابد و آنچه در روزهای هفته معلم در تریبون‌ها، رسانه‌ها و برنامه های‌ رسمی این هفته، تحت عنوان گرامیداشت هفته معلم عنوان می‌شود از آنجایی که با نادیده گرفتن حقوق واقعی و حتی حداقلی این قشر همراه است حاصلی جز یاس و بدبینی به دنبال نخواهد داشت.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما در تصمیم گیری‌ها و تصمیم سازی‌ها کوچک‌ترین توجهی‌ به رای و نظر کار‌شناسانهٔ آن‌ها ننمود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما حق حضور در تشکل‌های صنفی مردم نهاد و سندیکا‌ها را که از حقوق مسلم و مصرح در قانون اساسی‌ است از آن‌ها سلب نمود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما با حذف سرانه مدارس و درگیر نمودن معلمان و مدیران با مسائلی‌ همچون مشکل آب، برق و گاز مدارس موجب تحقیر، تخفیف و تضعیف جایگاه معلمان و مدیران مدارس گردید.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما آن‌ها را از حق انتخاب مدیران به صورت شورایی، تشکیل مجلس معلمان و یا ایجاد نظام معلمی محروم نمود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما با ایجاد و گسترش فضای امنیتی و حراستی، راه هرگونه انتقاد و حتی نو‌ آوری را به صرف مغایرت با دیدگاه مدیران ارشد مسدود نمود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما با ادامه اجرای لجوجانه و برنامه ریزی نشدهٔ اردوی راهیان نور که تا کنون هیچ بررسی علمی‌ برای تعیین میزان تاثیر گذاری معنوی و اخلاقی آن صورت نگرفته است، دانش آموزان و آینده سازان این کشور را به کام مرگ فرستاد.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما با بی‌ تدبیری و تامین نکردن نیازهای حداقلی مدارس موجب بروز حوادث دل خراش هم چون آتش سوزی بروجن و شین آباد شد که اثر مخربش به این زودی‌ها از تن و جان پسران و دختران معصوم و قلب مادران داغدار و دل میلیون‌ها ایرانی‌ زدودنی نخواهد بود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما برای انتخاب وزیر آموزش پرورش شأن جامعه آگاه و بزرگ فرهنگیان را مورد ملاحظه قرار نداد.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما آنان را از حق نظارت بر بزرگ‌ترین بنگاه اقتصادی یعنی‌ صندوق ذخیره فرهنگیان که از سرمایه‌های خود آنان شکل گرفته است محروم نمود.
ما معتقدیم که نمی‌توان از مقام و منزلت معلمان سخن گفت اما با تحمیل شرایط نا‌مطلوب و اسفبار اقتصادی، تورم لجام گسیخته و در نتیجه کاهش قدرت خرید که هر ساله بلکه هر روز شاهد آن هستیم، این قشر فرهیخته را به فعالیت‌هایی که هیچ سنخیتی با پیشه معلمی ندارد وادار نمود و در ‌‌نهایت گناه افت تحصیلی‌ و هزاران مصیبت اجتماعی و آموزشی دیگر را به گردن این قشر مظلوم انداخت.
ما می‌پرسیم که مسئولیت وضعیت نا‌بهنجار کنونی آموزش پرورش و معلمان به عهده چه کسانی‌ است و چرا اقشار زحمتکش و محرومی همچون معلمان می‌بایست تاوان این بی‌ تدبیری‌ها و سو مدیریت هارا پرداخت نمایند؟
ما حق خود می‌دانیم در حالی‌ که منابع رسمی‌ تورم را بیش از ۳۰ درصد اعلام می‌کنند و آموزش پرورش با کسری چند هزار میلیارد تومانی بودجه در ساله ۹۲ مواجه است و در پرداخت حق التدریس معلمان و پاداش بازنشستگان تاخیر می‌کند نسبت به افزایش ۲۵ درصدی حقوق درآستانهٔ انتخابات ریاست جمهوری مشکوک باشیم و آن را سیاسی و انتخاباتی تلقی‌ نماییم.
ما شعارهای برخی‌ مسئولان را که با ادعای ایجاد رفاه، آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم، کمک به اقشار محروم و کم درامد، رفع تبعیض و... اقتصاد کشور را به بن‌بست کشاندند از یاد نبرده‌ایم لذا باور داریم که خروج از بن بست کنونی جز با اصلاح جهت گیری‌های موجود از جمله، اصلاح مدیریت‌ها و رهایی از ساختار متمرکز و یک سویه کنونی، احترام گذاردن حقیقی‌ به علم و مقام معلم، فراهم نمودن زمینه‌های لازم برای مشارکت سازمان یافته معلمان در امر آموزش پرورش، دور شدن از سیاست زدگی، اجرای بی‌ نقص قوانین به ویژه قانون نظام هماهنگ (مدیریت خدمات کشوری)، رفع تبعیض، رفع موانع فعالیت تشکل‌های صنفی و در ‌‌نهایت آزادی بی‌ قید و شرط همکارانی همچون رسول بداقی، سید محمود باقری، محمد داوری، عبداله مومنی و... که هدفی‌ جز اعتلای آموزش و پرورش و دفاع از حقوق همکارانشان نداشته‌اند امکان پذیر نمی‌‌باشد
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) اردیبهشت ۹۲

سه تن از شهروندان بهایی بند زنان زندان سمنان آزاد شدند









 ژینوس نورانی پس از ۱ سال زندان، ندا مجیدی پس از ۵ ماه زندان به همراه کودک شیرخوارش و شهره اعظمی پس از بیش از ۶ ماه حبس از زندان مرکزی سمنان آزاد شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه ژینوس نورانی پس از سپری کردن حبس ۱ ساله خود از بند زنان زندان مرکزی سمنان آزاد شد.
همچنین در‌‌ همان تاریخ ندا مجیدی که محکوم به ۶ ماه حبس بوده است با پرداخت ما به تفاوت ۱ ماهه به‌دلیل شرایط نامساعد نوزادش (سورنا) از زندان آزاد شد.
شهره اعظمی نیز که پیش‌تر به ۸ ماه زندان محکوم شده بود در روز یک‌شنبه ۸ اردیبهشت ماه با قرار آزادی مشروط حدود ۵۰ روز زود‌تر از تاریخ آزادی خود از بند زنان زندان سمنان آزاد شد.
گفتنی است، ژینوس نورانی که طبق حکم دادگاه بدوی و تایید حکم در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بودند روز یک شنبه ۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ جهت اجرای حکم روانه زندان شده بود.
ندا مجیدی نیز طبق رای دادگاه تجدید نظر به ۴ میلیون تومان جریمه نقدی یا شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود که با دستگیری وی حکم حبس او و کودک شیرخوارش به مورد اجرا درآمد.
همچنین، شهره اعظمی که در دادگاه بدوی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود در دادگاه تجدید نظر استان سمنان به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
اتهامی که شهره اعظمی بخاطر آن محکوم گردید "عضویت در جامعه بهای" ذکر شده بود.

پیگیری بستگان پنج زندانی سیاسی عرب محکوم به اعدام بی‌نتیجه ماند








 مسئولان دادگاه انقلاب در مقابل پیگیری بستگان پنج زندانی سیاسی عرب محکوم به اعدام محبوس در زندان کارون اهواز، پاسخ روشنی ارائه ندادند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی مراجعه‌ی خانواده‎های پنج زندانی سیاسی عرب اهل اهواز به شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب این شهر، مسئولان به ایشان اطلاع دادند که تصمیم گیری در مورد اجرای حکم اعدام این افراد بر عهده‌ی وزارت اطلاعات است.
مسئولان شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب اهواز ضمن اعلام این مهم به خانواده‌ها، از زمان اجرای حکم ابراز بی‌اطلاعی کردند.
پیش‌تر یک منبع آگاه در دادگستری استان خوزستان به گزارشگر هرانا گفت با استیذان آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه و دستور قاضی اجرای احکام هفته آینده حکم اعدام پنج تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان کارون که از سوی دیوان عالی کشور تائید شده بود؛ به اجرا در خواهد آمد.
هاشم شعبانی‌نژاد، شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز، هادی راشدی، دبیر شیمی و فوق لیسانس شیمی کاربردی، محمد علی عموری‌نژاد، فعال دانشجویی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان و وبلاگنویس، به همراه دو تن دیگر به نامهای جابر و مختار آلبوشوکه، پنج زندانی مورد اشاره هستند که در تاریخ ۱۷ تیرماه سال گذشته به اتهام محاربه با خدا و مفسد فی الارض و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شدند و پس از آن این حکم عینا به تایید رسید.
لازم به یادآوری‌ست که این پنج نفر بیش از دو سال پیش در خانه‌هایشان در خلف آباد واقع در استان خوزستان در سال ۲۰۰۵ دستگیر شده‌اند.

بازداشت چهار تن دیگر از فعالین کارگری در سنندج








 چهار تن دیگر از فعالین کارگری به نام‌های "آرام زندی، فردین قادری، شاهپور حسینی و جلیل محمدی" توسط نیروهای رژیم در سنندج بازداشت شدند.
بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، ساعت یک بعدازظهر پنجشنبه، آرام زندی، فردین قادری و شاهپور حسینی، سه تن از فعالین کارگری سنندج در جاده "بهاران"، پس از دستور ایست ماموران رژیم و تیراندازی هوایی، همراه با اذیت و آزار وحشیانه، بازداشت شدند.
قابل ذکر است که راننده تاکسی حامل این سه تن نیز به مدت چهار ساعت در بازداشت نیروهای امنیتی بسر برد و سپس آزاد گردید.
همچنین پنجشنبه شب جلیل محمدی دیگر فعال کارگری، توسط نیروهای امنیتی رژیم دستگیر گردید.

تاخیر ۱۰ ماهه در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شوش‌تر









 در حالی که شکایت کارگران علیه مزد ناعادلانه به صدر اخبار رسانه‌ها رسیده است و کار‌شناسان اقتصادی تامین معاش خانواده‌های‌ متوسط چهار نفره را با دستمزد ۴۸۷ هزار تومانی، بسیار سخت و در مواردی ناممکن ارزیابی می‌کنند، کارگران خدماتی و فضای سبز شهرداری شوش‌تر طی ده ماه گذشته حقوقی دریافت نکرده‌اند.
"سید علی علیزاده" یک فعال کارگری در شوش‌تر با اعلام اعتراض کارگران به تعویق ده ماهه حقوق، به ایلنا گفت: این کارگران در روزهای گذشته به مدت دو روز دراعتراض به بی‌توجه‌ای مسئولان شهرداری دست از کار کشیدند.
او افزود: خودداری شهرداری شوش‌تر در پرداخت دستمزد کارگران، آنان را از تامین حداقل‌های زندگی ناتوان کرده است.
این فعال کارگری با بیان اینکه شهرداری شوش‌تر از منش انسانی کارگران سوءاستفاده می‌کند، افزود: از آنجا که کار این کارگران خدمات رسانی به مردم است، توقف کار طبیعتا در تمیزی شهر هم تاثیر می‌گذارد. به همین دلیل کارگران از انجام اعتراضات صنفی پرهیز می‌کنند.

ادامه تعویق مطالبات کارگری در "نساجی درخشان" و "پوشش‌گس‌تر"








 مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان یزد از ادامه به تاخیر افتادن پرداخت مطالبات کارگران باقیمانده "نساجی درخشان" و "پوشش‌گس‌تر" اردکان خبر داد.
حسین خلیلی با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: کارخانه نساجی درخشان هم اکنون حدود ۳۰ کارگر دارد که عمده این کارگران از سال ۸۳ تا کنون مطالبات خود را نگرفته‌اند.
وی با اعلام اینکه با پیگیری‌های انجام شده حدود ۳۰ درصد از مطالبات این کارگران تا شب سال نو پرداخت شده است، افزود: محل این کارخانه در پی تغییر ساختار منتقل شده و هم اکنون مشغول فعالیت است.
این مقام کارگری همچنین در خصوص وضعیت کارخانه پوشش‌گس‌تر اردکان گفت: این واحد تولیدی در زمینه دوخت انواع روکش صندلی خودرو برای یکی از شرکت‌های بزرگ خودروسازی فعالیت داشت که به ظاهر در پی اختلاف با این شرکت و بدهی معوقه به سازمان تامین اجتماعی و نظام بانکی، از فعالیت آن کاسته شده است.
خلیلی با بیان اینکه هم اکنون تعداد کارگران این واحد تولیدی از ۴۰۰ نفر به ۴۰ نفر کاهش یافته است، گفت: باقیمانده کارگران این واحد تولیدی نزدیک به یک سال حقوق و مزایای معوقه طلبکار هستند.
مسئول کانون‌هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان یزد همچنین از دستور اخیر استانداری برای پرداخت مطالبات معوقه کارگران این استان خبرداد.
وی گفت: در روز نهم اردیبهشت ماه به مناسبت هفته کارگر با استاندار یزد دیداری داشتیم که در این دیدار شخص استاندار از اداره کار خواست تا بطور جدی پیگیر وصول مطالبات معوقه کارگران باشد.
به گفته این مقام کارگری در استان یزد به غیر از کارخانه‌های درخشان و پوشش‌گس‌تر اردکان سایر واحدهای تولیدی این استان در پرداخت مطالبات معوقه خود با مشکل چندانی مواجه نیستند.
وی بابیان اینکه به دلیل مسائل مربوط به تحریم‌های اقتصادی، جهش بهای ارز و افزایش تورم بیشتر واحد‌ها در تامین مواد اولیه خود با مشکلاتی مواجه هستند، افزود: به همین دلیل بیشتر واحدهای تولیدی یزد نهایتا تا دو ماه مطالبات کارگران خود را با تاخیر پرداخت می‌کنند.
به گفته خلیلی صرف نظر از تاخیر در پرداخت مطالبات کارگران هم اکنون بیشتر واحدهای تولیدی تحت تاثیر وضعیت اقتصادی موجود با ظرفیت پایین‌تری فعالیت می‌کنند بطوری که هم اکنون تعدا نوبت‌های کاری این واحد‌ها از سه شیف به یک شیفت کاهش یافته است.
مسئول کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان یزد تصریح کرد: در صورتی که مسئولان اداره کار به دستور استانداری عمل کنند مسئله پرداخت مطالبات معوقه در ۹۰ درصد واحدهای مسئله دار برطرف خواهد شد.
این مقام کارگری گفت: ۱۰ درصد دیگر شامل واحدهایی هستند که در جریان مشکلات اقتصادی اخیر با بحران‌های جدی‌تری مواجه هستند.

بازداشت دو فعال کارگری در سنندج: جلیل محمدی و حامد محمودی‌نژاد









 یک روز پس از روز جهانی کارگر و برگزاری مراسم بزرگداشت این روز در سنندج، دو تن از فعالان کارگری که عضو کمیتهٔ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری هستند، بازداشت شدند.
تارنمای این کمیته گزارش داده که جلیل محمدی روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت توسط مامورین امنیتی دستگیر شده است. همچنین از ساعت ۸ شب پنج شنبه ۱۲ اردیبهشت حامد محمودی‌نژاد ناپدید شده است و تاکنون خبری از وی در دست نیست و تازنمای مزبور احتمال داده که محمودی‌نژاد هم دستگیر شده است.
حامد محمودی‌نژاد در ۱۷ اسفند ۹۱ در آستانه ۸ مارس دستگیر و به تازگی با قرار وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شده بود. همچنین جلیل محمدی در ۲۶ خرداد ۹۱ در مجمع عمومی کمیتهٔ هماهنگی در کرج دستگیر و بعد از حدود ۲ ماه بازداشت با حکم یک سال تعلیقی آزاد شده بود.
همچنین غالب حسینی و علی آزادی دو عضو دیگر کمیته هماهنگی هم از نیمه اسفند ماه ۹۱ تاکنون در زندان اداره اطلاعات سنندج، در بازداشتی غیر قانونی به سر می‌برند.