۱۳۹۲ مرداد ۲۸, دوشنبه

صدور حکم زندان و تبعید برای یک نوکیش مسیحی







در ادامه روند بازداشت و دادگاهی نوکیشان مسیحی در ایران؛ "ابراهیم فیروزی" از سوی دادگاه انقلاب شهرستان رباط کریم به یک سال زندان و همچنین ۲ سال تبعید به یکی از شهرهای مرزی و محروم کشور محکوم شده است.
به گزارش محبت نیوز، دادگاه انقلاب شهرستان رباط کریم با اعلام ختم رسیدگی به پرونده نوکیش مسیحی "ابراهیم فیروزی" وی را به تحمل یک سال حبس و دو سال تبعید به یکی از شهرهای مرزی و محروم کشور محکوم کرد.
بر اساس گزارش و رای دادگاه که در تاریخ ۲۲ تیر ماه سال جاری از سوی دادگاه انقلاب رباط کریم صادر شده، آمده است: "به استنباط دادگاه اقدامات و فعالیت‌های تبلیغی بعمل آمده توسط متهم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تشخیص داده شده و بر همین اساس به موجب ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، دادگاه وی را به تحمل یکسال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می‌نماید."
همچنین در ادامه گزارش دو صفحه ایی دادگاه آمده است، "به موجب ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی ارتکاب جرم و ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ بعنوان تکمیل و تتمیم مجازات، نامبرده را به اقامت اجباری (تبعید) به مدت دو سال در شهرستان سرباز استان سیستان بلوچستان محکوم می‌نماید."
این گزارش می‌افزاید: کتب (انجیل) و اقلام تبلیغاتی مکشوفه و سایر اقلام توقیفی از جمله کامپیو‌تر که به گفته قاضی در فعالیت‌های مجرمانه از آن مورد استفاده قرار می‌گرفته به نفع دولت ضبط و معدوم خواهد شد.
"علی بابایی" رئیس دادگستری و قاضی پرونده، همچنین اتهام این نوکیش مسیحی را "تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی"، "راه اندازی و هدایت تشکل انحرافی تبشیر مسیحیت"، "ارتباط با عناصر ضد انقلاب خارج نشین و شبکه‌های ضد انقلاب خارجی" دانست و اعلام نمود که نامبرده همچنین در این رابطه (سایت اینترنتی) پایگاه مجازی الهیات مسیحی را راه اندازی کرده و با تهیه کتب تبلیغ مسیحیت اعم از انجیل، کتاب مقدس ارسالی از خارج و توزیع اقلام تبشیری نقش خود را به عنوان رابط شبکه ضد انقلاب در داخل کشور حفظ کرده و با حضور در تشکل‌های غیر قانونی کلیساهای خانگی در خصوص تبشیر مسیحیت اقدام نموده است."
"بابایی" همچنین در بخشی دیگر از این حکم تشکیل جلسات "کلیساهای خانگی" را فعالیت‌های مجرمانه دانسته و از آن به عنوان ترویج بی‌بند و باری در میان جوانان و ایجاد شبهات در اصول دین اسلام تعریف نمود.
گفتنی است گرایش روز افزون جامعه ایرانی بویژه جوانان به سمت آئین مسیحیت به ویژه طی چند سال گذشته این موضوع را از مهم‌ترین دغدغه‌های دستگاه حاکمیت در ایران تبدیل کرده است. با تعطیلی بسیاری از کلیساهای فارسی زبان در تهران و شهرستان‌ها و افزایش فشار‌ها و بازداشت و دستگیری افرادی که به مسیحیت می‌گروند، بسیاری از این افراد بدلیل مسائل امنیتی ترجیح می‌دهند که در (کلیساهای خانگی) گروه‌ها و دسته‌های کوچک در خانه‌های یکدیگر جمع شده و به دعا و پرستش و یادگیری الهیات مسیحی بپردازند.
جلسه دادگاه این فعال مسیحی ۲۸ ساله، پیش از این در تاریخ ۱۵ تیرماه سال جاری، در شعبه دوم بازپرسی دادگاه انقلاب شهرستان رباط کریم برگزار و نامبرده در آن مکان مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
"ابراهیم فیروزی" ساکن شهرستان رباط کریم از توابع استان تهران (چهل کیلومتری جنوب غربی تهران) در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۱ در محل کارش توسط چهار تن از ماموران لباس شخصی‌ بازداشت شد. وی پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و به مدت ۱۰ روز تحت بازجویی زیر نظر بازجویان بازداشتگاه زندان اوین قرار داشت، که سرانجام پس از گذراندن ۵۳ روز بازداشت در زندان اوین با سپردن سند ملکی به ارزش ۳۰ میلیون تومان بطور موقت آزاد شد.
اکنون با احتساب ۵۳ روز بازداشت که این زمان در محکومیت او محاسبه خواهد شد وی برای گذراندن ادامه باقی حکم یکساله خود باید در انتظار احضاریه بماند. بنابر حکم صادره وی همچنین پس از آن باید به مدت دو سال در تبعید و اقامت اجباری خود را در شهرستان سرباز از شهرهای محروم و مرزی بین ایران و پاکستان واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان بگذراند.
بنا بر گزارش حکم صادره ابراهیم فیروزی فرصت دارد تا ظرف ۲۰ روز آینده از دادگاه تجدید نظر نسبت به رای صادره اعتراض کند.
این نوکیش مسیحی پیش از این نیز در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۸۹ توسط مامورین امنیتی در شهرستان رباط کریم بازداشت شده بود که پس از انجام چندین مرحله بازجویی نامبرده به زندان قزالحصار کرج انتقال یافت و پس از ۱۵۴ روز حبس بطور مشروط آزاد شد.

احمد زیدآبادی به مرخصی اعزام شد







احمد زیدآبادی روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر کرج، به مرخصی اعزام شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وی ساعت ۷ بعداز ظهر یک‌شنبه ۲۷ مرداد ماه به مرخصی اعزام شد.
احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی اصلاح‌طلب ایرانی است که در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم شده‌است و هم اکنون دوران زندان خود را به سر می‌برد.
وی دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران نیز است.

صدور قرار سنگین برای چهار تن از برگزار کنندگان کنسرت







چهار تن از برگزار کنندگان کنسرت در سالن "آمفی همایش مهر آفرینش"، با صدور قرار وثیقه راهی زندان رجایی شهر کرج شدند.
یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود در این باره به گزارشگر هرانا گفت: "تا جایی که ما اطلاع داریم تمام شرکت کننده گان در کنسرت آزاد شده‌اند. تنها چهارتن از ایشان که جزء اعضای گروه و برگزار کنندگان بودند با صدور قرار ۵۰ میلیون تومانی و به علت پایان وقت اداری روانه زندان رجایی شهر کرج شدند."
وی در مورد اتهامات این افراد گفت: "اتهامات عجیب و غریبی همچون شیطان پرستی و... به آن‌ها زده شده است در حالی که ایشان و دوستانشان از بچه‌های بسیار ساده و سالم می‌باشند."
این منبع اسامی این چهار نفر را پوریا کمالی، احسان محمودی، علی اهتمامی و محمد خردمند ذکر کرد.
لازم به یادآوریست که روز جمعه ۲۵ مرداد ماه پلیس امنیت تهران در مراجعه به سالن آمفی همایش مهر آفرینش، محل برگزاری کنسرت گروه «Dawn of Rage» T بیش از ۲۰۰ تن از شرکت کنندگان و اعضای این گروه را بازداشت کرد.

بازماندن سالی۲۰ هزار دانش‌آموز از تحصیل







محرومیت از تحصیل یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی است که کودکان با آن روبه‌رو می‌شوند. به گفته باقرزاده رئیس سازمان نهضت سوادآموزی، سالانه ۲۰ هزار دانش‌آموز از تحصیل بازمی‌مانند که بخش عمده دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل در حاشیه شهر‌ها زندگی می‌کنند.
به گزارش روزنامه تهران امروز، دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل در پایتخت نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در حاشیه شهر با خانواده‌ای آسیب‌دیده زندگی می‌کنند که خانواده به آن‌ها اجازه ورود به مدرسه را نمی‌دهد.
برخی دیگر از دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل نیز به دلیل مسائل مربوط به هوش و توانمندی‌های ذهنی به مدرسه وارد نمی‌شوند چرا که تعداد زیادی از آن‌ها کودکان استثنایی هستند که خانواده‌ها آن‌ها را پنهان کرده و به مدرسه نمی‌فرستند. آماری که سازمان نهضت سوادآموزی آن را اعلام کرد نشان می‌دهد یکی از اولویت‌های مهم دولت یازدهم باید به جذب دانش آموزان بازمانده از تحصیل اختصاص یابد.
دکتر مجید ابهری -آسیب شناس- در این خصوص به تهران امروز می‌گوید: خروج از دایره تحصیل یعنی ورود به بازار کار و نزدیک شدن به آسیب‌های اجتماعی این کودکان. او می‌گوید: بخش عمده‌ای از این کودکان، اطفالی هستند که خانواده آن‌ها توانایی مالی پشتیبانی تحصیلی آن‌ها را نداشته و اجازه ادامه تحصیل را به آن‌ها نمی‌دهند. این گروه به اجبار وارد چرخه کارهای موجود در جامعه شده از شاگردی بعضی از رشته‌ها تا قالی بافی، صابون‌سازی، پادویی و دستفروشی مشغول به کار می‌شوند.
این آسیب‌شناس در ادامه می‌افزاید: در اینجا باید مشکل توزیع عادلانه امکانات آموزشی را مورد توجه قرار دهیم یعنی بعد از حادثه مدرسه شین‌آباد توجه بسیاری از مسئولان به امکانات نامناسب گرمایش و سرمایش مدارس جلب شد. کلاس‌های فشرده از دانش آموز (تا ۶۰ نفر)، میز و نیمکت‌های غیراستاندارد، استفاده از گچ و تخته‌های بیماری زا، غیر بهداشتی بودن آبخوری و دستشویی اکثریت مدارس، محدود بودن فضای ورزش و بازی، ناایمن بودن محیط مدارس از لحاظ ساختمان و دوام آن و ضعیف بودن مقاومت آن در مقابل زلزله، همه و همه نکاتی هستند که باید توسط دولت یازدهم در نظر گرفته شود. متاسفانه تبعیض آموزشی به طرز آزاردهنده‌ای در شهر‌ها مخصوصا در تهران به چشم می‌خورد.
وجود مدارس غیرانتفاعی لوکس با کلاس‌های بسیار شیک و امکانات ورزشی و تحصیلی فوق‌العاده همراه با آموزش‌های فوق برنامه، باعث شده خانواده‌های متمکن فرزندان خود را به این گونه مراکز بفرستند و اطفال از کودکی با تبعیض آشنا شوند. شما فکر کنید وقتی که دانش‌آموزان مدرسه‌ای از جنوب شهر تهران این گونه مدارس را در شمال شهر می‌بینند چه تصوری از عدالت اجتماعی و چه ذهنیتی از توزیع عادلانه امکانات پیدا خواهند کرد؟ این متخصص علوم رفتاری با نگاهی به دوران انتخابات می‌گوید: با توجه به وعده‌های انتخاباتی آقای رئیس جمهور در راستای سیاست‌های اجتماعی و مهار آسیب‌های اجتماعی، بازگرداندن این کودکان خارج از چرخه آموزش به مدارس و نظام آموزشی می‌تواند اولین و مهم‌ترین قدم در پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی باشد.
تر تقی ابوطالبی احمدی هم فقر را مهم‌ترین عامل محرومیت از تحصیل کودکان کم سن وسال می‌داند و می‌گوید دولت باید برای گسترش عدالت و بازگرداندن کودکان محروم از تحصیل به چرخه آموزشی برنامه ویژه‌ای داشته باشد.
این عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان به تهران امروز می‌گوید: ناگفته پیداست که حاشیه‌نشینی ناشی از فقر مالی و به دنبال آن فقر فرهنگی به جای خود زمینه‌ساز بروز مشکلات فراوانی است که از جمله آن بازماندن از تحصیل کودکان لازم به تعلیم است. به گزارش مسئولین امر حدود ۲۰درصد از جمعیت کلانشهری چون تهران حاشیه نشین هستند بنابراین ممکن است در بعضی مناطق حاشیه‌نشین شهر تهران نسبت به سایر موقعیت‌ها افراد و خانواده‌ها دارای مشکلات بیشتری باشند و موضوع تحصیل فرزندان را چیز مهمی ندانند و فرزندان هم نمی‌دانند که تحصیل را باید جزو مطالبات خود بدانند.
براساس اظهارنظر مسئولان آموزش و پرورش در همه نقاط کشور خصوصا در تهران هیچ مشکلی برای پذیرش دانش‌آموزان وجود ندارد و آنگونه که اعلام می‌نمایند، هم‌اکنون ۹۸درصد کودکان لازم‌التعلیم در پایه اول در مدرسه ثبت نام می‌کنند و ۲درصد دیگر نیز به جهت شناسایی نشدن، ثبت‌نام نمی‌شوند.
این روان‌شناس و مشاور خانواده می‌گوید: به نظر می‌رسد آموزش و پرورش به همراه نهضت سوادآموزی تمام تلاش خود را بر این امر معطوف می‌کنند تا بتوانند روزی را به عنوان ریشه‌کنی کامل بیسوادی جشن بگیرند.

تداوم مخالفت دادستانی با ملاقات حضوری مهدی تاجیک با خانواده‌







 مهدی تاجیک روزنامه نگار محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین از ملاقات حضوری با خانواده خود محروم است.
به گزارش تارنمای کلمه، با سپری شدن بیش از هفت ماه از حبس مهدی تاجیک در بند ۳۵۰ زندان اوین، دادستانی همچنان با هرگونه ملاقات حضوری این زندانی سیاسی با برادر و خواهرانش مخالفت می‌کند و در چند ماه گذشته این محدودیت شامل ملاقات حضوری پدر و مادرش نیز شده است و وی بیش از چند ماه است که از هرگونه ملاقات حضوری محروم است.
طی چند سال اخیر محرومیت از ملاقات حضوری با خانواده که از حقوق زندانیان است، توسط نهادهای قضایی و امنیتی برای فشار بر برخی از زندانیان سیاسی به کار می‌رود.
مهدی تاجیک از فعالان عرصه خبری است که پس از عاشورای ۸۸ بازداشت و در اوایل سال ۸۹ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۲۷ ماه حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از روزنامه نگاری و خبرنگاری محکوم شد.
این زندانی سیاسی عضو شاخه جوانان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از اواخر سال ۹۱ در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند ۳۵۰ زندان اوین است در سال ۸۴ و ۸۵ نیز به اتهام فعالیت‌های دانشجویی مدتی را زندان به سر برده است.

سه زندانی متهم به تجاوز به عنف در ملائ عام اعدام شدند








 سه زندانی متهم به "تجاوز به عنف" سحرگاه امروز در ۳ نقطه شهر کرج اعدام شدند.
دادستان کرج در حاشیه مراسم اعدام این ۳ زندانی به خبرنگار ما گفت: با شکایت های متعدد ، این افراد با تلاش مأموران پلیس آگاهی استان البرز شناسایی و بازداشت شدند و در اعترافات خود به ۱۴ نوبت مشارکت در سرقت، ۲ بار آدم ربایی و ۲ مورد تجاوز به عنف اعتراف کردند.
فرهادی افزود : این ۳ مجرم سال گذشته به زور وارد خانه ای در مهدی شهر چهارباغ شده و با سوء استفاده از غفلت مرد خانواده که در آن موقع به دلیل مصرف مواد مخدر نشئه بوده به همسر او تجاوز کرده بودند.

وی گفت: مجرمان در اقدامی دیگر ۲ دختر دانشجو را از اطراف ایستگاه متروی کرج ربوده و پس از انتقال به حاشیه شهر به آنان تجاوز کرده بودند.
دادستان کرج افزود : شکایت شاکیان این ۳ نفر در دادگاه عمومی و انقلاب کرج بررسی شد و سرانجام متهمان با تلاش پلیس آگاهی استان البرز ، شناسایی و بازداشت شدند و سرانجام به جرم خود اعتراف کردند.

وی گفت : مجرمان با حکم دادگاه سحرگاه امروز در سه نقطه میدان طالقانی کرج ، شهرستان فردیس و محمد شهر کرج به دار مجازات آویخته شدند.

۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه

نامه تظلم خواهی شش شهروند محکوم به اعدام اهل سنت به مراجع بین المللی







شش تن از شهروندان محکوم به اعدام اهل سنت در زندان قزل حصار کرج، طی نامه‌ای به مراجع بین المللی خواستار شکسته شدن محکومیت خود شده و گفته‌اند: "و در این مدت چندین بار ما را به اجرای حکم اعدام تهدید کرده و چون اهل سنت ایران همواره در زمینه‌های مختلفی‌ سیاسی، مذهبی، علمی‌، اقتصادی و فرهنگی‌ مورد ظلم و ستم قرار گرفته و هیچ‌گاه راهی‌ برای رساندن مظلومیت خود به دنیا را نداشته، رژیم ایران براحتی توانسته که نخبگان و جوانان آن‌ها را اعدام و تبعید و زندانی کند."
ایشان همچنین در ادامه تصریح کرده‌اند: "همچنین در دوره هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بیش از ۲۰۰ نفر فعالان مذهبی- سیاسی اهل سنت غرب کشور را دستگیر و بیشتر آنان را به حبس‌های طولانی‌ محکوم کرده و حدود ۱۵۰ نفر آنان در زندان رجایی شهر کرج قرار دارند."
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
نامه دادخواهی شش فعال مذهبی‌- سیاسی اهل سنت محکوم به اعدام در زندان قزل حصار
در سال ۲۰۱۱ رژیم ایران ۱۲ نفر از فعالان مذهبی‌ اهل سنت را به حکم اعدام محکوم کرد که در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۱۳ شش نفر از آنان به اسامی بهرام احمدی (که در هنگام دستگیری زیر ۱۸ سال بود)، کیوان زند کریمی‌، هوشیار محمدی، محمد ظاهر بهمنی، اصغر رحیمی و بهنام رحیمی را مظلومانه اعدام کردند و حتی جناز‌هایشان را به خانواده‌هایشان تحویل ندادند.
مادران این شهدای مصلح هنوز هم چشم به راه اجساد پرپر شدهٔ فرزندان عزیزشان هستند، اما رژیم ایران و دستگاه امنیتی هنوز به دنبال خالی‌ کردن حقد و کینهٔ خود نسبت به جوانان اهل سنت کرد می‌باشند و در این مدت چندین بار ما را به اجرای حکم اعدام تهدید کرده و چون اهل سنت ایران همواره در زمینه‌های مختلفی‌ سیاسی، مذهبی، علمی‌، اقتصادی و فرهنگی‌ مورد ظلم و ستم قرار گرفته و هیچ‌گاه راهی‌ برای رساندن مظلومیت خود به دنیا را نداشته، رژیم ایران براحتی توانسته که نخبگان و جوانان آن‌ها را اعدام و تبعید و زندانی کند.
لذا ما از شما خواستاریم که در یک اقدام فوری این سیاست خصمانه رژیم را محکوم کنید و از مسئولین ایران خصوصاً رئیس جمهور جدید که قول آزاد کردن زندانیان سیاسی را داده در خواست لغو و نقض حکم اعدام ما شش نفر به اسامی حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و هادی حسینی که هر لحظه احتمال اجرا شدن حکممان وجود دارد و همچنین در دوره هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بیش از ۲۰۰ نفر فعالان مذهبی- سیاسی اهل سنت غرب کشور را دستگیر و بیشتر آنان را به حبس‌های طولانی‌ محکوم کرده و حدود ۱۵۰ نفر آنان در زندان رجایی شهر کرج قرار دارند و ۲۰ نفر دیگر از آن‌ها را نیز به حکم اعدام محکوم کرده‌اند که در بند ۴ سالن ۱۰ هم اکنون می‌باشند که شایسته توجه اقدام فوری سازمان‌های بین المللی و حقوق بشری می‌باشند.
زندان قزل‌حصار کرج
حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و هادی حسینی
تاریخ شنبه ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۲
رونوشت به: بانکیمون، کا‌ترین اشتون و احمد شهید

نامه حسین رونقی ملکی خطاب به حسن روحانی







 حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس زندانی خطاب به حسن روحانی می‌نویسد: "قوه قضاییه که به نص قانون اساسی مرجع تظلمات و رسیدگی عادلانه به منازعات است اکنون خود به یکی از مراجع ستم به مردم تبدیل شده است."
وی در ادامه می‌گوید: "تجربه دولت اصلاحات به همه نشان داد که قدرت رئیس جمهور برای اصلاح امور تا چه میزان محدود است و هنگامی که تصمیم گرفته شود همین قدرت محدود، به طور کلی مهار شود، تا چه اندازه نیز غیر موثر است بنابراین اینجانب انتظار ندارم که حضرتعالی فرا‌تر از حوزه اختیاراتتان بتوانید دستگاه قضایی نابسامان کنونی را سامان دهید اما در گفتگوهایی که با عالیترین مقامات نظام خواهید داشت می‌توانید مطرح بفرمایید که آیا بهتر نیست به جای آنکه اندیشمندان و نخبگان و انسان‌های آزادی خواه و میهن دوست را به اتهامهای امنیتی و ساختگی به زندان بیفکنند، آنانی را که بیت المال را غارت می‌کنند و با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، این سرزمین را به تباهی می‌کشانند محاکمه کنند؟ یا به جای آنکه دختران و زنان این سرزمین را به جرم بدحجابی که به گفته آیت الله خامنه‌ای، «چه بخواهیم چه نخواهیم، انتخاب نوعی ازسبک زندگی است»، بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار دهند؛ قاضی‌ای را که در جریان واقعه تلخ کهریزک مجرم شناخته شد و در عوض وی را در راس یکی از بزرگ‌ترین نهادهای کشور منصوب کردند بدرستی و عادلانه محاکمه و مجازات کنند؟"
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینا
آنانکه مردان و زنان باایمان را بدون جرم و بی‌گناه بیازارند “بترسند” که دانسته گناه و افتراء بزرگی را مرتکب شده‌اند. ۵۸ / احزاب
جناب آقای دکتر حسن روحانی؛ رئیس جمهور منتخب ایران
با سلام و عرض ادب
من نگارنده این نامه، سید حسین رونقی ملکی، ۲۸ ساله، زندانی سیاسی هستم که به جهت فعالیت‌های حقوق بشری به ۱۵ سال زندان محکوم شده‌ام و اکنون نزدیک به ۴ سال است، بجز یک دوره چند ماهه به دلیل اخذ مرخصی استعلاجی، در بند ۳۵۰ زندان اوین بسر می‌برم. اخیرا هم به جرم کمک به زلزله زدگان آذربایجان به دو سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌ام؛ اجازه بدهید پیش از آنکه دلایل نوشتن این نامه را توضیح دهم، انتخاب حضرتعالی را بعنوان رئیس جمهور منتخب مردم ایران تبریک بگویم. چنان که یقینا بیش از من اطلاع دارید، پس از گذشت چندین سال تاریک و پر ادبار، اکنون چشمهای بیشماری به جنابعالی دوخته شده است تا مگر اندکی از خرابی‌ها و ویرانیهای ایجاد شده و حصر و سرکوبهای به عمل آمده جبران گردد. عدم پاسخگویی و رسیدگی مسئولان در تمامی این سال‌ها، رازی نیست که بر کسی پوشیده باشد و همین امر باعث شده است من که نگران آینده کشور و سرزمینم و تضعیع حقوق مردم و قانون شکنی‌ها و فسادهای بی‌پایان هستم، مبادرت به نوشتن این نامه کنم و انتظار داشته باشم که جنابعالی به عنوان ر ئیس جمهور منتخب در جهت اصلاح، بیش از پیش تلاش بفرمایید.
جناب آقای دکتر روحانی
قوه قضاییه که به نص قانون اساسی مرجع تظلمات و رسیدگی عادلانه به منازعات است اکنون خود به یکی از مراجع ستم به مردم تبدیل شده است. بگذارید برای اثبات این ادعا از گفته‌های مقامهای قضایی و امنیتی نقل کنم و اینکه دادستان تهران به صراحت به اینجانب اعلام کردند که در مورد ما “زندانیان سیاسی” تصمیم گیرنده نهایی نهادهای اطلاعاتی – امنیتی هستند. یا اینکه دادیار ویژه امنیت عنوان کردند که در مورد مرخصی استعلاجی و درمان من، منتظر نظر و دستور اطلاعات سپاه هستند. یا اینکه بازجویان گفتند که قاضی تصمیم گیرنده نیست و خودشان پرونده‌ها را پیش می‌برند. مطمئنا مقامهای قضایی و امنیتی، واقعیت را بیان می‌کنند اما متاسفانه ریاست محترم قوه قضاییه بنا به مصالحی، خلاف واقع می‌گویند که از صیانت از استقلال قوه قضاییه و اداره مقتدرانه آن سخن به میان می‌آورند و عنوان می‌کنند که قاطعانه از هرگونه حرکت تعدی گونه و دخالت نابجا ممانعت خواهند کرد و به نظر می‌رسد اصولا فاقد چنین قدرت یا اختیاراتی هستند. بنابراین با کمال تاسف باید پذیرفت برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحت اندیشی و تشخیص شخصی در قوه قضاییه متوقف شده یا نادیده انگاشته می‌شود و براین نکته نیز صحه گذاشت که مردم امنیت قضایی ندارند و بسیاری از رفتار‌ها و مواضع در قوه قضاییه تحت تأثیرحوادث سیاسی است. به دلیل همین مصلحت هاست که اساسا وجود زندانی سیاسی را درایران انکارمی کنند و حقوق اساسی آن‌ها را نادیده می‌گیرند.
جناب آقای دکتر حسن روحانی
تجربه دولت اصلاحات به همه نشان داد که قدرت رئیس جمهور برای اصلاح امور تا چه میزان محدود است و هنگامی که تصمیم گرفته شود همین قدرت محدود، به طور کلی مهار شود، تا چه اندازه نیز غیر موثر است بنابراین اینجانب انتظار ندارم که حضرتعالی فرا‌تر از حوزه اختیاراتتان بتوانید دستگاه قضایی نابسامان کنونی را سامان دهید اما در گفتگوهایی که با عالیترین مقامات نظام خواهید داشت می‌توانید مطرح بفرمایید که آیا بهتر نیست به جای آنکه اندیشمندان و نخبگان و انسان‌های آزادی خواه و میهن دوست را به اتهامهای امنیتی و ساختگی به زندان بیفکنند، آنانی را که بیت المال را غارت می‌کنند و با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی، این سرزمین را به تباهی می‌کشانند محاکمه کنند؟ یا به جای آنکه دختران و زنان این سرزمین را به جرم بدحجابی که به گفته آیت الله خامنه‌ای، «چه بخواهیم چه نخواهیم، انتخاب نوعی ازسبک زندگی است»، بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار دهند؛ قاضی‌ای را که در جریان واقعه تلخ کهریزک مجرم شناخته شد و در عوض وی را در راس یکی از بزرگ‌ترین نهادهای کشور منصوب کردند بدرستی و عادلانه محاکمه و مجازات کنند؟، بازداشت کنند؟ آیا آن‌ها نمی‌دانند اجبار به امری که از امور شخصیه و خصوصی یک فرد محسوب می‌شود بر خلاف شرع اسلام و قرآن است. چنان که آیه ۹۹سوره یونس بصراحت می‌گوید: “آیا تو می‌خواهی مردم را، با اکراه و اجبار بی‌آنکه خود خواسته باشند، وادار کنی تا ایمان بیاورند؟” و نیزآیه ۱۰۸ سوره یونس می‌گوید: “بگو‌ای مردم، اینکه شما را حق از سوی پروردگارتان آمد، پس هر که راه یابد جزاین نیست که به سود خویشتن راه می‌یابد و هر که گمراه شود، همانا به زیان خویش گمراه می‌شود و من بر شما نگهبان نیستم.” این آیات تصریح دارند که قبول هر اعتقادی از جمله معتقدات مذهبی اجباری نیست، گرچه اعراض از حق موجب گمراهی و در ‌‌نهایت خسران و عذاب الهی می‌شود.
جناب آقای دکتر روحانی
بسیاری از ما که تصور می‌کنیم تنها به جرم وطن دوستی و دلسوزی برای سرزمینمان در زندان هستیم، می‌پرسیم چرا از ریس دولتی که روزگاری دولت محبوب آیت الله خامنه‌ای تلقی می‌شد به خاطر دروغ‌های که به مردم گفت و کمر به ویران کردن ایران بست و مردم را در دشوار‌ترین و سخت‌ترین شرایط زندگی قرار داد بازخواست نمی‌شود اما میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و صد‌ها زندانی سیاسی به دلیل ایستادگی در مقابل استبداد و دفاع از رای و حقوق مردم، همچنان مورد کم لطفی حاکمیت قرار می‌گیرند؟ چرا مجلس که خانه ملت است و در رأس امور! امروز هیچ نقشی به عنوان قانون گذار و پاسدار قانون ایفا نمی‌کند؟ آیا نباید ریس نیروی انتظانی را در قبال برخوردهای قرون وسطایی از جمله شلاق زدن، شوک الکتریکی و کتک زدن، آویزان کردن و توهین و بی‌حرمتی به متهم که در اکثریت بازداشتگاه‌های پلیس آگاهی و اطلاعات – امنیت توسط ماموران خودسر و قانون شکن صورت می‌گیرد، که مرگ ستار بهشتی در بازداشتگاه پلیس فتا گواه مسلم وجود چنین برخوردهای است، وادار به پاسخگویی کرد؟ استقلال قوه قضاییه با حضور افراد مجرم در رأس دستگاههای اجرایی کشور امکان پذیر نیست، همانگونه که قانونمداری قوه قضاییه با وجود دادگاه‌های انقلاب قابل تصور نیست. به نظر حضرتعالی که از سابقه طولانی فعالیت در بالا‌ترین سطوح کشور برخوردارید و یقینا از زوایای مشکلات کشور مطلعید، چه کسی به نهاد‌های اطلاعاتی – امنیتی و نظامی چنین اختیاراتی داده است که این سرزمین را این گونه و به طور کامل بدست گرفته‌اند و چنین جولان می‌دهند؟!
حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر حسن روحانی
واقعیت این است که متاسفانه ایران ما آن چنان که بیش از یکصد سال پیش مرحوم آیت الله نایینی گفت اسیر استبداد زیر پرده دین است. همچنین نباید فراموش کنیم سخنان آیت الله طالقانی را که در تعقیب نظریه نایینی گفته است: “از قوای پاسداراستبداد، شعبه استبداد دینی است. کار این شعبه این است که مطالب و سخنانی از دین یاد گرفته و ظاهر خود را آن طور که جالب عوام ساده باشد، می‌آرایند و مردمی را که از اصول و مبانی دینی بی‌خبرند و به اساس دعوت پیمبران گرام آشنایی ندارند، می‌فریبند و مطیع خود می‌سازند و با این روش فریبنده، به نام غمخواری دین و نگهداری آئین، ضل الشیطان را بر سر عموم می‌گسترانند و در زی راین سایه شوم جهل و ذلت، مردم را نگه می‌دارند. این دسته چون با عواطف پاک مردم سروکار دارند و درپشت سنگر محکم دین نشسته‌اند، خطرشان بیشتر و دفعشان دشوار‌تر است.” دینی را که از آن دم می‌زنیم و به آن گرایش داریم و افعال و کردار ما از آن نشأت می‌گیرد چه دینی است و کتابش که احکام و دستورات آن دین را از آن اخذ می‌کنیم، چه کتابی است؟ اگر مرادمان از آن دین، اسلام و کتابش قرآن است که در آنجا به صراحت تمام رفتارهای این سال‌ها را از سرکوب مردم و اجازه خروج میلیارد‌ها دار از بیت المال و ایجاد اختناق و استبداد به وسیله حکومت و دولت را محکوم و آن را مخالف با اسلام معرفی نموده است.
جناب آقای دکتر روحانی
اینجانب به عنوان یک ایرانی که از جانب حاکمیت فتنه گر، خس و خاشاک و عامل بیگانه مورد خطاب قرار گرفته‌ام و شاهد بودم که چگونه بسیجیان از پایگاه بسیج مردم را گلوله باران کردند و گناه این جنایت را به دوش مردم بی‌دفاع انداختند، طبیعتا حق خود نمی‌دانم که بازجویان وزارت اطلاعات به من بگویند «مرگ من تداوم جمهوری اسلامی را در پی خواهد داشت». من اگر فریادی زده‌ام، فریاد علیه ظلم، ستم و ناروایی‌های حاکم بوده است. من اگر نوشته‌ام، از درد‌ها نوشته‌ام، از هجوم به زندگی خصوصیمان نوشته‌ام، از تجاوز به حقوقمان و توهین به عقایدمان نوشته‌ام. من اگر در صفی ایستاده‌ام که دانشجویان، کارگران، زنان و مردم ایران ایستاده‌اند به خاطرآن است که همچون آنان از وضعیت کنونی سرزمینم ناراضی‌ام واز آن رنج می‌برم. باید باور کنیم که هستند انسان‌های که برای این سرزمین و در راه عدالت و آزادی از جان خود گذشته‌اند و می‌گذرند. آن‌ها نه به جایی وابسته‌اند و نه هیچ کجای دنیا را به ایران عزیز‌تر از جانمان ترجیح می‌دهند؛ ما به قول میرحسین موسوی «از دروغ خسته شد‌ه ایم» و بازداشت، تحت فشار قرار دادن و زندان هیچ تاثیری در عقیده و ایمان من و همراهانم ندارد و عقاید و افکار ما را نمی‌توان در زندان اسیر کرد. اعتراض ما به قانون شکنی‌ها و قانون گریزی هاست، به ناروایی‌ها و بی‌عدالتی‌های حاکم.
جناب آقای دکتر روحانی
اجازه می‌خواهم برای ارائه یک نمونه از وضع اسف بار سیاسی و امنیتی کشور، به واقعه‌ای که شخصا شاهد یا بهتر بگویم درگیر آن بوده‌ام، اشاره کنم. سال گذشته در حادثه دردناک زلزله آذربایجان که اینجانب و گروهی دیگر از امدادگران برای کمک به هم میهنان آسیب دیده‌مان به مناطق زلزله زده شتافته بودیم، به چه اتهامی بدون ارائه هیچ مدرکی، بازداشت، مضروب یا مجروح شدیم؟ تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق پخش نان کپک زده و کنسرو فاسد، تمرد از حکم قضایی و مقاومت در برابر مأموران و مشارکت در اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه کشور از طریق مخابره اخبار به رسانه‌های بیگانه، سیاه نمایی و دروغ گویی در مورد ارگان‌های مختلف، ارسال خبر دستگیری پیش از دستگیری، تهیه و توزیع پرسشنامه‌های با محوریت مخالفت با نظام جمهوری اسلامی، تهیه کلیپ‌های صوتی و تصویری حاوی توهین به امام خمینی و رهبری به انگیزه پخش در کمپ، انهدام و آتش زدن کالاهای غیر مجاز و فاسد پیش از رسیدن مأموران و رصد اخبار ماهواره ی، از جمله اتهامات واهی و ساختگی‌ای بود که اداره اطلاعات تبریز با همراهی معاونت امنیت دادستان تبریز در کنار اتهام دروغین دیگری همچون تبلیغ به نفع بهاییت و وهابیت بدلیل حضور هم میهنان و امدادگران بهایی در کمپ بر ما وارد کرده است. این اتهامات در حالی است که اجتماع صورت گرفته در کمپ سرند به گواه همگان برای امدادرسانی و کمک به زلزله زدگان و آسیب دیدگان و نهایتا درجهت تأمین منافع ملی بوده است. این امر البته اتفاق تازه‌ای نیست. زیرا امروزه هر انسان آزاده و میهن پرستی که به فکر منافع ملی و مردمانش باشد با اتهاماتی همچون توهین به ارزش‌های نظام، اقدام علیه امنیت ملی و صد‌ها اتهام دیگر مواجه می‌شود که اتهامهای وارده، پرونده ساخته شده و حکم صادره برای ما گواه همین ماجراست. بار‌ها بعنوان یک جوان ایرانی، چه در مواجه با مسئولان امنیتی و چه در نامه به مقامهای کشور، گفته‌ام که بترسیم ازآینده این رویه که بحران‌های موجود رابه مرحله‌ای غیرقابل حل خواهند رساند. همانگونه که امام علی (ع) فرموده‌اند بی‌گمان، قانون شکنی‌ها و منطق ستیزی‌ها، آدمی را در دین و دنیایش به گرداب تباهی می‌کشاند.
جناب آقای دکتر حسن روحانی
همه ما می‌دانیم که روزهای سختی را در پیش رو دارید. جنابعالی بهتر از هر کس دیگری از مشکلات کشور مطلع هستید و می‌دانید پاسخ دادن به مطالبات مردم محروم تا به چه اندازه دشوار است. من بعنوان یک زندانی سیاسی بر این امر آگاهی دارم که نباید با افزایش مطالبات، یادآوری مداوم تباهکاریهای این سال‌ها و دامن زدن به نا‌امیدی‌ها عرصه را به شما تنگ کرد. شما با شعار تدبیر، امید و اعتدال آمده‌اید و مردم، بی‌شائبه اعتماد خود را نثار حضرتعالی کرده‌اند. یقینا تجربه و دانش شما عبور از مسر بحران‌های موجود را هموار خواهد کرد و حامیان سرکوب و استبداد خواهند دید که آزادی و پیشرفت است که امنیت و استقلال کشور را تضمین و تامین خواهد کرد.
آه اگر آزادی سرودی می‌خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ئی،
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی‌ماند
سالیان بسیار می‌بایس
دریافتن را
که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است
که حضور انسان آبادانی است.
احمد شاملو
با امید به توفیق و پیروزی شما
سید حسین رونقی ملکی
زندان اوین – بند ۳۵۰
دهم مرداد ماه سال ۹۲

رنجنامه کشیش زندانی درباره شکنجه در بازداشتگاه / فرشید فتحی







"فرشید فتحی" از نوکیشان مسیحی که توسط دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس محکوم شده است در یادداشتی که به تازه گی از وی منتشر شده از شکنجه‌های شدید روحی و تحت فشار بودن خود توسط ماموران و بازجویان خبر داد.
به گزارش محبت نیوز، "فرشید فتحی" از نوکیشان و فعالین مسیحی است که دوران محکومیت ۶ ساله خود را در زندان اوین می‌گذارند، وی در رنج نامه خود خبر داده که در زندان با شکنجه‌های شدید روحی قرار گرفته و برای تحت فشار قرار دادن وی درباره بازداشت همسر و سکته پدرش اخبار دروغ به او گفته شده است.
این زندانی عقیدتی، که فارغ‌التحصیل در رشته الهیات مسیحی است در پنجم دی ماه سال ۱۳۸۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل گردید. "فرشید" یک سال از دوران بازداشت خود را بلاتکلیف در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات گذارند و نزدیک به ۵ ماه نیز در سلول انفرادی بود.
"فرشید" متولد ۱۳۵۸ دارای دو فرزند می‌باشد وی در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ به اتهام "برعهده داشتن سمت مسئول ارشد سازمان‌های خارجی در ایران و تهیه وجه مالی برای این سازمان‌ها" در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و مجموعن به ۶ سال حبس تعزیری محکوم می‌گردد. اگر چه با وجود اعتراضات از سوی گروه‌های مدافع حقوق مسیحیان و گروه‌های کلیسایی اما حکم شش سال زندان در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد.
این کشیش مسیحی در رنج نامه خود افشاء کرده که در دوران بازداشت به شدت مورد شکنجه روحی و توهین و تحقیر و افتراء قرار گرفته است. وی در بخشی از رنجنامه خود نوشته: "به دروغ به بنده گفته می‌شد همسرم نیز بازداشت شده و از من می‌خواستند که سرپرستی موقتی برای فرزندانم «رزانا و بردیا» معرفی کنم؛ یا به دروغ به بنده گفته می‌شد که پدرم سکته کرده و در بیمارستان است و حتا در مورد زنده یا مرده بودن وی به من اطلاعی داده نمی‌شد، در حالیکه ایشان اصلن سکته نکرده بودند."
این مطلب کوتاه تنها بخشی کوچکی از آن چیزی است که از زمان بازداشت وی تاکنون در زندان مخوف اوین برسر این نوکیش مسیحی آمده است.
پیش از این نیز دل نوشته ایی از فرشید منتشر شده که در بخشی از این نامه از داخل زندان خطاب به پدرش نوشت: "اغلب اوقات بعضی چیز‌ها موجب تاثرم می‌شوند ولی هیجگاه به خود اجازه نداده‌ام که مغلوب غم و یاس شوم. خیلی وقت‌ها اینجا مرا مورد توهین و تحقیر و آزار قرار می‌دهند ولی هیچگاه به وجود مسیح درونم شک نکرده‌ام. بعضی‌ها تنهایم گذاشتند و بعضی دیگر از من فرار کردند، ولی من آن‌ها را مطمئنن قضاوت و توبیخ نخواهم کرد، زیرا که خدا هیچگاه مرا تنها نگذاشته است."
مرداد ماه سال ۱۳۹۰ همسر و فرزندان "فرشید فتحی" به دلیل فشارهای زیاد وزارت اطلاعات مجبور به ترک ایران می‌شوند، آنان از ایران به ترکیه و در ‌‌نهایت پس از طی مراحل پناهندگی در بهمن ۱۳۹۱ رهسپار کانادا شدند و به دور از وطن و عزیزان در آنجا ساکن شدند.
"گفتنی است مهدی خزعلی"، از منتقدان دولت و فرزند آیت الله خزعلی، از روحانیون محافظه‌کار و عضو مجلس خبرگان رهبری که در سال گذشته از هم بندی‌های "فرشید فتحی" بوده در خصوص شخصیت وی در مصاحبه با برخی رسانه‌ها درباره او می‌گوید: "فرشید جوانی مودب و بااخلاق و با لبخندی گرم و شیرین همیشگی بود و همه بچه‌ها در بند ۳۵۰ اوین خاطره‌ای که از فرشید به یاد دارند اخلاق خوب اوست. اخلاقی مثال زدنی و دوست داشتنی است. کسی از او یک تندی و غیراخلاقی ندید. اوساخته شده و انسانی مهربان است."
این فعال مسیحی با وجود اینکه نزدیک به سه سال از دوران محکومیت خود را در بند ۳۵۰ زندان اوین و ماههای متمادی را در سلول انفرادی گذرانده، اما تاکنون اجازه مرخصی به وی داده نشده است.

اسامی ۴۰ زندانی سیاسی بیمار در زندان اوین







با توجه به اینکه طی سالیان اخیر، زندانیان و خانواده‌های آن‌ها اعتراضات و پیگیری‌های بسیاری را نسبت به عدم رسیدگی مناسب پزشکی در بهداری زندان اوین انجام داده‌اند اما هم چنان شاهد تداوم رویهٔ پیشین در سهل انگاری و عدم رسیدگی مطلوب به وضعیت پزشکی زندانیان هستیم.
این رویه در حالی ادامه می‌یابد که در گذشته و تنها در بند ۳۵۰ زندان اوین، زندانیان بسیاری قربانی این سهل انگاری شده‌اند؛ مرگ البرز قاسمی (سال ۸۸) ، محسن دکمه چی (سال ۹۰) ، هدی صابر (سال ۹۰) ، حسن ناهید (سال ۹۰) از دست رفتن کلیه حسین رونقی و نابینا شدن خانم کبری بنازاده تنها بخشی از وقایعی است که در رسانه‌های خبری منعکس شده و چه بسیار زندانیان گمنامی که در بندهای ۸، ۷، ۴، قرنطینه، کارگری، ۲۰۹، ۲الف و دیگر زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها به سر می‌برند و هیچ گونه امکان اطلاع رسانی در مورد وضعیت آن‌ها وجود ندارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی ماه‌های اخیر بهداری زندان اوین به بهانهٔ کاهش بودجهٔ درمانی خود از تحویل کامل داروهای نسخه‌های تجویزی و نیز از اعزام زندانیانی که امکان درمان آن‌ها در بهداری زندان نیست به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری می‌نماید و در بسیاری موارد به صورت گسترده‌ای نسبت به تجویز داروهای ضد درد، آرام بخش و خواب آور اقدام می‌نماید.
حتی برخی پزشکان بهداری زندان اوین از جمله آقایان رضازاده (رییس بهداری زندان اوین) ، رضایی، شعبانی و یونس روحانی ضمن ویزیت زندانیان با پرخاشگری و توهین و ناسزا زندانیان را متهم به تمارض و بزرگنمایی در مورد وضعیت خود می‌کنند به نحوی که بسیاری از زندانیان تحمل درد و رنج بیماری را به مراجعه به بهداری و مواجه شدن با اینگونه برخوردهای غیر انسانی برخی پزشکان ترجیح می‌دهند.
در ذیل نام تعدادی از زندانیان که مدتهای مدیدی است در انتظار اعزام به مراکز درمانی به سر می‌برند ارایه شده است:
  1. علی علایی (مشکل در ستون فقرات و مهره و بیماری قلبی)
  2. مصطفی دانشجو (مشکل تنفسی)
  3. رضا انتصاری (مشکل در ناحیه دست)
  4. اسدالله هادی (ناراحتی قلب)
  5. اصغر قطان (ناراحتی قلب، کلیه و پروستات)
  6. محمد صایمی  (نارسایی کلیه)
  7. محمد صدیق کبودوند (بیماری پروستات)
  8. سعید متین‌پور (درد از ناحیه ستون فقرات و مهره‌ها، بیماری قلبی)
  9. رضا شهابی زکریا (ستون فقرات و مهره‌ها)
  10. یاشار دارالشفا (ستون فقرات و مهره‌ها)
  11. کامیار ثابتی صنعت (بیماری قلبی)
  12. سینا عظیمی (مشکل تنفسی)
  13. مهدی خدایی (فک و لثه)
  14. احمد دانشپور مقدم (سیستم گوارش)
  15. محسن دانشپور مقدم (پروستات، قلب)
  16. حسن فرجی (قلب، سیستم گوارش)
  17. علیرضا احمدی (شگستگی در ناحیه لگن پا و ران)
  18. نصور نقی‌پور (ناراحتی فک و لثه)
  19. محمد داوری (ناراحتی فک و لثه)
  20. امیر خرم (ناراحتی فک و لثه)
  21. امیر اسلامی (قلب)
  22. رحمان قهرمان‌پور (مشکل بینایی و دیسک کمر)
  23. اسماعیل برزگری (ناراحتی فک و لثه)
  24. نادر جانی (اعصاب، بیماری قلب)
  25. حمید نوید (مشکوک به سرطان غدد لنفاوی)
  26. سید محمد ابراهیمی (تنگی نفس معده دیسک کمر)
  27. حمید رضا مرادی (انسداد عروق وپا دیسک کمر)
  28. حسین زرینی  (بیماری سرع)
  29. بهنام ابراهیم زاده (ارتروز گردن ودرد گوش ولثه )
  30. سعید عابدینی (بیماری خونریزی معده ومثانه)
  31. فرزاد روحی (سنوزیت)
  32. اسدالله اسدی ( ناراحتی ریوی)
  33. محمد داوری (مفاصل زانو کمر دهان ودندان)
  34. غلام رضا حسینی (تخریب مفاصل ران وپا وبیماری لثه)
  35. داود اسدی (فاسد شدن مفصل لگن پای چپ)
  36. سعید مدنی (ناراحتی دستگاه گوارشی)
  37. ابراهیم بابای (بیماری قلب)
  38. وحید روح بخش (اعصاب و دهان)
  39. پژمان عبدالحسین زاده (شکستگی  دست)
  40. هانی یازرلو (ناراحتی قلبی)