۱۳۹۲ شهریور ۲, شنبه

محرومیت احمد تمویی از درمان پس از ضرب و شتم شدید و انتقال به سلول انفرادی







 احمد تمویی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به سلول انفرادی منتقل شد با وجود آسیب‌های شدید از درمان پزشکی محروم است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی سیاسی روز چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه در پی احضار به دفتر حفاظت زندان ارومیه و امتناع از رفتن از سوی پاسداران بند به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شد.
یکی از همبندیان احمد تمویی که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: "احمد تمویی به دلیل توهین و تهدید زندانیان در حفاظت زندان از رفتن به آنجا امتناع کرد و به همین دلیل هم پاسدار بند وی را با باتون مورد ضرب و شتم شدید قرار داد و منجر به شکسته شدن بینی و آسیب شدید یکی از چشمهای وی گردید."
وی در ادامه تصریح کرد: "احمد تمویی علی رغم اینکه نیاز به درمان دارد، مسئولین مدت ۴۸ ساعت وی را با دستبند و پابند در سلول انفرادی نگه داشته و تا کنون هیچ اقدامی برای درمان آسیب دیدگی‌های وی صورت نگرفته است."
گفتنی است، پس از انتقال احمد تمویی به سلول انفرادی جهانگیر بادوزاده در پی اعتراض به ضرب و شتم شدید وی به سلول انفرادی منتقل شد و تا لحظه تنظیم این خبر نیز در این مکان نگهداری می‌شود.

تایید حکم اعدام قاضی سابق دادگستری به اتهام قتل همسر سوم







 حکم اعدام قاضی سابق دادگستری که به اتهام قتل همسر سومش در شهرستان خوی با حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران با مراسم قسامه به اعدام محکوم شده بود در شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور تائید شد.
بنا به گزارش خبر انلاین، این قاضی سابق دادگستری متهم است همسر ۱۷ ساله خود بنام مریم را با گلوله به قتل رسانده است.
متهم در ابتدا مرگ همسر خود را خودکشی عنوان کرد بود اما با گزارش کار‌شناسان پزشکی قانونی و اسلحه‌شناسی موضوع خودزنی زن جوان به کلی رد شد و پرونده با قرار عدم صلاحیت در اختیار قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. متهم نیز در جلسات محاکمه ضمن رد اتهامش موضوع مرگ همسرش را خودکشی اعلام کرد.
متهم تاکنون دوبار در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده که یک بار به اعدام محکوم شد اما قضات دیوان عالی کشور حکم را نقض کردند. متهم در دومین دور محاکمه تبرئه شد که این بار هم حکم او نقض شد. سرانجام پرونده برای رسیدگی به شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
جلسه دادگاه با حضور ۳ تن از کار‌شناسان اسلحه‌شناسی و به ریاست مقدم زهرا در شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
در ابتدای جلسه اولیاء دم با طرح شکایت خواستار قصاص داماد سابق خود شدند. سپس یکی از کار‌شناسان اسلحه‌شناسی به نمایندگی از گروه در جایگاه حاضر و اظهار داشت: برای خودکشی، خودزنی و سهل انگاری فاصله تیراندازی کمتر از ۵۰ سانتی‌متر می‌باشد اما بر اساس تحقیقات صورت گرفته از سوی گروه کار‌شناسی در این حادثه از فاصله بین ۵۰ تا ۷۰ سانتیمتری گلوله شلیک شده است.
همچنین فردی که قصد خودکشی داشته باشد گلوله را به قلب، شکم، گیج‌گاه، پیشانی و یا داخل دهان شلیک می‌کند ولی در این پرونده گلوله به بینی شلیک شده است. از سوی دیگر زن جوان راست دست بود اما گلوله از سمت چپ به طرف راست شلیک شده است.
یکی دیگر از موارد اشاره شده در گزارش برای رفع خودکشی نبود آثار دودزدگی در اطراف محل شلیک می‌باشد. در حالیکه ما ۶ گلوله با فاصله کمتر از ۵۰ سانتیمتری با این اسلحه شلیک کردیم که در تمام شلیک‌ها آثار دودزدگی وجود داشت.
در ادامه رئیس دادگاه از قاضی سابق دادگستری خواست در جایگاه حاضر شود که مرد جوان با رد اتهامات خود گفت: من اتهام قتل همسرم را قبول ندارم زیرا قتلی رخ نداده است. دفاعیاتم نیز‌‌ همان موارد اشاره شده در جلسات قبلی می‌باشد.
قاضی: شما در اظهارات خود مدعی شده‌اید همسرتان چندبار اقدام به خودکشی کرده بود برای اثبات این ادعا مدرکی دارید؟
متهم به قتل: یک بار که مریم قرص خورده بود با مادرش تماس گرفتم و او به خانه‌مان آمد. اما همسرم را به بیمارستان انتقال ندادیم.
رئیس دادگاه: چرا در خانه‌تان دوربین مدار بسته نصب کرده بودید؟
متهم به قتل: زمانی که از دادگستری به خانه می‌آمدم احساس می‌کردم افرادی مرا تعقیب می‌کنند به همین خاطر برای حفظ امنیت همسر و مادرم در خانه دوربین مدار بسته نصب کرده بودم.
رئیس دادگاه: چرا هیچ فیلمی از صحنه تیراندازی وجود ندارد؟
متهم به قتل: من ظهر که به خانه می‌آمدم برق دوربین‌ها را قطع می‌کردم و زمانی که در خانه نبودم مراقب اوضاع بوده و از دوربین‌ها استفاده می‌کردم.
رئیس دادگاه: به همسرت شک داشتی؟
متهم به قتل: نه. زیرا مادرم نیز همراه او در خانه بود.
قاضی سابق دادگستری در ادامه دفاعیات خود گفت: همسرم تا ۵ ساعت بعد از تیراندازی زنده بود و به خاطر مسائل درمانی آثار دودزدگی از روی صورتش پاک شده است. همچنین موضوع فرار من بعد از قتل صحت ندارد و من در این مدت درخانه برادرم بودم. وقتی هم به اداره آگاهی احضار شدم با پای خود به آنجا رفتم.
در ادامه قضات دادگاه وارد شور شده و پرونده را از موارد لوث تشخیص داده و از خانواده مقتول خواستند ۵۰ نفر را برای اجرای مراسم قسامه به دادگاه بیاورند. اولیای دم نیز ۵۰ نفر از بستگان مرد خود را به دادگاه آوردند و آن‌ها قسم خوردند که مریم از سوی همسرش به قتل رسیده است.
پس از اجرای مراسم قسامه قضات دادگاه کیفری وارد شور دوباره شده و این بار قاضی سابق دادگستری را به اعدام محکوم کردند.
با اعتراض متهم پرونده برای رسیدگی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور حکم اعدام را تائید کردند.

اعدام یک متهم به قاچاق موادمخدر در اهواز








مردی که متهم به "قاچاق مواد مخدر" بود، صبح روز شنبه، دوم شهریور ماه جاری در زندان اهواز اعدام شد.
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از رادیو زمانه، سعید گشتیل، به حمل و نگهداری یازده کیلوگرم هروئین متهم شده بود و این حکم اعدام پس از پذیرفته نشدن دو بار تقاضای عفو این متهم اجرا شد.
پنج‌شنبه ۳۱ مرداد ماه جاری نیز دست‌کم ۲۸ نفر در شهرهای مختلف ایران اعدام شدند. ایران پس از چین رتبه دوم اعدام در جهان را دارد و بیشتر محکومان به اعدام در این کشور به دلیل جرایم مربوط به مواد مخدر به دار آویخته می‌شوند.

محرومیت یک زندانی عادی از ملاقات به جرم مراوده با زندانیان سیاسی







 احمد صدیق‌خانی زندانی متهم به قتل در زندان مرکزی ارومیه، به جرم مراوده با زندانیان سیاسی از ملاقت محروم شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی متهم به قتل که در بین زندانیان سیاسی زندان ارومیه نگهداری می‌شد از سوی مسئولین زندان برای مدت یک ماه ممنوع الملاقات شده است.
یکی از زندانیان سیاسی زندان ارومیه به گزارشگر هرانا گفت: "احمد صدیق‌خانی پیش‌تر بدلیل مراوده با زندانیان سیاسی به سلول انفرادی منتقل شده بود و اینبار وی را برای مدت یک ماه ممنوع الملاقات کرده‌اند."
وی در ادامه خاطرنشان کرد: "مسئولین تعدادی از زندانیان عادی را بدلایلی که برای ما روشن است در بین زندانیان سیاسی نگهداری می‌کنند. در صورتی که این زندانیان عادی از دستورات مسئولین سر پیچی کنند مورد غضب ایشان قرار گرفته و با ایشان برخورد می‌شود. این کار‌ها را فردی به نام (پسندیده) که مدیر داخلی زندان است به همراه مسئول اندرزگاه فردی به نام (فرهنگ) سازمان دهی می‌کنند."

انتقال نامق محمودی به نقطه‌ای نامعلوم








 نامق محمودی زندانی سیاسی کرد زندان رجایی شهر کرج از ۱۰ روز پیش به نقطه‌ای نا‌معلوم منتقل شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نامق محمودی زندانی سیاسی ۶۲ ساله سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج از تاریخ چهارشنبه ۲۳ مرداد ماه به نقطه نا‌معلومی منتقل شده و از سرنوشت وی هیچ اطلاعی در دست نیست.
تا این لحظه خانواده و دوستان این زندانی سیاسی کرد از محل نگهداری و وضعیت وی طی این ۱۰ روز هیچ گونه اطلاعی در دست ندارند.
یکی از زندانیان سیاسی که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: "احتمال می‌دهیم که به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده باشد ولی خانواده ایشان نیز هیچ گونه اطلاعی از وضعیت وی ندارند و از آنرو که وضع جسمی نامق محمودی بسیار بد بود همه نگران سلامتی وی هستند."
لازم به ذکراست، نامق محمودی مدتهاست از بیماری آب‌مروارید رنج می‌برد و در آستانه نابینایی قرار دارد و مسئولین همچنان در اعزام وی به مراکز درمانی تعلل می‌کردند.
نامق محمودی زندانی سیاسی ۶۲ ساله، ۱۷ فروردین ماه سال گذشته به همراه سه فرزند خود، توسط وزارت اطلاعات بازداشت و در بند اطلاعات سنندج و سپس ۲۰۹ اوین مورد بازجویی قرار گرفت و سپس به سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید.
لازم به یادآوریست، هر سه فرزند وی در آبان ماه گذشته آزاد شده‌اند.
شایان ذکر است که آقای محمودی به اتهام «محاربه» از طریق «همکاری با یکی از احزاب کردی» در بازداشت موقت به سر می‌برد.

۱۳۹۲ شهریور ۱, جمعه

داور حسینی‌وجدان از حق استفاده از مرخصی محروم است







داور حسینی وجدان، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین و دانشجوی دانشگاه اصفهان از حق استفاده از مرخصی محروم است.
مادر این زندانی سیاسی به خبرگزاری هرانا گفت: "از شب عید به این طرف ما بار‌ها تقاضای مرخصی وی را مطرح کرده‌ایم، ولی هربار با درخواست ما مخالفت شد و تنها به ما اطلاع دادند که وزارت با مرخصی وی موافقت نمی‌کند. الان هم که وزارت اطلاعات با مرخصی داور موافقت کرده است هر بار می‌گویند یک هفته دیگر مرخصی خواهیم داد و باز نمی‌دهند."
وی همچنین ادامه داد: "(خدابخش، دادستان) به ما گفته است که می‌خواهیم داور را آزاد کنیم. اکنون سه هفته است که به همین دلیل نه مرخصی به وی می‌دهند و نه آزادش می‌کنند."
مادر این زندانی سیاسی در ادامه گفت: "شب عید (نوروز) دو سال و نیم از ۶ سال محکومیت زندان داور مورد عفو قرار گرفت و با این حساب وی بیش از نیمی از حکم خود را پشت سر گذاشته است و آزادی مشروط نیز جزء حقوق قانونی وی به شمار می‌رود."
داور حسینی وجدان در ۱۴ آذر ماه سال ۹۰ با مراجعه ماموران وزارت اطلاعات و تخریب کامل اموال منزل پدر ایشان (پاره کردن مبل‌ها و پرده‌ها) و ضرب و شتم ایشان و برادرش بازداشت شد همزمان با این بازداشت هم دانشگاهی وی نیز به نام "رهام برکچی‌زاده" دانشجوی فیزیک دانشگاه شهید بهشتی بازداشت شد.
رهام برکچی‌زاده نیز در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۷ سال و شش ماه زندان محکوم شده است ولی با قید وثیقه آزاد شده و تا کنون حکم وی به مورد اجرا در نیامده است.

احضار عامل ایجاد درگیری علیه دراویش پس از ۲ سال به دادسرا







 صبح روز سه شنبه جلسه دادرسی پرونده آخوند محمدرضا شهبازی به عنوان عامل اصلی ایجاد درگیری علیه دراویش گنابادی در شهر کوار در شعبه یک دادسرای ویژه روحانیت شیراز برگزار شد.
شهریور ماه سال ۹۰؛ طلبه جوانی به نام محمدرضا شهبازی با پخش سی دی‌های موهن و اعلامیه‌هایی، دست به تحریک و به راه انداختن راهپیمایی و سردادن شعار و ایجاد درگیری علیه دراویش زد. این درگیری که با دخالت نیروهای امنیتی نیز همراه شد و به کشته شدن یک درویش به ضرب گلوله جنگی و زخمی شدن شماری از دراویش و بازداشت گسترده دراویش منطقه شد.
به گزارش مجذوبان نور، صبح روز سه شنبه ۲۹ مردادماه با برگزاری جلسه دادرسی و با حضور شاکیان و متهم پس از دو سال به شکایت دراویش از یکی از مسببین اصلی عامل درگیری در شهر کوار رسیدگی شد. لازم به ذکر است که جلسه روز سه شنبه برای تکمیل بازپرسی و جمع آوری شواهد و مدارک بوده و رسیدگی اصلی به پرونده شکایت از آخوند شهبازی به قم منتقل و دادگاهی در شهر قم برگزار خواهد شد.
آخوند محمدرضا شهبازی که از وی به عنوان عامل ایجاد درگیری علیه دراویش شکایت شده بود، در این جلسه حضور پیدا نکرده و تنها اظهارات و دفاعیات خود را به قاضی پرونده تقدیم کرد. و همچنین آقایان صالح الدین مرادی، کسری نوری از فعالان حقوق دراویش و همچنین آقای غلامرضا شیرزادی استاد دانشگاه و از دراویش گنابادی به عنوان شاکی حضور پیدا کردند.
«اخلال در نظم»، «تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب»، «تحریک مردم جهت راهپیمایی و درگیری» از جمله عنواین اتهامی متوجه به این شخص در ایجاد درگیری علیه دراویش در شهریور ماه سال ۹۰ در شهرستان کوار می‌باشد.
در این جلسه شاکیان پرونده اظهار داشتند «آخوند شهبازی به جای آنکه مبلغ اسلام باشد، مخرب اسلام شده و موجب اغتشاش در کوار و شهادت یک درویش گنابادی به نام وحید بنانی شده اما او که مسبب اصلی همهٔ این جنایت‌هاست اکنون آزادانه در حال ادامهٔ فعالیت‌های خود می‌باشد و حتی از حضور در جلسه دادگاه سرباز می‌زند و به شفافیت تمام قانون را زیر پا می‌گذارد ولی بسیاری از دراویش به اتهام‌های واهی به زندان محکوم شده‌اند» و اعلام داشتند در صورت نیاز تمام دراویش گنابادی استان فارس شکایت خود را به دادگاه ویژه روحانیت تقدیم خواهند کرد.
قاضی پرونده آقای امیرآبادی با بررسی اتهامات اتهامات متهم مذکور، و با توجه به عدم حضور وی در جلسهٔ دادگاه؛ ادامه روند بررسی به جلسهٔ دیگر موکول کرد.
گفتنی است که با وجود گذشت بیش از دو سال از درگیری کوار و تنظیم این شکایت این اولین بار است که برای رسیدگی به این شکایت دادگاه تشکیل می‌شود. در صورتی که در همین مدت بیش از ۳۰ پرونده علیه دراویش در ارتباط با درگیری کوار تشکیل شده و عده زیادی به احکام سنگین محکوم شده و کماکان نیز بازداشت‌ها و فشار بر دراویش در این شهر ادامه دارد.

شرکت صدرا واگذار شد، ۵۰۰ کارگر بیکار و ۹۰ کار‌شناس تعدیل شدند







 یک فعال کارگری در استان بوشهر گفت: کارگران شرکت صنعتی دریایی ایران به دلیل تاثیر شرایط اقتصادی بر فرآیند تولید، سه ماه حقوق معوقه طلبکارند.
موسی می‌رجهانمردی با اعلام این مطلب یادآور شد: مالکیت صدرا اخیرا از قرارگاه خاتم الانبیا به یک شرکت دیگر واگذار شده است.
سرپرست خانه کارگر بوشهر با بیان اینکه ۵۰۰ کارگر در بخش کشتی سازی مجموعه ایران صدرا فعالیت می‌کنند، گفت: انتظار می‌رود که مدیریت جدید نسبت به پرداخت مطالبات کارگران اقداماتی را انجام دهد.
وی که با ایلنا گفتگو کرده، اظهار داشت: فعالیت کشتی سازی صدرا در نتیجه تحریم‌های اقتصادی و رکود بازار به حالت نیمه تعطیل درآمده و بیشتر کارگران این کارخانه در محل کار خود سرگردان‌اند.
شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) که در سواحل استان بوشهر قرار دارد در زمینه ساخت و تعمیر کشتی و سکو‌های نفتی فعالیت دارد. اخیرا و برای سومین بار مالکیت این شرکت تغییر و به یکی از پیمانکاران راه و ساختمان واگذار شده است. پیش از این در اوایل دهه ۸۰ بانک ملی سهام صدرا را خرید و در سال ۸۷ نیز قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا سپاه.
پس از تغییر مالکیت صدرا، خبرهایی درباره تعدیل ۹۰ کار‌شناس و مهندس این شرکت مطرح شده و برخی منابع احتمال می‌دهند کارگران ایران صدرا از این پس بصورت قرارداد پیمانکاری به کار خود ادامه دهند.

خسرو کرد‌پور با اتهام افساد فی الارض ۲۵ شهریور ماه محاکمه خواهد شد







 جلسه دوم دادگاهی خسرو کردپور و مسعود کردپور دو فعال حقوق بشر روز ۲۵ شهریور ماه برگزار می‌شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خسرو کردپور، مدیر آژانس خبری موکریان، در تاریخ ۱۷ اسفندماه سال گذشته در منزل شخصی خود در شهر مهاباد بازداشت و به ادارهٔ اطلاعات این شهر منتقل شد، این در حالی بود که در پی مراجعات خانوادهٔ وی برای اطلاع از وضعیتش، برادر وی، مسعود نیز باداشت شد.
این دو فعال حقوق بشر پس از حدود ۴ ماه بازداشت در اداره اطلاعات مهاباد و ارومیه روز چهارشنبه ۵ تیر ماه به زندان مرکزی مهاباد منتقل شدند و روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ماه، اولین جلسهٔ دادگاه ایشان، در شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست قاضی جوادی کیا برگزار شد.
عباس جمالی، وکیل این دو فعال حقوق بشر به گزارشگر هرانا گفت: برادران کردپور فعلا در زندان مهاباد بوده و ۲۵ شهریور ماه تاریخ دادگاهی ایشان است. اتهامات خسرو افساد فی العرض از طریق اجتماع و تبانی، اقدام علیه امنیت، نشر اکاذیب و توهین به رهبری عنوان شده است، ولی اتهامات مسعود کردپور تنها اقدام علیه امنیت، نشر اکاذیب و توهین به رهبری عنوان شده است.
وی ضمن اینکه وضعیت روحی و جسمی برادران کردپور را مناسب عنوان کرد گفت: اینکه افساد فی العرض نتیجه‌اش اعدام است، مسلما حکم اعدام صادر نخواهد شد ولی من احساس می‌کنم که می‌خواهند برای ایشان حبس سنگینی صادر کنند.
وی در خصوص مدارکی که بر اساس آن کردپور‌ها با این اتهامات سنگین روبرو شده‌اند گفت: مصاحبه‌های ایشان با رسانه‌های مختلف یکی از دلایل ایراد اتهام بوده، اتهام دیگری که به ایشان زده‌اند ملاقات آن‌ها با سران حزب دمکرات و... بوده که هیچ مدرکی دال بر این ملاقات‌ها چه برای خسرو و چه برای مسعود وجود ندارد و کلا چنین ملاقاتهایی وجود نداشته است و بیشتر مصاحبه‌ها و مقالات سبب این اتهامات شده است.

وضعیت محمدرضا پورشجری وخیم‌تر شده است







محمدرضا پورشجری که در زندان از بیماریهای گوناگون و مشکلات قلبی رنج می‌برد، با بالارفتن قند خون و ممانعت مسئولین با اعزامش به بیمارستان روبرو است.
میترا پورشجری، دختر وبلاگ نویس در بند، محمد رضا پورشجری به گزارشگر هرانا گفت: "پدر من روز ۲۸ مرداد ماه به بهداری زندان ندامتگاه کرج منتقل شده و از وی آزمایش خون و ادرار به عمل آمد. نتیجه آزمایشات اولیه نشان می‌داد که قند وی ۶۰۴ بوده و به همین دلیل آزمایش مجدد از پدر به عمل آوردند که باز هم نتیجه‌ای مشابه را نشان می‌داد. بهداری زندان ابتدا در مورد بیماری وی یک بسته قرص ۱۰ تایی (گلی بنگلامین) تجویز نمود، ولی دکتر دیگری بنام (امین ستاره‌دان) پس از رویت آزمایشات نظر داده که از آن رو که قند خون پدرم بسیار بالا بوده و سن وی نیز زیاد است و همچنین از ناراحتی حاد قلبی رنج می‌برد، نمی‌شود به وی انسولین تزریق کرد و این کار بسیار خطرناک است. دکتر‌نژاد بهرام و پژمان عادلی نیز که همگی از پزشکان زندان هستند نیز نظر تخصصی امین ستاره‌دان را تایید کرده و گفته‌اند پدرم باید در بیمارستانی مجهز بستری شده و بیماری قلبی و قند وی مورد نظر پزشکان متخصص کنترل شود. این پزشکان تاکید کرده‌اند که پدر به درمانهای خاصی نیاز دارد که تنها در بیمارستان‌های مجهز امکان پذیر است. پزشکان گفته‌اند، در این یک ماه و نیم اخیر بی‌حسی پا و سرگیجه پدر بدلیل همین قند خون بالا بوده است."
وی همچنین در ادامه صحبت‌های خود گفت: "دوشنبه بیمارستان برای آنژیوگرافی قلب پدر نوبت داده بود که زندان با اعلام اینکه مامور برای اعزام ندارد از انتقال وی به بیمارستان طفره رفت. اکنون دقیقا سه ماه است که در امر بستری شدن پدرم در بیمارستان هر بار مشکلی پیش می‌آید. یا وی را دیر به بیمارستان می‌برند و پذیرش تمام می‌شود و یا زندان به بهانه نداشتن مامور در روزی که خانواده وقت می‌گیرد از اعزام وی شانه خالی می‌کنند. اکنون نیز که سه تن از پزشکان بهداری زندان دستور بستری شدن اورژانس وی را داده‌اند باز هم پدرم از درمانهای مناسب محروم است."
وی در پایان خاطرنشان کرد: "پدرم با تمام روحیه قوی‌ای که دارد می‌گوید این‌ها می‌خواهند من را بکشند، وگرنه این همه تعلل در درمان من دلیل دیگری ندارد."
محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی گردید.