۱۳۹۲ آبان ۲۹, چهارشنبه

هشتصد کارگر پلی‌اکریل اصفهان در اعتراض به عملی نشدن وعده فرماندار تجمع کردند







 بیش از ۸۰۰ کارگر کارخانه پلی‌اکریل اصفهان عصر دوشنبه ۲۷ آبان‌ماه در اعتراض به عملی نشدن وعده فرماندار در محوطه کارخانه تجمع کردند.
یکی از کارگران معترض که نامش منتشر نشده به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت: “فرماندار وعده داده بود اجرای سیاست کوچک‌سازی کارخانه پلی‌اکریل اصفهان را متوقف کند و کارگران هم بر همین مبنا تصمیم گرفته بودند اعتراضاتشان را موقتاً متوقف کنند.”
به‌گفته این کارگر فرماندار امروز گفته است سیاست کوچک‌سازی به قوت خود باقی است اما جزئیات قراردادهای کارگران تغییر نمی‌کند و کارگران تعدیل نمی‌شوند.
کارگر معترض ضمن بیان این‌که سخنان فرماندار غیرعملی و به زیان کارگران خواهد بود، افزود: “تعدادی از نمایندگان کارگران به ملاقات فرماندار رفتند تا وی را متقاعد کنند به کارخانه بیاید و درباره وعده‌هایش به کارگران توضیح بدهد اما فرماندار نه تنها به میان کارگران نیامد بلکه وعده‌های قبلی‌اش را نیز نقض کرد.”
یک هزار و ۵۰۰ کارگر کارخانه پلی‌اکریل اصفهان سال‌هاست که در قالب شش شرکت زیرمجموعه تحت مسئولیت شرکت مادر (هلدینگ) کار می‌کنند. با تصمیم کارفرما مبنی بر جداسازی شرکت‌های زیر مجموعه، امنیت شغلی کارگران در خطر قرار گرفته است.
بر اساس سیاست کوچک‌سازی این کارخانه، مجموعه شرکت‌های پلی اکریل ایران در حال واگذاری است.

بازداشت دارویش قادری ساکن استان البرز







 در پی حمله نیروهای امنیتی به تکیه دراویش "قادری کسنزانی" حدودا پانزده تن از ایشان بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی هفته گذشته ماموران امنیتی لباس شخصی به منزلی مسکونی که به عنوان تکیه در سه راه حسن آباد کرج استفاده می‌شد حمله کردند.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: "پانزده تن از دراویش در این منزل مسکونی در شب عاشورا مشغول انجام مراسم آئینی خود بودند که با حمله نیروهای امنیتی که همگی لباس شخصی بتن داشتند بازداشت شدند."
وی در ادامه گفت: "مامورین به دراویش بازداشت شده چشم بند زده و ایشان را به مکان نامعلومی منتقل کردند."
دو طریقت قادری کسنزانی و نقشبدی که عمدتا اهل سنت می‌باشند بر اعمال روزانه توصیه شده توسط شریعت خود موظف به انجام اوراد و اذکار روزانه، هفتگی وسالانه هستند.
این اعمال بصورت جمعی و انفرادی ادا می‌شوند. دراویش قادری و نقشبندی در ایران از احداث تکایا و ممارست مراسم ذکر و نمازهای جماعت محروم می‌باشند.

تجمع کارگران در شهرستان نکا به دلیل دریافت نکردن حقوق







شماری از کارگران شرکت “نکا سفال” مقابل فرمانداری شهرستان نکا در استان مازندران تجمع کردند. این کارگران می‌گویند چند ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند.
به گزارش تارنمای محلی نکانیوز، این کارگران اعلام کرده‌اند که “حدود سه ماه حقوق دریافت نکرده‌اند و مسئولان شرکت جوابگو نیستند و این در حالی است که کارگران در شرایط بسیار نابسامان اقتصادی و در تنگنای شدید معیشتی قرار گرفته‌اند.”
علی رجبی، فرماندار نکا گفته است: “با توجه به این‌که شرکت نکا سفال حدود یک سال به دلیل بدهی‌های مختلف از جمله آب، برق و گاز تعطیل است، قول مساعد بر پیگیری داده شد.”

گزارشی از وضعیت زندان ندامتگاه مرکزی کرج







زندان ندامتگاه مرکزی کرج با نزدیک ۸ هزار زندانی، حدود ۴۰۰ زندانی زیر حکم اعدام و ۴ زندانی عقیدتی و سیاسی از شرایط نگران کننده‌ای برخوردار است.
یکی از زندانیان ندامتگاه مرکزی کرج به گزارشگر هرانا گفت: "زندانیان در بدو ورود به زندان بازرسی می‌شوند و کفش، کاپشن و هر لباس گرمی که همراه داشته باشند از ایشان گرفته می‌شود و در مقابل حتی یک جفت دمپایی نیز به ایشان داده نمی‌شود و پابرهنه وارد بند می‌شوند."
وی در ادامه گفت: "مسئولین حتی پتو نیز به زندانیان نمی‌دهند و زندانی جدید الورود باید خود شخصا پتو خریداری نماید. مسئولین به خانواده زندانیان اجازه آوردن لباس گرم را نمی‌دهند و هر سال تنها یکبار زندانی می‌تواند از طرف خانواده لباس دریافت کند که در بین آن اقلام، لباس گرم موجود نیست و خانواده‌ها نمی‌توانند عملا کاپشن و سویی شرت برای زندانیان بفرستند."
این زندانی در ادامه بیان داشت: "زندان از لحاظ بودجه بهداری با کمبودهای بسیاری روبرو شده و بتازگی هزینه زندانیان بیمار را به گردن خود ایشان می‌گذارد. از طرفی هم وضعیت تغذیه زندانیان و جیره دولتی بسیار خراب شده است. بهداری حتی دارویی برای زندانیان بیمار ندارد و قفسه داروهای بهداری کاملا خالی است. بیماران مبتلا به سل و بیماری‌های خونی همانند هپاتیت و ایدز بسیار زیاد است. زندانیان مبتلا به سل، هپاتیت و ایدز حتی قرنطینه هم نمی‌شوند و زندان برای اینکه این زندانیان از سوی همبندیانشان طرد نشوند اعلام نمی‌کند چه کسانی بیمار هستند و خود بیماران نیز از همبندیانشان این موضوع را پنهان می‌کنند."
وی در مورد وضعیت غذای زندانیان گفت: "بهترین غذایی که در زندان بصورت نهار به زندانیان می‌دهند سویا پلو، رشته پلو و عدس پلو است که آن هم با کیفیت بسیار پایینی تهیه می‌شود و بسیار خشک است. گوشت سفید و قرمز بطور کامل از برنامه غذایی زندانیان حذف شده و کمبود نان هم بصورت هر روزه مشاهده می‌شود. مواد مخدر در زندان بسیار فراوان است و راحت‌تر از خارج از زندان مواد مخدر پیدا می‌شود."
این زندانی همچنین گفت: "آب گرم برای استحمام وجود ندارد. آب گرم دقیقا ساعت ۹ و نیم وصل می‌شود و این ساعت نظافت آغاز می‌شود و پس از آن نیز خاموشی است و اجازه رفتن به حمام با آب گرم عملا برای زندانیان وجود ندارد. همین موضوع باعث شده زندانیان مجبور باشند با آب سرد دوش بگیرند و یا قید حمام را بزنند. برای همین بیماری‌هایی مانند سرما خوردگی و عفونت گلو و حشرات موزی همچون شپش و ساس در بین زندانیان به وفور یافت می‌شود. در بند ما که جمعیتش پانصد و خورده‌ای است هفته‌ای ۲۵ نفر را به بهداری می‌برند. زندانیانی که شانس رفتن به بهداری زندان را پیدا می‌کنند، توسط پزشکی به نام دکتر (مومنات) بصورت جمعی (این منبع از کلمه گوسفندی استفاده کرد) ویزیت می‌شوند. دکتر حتی زحمت معاینه را هم به خود نمی‌دهد و تقریبا تمام نسخه‌ها شبیه هم هستند. آن هم داروهایی که در بهداری موجود است. تنها دارویی که غالبا تجویز می‌شود عبارت است از (یک برگ قرص سرماخوردگی، یک برگ قرص پروفن و یک برگ آنتی بیوتیک) هیچ‌گاه دوره درمان آنتی بیوتیک کامل تجویز نمی‌شود و این خود باعث مقاوم شدن بیماری می‌گردد. زندانیانی که نمی‌توانند به بهداری بروند، خودشان برای خود دارو تجویز می‌کنند و دارو را از بازار سیاه تهیه می‌کنند."
وی در ادامه بیان داشت: "قطع مکرر گاز بند هم باعث می‌شود زندانیان نتوانند بصورت شخصی برای خود غذایی تهیه کنند یا بسات چای را تدارک ببینند. آمار بالای بند نیز باعث می‌شود زندانیانی که اصطلاحا کاریدور خواب هستند تمام روز را در این هوای سرد و بدون لباس در هواخوری زندان بسر ببرند و در همان حیاط می‌خوابند. هواخوری اجباری صبح‌ها از ساعت ۹ و نیم صبح تا ۱۲، و بعد از ظهر از ساعت ۲ و نیم تا نیم ساعت قبل از تاریک شدن هوا است. زندانیانی که لباس مناسب ندارند باید در هوای سرد و بصورت اجباری در هواخوری بسرببرند. در هواخوری حتی مکان کافی برای قدم زدن زندانیان وجود ندارد. وسایلی مانند موکت کف کاریدور که زیر زندانیان کاریدور خواب بود، شیشه پنجره‌ها و تلویزیون‌های اتاق‌ها را زندانیان خودشان تهیه کرده بودند و تازه مسئولین بعد از فروش تلویزیون به زندانیان تلویزیون‌های هفصدهزار تومانی را مصادره کردند."
وی در پایان خاطر نشان کرد: "پیش‌تر زندان ندامتگاه از دو بند و ۱۰ سالن تشکیل می‌شد ولی بتازگی هر سالن این زندان را به یک بند تبدیل کرده‌اند. اکنون زندان از ۱۰ بند عادی و یک بند کارگری و یک بند رای باز تشکیل شده است. بند رای باز زندانیانی هستند که کار می‌کنند و از مرخصی هفتگی منظم برخوردارند. این زندانیان را معمولا از بین زندانیانی با جرایم مالی انتخاب می‌کنند. زندان ندامتگاه مرکزی کرج نزدیک ۸ هزار نفر زندانی را درخود جای داده است. حدود ۴۰۰ زندانی در این زندان محکوم به اعدام هستند. در بند ۷ زندان ندامتگاه مرکزی کرج چهار زندانی سیاسی و عقیدتی بنام‌های محمدرضا پورشجری، علی معزی، بهنام ایرانی و حسین ساکتی آرامسری (استیفان) نگهداری می‌شوند."

تعویق ۴ ماهه حقوق ۳۰۰ کارگر ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی







سیصد کارگر ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی تبریز ۴ ماه است که حقوق‌شان را دریافت نکرده‌اند.
یکی از اعضای شورای اسلامی کار کارخانه ماشین آلات صنعتی تراکتورسازی با اعلام این خبر به ایلنا گفت: علاوه بر عدم پرداخت حقوق ماه‌های تیر، مرداد، شهریور و مهر ماه سال ۹۲، سازمان تامین اجتماعی بدلیل افزایش بدهی کارفرما حاضر نیست دفترچه‌های بیمه کارگران را بیش از این تمدید کند. در ماه‌های گذشته، اگر چه سابقه بیمه رد نمی‌شد اما با ضمانت، خواهش و التماس دفترچه‌های بیمه را تمدید می‌کردند.
وی با اشاره به بدهی بیش از ۳ میلیارد تومانی کارفرما به سازمان تامین اجتماعی، تصریح کرد: سابقه بیمه کارگران از خرداد ماه سال جاری در لیست بیمه‌شان درج نشده است.

بازداشت یک وبلاگ‌نویس ۱۶ ساله در ایران







داریوش پورسعید، رئیس پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی (فتا) استان بوشهر از دستگیری یک وبلاگ‌نویس ۱۶ ساله در این استان خبر داد.
به‌گزارش ایسنا و به نقل از رادیو زمانه، رئیس پلیس فتای استان بوشهر گفت این نوجوان که نامش منتشر نشده، "اقدام به انتشار محتوای غیراخلاقی و ترویج فرهنگ ابتذال غرب" کرده بود.
داریوش پورسعید افزود: "پس از انتقال این نوجوان به مقر انتظامی، وی مدعی شد که از سوی دوستانش برای راه‌اندازی چنین وبلاگی اغفال شده و قصد داشته برنامه‌ها و تصاویر مشابه آن‌چه که در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای منتشر می‌شود را انتشار دهند."

گزارش جلسه داخلی‌ ماهانه نمایندگی‌ سوئیس در روز یکشنبه ۱۰ نوامبر ۲۰۱۳ مصادف با ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۲


    
این جلسه که همچون جلسات ماههای گذشته یکبار در ماه برگزار میگردد در این ماه نیز  در منزل آقای محمد احمدی یکی‌ از اعضا و قائم مقام نمایندگی‌ سوئیس راس ساعت  ۱۷/۳۰ دقیقه برگزار گردید
در ابتدا آقای محمد جاوید گوانی مسئول نمایندگی‌ سوئیس در کانون دفاع از حقوق بشر  در ایران  ، بعد از سلام و خیر مقدم خدمت اعضا شرکت کننده در این جلسه ماده ۲۵ اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر  که میگوید 
الف / هر کس حق دارد که سطح زندگی‌ او ، سلامتی‌ و رفاه خود و خانوادهاش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در موقع بیکاری ، بیماری ، نقض اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام مورد 
ب / دیگری که به علل خارج از اراده او وسایل امرار معاشش از دست رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی‌ برخوردار باشد . مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت  مخصوصی بهر ماند شوند . کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آماده باشند حق دارند که همه از یکنوع حمایت اجتمایی‌ برخوردار شوند ، را قرائت کردند و جلسه را به جناب آقای فرشاد لک مسول جلسه تحویل دادند 
فرشاد لک یکی‌ دیگر از اعضا کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی‌ سوئیس به  عنوان مدیر جلسه نیز بعد از خوشامد گوئی به حضار ، طبق پلان جلسه از جناب آقای  سید محمود نور بخش  فعال حقوق بشر دعوت کردند تا گزارش تفضیلی ، آماری نقض  حقوق بشر در ایران مهر ماه ۱۳۹۲ را به دلیل طولانی‌ بودن در ۲ بخش برای حضار بررسی و آن را با مشابه ماه قبل مقایسه نماید

       
آقای سید محمود نوربخش در بخش اول گزارش خود که شامل گزارشات مندرج شده در سایتهای حقوق بشری بود به اعدام ۵۴ زندانی در مهر ماه ، بازداشت ۹۱ نفر از دگر  اندیشان و محکومیت ۱۴۱۷ ماه حبس برای ۷۳ نفر از سوی دادگاه انقلاب اشاره کرد  همچنین گزارشات دریافتی نیز به صورت جداگانه در حوزههای مختلف مورد بررسی قرار گرفت . 
در ادامه آقای لک با تشکر از آقای نور بخش از سخنران بعدی آقای آرمان وطن دوست  فعال حقوق بشر دعوت کردند تا سخنرانی‌ خود را آغاز نمایند

             
آقای وطن دوست دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به  منظور الغای مجازات مرگ مصوبهٔ ۱۵ دسامبر ۱۹۸۹ به شماره قطعنامهٔ ۴۴/۱۲۸ مجمع  عمومی‌ سازمان ملل را برای حضار قرائت و بررسی نمودند .این پروتکل که شامل ۱۱  ماده بود و ایشان برای اینکه شرکت کنندگان متوجه بند بند این پروتکل قرار بگیرند مثالهای مشابهی را آوردند  و آن را با اعدامهای اخیر ایران مقایسه نمودند .بعد از سخنرانی‌ آقای  آرمان وطن دوست و تشکر از ایشان پذیرایی‌ مختصری  از اعضا صورت گرفت . در ادامه  بخش دوم گزارش تفضیلی ، آماری نقض حقوق بشر در ایران توسط آقای سید محمود  نور بخش مورد بررسی قرار گرفت، در این بخش نکات مثبت اتفاقهای اخیر منجمله آزادی حمید قاسمی شال زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ و مرخصی زندانیان سیاسی که قبلاً از این حق محروم بودند مورد بررسی قرار گرفت. همچنین بررسی مستندات قانونی‌ و حقوقی گزارشات در مهر ماه ۱۳۹۲ که شامل نحوه برخورد با زندانیانی که دارای  مشکلات جسمی‌ و بیماری هستند ، اعدام افراد  زیر ۱۸ سال همچنین اعدام مجدد  محکوم به اعدامی که یکبار حکم اعدام در مورد او اجرا شده بود مورد بررسی قرار گرفت و در پایان آقای نور بخش متذکر شدند که دولت باید توجه بیشتری به گزارشهای حقوق  بشری داشته باشد . در ادامه آقای لک با تشکر از آقای نور بخش از سخنران بعدی جناب  آقای روح الله مرادی تقاضا کردند که سخنرانی‌ خود را پیرامون وضعیت فرهنگ و هنر  قشقایی آغاز نمایند

          
آقای روح الله مرادی فعال حقوق بشر سخنرانی‌ خود را پیرامون نگاهی‌ به فرهنگ و هنر فولکلوریک قشقایی و عوامل موثر در انزوا و اضمحلال آن آغاز کردند  آقای مرادی در مورد  ایل قشقایی و وابستگی این ایل به هنر موسیقی توضیحاتی دادند ، همچنین در مورد اینکه مسئولان دولتی با سنگ اندازی خود مانع رشد و ارتقای این فرهنگ میشوند ، همچنین تلاش برای تاسیس یک کانون فرهنگی‌ هنری که قدرت عملی‌ قانونی‌ و اجرایی داشته باشد با برخورد قهر آمیز نهادهای دولتی به نتیجهای نرسیده است 
بعد اتمام سخنرانی‌ آقای مرادی آقای لک با تشکر از ایشان جلسه را با آرزوی اینکه دیگر در هیچ کجای دنیا بخصوص ایران شاهد اعدام نباشیم به پایان بردند . جلسه بعدی کانون  دفاع از حقوق بشر در ایران  ، نمایندگی‌ سوئیس نیز در تاریخ ۸ دسامبر برگزار میگردد که متعاقباً فراخوان آن به اطلاع عموم خواهد رسید . بعد از اتمام جلسه به مدت ۱۵ دقیقه با  اعضا در مورد اعدامهای اخیر ، همچنین وضعیت مالی اعضائ نمایندگی‌ سوئیس در  کانون دفاع از حقوق بشر در ایران صحبت شد . لازم به ذکر است در این جلسه ۴ عضو  این نمایندگی‌ ، کمیتههایی‌ را که میخواهند با آن فعالیت کنند انتخاب کرده و به مسئول  نمایندگی‌ اعلام نمودند . آقای آرمان وطن دوست و سید محمود نور بخش در کمیته دفاع  از حقوق جوان و دانشجو ، آقای روح الله مرادی  در کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی‌ ، آقای حسین گرجی در کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان اعلام آمادگی نمودند که مکاتبات لازمه با مسئولین کمیتهها صورت گرفت .
در این جلسه هشت نفر از اعضا که عبارت بودند از : محمد جاوید گوانی ، محمد احمدی ، محمد رضا عبداللهی ، فرشاد لک ، حسین گرجی ، آرمان وطن دوست ، سید محمود نور بخش و روح الله مرادی حضور داشتند . همچنین در ماه قبل ۳ عضو جدید به نامهای محمد صفرزاده ، حمید حاجی زاده و سید حسین عارفیان به عضویت کانون در آمدند که در این  جلسه با اطلاع قبلی‌ حضور نداشتند . در این جلسه باخبر شدیم آقای وحید بردانی از  اعضا فعال کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ، نمایندگی‌ سوئیس که حدود ۵ سال و نیم  است که در کشور سوئیس درخواست پناهندگی داده اند به دلیل ترک خاکی که برایشان آمده برای دومین بار در طی‌ یک سال به دلیل ماندن غیر قانونی‌ بازداشت و اکنون در زندان میباشند . 
با امید و آرزوی بهبود وضعیت تمامی‌ پناهندگان و آزادی تمامی‌ زندانیان سیاسی 
گزارش از محمد جاوید گوانی 
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 
نمایندگی‌ سوئیس

نگاهی به فرهنگ و هنر فولکلوریک قشقایی و عوامل موثر در انزوا و اضمحلال ان


هر ملتی در جهان دارای فرهنگی مختص به خود بوده که از نیاکان و پیشینیان آنها بر جای مانده است و میشود گفت فرهنگ هر ملت شناسنامه هویتی ان ملت است , فرهنگ را ادوارد تایلور چنین تعریف میکند: 
«مجموعه پیچیده ای از دانشها , باورها , هنرها , قوانین , اخلاقیات , عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه , از جامعه خویش فرا میگیرد »
هر منطقه از هر کشوری میتواند فرهنگی  متفاوت با دیگر مناطق ان کشور داشته باشد و فرهنگ به وسیله آموزش به نسل بعدی منتقل میشود 
ایل قشقایی , اتحادیه طوایف ترک زبان مهاجر به جنوب ایران (عمدتا استان فارس ) است که در زمان صفویه یکپارچه شده و بنام ایلخان خود و بر مبنای نام زادگاه خود شهر کش یا شهر سبز کنونی در حوالی رود قشقه دریا در ترکستان سابق , بنام قشقایی نامگذاری گردید و به سرعت به بزرگترین واحد ایلی _ سیاسی کشور مبدل شد که نقشی اساسی در معادلات سیاسی کلان کشور ایفا میکرد 
فضاهای کوچ و اتراق قشقایی همراه با کنش های فرهنگی ویژه عشایری مشتمل بر نوع پوشش , مناسبت اجتماعی , نحوه کوچ , مسیرهای ایل رو و ... جاذبه های متنوعی را پدید می آورند که در نوع خود برای ایرانگردان و جهانگردان جالب توجه است , عمده ترین زیست بومها را ایل راههای عشایری منطقه تشکیل میدهند 
قشقایی نیز به مانند سایر اقوام ایران دارای فرهنگی غنی است که شامل موسیقی , ادبیات فولک ایلی , جشنها , سوگها و مناسبت اجتماعی , صنایع دستی , رقص های خاص قشقایی و سایر موارد فرهنگی منسوب به خود است 
موسیقی ایل قشقایی با نام عاشیق ها , چنگیها و  ساربانها   در آمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخوردار است , موسیقی عاشیقی کهن و گسترده است و با شعر فولک  درآمیخته است.
عاشیقها برای رویدادهای غمناک و شاد  نوایی در سینه دارند. در هنر عاشیقی , حماسه جایگاه ارزنده ای دارد و در شعر ان عرفان مقامی شایسته . 
از خلال روایات قومی میتوان دریافت که عاشیق های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز و شیروان به فارس مهاجرت کرده اند و وجوه اشتراکات قابل توجهی بین عاشیق های قشقایی و آذربایجانی به ویژه در در زمینه بیان شجاعت و مردانگی افسانه وار کور اوغلو وجود دارد , از آهنگهای قدیمی و امروزی عاشیق های قشقایی میتوان از سحر آوازی , جنگ نامه , معصوم , صمصام , کور اوغلو , غریب و صنم , نگار و محمود , باش خسرو , هلیله خسرو , گرایلی , باش گرایلی و غیره نام برد 
روزگاری نه چندان دور و در دوره اوج و اقتدار ایل قشقایی , همین وجوهات فرهنگی تنوع و زیبایی و شکوه خاصی به منطقه میبخشید و از علل جذب گردشگران داخلی و خارجی بود , عظمت و شکوه سیاه چادرهای مزین به دست بافته های بی نظیر زنان قشقایی که سر آمد بافندگان ایران بودند , کوچ هماهنگ و زیبای قشقایی ها موسیقی مقامی و زنده ان , شعر و ادبیات فولکلور و حماسی ان , مناسبت و مراسم خاص آنان , همه و همه چهره ای از یک فرهنگ غنی و پویا در جنوب به تصویر میکشید , اما سالهاست که که دیگر اثری از ان کارناوال فرهنگی غنی قشقایی نیست و دیگر سویی برای چشم نوازی ندارد 
تغییر سبک زندگی اجتماعی قشقایی ها به دلائل  مختلف اجتماعی و سیاسی , بسته شدن ایل راهها , خشک سالی های مداوم و غیره , از علل یکجانشین شدن بخش عظیمی از جامعه کوچرو و ایلی قشقایی بود و همین امر به خودی خود سبب از میان رفتن بخشی از ان نمودهای فرهنگی قشقایی گردید که البته این امر به دلیل تغییر ساختار سبک زندگی اجتماعی انسانها و نیاز قشقایی به تطابق با ان غیر قابل اجتناب بود 
اما آنچه که جای بسی نگرانی و تامل دارد , تداوم این فنای  فرهنگی پس از یکجانشینی است
قسمت اعظم قشقایی ها عمدتا در شهرهای استان فارس از جمله , شیراز ,فیروزآباد , آباده , کازرون , گچساران , قائمیه , اقلید و ... سکنی گزیده اند اما متاسفانه تاکنون هیچ اقدامی از جانب هیچ یک از دولتها در جهت حمایت از برنامه های فرهنگی این جامعه میلیونی و حفظ و گسترش ان صورت نگرفته است , کما اینکه در مواردی متعدد حتی سنگ اندازی هم در مسیر فعالیتهای منفردانه فعالین فرهنگی قشقایی انجام گرفته است 
سالهای سال است که فعالین فرهنگی هنری قشقایی مصرانه در تلاش برای اخذ مجوز احداث یک فرهنگسرا برای قشقایی هستند تا برنامه فرهنگی هنری قشقایی را سامان ببخشند اما تاکنون هیچ کدام از دولتها توجهی به این امر نداشته اند 
در بخش ادارات دولتی ناظر بر موارد فرهنگی استانها از جمله اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی , متاسفانه کارشناسان ان ادارات فاقد شناخت کافی از شعر و ادبیات  و موسیقی و جنبه های فرهنگی قشقایی هستند و قادر بر کنترل و نظارت عام بر ان نیستند و به همین دلیل نظارت یک نهاد خاص را می طلبد . 
فقدان یک مرکز فرهنگی هنری مستقل برای قشقایی , لطمات جبران نا پذیری را به شاخه های فرهنگی قشقایی و به ویژه در حوزه شعر و ادبیات و موسیقی وارد کرده است , عدم مطالعه و شناخت کافی از شعر و موسیقی فولکلور قشقایی , سبب یک حرکت انحرافی در این زمینه در بین جوانان علاقمند گردیده است 
به دلیل عدم وجود یک  مرکز فرهنگی هنری خاص , هیچ نوع نظارت و کارشناسی در بخش عمومی بر روی محصولات فرهنگی تولیدی صورت نمیگیرد , از سوی دیگر در بخش دولتی نیز کوچکترین نظارتی از سمت ادارات و نهادهای مسول بر نحوه پخش و عرضه این محصولات وجود ندارد و همین عدم نظارت دولتی سبب  فرصت  طلبی عده ای سودجو در جهت منافع شخصی گردیده تا شعر و موسیقی قشقایی را بازیچه امیال خود قرار دهند و به سمت نابودی سوق دهند 
تمامی محصولات فرهنگی انشعاب یافته از کانال این مراکز سودجو غیر قانونی , فاقد کیفیت سمعی بصری مطلوب و به دور  از اصالت و غنای فرهنگی قشقایی بوده و متاسفانه با نام و تیزر قشقایی به جامعه عرضه میشود که سبب خدشه دار  نمودن چهره فرهنگی قشقایی نزد هموطنان و همینطور ایجاد یک تصویر انحرافی از آنچه که فرهنگ و هنر قشقایی خوانده میشود , در اذهان مخاطبین جامعه شده است 
از این رو سالهاست که فعالین فرهنگی قشقایی اهمیت موضوع را عمیقا درک نموده و همواره به دنبال راهکارهای قانونی برای تاسیس یک کانون فرهنگی هنری که قدرت عملی قانونی و اجرایی داشته باشد بوده اند که متاسفانه در بیشتر موارد با برخورد قهرآمیز نهادهای دولتی مواجه بوده اند 
تلاش برای تاسیس این کانون با اهداف : ۱-مطالعه بر روی تمامی بخش های فرهنگی قشقایی , ٢ : برپایی کلاسهای آموزشی در زمینه  های فرهنگی هنری و انتقال صحیح ان به نسل های بعد ٣: نظارت بر روی تولید و عرضه تمامی محصولات فرهنگی قشقایی  ٤ : تولید محصولات فرهنگی هنری منطبق با فرهنگ قشقایی و اهداف دیگه , از اهم مطالبات فرهنگی فعالین قشقایی و در اولویت این خواست ها میباشد و بدیهیست که در صورت تداوم بی توجهی دولت به این امر مهم آخرین مجراهای تنفسی فرهنگ و هنر منزوی قشقایی مسدود خواهد شد 
روشن است که فرهنگ فولکلور قشقایی یکی از بارزترین جاذبه های فرهنگی اقوام ایران است و اضمحلال و نابودی ان یک فاجعه ملی و در ابعادی وسیع تر بین المللی خواهد بود 
از اینرو جامعه فرهنگی قشقایی خواستار  توجه تک تک فعالین و دلسوزان فرهنگی کشور در این مورد بوده و از تمامی مجامع و نهادهای حقوق بشری داخلی و بین المللی و در راس ان یونسکو , تقاضای توجه ویژه و فوری و  تلاش در جهت ممانعت از فنای کامل فرهنگ و هنر ایل قشقایی را دارد . 
روح الله مرادی قشقایی , فعال فرهنگی و عضو شورای مرکزی کمیته مدافعین حقوق بشر ایل قشقایی 
سوئیس -   10/11/2013 

گزارشی از فعالیت نمایندگان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در بیست و چھارمین اجلاس حقوق بشر در ژنو

        


   
                    
در این اجلاس که از تاریخ 9 سپتامبر 2013 ( 18 شهریور 1392) آغاز و تا 27 سپتامبر 2013   ( 5 مهر 1392) ادامه داشت            نمایندگان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی سوئیس حضوری فعال داشتند . آقای محمد جاوید گوانی مسئول
نمایندگی سوئیس در کانون  دفاع از حقوق بشر در ایران  از روز اول این اجلاس حضور داشتند ایشان ریاست دو رویداد جانبی با       موضوع پناهجویان ایرانی  و زندانیان سیاسی در ایران را در این اجلاس  برعهده داشتند 

                           
کارزار افشای نقض حقوق بشر در ایران  با حمایت و تدارک سازمان  غیر دولتی  سودویند دراین اجلاس شش رویداد جانبی باموضوعات گروههای قومی و محیط زیست در ایران به مدیریت خانم ژاله تبریزی،حق دانستن حقیقت و عدالت(25مین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در ایران )به مدیریت آقای محمود اخوان، زنان در جمهوری اسلامی ایران به مدیریت خانم سیما حب وطن ، پناهجویان ایرانی به مدیریت آقای محمد جاوید گوانی ، زندانیان سیاسی در ایران به مدیریت آقای محمد جاوید گوانی و اقلیت های مذهبی به مدیریت آقای روح الله مرادی   برگزار کردند . آقای محمد جاوید گوانی همچنین به عنوان مسئول مالی دراین کارزار همکاری  کردند

سازمان غیر دولتی و اتریشی سودویند ، در همکاری با همراهان ایرانی خود ، از سال 2010 در شورای حقوق بشر از طریق تنظیم و موضع گیری ها و تدارکات اجلاس های موازی در موردوضعیت حقوق بشر در ایران فعال می باشد
  
                  
همچنین جناب آقای محمد احمدی یکی از اعضاء و قائم مقام  نمایندگی سوئیس که از روز سوم این اجلاس حاضر بودند در رویداد        جانبی با موضوع پناهجویان ایرانی  در مورد وضعیت پناهجویان ایرانی در کشور سوئیس  سخنرانی کردند

                
همچنین آقای روح الله مرادی از اعضاء نمایندگی سوئیس دررویداد اقلیت های مذهبی در ایران ریاست جلسه را برعهده داشتند.
همچنین نمایندگان کانون دفاع ازحقوق بشر درایران در این  اجلاس در زمینه های مختلف از قبیل عکسبرداری،تصویر برداری و
ارسال گزارشات این اجلاس به فعالیت پرداختند
گزارش محمد رضا عبداللهی
    

۱۳۹۲ آبان ۲۸, سه‌شنبه

توقف تولید و تعویق سه ماهه حقوق ۱۲۰ کارگر کوهرنگ شهرکرد









دبیر خانه کارگر شهر کرد از تعویق سه ماه و نیم حقوق ۱۲۰ کارگر کارخانه لبنیات کوهرنگ خبر داد و گفت: تولید در این کارخانه از مهر ماه سال جاری متوقف شده است اما کارگران در محل کار حضور می‌یابند.

«عبدالله رئیسی» با اعلام این خبر به ایلنا گفت: کارفرمای این کارخانه محصولات لبنی به بهانه افزایش مشکلات مربوط به کمبود نقدینگی، کارخانه را موقتا تعطیل اعلام کرده است و کارگران در طول یک ماه گذشته در محل کارخانه بلاتکلیف‌اند. 

او تعداد کارگران این واحد را در سال گذشته ۲۰۰ نفر ذکر کرد و افزود: ۸۰ کارگر در شش ماهه نخست سال جاری به مرور با اتمام قرار داد کاری‌شان تعدیل شده‌اند.

دبیر خانه کارگر شهرکرد شروع مشکلات تولید و به تبع کارگران را از سال ۸۶ در پی واگذاری کارخانه از بخش دولتی (بنیاد شهید) به بخش خصوصی عنوان کرد و گفت: کارفرما در خصوص مشکلات واحد خود به کارگران پاسخگو نیست و در میان مسئولان استانی نیز قاطعیتی برای حل مشکلات کارگران مشاهده نمی‌شود.

رئیسی در خاتمه تجهیزات و ماشین آلات این واحد تولید لبنیات را «مدرن» توصیف کرد و گفت: ادعای اقتصادی نبودن فعالیت با توجه به تکنولوژی مورد استفاده در این کارخانه خلاف واقع است.

گفتنی است، گروه صنعتی فلات کوهرنگ در شهر کیان از توابع شهرستان شهرکرد و در فاصله هفت کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است.