۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

روزهای خوش بند ۳۵۰


مهدی خدایی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، به مناسبت شکستن حکم حمید قاسمی شال، زندانی محکوم به اعدام و آزادی وی، نامه ی کوتاهی از درون زندان به رشته ی تحریر درآورده است.

متن کامل این نامه که در اختیار “خبرگزاری هرانا” قرار گرفته است، در پی می آید.
چند روزی است که بر خلاف همیشه، در بند ۳۵۰ فضای شاد و سرزنده ای را شاهد هستیم. فضایی همراه با امید. صبح روزی که خبر شکسته شدن حکم اعدام حمید قاسمی را شنیدم جزء معدود روزهای خوش من طی دوران نزدیک به چهار سال حبسم بود.
پس از بیش از ۵ سال، حکم اعدام حمید قاسمی شکست و این بار درب زندان اوین برای حمید رو به آزادی باز خواهد شد. سال‌هایی که برای وی به درازی قرن ها بود. شاید هیچ کدام از ما به اندازه ی حمید معنای مرگ و زندگی را به درستی درک نکرده باشیم. ۵ سال زندگی در شرایطی که هر لحظه ی آن می تواند آخرین لحظه زندگی ات باشد. زمانی که حمید در زندان برادرش را از دست داد و یا خبر فوت خواهرش را شنید، آن لحظه برای وی زندگی چه معنایی داشت؟ صبر، عشق، فرصت دوباره، آزادی و…؟ اما حمید تمام این روزها عاشقانه زندگی کرد، آهنگ نواخت و به امید آزادی و دیدار دوباره ی همسرش زنده ماند.
چه زیباست لحظه ی رهایی، لحظه ی گسستن بندها و شکستن چوبه های دار، لحظه ی امید و زندگی.
در این روزهای خوش اما یاد کسانی را گرامی می داریم که فرصت رهایی نیافتند و عاشقانه به پیشگاه معبود شتافتند اما یقیناً آن ها نیز در این شادی با ما سهیم هستند و آرزومندم آغوش های گشوده، ماءوای تمام عزیزانی باشد که در سراسر میهن عزیزمان امیدوار و عاشق در انتظار آزادی به سر می برند.
مهدی خدایی
بند ۳۵۰ زندان اوین

رنجنامه‌ی احمد تمویی از زندان ارومیه خطاب به احمد شهید








احمد تمویی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، در رنجنامه‌ای خطاب به احمد شهید، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد، از برخی شکجه‌های روحی و جسمی و آزار و اذیت‌هایی که در طی مدت قریب به شش سال زندانی بودنش، متحمل آن شده، پرده برداشته است.
آقای تمویی اکنون و پس از پرونده سازی مسئولان بر علیه وی،به قصد تنبیه، در بند زندانیان عادی(متهمین به قتل) به سر می‌برد.
متن کامل رنجنامه‌ی احمد تمویی را که در اختیار “خبرگزاری هرانا” قرار گرفته است، در زیر می‌خوانید:
اینجانب احمد تمویی، زندانی سیاسی، در تاریخ ۲ آبان سال ۸۶ در شهرستان مهاباد، توسط اطلاعات سپاه پاسدران مهاباد دستگیر و از همان روز اول به بازداشتگاه سپاه ارومیه منتقل شدم. در اطلاعات سپاه ارومیه به اتهام عضویت در پژاک به مدت ۲ ماه در سلول انفرادی اطلاعات سپاه، تحت شکنجه بوده‌ام. در طول این دو ماه، از طریق شک الکتریکی، آویزان کردن، شلاق زدن و اعدام ساختگی، مورد شکنجه قرار گرفته‌ام. بعد از دو ماه بازجویی و شکنجه به اداره‌ی اطلاعات مهاباد منتقل شدم و یک ماه نیز در آنجا تحت بازجویی بودم. بعد از سه ماه بازجویی به زندان مهاباد منتقل گردیدم.
در بهمن ماه سال ۸۶ در شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب مهاباد‌ به اتهام محاربه به مدت ده دقیقه محاکمه شدم. وکیلم را قبل از جلسه‌ی دادگاه تهدید نمودند و در جلسه‌ی دادگاه به من اجازه ندادند به طور کامل از خودم دفاع نمایم. مدت کوتاهی بعد از جلسه‌ی دادگاه، حکم ۱۵ سال حبس‌ام را به طور شفاهی‌ در زندان مهاباد به من ابلاغ کردند. بعد از ابلاغ حکم، وکیلم را با تهدید، وادار به استعفا از پرونده‌ام نمودند و بعد از این ابلاغ به دلیل عدم تحویل دادنامه به بنده، نتوانستم به حکم صادره اعتراض کنم و دادگاه بعد از چند روز حکمم را تحویلم داد.
تابستان سال ۸۷ هنگام بازجویی دادستان کل استان آذربایجان غربی از زندان مهاباد، به رفتار دادگاه اعتراض نمودم که با واکنش تند دادستان، مواجه شدم و همان روز به زندان ارومیه منتقل شدم.
در زندان ارومیه، دی‌ ماه زمستان سال ۸۹ به هنگام اجرای حکم اعدام حسین خضری، زندانی سیاسی، مسئولین زندان، من و تعدادی از زندانیان سیاسی را به سلول انفرادی منتقل کردند. هدف از انتقال ما به سلول انفرادی، ایجاد رعب و وحشت در بین زندانیان سیاسی بود. صبح روز پانزدهم دی‌ ماه، هنگامی که در سلول انفرادی شماره‌ی هفت بودم؛ حسین خضری را به طرز فجیحی همراه با ضرب و شتم از سلول شماره‌ی دو خارج و به جایگاه اعدام بردند. بعد از اعدام ایشان، در اعتراض به اعدام و فشارهای زدان، به مدت ۲۰ روز اعتصاب غذا کردم.
روز ۲۷ بهمن ۸۹ از زندان ارومیه به سلول انفرادی اداره‌ی اطلاعات منتقل شدم. از همان بدو ورود به اداره‌ی اطلاعات، با ضرب و شتم ماموران روبرو شدم و به مدت یک ماه در سلول انفرادی به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “ارتباط با رسانه‌های بیگانه” مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفتم. زمستان سال ۹۰ بدون هیچ دلیلی‌ به سلول انفرادی زندان منتقل شدم و به مدت ۲۵ روز در سلول‌های سرد زندان دچار عفونت کلیوی شدم. در بهمن ماه سال ۹۰ به مدت ۲ روز به سلول انفرادی اداره‌ی اطلاعات منتقل شدم؛ در طول این دو روز تحت فشار‌های روحی‌ و روانی‌ زیادی، جهت انجام مصاحبه‌ی تلویزیونی قرار گرفتم که از انجام مصاحبه خودداری نمودم.
از بهار سال ۹۰ تا مهر ماه ۹۱ هر هفته یک بار اجباراً توسط ماموران زندان به دفتر اداره‌ی اطلاعات در زندان منتقل شدم و مورد توهین، تحقیر و تفتیش عقاید قرار گرفته‌ام و هر چند مدت یک‌بار مسئولان زندان وسایل شخصی‌‌ام را بازرسی و غارت نموده اند.
روز ۲۰ مهر سال ۹۱ از زندان ارومیه دوباره به اداره‌ی اطلاعات منتقل‌ام کردند و به مدت دو ماه به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “ارتباط با احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل” برایم پرونده سازی شده و شکنجه شده‌ام. بر اثر شکنجه‌های شدید دو بار از هوش رفتم. اواخر بازجویی، بازجویان خواستار مصاحبه تلویزیونی شدند و بعد از قبول ننمودن مصاحبه، ۲۰ آذر ماه، ساعت ۱۲ شب من را به اتاق بازجویی بردند و گفتند که برای شما غیاباً حکم اعدام صادر شده است و همین امشب هم اجرا می‌شود؛ اما اگر مصاحبه‌ی تلویزیونی انجام بدهید اجرای حکم اعدام شما متوقف می‌شود… نهایتاً از انجام مصاحبه خودداری نمودم. ماموران اداره، به من دستبند، پا بند و چشم بند زده و گفتند که شما را برای اجرای حکم اعدام به مکان دیگری منتقل می‌کنیم. بعد از مدتی‌ در بین راه فهمیدم که من را به زندان رجایی شهر کرج تبعید می کنند. در بین راه وقتی‌ به توهین ماموران اعتراض کردم با ضرب و شتم آن‌ها روبرو شدم. روز ۲۱ آذر ۹۱ به دادسرای امنیت زندان اوین منتقل شده و دادسرای امنیت اوین دستور انتقالم به زندان رجایی شهر کرج را صادر کرد. به مدت هفت ماه در زندان رجایی شهر کرج از ارتباط تلفنی و ملاقات حضوری با خانواده‌ام محروم بودم.
روز ۲۶ تیر ماه ۹۲ از زندان کرج به زندان ارومیه منتقل شدم. روز ۳۱ مرداد در حالی‌ که فقط یک ماه بود که به زندان ارومیه آمده بودم، از طرف دفتر اداره‌ی اطلاعات، در زندان ارومیه احضار شدم. با توجه به اینکه قبلاً نیز به دفعات به دفتر اطلاعات احضار شده بودم و مورد توهین و تحقیر قرار گرفته بودم، این دفعه از رفتن خودداری کردم. ماموران زندان من را به زور به دفتر اطلاعات برده و بر اثر ضرب و شتم بینی‌‌ام، دچار شکستگی شد. بعد از حضور اجباری در دفتر اطلاعات، مجدداً مورد توهین و تحقیر و تهدید قرار گرفته و به سلول انفرادی زندان منتقل شدم. بعد از شش روز سلول انفرادی، مسئولین زندان، من را از بند ۱۲ (سیاسی) به بند ۴ (که مربوط به جرایم قتل می‌باشد)، منتقل‌ام کردند…
گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل، آقای احمد شهید؛ بنده زندانی سیاسی احمد تمویی، هم اکنون در یکی‌ از خطرناک‌ترین بند‌های زندان تحمل حبس می‌نمایم و صراحتاً اعلام می‌کنم که امنیت جانی ندارم و از جناب عالی‌ و همه‌ی نهاد‌های بین المللی حقوق بشری خواهان پیگیری وضعیتم می‌باشم. بنده احمد تمویی، زندانی سیاسی، در طول این چند سال متحمل شکنجه‌های سیستماتیک فیزیکی‌ و روحی‌ و روانی‌ گردیده‌ام و در داخل زندان بار‌ها برایم پرونده سازی شده است و همه‌ی شکنجه هایی که متحمل شده‌ام به خاطر عقاید سیاسی‌ام و نه گفتن به خواسته‌های اداره‌ی اطلاعات بوده است.

نامه مولوی نقشبندی از زندان به نماینده رهبری در سیستان و بلوچستان











 مولوی فتحی محمد نقشبندی امام جمعه شهرستان راسک با نوشتن نامه‌ای از زندان مرکزی زاهدان برای آیت الله سلیمانی نماینده رهبری در سیستان و بلوچستان با رد کلیه اتهامات خود ضمن درخواست تبرئه و آزادی خود و همه همراهانش نوشته است: “ادراه اطلاعات استان قبل از صدور حکم و پس از اخذ اعتراف زور و تهیه فیلم و صحنه سازی از بعضی از متهمین، فیلمهای ساخته شده را در رسانه‌های رسمی و مراسمات، پخش و فضا را مسموم کرده است که همه آن‌ها فاقد اعتبار می‌باشند که خوشبختانه در جلسات مکرر دادگاه این اتهامات واهی توسط متهمین رد شده‌اند.”
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
بسمه تعالی
حضرت آیت الله العظمی سلیمانی نماینده محترم مردم استان س. ب در خبرگان رهبری و نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت استان و امام جمعه معظم زاهدان:
ضمن عرض سلام و ارادت و دعای طول عمر با عزت برای ساحت رفیع مقام معظم رهبری و حضرتعالی، حتما مستحضرید از مورخه ۲۲-۱-۱۳۹۱ اینجانب فتحی محمد نقشبندی امام جمعه مسجد راسک و همچنین دامادم فقیر محمد رئیسی فرد از مورخه ۱۸-۱۲-۹۰ و پسرم حافظ عبدالغفار نقشبندی سرباز وظیفه نهاد رهبری از مورخه ۲۵-۲-۹۱ پس از ترور شهیدان مولوی جنگی زهی و کوهساری به اتهام واهی و مغرضانه وزارت اطلاعات تحت عنوان آمریت و تشکیل تیم تروریستی و محاربه با نظام اسلامیمان مواجه و بازداشت و تا مورخه ۲۶-۶-۹۲ در حاد‌ترین شرایط معیشتی در بازداشتگاه اطلاعات زاهدان بوده و بقرار اطلاع مع الاسف قبل از صدور حکم و پس از اخذ اعتراف زور و تهیه فیلم و بازسازی صحنه از بعضی از متهمین در رسانه‌های رسمی و مراسمات آن را پخش و فضا را مسموم کرده‌اند که خوشبختانه در جلسات مکرر دادگاه کلا توسط متهمین فقره مردود و رد و در دفاعیات تنظیمی از جانب وکلاء محترم نیز فاقد اعتبار و غیر موجه و تحویل دادگاه جهت صدور رای شده‌اند و به لطف ایزدی از مورخه ۲۶-۶-۹۲ به زندان مرکزی زاهدان همگی منتقل و در خدمت دوستان خدمتگذار قرار داریم و در انتظار صدور حکم از سوی دادگاه محترم شعبه اول انقلاب می‌باشیم لذا با عنایت به شناخت حضرتعالی نسبت به بنده و خدمات قبل و بعد انقلاب اسلامی و تقدیم شکوائیه کتبی و شفاهی مکرر قبلی و زمان آزادی در خصوص عداوت بعضی از افراد اداره اطلاعات به خدمت جنابعالی و تقاضای حل و فصل و وساطت آنحضرت تقدیر بر تدبیر غلبه و فرصتی حاصل نشد تا اینکه منجر به دستگیری و اتهام کذایی شدم. امیدوارم در صورت صلاحدید نسبت به تبرئه و آزادی همه، دستورات و توصیه‌های لازم را در حق مظلومان و بی‌دفاعان صادر و موجبات امتنان را مضاعف خواهند نمود.
با سلام مجدد و دعای خیر
فتحی محمد نقشبندی
از بازداشتگاه زندان مرکزی زاهدان

دو زندانی سیاسی اعدامی به محل نامعلوم منتقل شدند










صبح روز شنبه هادی راشدی و هاشم شعبانی از زندان کارون به مکان نامعلومی منتقل شدند و خطر اجرای حکم اعدام ایشان وجود دارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۱۶ آذر ماه دو زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان کارون اهواز به نامهای هادی راشدی و هاشم شعبانی به مکان نامعلومی منتقل شدند.
کریم دحیمی فعال حقوق بشر به گزارشگر هرانا گفت: «با توجه به اعدامهای مخفیانه چهار زندانی سیاسی اهل شادگان احتمال اجرای اعدام این دو نفر خیلی زیاد است.»
هاشم شعبانی‌نژاد، شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز و هادی راشدی، دبیر شیمی و فوق لیسانس شیمی کاربردی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اهواز به اعدام محکوم شدند و پس از آن این حکم عینا به تایید رسید.
این دو زندانی سیاسی عرب همراه با محمدعلی عموری‌نژاد، سید جابر آلبوشوکه و مختار آلبوشوکه به اتهام محاربه وفساد فی‌الارض و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم شدند.

مرگ کارگر معدن زغال سنگ در کوهدشت










کارگر ۳۸ ساله هنگام کار در معدن زغال سنگ دچار حادثه شد و جان خود را از دست داد.
به گزارش مهر، ساعت ۲۰ و ۳۵ دقیقه روز شنبه در پی اعلام مرکز ۱۱۰ مبنی بر یک فقره مرگ مشکوک مردی ۳۸ ساله در روستای باغ بالا شهرستان کوهدشت بلافاصله اکیپهای گشت پاسگاه انتظامی سرکوهمیان برای بررسی موضوع به محل اعزام شدند.
با حضور تیم گشت پاسگاه در محل و تحقیقات و مشاهدات ماموران پلیس حکایت از آن داشت که یک کارگر ۳۸ ساله به هویت معلوم حین کار در معدن زغال سنگ بر اثر ریزش معدن زیر آوار مانده است.
بنابر این گزارش فرد مصدوم با توجه به شدت جراحات وارده جان خود را از داد که در این رابطه به کمک اهالی منطقه و ماموران جسد وی از زیر آوار بیرون کشیده شد و با هماهنگی مقام قضایی برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شد.
مطابق اظهار نظر پلیس تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.

اعتصاب یک زندانی معلول در بند ۲۰۹










 اسرافیل سلطانیان زندانی بند ۲۰۹ اوین که از هر دوپامعلول است در اعتراض به شرایط بند برای معلولین دست به اعتصاب غذا زد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اسرافیل سلطانیان که به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق پخش اعلامیه غیر قانونی در روز عاشورا بازداشت شده بدلیل معلولیت از دوپا مجبور به استفاده از ویلچر می‌باشد.
این زندانی سیاسی روز جمعه ۱۵ آذرماه طی تماس تلفنی با خانواده خود، اعلام کرده در اعتراض به بازداشت غیر قانونی و شرایط بسیار نامناسب بند امنیتی ۲۰۹ اوین به خصوص برای معلولان دست به اعتصاب غذا زده است.
گفتنی است یکشنبه ۱۰ آذر ماه، ماموران اداره اطلاعات با مراجعه به محل کار اسرافیل سلطانیان وی را بازداشت و به اداره اطلاعات شهر گلستان منتقل می‌کنند و پرونده وی در دادگاه عمومی اسلامشهر به ریاست قاضی حسن‌زاده در حال رسیدگی می‌باشد.

انتقال مجدد اسماعیل برزگری به سلول انفرادی










 اسماعیل برزگری در چهل سومین روز از اعتصاب غذا برای دومین بار طی ۱۰ روز اخیر به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ظهر روز شنبه ۱۶ آذر ماه اسماعیل برزگری از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که مدت ۴۳ روز است در اعتصاب غذا به سر می‌برد برای دومین بار طی ۱۰ روز اخیر به سلول انفرادی در بند ۲۴۰ منتقل شد.
پیش‌تر مسئولان زندان به دلیل تداوم اعتصاب غذا وی را به سلول انفرادی منتقل کردند که در آنجا پس از مذاکرات صورت گرفته از سوی مسئولان زندان از جمله معاون زندان آقای جواد مومنی با ایشان و قول رسیدگی و پیگیری خواسته‌های وی، اسماعیل برزگری با پایان دادن به اعتصاب خود موافقت کرد، اما پس از انتقال به بند عمومی و عدم عمل به وعده‌های داده شده از سوی مسئولان وی تداوم اعتصاب غذای خود را اعلام نمود که در نتیجهٔ آن ظهر امروز تحت عنوان مراجعه به اجرای احکام و گفتگو با رئیس اجرای احکام آقای نصیرپور به سلول انفرادی منتقل شد.
این در حالی است که طی هفته‌های گذشته بیش از ۴۰ نفر از زندانیان سیاسی زندان اوین بند ۳۵۰، نسبت به وضعیت سلامتی اسماعیل برزگری به مسئولان قضایی و زندان هشدار دادند.
به گواه هم بندیان برزگری، شب گذشته ایشان در وضعیت بسیار نامناسب جسمی و روحی قرار داشت و انتقال مجدد وی به سلول انفرادی موجب نگرانی جدی آن‌ها نسبت به سلامتی اسماعیل برزگری شده است.
اسماعیل برزگری دندان‌پزشک و موزیسین آذربایجانی که محکومیت ۷ سال حبس خود را در زندان اوین می‌گذراند، از تاریخ ۳ آبان ماه سال جاری در اعتراض به عدم دادرسی عادلانه و نیز محرومیت از مرخصی استعلاجی در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

هوتن دولتی در هفتمین روز اعتصاب غذا










 هوتن دولتی از فعالین ملی گرا از ۷ روز پیش در اعتراض به ممانعت از روند درمانش دست به اعتصاب غذا زده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هوتن دولتی از اعضای جبهه ملی ایران روز شنبه ۲۶ اسفند ماه ۱۳۹۱ با مراجعه ماموران امنیتی به منزلش بازداشت شد.
وی پس از سپری کردن حدود یک ماه در انفرادی‌های بند ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل و در خرداد ماه سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضم محمد مقیسه‌ای به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر بیانیه‌ها و پیامهای جبهه ملی و عضویت در این جبهه و تشکیل گروه تهیه فیلم و مستند محاکمه و در ‌‌نهایت به ۳ سال حبس تعزیری محکوم گردید.
این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ١/۵ سال حبس تعزیرى و ١/۵ سال حبس تعلیقى و نیز ۵ سال محرومیت از فعالیت در فضاى مجازى و عضویت در احزاب سیاسى تغییر کرد.
این زندانی سیاسی که از بیماری پرولاپس دریچه می‌ترال رنج می‌برد و از سال ۸۰ تحت نظر پزشک قلب بوده نیاز به درمان و مراقبت پزشکی داشته ولی زندان ادامه درمان وی را با اخلال موجه کرده است و هوتن دولتی از ۵ شنبه ۷ آذر ماه ۱۳۹۲ در اعتراض به ممانعت از درمان دست یه اعتصاب غذا زده است.
یک منبع مطلع ضمن وخیم گزارش دادن وضعیت جسمی هوتن دولتی به گزارشگر هرانا گفت: «وی بدلیل مشکلات مهره‌های کمر و درد شدید و همچنین مشکلات قلبی مجبور به مصرف قرص مسکن است. همچنین همبندیان وی گفته‌اند شدت بیماری باعث شده وی روی پاهای خود نتواند بایستد و به امور روزمره خود نیز نمی‌تواند برسد.»
گفتنی است در پی اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ اوین به تبعید دکتر علی ناظری در تیر ماه سال جاری هوتن دولتی و ۵ تن از زندانیان (سعید متین‌پور، امیرخسرو دلیرثانی، سیامک قادری، محمد ابراهیمی و ابراهیم بابایی) به صورت تنبیهی به مدت ۲۰ روز به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شدند.
هوتن دولتی، ۳۷ ساله متولد تالش علاوه بر عضویت در جبهه ملی ایران فعال محیط زیست و از پایه گذاران سازمان‌ «صلح سبز ایران» در سال ۱۳۸۰ می‌باشد.

۱۳۹۲ آذر ۱۷, یکشنبه

اعلام حمایت ماموستا عبدالحمید عالی از زندانیان عقیدتی اهل سنت







ماموستا عبدالحمید عالی مدرس سرشناس اهل سنت در منطقه کردستان طی نامه‌ای حمایت خود را از زندانیان اعتصاب کننده اعلام کرده و خواهان پایان اعتصاب ایشان شده است.
وی در بخشی از نامه خود می‌گوید: "از جمله ستمهای بسیار سنگینی که در حق این ملت ستمدیده شریف سال‌ها است انجام می‌گیرد کشتن وترور کردن وزندانی کردن وتبعید نمودن بهترین فرزندانشان می‌باشد."
به نام خداوند مهربان مهر ورز
حمد وسپاس بیکران برای خداوند سبحان وأشهدُ أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له، وأشهدُ أنَّ محمَّدًا عبده ورسوله، ودرود رحمت خدا بر رسول رحمت وخاندان ویارانش.
من هم به نوبه خود حمایت خود را از جوانان اهل سنت به صورت عام وجوانان محبوس در زندانهای رجای شهر و قزل حصار و اوین و دیگر زندانهای کشور به صورت ویژه اعلام می‌دارم.
واز خداوند متعال می‌خواهم که لطف و مرحمت خویش را شامل حالشان گرداند، تا از جور و اجحافی که در حقشان روا داشته شده رهایی یابند.
در واقع من خودم همیشه جویای وضعیت این زندانیان بوده وهستم، به همین خاطر در جریان بحرانی بودن وضیتشان قرار گرفته‌ام وادامه اعتصاب را برایشان خطرناک می‌دانم، لذا امیدوارهستم مسؤلین ذیربط دررأس همه قوه قضائیه وسازمان اطلاعات، وقوه مجریه، ومسؤولین زندان به خود آیند واین بار مثل همیشه نداهای اهل سنت بویژه علما وفضلا را نادیده نگیرند وبه خواسته‌های مشروع آن زندانیان توجه کنند وبه گونه‌ای معقول وپسندیده به امورشان رسیدگی کنند تا حتی اگر برای یک بار هم بوده به آه مظلومان توجه کنند واز فرجام آن بهراسند باشد که کفاره‌ای برای بخش اندکی از ستمهایی که سالهاست بر این مردم شریف اهل سنت تحمیل نموده‌اند شود.
خواسته این زندانیان به صورت مختصر:
۱-    بدون تبعیض با آن‌ها رفتار شود وقانون زندانیان در موردشان اجرا شود.
۲-    درشهر خود نگهداری شوند.
۳-    وکیل داشته باشند.
۴-    به صورت علنی دادگاهی شوند.
۵-    واحکام عادلانه در موردشان اجرا شود.
۶-    در میان زندانیان مواد مخدر نگهداری نشوند.
۷-    با هم پرونده‌های خود باشند.
۸-    وبا خانواده‌هایشان درست رفتار شود ومورد ارعاب وتوهین قرار نگیرند.
۹-    وبه وعدهای خود در قبال آنان وفا کنند.
۱۰- دروغ تحویل خود وخوانواده‌هایشان ندهند.
از جمله ستمهای بسیار سنگینی که در حق این ملت ستمدیده شریف سال‌ها است انجام می‌گیرد کشتن وترور کردن وزندانی کردن وتبعید نمودن بهترین فرزندانشان می‌باشد.
از چهار سال قبل حدود ۳۰۰ نفر از بهترین جوانان اهل سنت کردستان را در بازداشتگاهای اطلاعات شهرهای مختلف کشور به مدتهای طولانی همراه با شکنجه‌های روحی وروانی وجسمی نگهداری می‌کنند، البته بعد ازچهار سال بلا تکلیفی تعدادی از آن‌ها که نتوانستند هیچ گونه اتهامی برایشان بیابند آزاد نمودند، واکنون هم تعداد زیادی از این جوانان همچنان در زندان به سر می‌برند، وبرای تعداد ۳۵ نفر از آنان به صورت بسیار ناعدلانه حکم اعدام صادر شده، به نامهای:
۱-    کاوه ویسی ۳۵۰ اوین
۲- کاوه شریفی ۳۵۰ اوین
۳- آرام شانظری ۳۵۰ اوین
۴- طالب ملکی ۳۵۰ اوین
۵- شهرام احمدی ۳۵۰ اوین
۶- مختار رحیمی ۳۵۰ اوین
۷- آرش شریفی کاشان
۸- محمد یاور رحیمی رجای شهر
۹- کیوان مؤمنی فرد رجای شهر
۱۰- برزان نصرالله‌زاده رجای شهر
۱۱- عالم برماشتی رجای شهر
۱۲- تیمور نادری‌زاده رجای شهر
۱۳- فرشید ناصری رجای شهر
۱۴- فرزاد هنرجو رجای شهر
۱۵- پوریا محمدی رجای شهر
۱۶- محمد غریبی رجای شهر
۱۷- فرزاد شانظری رجای شهر
۱۸- شاهو ابراهیمی رجای شهر
۱۹- بهمن رحیمی رجای شهر
۲۰- حامد احمدی قزل حصار
۲۱- جهانگیر دهقانی قزل حصار
۲۲- جمشید دهقانی قزل حصار
۲۳- کمال ملایی قزل حصار
۲۴- عبدالرحمن سنگانی رجای شهر
۲۵- احمد نصیری رجای شهر
۲۶- ادریس نعمتی رجای شهر
۲۷- سید هادی حسینی قزل حصار
۲۸- صدیق محمدی قزل حصار
۲۹- سید جمال موسوی زندان سنندج
۳۰- وریا قادری فرد رجای شهر
به اضافه پنج نفر دیگر که از ذکر نامشان به دلایلی که خود می‌دانند معذور هستیم.
از اینجا است که این جوانان بار‌ها برای اینکه صدای مظلومیتشان شنیده شود دست به اعتصاب غذاهای خطر ناکی زده‌اند وهر بار با زور وشکنجه وتهدید وگاهی به وعدهای دروغین آنان را وادرا به شکستن اعتصاب‌هایشان کرده‌اند اما اکنون شش نفر از این زندانیان محکوم به اعدام در قزل حصار مدت ۳۳ روز تمام همچنان در اعتصاب هستند به گونه‌ای که بار‌ها دچار خونریزی معده شده‌اند وگاهی بیهوش شده وبه اغماء رفته‌اند البته با توجه قاعده شرعی: (یُرتکبُ أخفُّ الضَّررَینِ لاتِّقاءِ أشدِّهِمَا) برطرف کردن ضرر وزیان سنگین با تحمل ضرر وزیان کمتر –یا انتخاب شرسبک‌تر برای گریز از شر بزرگ- یا درصورت قرار گرفتن در معرض دوتا ضرر انتخاب نمودن ضرر سبک‌تر – اعتصاب را ضرر سبک‌تر شمرده‌اند وخود را درمعرض خطر جانی قرار داده‌اند هرچند من هم توصیه می‌کنم در صورت تتطابق نداشتن قطعی با قاعده یاد شده باید اعتصاب خود را بشکنند وخود را به تهلکه نیندازند این‌ها که بیان شد مقدار بسیار اندکی از رنجهایی است که بر اهل سنت می‌گذرد در کردستان وگرنه اگر رنجه‌ها وستمهای که در سراسر کشور به اهل سنت می‌شود بیان کرد باید یک کتاب را نوشت وما بار‌ها اعلام کرده‌ایم که این روش ورویه به سود کسی نیست وفرجام خوبی به دنبال ندارد.
و در پایان خالی از لطف نیست که از تمام فضلا وعلمایی که برای رفع این ظلم وستم گامی بر داشته‌اند واحساس مسؤولیت نموده‌اند بویژه استاد بزرگوار مولونا محمد حسین گرگیج امام جمعه آزاد شهر ترکمن صحرا ومدیر دارالعلوم فاروقیه گالیکش واستاد بزرگوارکاک حسن امینی مدیر مدرسه امام بخاری سنندج ورهبرمکتب قرآن کردستان، وشبکههای اهل سنت به ویژه شبکه کلمه وشبکه نور، وکمپین‌ها وخبر گزاری‌ها بویژه خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر ایران.
والسلام على من اتبع الهدى
حمید عالی دوستدار وحامی تمام مسلمانان مظلوم وستمدیده اهل سنت
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲هجری شمسی برابر با ۷/۱۲/۲۰۱۳ میلادی

درخواست ۱۰۰ تن از فعالان مدنی و سیاسی برای پایان اعتصاب غذا







 ۱۰۰ تن از فعالین مدنی، سیاسی و حقوق بشری طی طوماری ضمن حمایت از خواست زندانیان عقیدتی اهل سنت در زندان قزل حصار و تاکید بر ناعادلانه بودن مجازات اعدام از ایشان خواستند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهند.
امضا کنندگان این نامه همچنین از مجامع بین المللی خواستند که با ایجاد فشار بر قوه قضائیه ایران خواهان پایان دادن به نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در کشور ایران شوند.
متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:
درخواست پایان اعتصاب زندانیان عقیدتی اهل سنت از سوی فعالین مدنی، سیاسی و حقوق بشری
شش تن از زندانیان عقیدتی اهل سنت بنام‌های حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و سیدهادی حسینی از روز دوشنبه ۱۳ آبان ماه در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و حکم ناعادلانه اعدام که برایشان صادر شده، دست به اعتصاب غذا زدند.
این شش زندانی که همگی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه‌ای به اعدام محکوم شده‌اند بر بی‌گناهی خود اصرار داشته و خواهان بررسی مجدد پرونده‌هایشان در دادگاهی عادل و علنی هستند.
ما امضا کننده گان این نامه ضمن درک ظلمی که در حق ایشان روا داشته شده و ضمن تاکید بر ناعادلانه بودن مجازات اعدام برای ایشان از این شش زندانی عقیدتی می‌خواهیم تا برای حفظ سلامت و تندرستی خویش که برای خود، خانواده و جامعه ایرانی واجب و ضروری است هرچه زود‌تر به اعتصاب غذایشان پایان دهند.
ما همچنین از جامعه بین المللی می‌خواهیم با ایجاد فشار بر قوه قضائیه ایران خواهان پایان دادن به نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی در کشور ایران شوند. اسامی به ترتیب حروف الفبا:
الف:
ابراهیم احراری خلف
فریبا احمدی
افشین ایرانی
فرهاد ایرانی
امیر امیرقلی
بابک اجلالی
دانیال اوجی
اسما امین
ونداد اولادعظیمی
محمود امیری مقدم
محمد انصاری
لاله آزاد
منصور اسالو
ب:
احمد باطبی
نادر بازرگان
مهیستان بختیاری (بهنام امینی)
بهداد بردبار
عزیز بزرگزاده
سیاوش بهمن
پ:
ارش بینش پژوه
ت:
عبد القادر ترشابی
ج:
رحمان جوانمردی
پویا جهاندار
فاطمه جوشن
بهروز جاوید تهرانی
چ:
رامین چاوشی
ح:
امجد حسین پناهی
جلیل حسینی
نور حسینی
کانی حسینی
سید منصور حسینی
مهرداد حیدرپور
خ:
عارفه خسروی
موحد خرمی
سعید خرمی
د:
عبدالقدوس دهقان
ر:
فریبا راد
مصطفی رحمانی
ڕیبین رحمانى
کریم رحیمی فعال حقوق بشر
آرش رستمی
علیرضا رشیدی
فرید روحانی
میثم رودکی فعال سیاسی
س:
سام سرابی
حبیب الله سربازی
فضل الحق سلیمانی
مصطفی سلجوقی
پوریا سالاری
ش:
صفیه شیخ
ص:
ض:
حبیب الله ضیایی
مریم ضیاء
ط:
کاوه طاهری
مریم طهماسبی
ظ:
عبدالمجید ظهرابی
ع:
شاهد علوی
عامر عالى
حمید عالى
عبدالله عالى
محمود علومی
حمید عالى
عامر عالى
سید اکبر عرب
فهیم عمر
غ:
ف:
ناهید فرهاد
مسعود فرهادی
ق:
ک:
دیاکو کوهستانی
هیوا کردستانی
نوید کامران
حسن کریمی
سهراب کریمی
ابراهیم کیانی
ل:
صباح لطفی
هاجر لیواری
صباح لطفی
احمد لطفی
م:
رضا مبین
لاله موذن‌زاده
اسامه مریوانی
احمد مقیمی
نوید مستوفی
منوچهر محمدی
نوید مستوفی
ستاره میهن دوست
فاروق ملازهی
عبدالسلام ملایی
ستاره میهن دوست
هومان موسوی
محمد محمدی
ماندانا مرادی
لیلا موحد
ن:
فرشته ناجی حبیب‌زاده
مهدی نوذر
فریبرز نیک
مریم نیاب‌زاده
ه:
سید عقیل هاشمی
ی:
علی یوسفی
اشکان یزدچی
حسین یاوری
احمد یاشارزاده