۱۳۹۲ دی ۴, چهارشنبه

یک متهم به قتل در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد









روز شنبه هفته جاری یک متهم به قتل در محوطه زندان مرکزی زاهدان از طریق چوبه دار اعدام شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این فرد که مجتبی تیموری فرزند محمدعلی نام داشت به اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بود و حکم وی سحرگاه روز شنبه ۳۰ آذر ماه در محوطه زندان مرکزی زاهدان به اجرا در آمد.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «شاکی پرونده مجتبی تیموری یکی از روحانیون منطقه بوده است و در هنگام اجرای حکم اعدام حضور داشته است.»

۱۳۹۲ دی ۳, سه‌شنبه

مدارس دولتی تهران به حوزه علمیه وابسته می‌شود









اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران با “حوزه علمیه برادران استان تهران” تفاهم نامه‌ای را امضا کرده که بر اساس آن مدارس دولتی تحت پوشش این طرح به مدارس وابسته به حوزه علمیه تبدیل می‌شوند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، مهران مجیدی نماینده کلیک ستاد همکاری حوزه علمیه و آموزش و پرورش با اعلام این خبر گفت: «مدارس دولتی به مدرسه وابسته به حوزه علمیه تبدیل می‌شوند و مدیریت حوزه با استقرار روحانی ثابت در این مدارس مدیریت تربیتی مدارس را بر عهده خواهد داشت، محتوای برنامه‌ها طبق شیوه‌نامه فرهنگی و تربیتی تایید شده کارگروه و توسط مدیر مدرسه اجرا خواهد شد.»
آقای مجیدی گفته براساس ظرفیت تعیین شده از سوی مدیریت حوزه، هر ساله مدارسی به این طرح افزوده می‌شوند.
نماینده ستاد همکاری حوزه علمیه و آموزش و پرورش همچنین عنوان کرد که این حرکت «در چارچوب احکام دینی و مقررات نظام جمهوری اسلامی در راستای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با محوریت و نشر اندیشه تبعیت از ولایت فقیه، رعایت شئون و نهادینه سازی و ضابطه‌مند کردن تمام فعالیت‌ها از جمله سیاست‌های مدنظر است.»
این نخستین بار نیست که بحث واگذاری برخی از مدارس به حوزه علمیه مطرح می‌شود. پنج سال پیش نیز در وزارت آموزش و پرورش ستادی به نام «ستاد همکاری‌های وزارت آموزش و پرورش و حوزه علمیه» ایجاد شد و این ستاد طرح استقرار دائمی روحانیون در مدارس را تهیه کرد. پس از آن نیز کلیک طرح واگذاری مدارس به حوزه علمیه مطرح شد.
هدف از استقرار روحانی درمدارس «پاسخگویی به نیازهای فرهنگی دانش آموزان» عنوان شد و قرار بود در مرحله اول روحانیون در مدارس شبانه روزی، استعدادهای درخشان، استثنایی و مراکز تربیت معلم مستقر شوند.
در‌‌ همان زمان اعلام شد که مدیریت ۴۲۰۰ مدرسه در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به حوزه علمیه واگذار شده و سایت رسمی وزارت آموزش و پرورش تایید کرد واگذاری مدیریت تعدادی از مدارس کشور انجام شده و مجوز آن زیر نظر حوزه علمیه قم صادر شده است.

اخراج ۱۱ کارگر منابع طبیعی نهالستان گریزه در سنندج









اداره منابع طبیعی شهر سنندج ۱۱ نفر از کارگران شاغل در نهالستان گریزه را به دلایل نامعلوم اخراج نموده است.
به گزارش کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ،کارگران اخراجی در روز یکشنبه ۹۲/۱۰/۰۱ در مقابل اداره کل منابع طبیعی دست به تجمع اعتراضی زده و خواستار بازگشت به کار شدند. همچنین آنان تهدید کرده‌اند در صورتی که با بازگشت به کارشان موافقت نشود در روز سه‌شنبه همراه با خانواده‌هایشان در مقابل استانداری کردستان دست به تجمع خواهند زد.
لازم به ذکر است که این نهالستان داری ۱۷ کارگر با سوابق متفاوت می‌باشد. کمیته هماهنگی ضمن محکوم کردن اخراج این کارگران خواهان بازگشت به کار آنان و دیگر کارگران اخراجی می‌باشد.

پیام تسلیت تعدادی از زندانیان سیاسی به پیمان عارفی










جمعی از زندانیان محبوس در زندانهای اوین و رجایی شهر در پیامی به مناسبت درگذشت مادر پیمان عارفی در حادثه رانندگی ارسال کردند.
متن این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:
جناب آقای امیررضا (پیمان) عارفی
از دست دادن مادری فداکار و همسری وفادار بطور همزمان و ناگهانی برای هر انسانی بسیار اندوهبار است اما تلخی حادثه زمانی دوچندان میشود که بدانیم این حادثه دلخراش پس از دیدار آن زنده یادان با شما در زندان مسجدسلیمان و در راه بازگشت به تهران رخ داده است و عمق این فاجعه آنگاه روشن میشود که بدانیم صدور حکم “حبس در تبعید” برای شما و دهها زندانی سیاسی دیگر بر خلاف موازین قانونی بوده و به همین دلیل خبر این رویداد غم بار خاطر همه آزادگان و آزاد اندیشان را غمگین و مکدر کرده است. ما نیز به عنوان همبندیان پیشین شما از بند ۳۵۰ زندان اوین در کنار سایر انسانهای شریفی که ابراز همدردی و همراهی کرده اند خود را در غم شما شریک میدانیم و برای آن عزیزان سفر کرده شادی روان و برای شما و دیگر بازمانده خانواده تان (برادر شما) بردباری آرزومندیم و امیدواریم مراتب همدردی و همدلی ما را پذیرا باشید.
محمد داوری
مهرداد آهن خواه
مهدی خدایی
محمدصدیق کبودوند
سعید متین پور
بهنام ابراهیم زاده
فرشید فتحی
علیرضا سیدیان
ابراهیم فیروزی
سیامک قادری
رضا شهابی زکریا
محمدصادق ربانی املشی
سعید مدنی
عبدالفتاح سلطانی
محمد سیف زاده
مصطفی نیلی

نامه زندانیان بهایی زندان رجایی شهر به معاون رئیس جمهور









جمعی از زندانیان بهایی زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای به الهام امین‌زاده نوشته‌اند: «یک لحظه تصور کنید که چقدر دردناک است که در نقطه‌ای از این دنیای بزرگ یک انسان مسلمان را از کفن و دفن با احترام اموات خود بازدارند و یا گورستان‌هایی که محل دفن عزیزان آنهاست تخریب نمایند.»
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
سرکار خانم الهام امین زاده، معاونت محترم رئیس جمهور در حقوق شهروندی
با تقدیم مراتب احترام بعرض میرساند که وعده ی انتشار منشور حقوق شهروندی، نور امیدی در دل بهائیانی چون ما افروخت که بالاخره پس از سالها، سند جامعی تدوین خواهد گشت که پایانی بر مظالم و مشکلات ناشی از تضییع حقوق اقلیت ها خواهد بود. انتشار منشور مزبور فی حد ذاته  اقدام بسیار بزرگی است و سزاوار تمجید و تکریم ولی متاسفانه در مورد بزرگترین اقلیت دینی کشور که تعداد پیروانش صدها هزار و از مجموع کل اقلیت های مذهبی دیگر مملکت افزون است راه سکوت پیش گرفته است و این سکوت می تواند سبب شود که همان مسیر و جریانی که در طول چند دهه ی گذشته و تا کنون باعث قتل و غارت بهائیان و مصادره ی اموال آنان، ضبط و تخریب اماکن مقدسه شان، اخراج از دانشگاه ها و برخی مدارس، توهین و تخفیف فرد فرد آنان، ضبط و تخریب و مصادره گورستان های بهائی، اخراج از مشاغل، زندانی نمودن تعداد کثیری از آنها و کوچ ناخواسته تعدادی از آنها بر اثر فشار های امنیتی، اقتصادی و محرومیت های اجتماعی و تضییقات مصائب دیگر شده، ادامه باید.
سرکار خانم امین زاده،
جنابعالی به خوبی  واقفید که این اقلیت مظلوم در تمامی طول تاریخ خود در هر سرزمینی که ساکن بوده با صداقت و تعهد تمام رفتار نموده به نحوی که از شهروندان صدیق وامین محسوب بوده اند، لذا چشم پوشی از حقوق حقه ی آنان در سرزمینی مقدس ایران، خلاف عدل و انصاف است. اگر بنظر دقیق  در حال این مظلومان مداقه شود به خوبی مشهود است که جمعی از ایرانیان مطیع که در این کشور، از پدر و مادری ایرانی به دنیا آمده، در شهر های مختلف این سرزمین پراکنده و ساکن بوده، در این مملکت به مدرسه رفته و به کسب و کار مختصری مشغول بوده و با همه همسایگان و شهروندان در کمال امانت رفتار نموده، در فعالیت های اجتماعی پیشگام بوده، به دولت  متبوعه مالیات پرداخت نموده، در خدمت سربازی مشارکت کرده، در هنگام جنگ تحمیلی به جبهه شتافته، اسیر گشته و حتی در راه دفاع از میهن به شهادت رسیده و همواره در خدمات عمرانی این مملکت کوشا بوده، اینها بهائیان این مملکت را تشکیل میدهند. اگر برآنها نتوان نام شهروند نهاد پس شهروند کیست؟
اگر اینها حق زندگی دارند، پس عزت و احترامی که شایسته ی همه شهروندان این سرزمین است چرا در مورد آنان رعایت نمیشود؟
اگر این شهروندان حق ازدواج و طلاق دارند چرا احوال شخصیه آنان به رسمیت شناخته نمیشود؟
اگر این شهروندان حق تحصیلات عالیه دارند چرا فوج فوج از دانشگاهها اخراج میشوند و همه ساله به بهانه ی نقص پرونده از ورود جوانان بهائی به دانشگاهها ممانعت میشود؟
اگر اینان حق کار کردن دارند چرا از دوایر دولتی اخراج شده اند و راه ترقی آنها در بخش خصوصی که نیاز به پرونده ی کسب و کار دارد مسدود میشود؟
اگر بهائیان حق مردن دارند چرا گورستان های آنها ضبط شده و مجبور به دفن در بیابانها در نقاط نا مشخص و بدون نشان معین میگردند و حتی این اماکن بعدها تخریب میگردد؟
چرا با بودجه های کلان، دهها سازمان و از جمله صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به تهیه و نمایش برنامه هایی پر از افترا و بهتان به عقاید این جمع می پردازند و حق دفاع از بهائیان سلب میشود؟ چرا اینها نمیتوانند از کوچکترین امکانات جهت رفع شبهات استفاده نمایند؟
خانم دکتر، اگر مظالم وارده بر بهائیان را بخواهیم ذکر کنیم  مثنوی هفتادمن کاغذ شود. خوب است لحظه ای بر مظالم وارده بر آنان تفکر شود و مقایسه گردد تا معلوم گردد که تا چه حد در حق آنان ستم روا داشته شده است.
یک لحظه تصور کنید که چقدر دردناک است که در نقطه ای از این دنیای بزرگ یک انسان مسلمان را از کفن و دفن با احترام اموات خود بازدارند و یا گورستان هایی که محل دفن عزیزان آنهاست تخریب نمایند.
تصور بفرمایید که چقدر جانسوز است که جوانی مسلمان را در یک کشور غیر مسلمان از ادامه تحصیل باز دارند و راه ترقی او را مسدود نمایند. آموزه های بهائی هیچگونه تبعیضی را در هیچ کجای دنیا که باعث پایمال شدن حقوق انسانها گردد تایید نمیکند. تعالیم بهائی متجاوز از یکصد و سی سال قبل فرهیختگان و دانایان ایران را به آبادی و عمران این مملکت دعوت نموده و در این مدت همواره بهائیان پیشگام سازندگی و عمران و تعلیم و تربیت و بهداشت این سرزمین که برای آنها از تقدس خاصی برخورد دار است بوده اند و تعالی این مملکت را وظیفه ی روحانی و وجدانی خود دانسته و میدانند. آیا حق آنها نیست که از حقوقی شایسته و مناسب برخوردار باشند؟
خانم دکتر، وقت آن رسیده که مطابق و موافق با حقوق مطرح در منشور بین المللی حقوق بشر و نیز حقوق مطروحه در فصل سوم قانون اساسی حقوق کلیه اقلیت ها و از جمله بهائیان رعایت گردد. لطفا به همکاران خود توصیه اکید فرمایید که ضمن درج حقوق شایسته برای این شهروندان در موطن مادری خود، مراقبت نمایند که قوانینی وضع شود تا بساط تعدی و ظلم وارده بر آنها بر چیده شود و اجرای صحیح آن ضمانت گردد.
بهائیان همواره آماده همکاری برای ساخت و احیا و تعالی ایران بوده و هستند و حاضرند برای رفع تبعیض بین شهروندان ایرانی و تدوین و گسترش حقوق شهروندی و حرکت به سوی جامعه ی مطلوب با ارزش های متعالی که در شان ملت بزرگ ایران است کمک نمایند.
والسلام علی من اتبع الهدی
جمعی از زندانیان بهائی زندان رجائی شهر
۲۸/۹/۹۲

۱۳۹۲ دی ۱, یکشنبه

پیشنهاد جمعی از زندانیان سیاسی برای تاسیس کمپین ملی اصلاحات قضایی

در پاسخ به مصطفی تاجزاده از سوی جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر پیشنهاد شد








جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر با تحلیلی از شرایط قوه قضائیه و شرایط نابسامان آن در ایران، تمرکز فعالیت ها بر اصلاح این نهاد را در قالب کمپینی در سطح ملی برای ارتقای استانداردهای قضایی و استقلال قوه قضاییه مورد تاکید قرار دادند.
به گزارش کلمه، این زندانیان سیاسی شامل جعفر اقدامی، مسعود باستانی، محمد سیف زاده، کیوان صمیمی، مهدی معتمدی مهر و مصطفی نیلی که فراخوان سید مصطفی تاج زاده برای چگونگی مواجهه اش با دادگاه انقلاب را محملی برای ارائه این پیشنهاد دانسته اند، به نقش توسعه قضایی و استقلال واقعی نهاد قضایی در اصلاحات سیاسی و اقتصادی کشورها اشاره کرده و افزوده اند: تجربه جهان حکایت از آن دارد که حاکمیت ملی (استقلال) پایدار، بدون تحقق حقوق و حاکمیت ملت (حقوق بشر و دموکراسی) به دست نمی آید. بنابراین، ضرورت عزم و برنامه دولت یازدهم در کاستن یا رفع تضییقات، بحران ها و تحریم های بین المللی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل و ارزیابی است.
ایشان در تحلیل شرایط فعلی حاکم بر قوه قضائیه نیز افزوده اند: دوران نامبارک و سیاه حاکمیت دولت های نهم و دهم، میزان مداخلات نهادهای امنیتی، نظامی و به ویژه وزارت اطلاعات، در قوه قضاییه افزایشی چشمگیر، نگران کننده و تهدید آمیز یافت که ضمن نقض آشکار اصل تفکیک قوا به مثابه جوهره حقوق ملت و دموکراسی، واقعیتی به نام استقلال قضایی را به شدت مخدوش کرد. رفتار، گفتار و موضع گیری های برخی بازجویان امنیتی حکایت از احیای باند سعید امامی در سالیان اخیر دارد.
این زندانیان سیاسی همچنین نوشته اند: کاستی های ناشی از فقدان استقلال قضایی در ایران در بارزترین شکل ممکن در مساله زندانیان سیاسی-عقیدتی خود را نشان میدهد. این زندانیان، قربانیان نقض استقلال قوه قضاییه و مداخلات نهادهای نظامی و امنیتی هستند. نمونه خاص آن، حصر غیرقانونی و فاقد حکم قضایی رهبران جنبش اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و آقایان مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی است.
قابل ذکر است که اخیرا تاج زاده که تاکنون از دفاع در دادگاه و بازجویی ها بخاطر شرایط غیر قانونی آنها اجتناب کرده بود، در فراخوانی خواسته بود تا با توجه به برخی تغییرات در فضای سیاسی کشور، شیوه مواجهه اش با پرونده جدیدی که برای وی تدارک دیده اند را با کمک افکار عمومی انتخاب کند.
متن کامل نامه این زندانیان سیاسی را در ادامه بخوانید:
به نام خداوند جان و خرد
در پاسخ به مصطفی تاجزاده از سوی جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر پیشنهاد شد:
جناب آقای دکتر مصطفی تاجزاده
آزادی خواه دربند؛
با خبر شدیم که بنابر اتهاماتی دیگر به دادگاه فراخوانده شده اید و به همین مناسبت، در خصوص نحوه حضور و ارائه دفاعیات، از عموم ملت ایران نظر خواسته اید. نویسندگان این نامه که جمعی از زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان رجایی شهر هستند. براساس تجربه ای که از حضور در دادگاه های ثلاث انقلاب اسلامی تهران(شعبه های ۱۵، ۲۶ و ۲۸) دارند، افزون بر ماهیت غیر قانونی دادگاه های انقلاب و عدم صلاحیت قانونی آنها در رسیدگی به اتهامات سیاسی، قضات حاکم بر شعب یاد شده را فاقد هرگونه صلاحیت قضایی و رعایت بی طرفی دانسته و مصداق آیه شریفه” سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ ” (بقره آیه ۶) برمی شمارند که بی اعتنایی ایشان به دفاعیات متهم و الزامات قانونی برکسی پوشیده نیست. از این رو با کمال تاسف به نظر می رسد که شاید هریک از سه طریقی که در نظرخواهی مورد اشاره قرار داده اید، چندان در نتیجه موثر نباشد و حتی شاید از هم اکنون بتوان حکم صادره را با اندکی تفاوت، پیش بینی کرد.
دوست آزاده! آقا مصطفای گرامی؛
شما در زمره تلاش گران راه آزادی بوده اید که به ویژه در سالیان پس از جنبش دوم خرداد ۱۳۷۶، از آزمون های دشوار، سرافراز بیرون آمده اید و به بهای حرجی خودخواسته و دوری آگاهانه از مواهب قدرت و حصار تنگ مصلحت گزینی های فارغ از حقیقت بینی، به یکی از سرمایه های عظیم انسانی این سرزمین ارتقا یافته اید. حضور اخلاقی جنابعالی در عرصه سیاست، پایداری در خور تقدیر در برابر ستم کاران و عدم پذیرش سکوت و انفعال در برابر بیدادگری ها و نقد منصفانه و ضروری حکومت و حاکمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از جمله امتیازات کم نظیر شما برادر بزرگوار محسوب می شود؛ هم از این رو شاید انتظاری نا به جا نباشد که جنابعالی به نمایندگی از سوی زندانیان سیاسی ایران و به عنوان فریاد آزادی خواهی و عدالت طلبی، از مناسبت دادگاه در ابراز دوباره بنیادی ترین مطالبات ملت ایران بهره جویید.
تجربه کشورهای توسعه یافته و به ویژه کشورهایی که در گذار به سوی دموکراسی، با روش های مسالمت آمیز و در چارچوب شیوه های اسلامی توفیق یافته اند، نشان میدهد که توسعه قضایی و استقلال واقعی نهادهای قضایی، پیش نیاز موفقیت هرگونه اصلاحات سیاسی و اقتصادی به شمار می آید. تاکید بر اولویت اصلاحات قضایی، نکته ای است که می توان جنبش سیاسی- اجتماعی را از دور فراز و فرودهای تکراری خارج سازد و افزون بر انسداد سیاسی حاضر به چرخه بازتولید استبداد نیز خاتمه بخشد.
متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و به ویژه دوران نامبارک و سیاه حاکمیت دولت های نهم و دهم، میزان مداخلات نهادهای امنیتی، نظامی و به ویژه وزارت اطلاعات، در قوه قضاییه افزایشی چشمگیر، نگران کننده و تهدید آمیز یافت که ضمن نقض آشکار اصل تفکیک قوا به مثابه جوهره حقوق ملت و دموکراسی، واقعیتی به نام استقلال قضایی را به شدت مخدوش کرد. رفتار، گفتار و موضع گیری های برخی بازجویان امنیتی حکایت از احیای باند سعید امامی در سالیان اخیر دارد. حبس انفرادی طولانی مدت جنابعالی و وضعیت نگهداری غیرقانونی تان در اوین که بیش از چهار سال به طول انجامیده است، گواهی بر اثبات این مدعاست و نشان میدهد که ماموران امنیتی تا چه حد بر صدور و اجرای احکا کیفری علیه مخالفان سیاسی احاطه دارند.
تمرکز پرونده های قضایی کنش گران سیاسی و اجتماعی در سه شعبه دادگاه انقلاب و امضای احکام از پیش نوشته شده، نشان می دهد که حتی بدنه اصلی دادگاه های انقلاب نیز حاضر به همکاری بی چون و چرا در این سنخ بیدادگری ها نبوده اند و سابقه قضایی و عملکرد قضات ثلاب( آقایان صلواتی، پیرعباس و مقیسه) و همنین دو شعبه ۵۴ و ۳۶ تجدید نظر و صدور احکام سنگین و حبس های طولانی مدت برای آزادی خواهان و عدالت طلبانی که خواسته ای جز اجرای بدون تنازل قانون اساسی، حاکمیت قانون و تحقق حقوق و حاکمیت ملت، نداشتند، افزون برجنبه غیر انسانی آن، چهره ای خشن و سرکوب گر از قوه قضاییه ای فاقد استقلال برجای نهاد.
دادگاه های غیرقانونی انقلاب برخلاف اصول دادرسی عادلانه و برابری حقوق قانونی آحاد ملت بوده و در تعارض با آرمان های اصیل انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد. مرحوم آیت الله خمینی در همان ماه های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها تاکید داشتند که این دادگاه ها صرفا برای مدتی کوتاه و برای رسیدگی به جرایم سران رژیم سابق که فوریت و ضرورت دارد، صلاحیت دارند و از آن پس هیچ توجیه شرعی، قانونی و اخلاقی برای استمرار قعالیت این محاکم غیرقانونی وجود ندارند. بنابراین انحلال دادسراها و دادگاه های انقلاب و ویژه روحانیت خواستی منطقی و اصولی بوده و در راستای دستیابی به قوه قضاییه صالح و مستقل و قانون مند ضروری می نماید.
متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب و باز هم در سالیان اخیر و پس از خرداد ۱۳۸۸ استقلال کانون وکلای دادگستری نیز در معرض مخاطره جدی قرار گرفته و در نهایت، امکان و شهامت دفاع را با نقصان جدی روبرو ساخته است. صدور احکام قضایی سنگین علیه برخی وکلا و فعالان حقوق بشری، مداخلات آشکار و پنهان نهادهای حکومتی در انتخابات ادواری کانون های وکلا و ایجاد نهادهای موازی و با کانون و تحت کنترل قوه قضاییه، از جمله مواردی هستند که استقلال این نهاد را که میراث زنده یاد دکتر محمد مصدق است و امکان حق دفاع مشروع را برای عموم متهمین و از جمله متهمین سیاسی و عقیدتی سلب یا با دشواری هایی روبرو ساخته است و شرایط را برای وکلایی که در این وضعیت خطیر به دفاع از موکلانشان می پردازند، سخت تر کرده است.
کاستی های ناشی از فقدان استقلال قضایی در ایران در بارزترین شکل ممکن در مساله زندانیان سیاسی-عقیدتی خود را نشان میدهد. این زندانیان، قربانیان نقض استقلال قوه قضاییه و مداخلات نهادهای نظامی و امنیتی هستند. نمونه خاص آن، حصر غیرقانونی و فاقد حکم قضایی رهبران جنبش اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و آقایان مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی است. در مورد زندانیان دیگر نیز، اعمال فشارها و آزارهای عدیده روانی و جسمانی، انفرادی های طولانی مدت و بازداشت های موقت چندین ماهه و بسیاری موارد دیگر که جملگی مصداق بارز شکنجه محسوب می شوند، آنقدر زیاد است که نیازی به توضیح فراوان ندارد.
ما زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان رجایی شهر باور داریم که ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ روز رای به قانون گرایی بود و رای به “تدبیر و امید” هم معنا بود با “نه” به مجموعه ای که طی هشت سال با دروغ گویی ها، بی کفایتی ها، اتلاف بیت المال و قانون شکنی هایشان، ثروتی بالغ بر هزار میلیارد دلار را به یغما برده و کشور و ملت ایران را در معرض ورشکستگی و مهیب ترین بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی قرار دادند. رای به دولت یازدهم، “نه” به دولتی بود که با نقض کرامت انسانی ایرانیان، شاخص فلاکت، بیکاری، فقر، تورم، فحشا و اعتیاد را افزایش داد و کشور را تا آستانه تهدید نظامی و سنگین ترین تحریم های بین المللی پیش برد.
تجربه جهان حکایت از آن دارد که حاکمیت ملی (استقلال) پایدار، بدون تحقق حقوق و حاکمیت ملت (حقوق بشر و دموکراسی) به دست نمی آید. بنابراین، ضرورت عزم و برنامه دولت یازدهم در کاستن یا رفع تضییقات، بحران ها و تحریم های بین المللی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل و ارزیابی است. دولت در حفظ حقوق ملت ایران در عرصه بین المللی، بدون پشتیبانی و حضور افکار عمومی ملت ایران توفیق وافی به دست نخواهد آورد و همراهی و حمایت ملت ایران از سیاست خارجی ایران بدون مشارکت سیاسی راستین به دست نیامده و قابل اعتماد به نظر نخواهد رسید.
عدم رسیدگی به شکایت جنابعالی از دبیر شورای نگهبان در سال ۱۳۸۰ و تداوم امکان تحمیل سلیقه های سیاسی منطبق با منافع گروهی جریانی خاص، در نهایت به وقایع انتخابات ۱۳۸۸ و بروز بحرانی ساختاری در حیطه امنیت ملی انجامید و همین مستند دیگری است که نشان می دهد برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در غیاب سک قوه قضاییه مستقل تا چه حد ناممکن است.
برادر گرامی!
پافشاری جنابعالی برای اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر شرکت در دادگاه علنی با حضور هیات منصفه واقهی و نه چندان دستچین شده مقامات قضایی و امنیتی، تاکیدی است بر خواستی اصولی و قانونی اما ما با توجه به قابل پیش بینی بودن نتیجه، پیشنهاد می کنیم که از فرصت پیش آمده به مناسبت دادگاه، فراتر از ابراز دفاعیات منطقی و قانونی، به طرح فراخوانی برای ایجاد کمپینی(پویش) در سطح ملی برای ارتقای استانداردهای قضایی و استقلال قوه قضاییه بپردازید. انحلال دادگاه های غیرقانونی انقلاب و ویژه روحانیت، آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران که در مخالفت با رفتارهای غیرعقلانی و سیاست های ماجراجویانه، غیرکارشناسی و ضد منافع ملی گرفتار حبس و حصرهای بلند مدت شده اند، استقلال کانون های وکلا، الزام مقامات قضایی به حقوق قانونی متهمان و رعایت آیین دادرسی کیفری و منع مداخله نهادهای نظامی و امنیتی بر فرآیند دادرسی می تواند موضوعات اساسی این کمپین قرار گیرد.
جا دارد که از تمام اعتبار و سابقه سیاسی خود در همراه ساختن احزاب، طیف ها و شخصیت های سیاسی، اجتماعی، مراجع تقلید مترقی و آزادی خواه و حتی عقلای جریان اصولگرایی و همچنین آقایان خاتمی، هاشمی و روحانی در حمایت و گسترش حوزه نفوذ این پویش ملی مدد گیرید. بدیهی است، پیگیری و حمایت حقوقدانان، فعالان سیاسی و اجتماعی ایران در طرح فراگیر این خواسته، زمینه های اجرایی شدن آن را عملی تر خواهد ساخت.
شاید امید چندانی در دستیابی آنی و کوتاه مدت به مطالبات یاد شده نباشد اما بی تردید می تواند توجه و برنامه کنشگران سیاسی- اجتماعی دموکراسی خواه ایران نسبت به طرح جدی و فراگیر اصلاحات قضایی را به مرحله ای نوین رهنمون سازد.
در خاتمه برای جنابعالی سلامت و توفیق آرزو کرده و امیدواریم که تلاش ها و هزینه های مشترک آزادی خواهان ایران به ثمر نشیند و روزگاری نو و سرشار از آزادی، عدالت و پیشرفت برای مردم ستمدیده کشورمان سرزند.
جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر
جعفر اقدامی، مسعود باستانی، محمد سیف زاده، کیوان صمیمی، مهدی معتمدی مهر، مصطفی نیلی

وضعیت بحرانی شش زندانی قزلحصار و انتقال به بهداری









 در پی وخامت حال سه تن از زندانیان عقیدتی محبوس در زندان قزلحصار مسئولین زندان با انتقال ایشان به بهداری موافقت کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حامد احمدی و کمال ملایی در اثر وخامت حال جسمی و جمشید دهقانی با حالت بیهوشی به بهداری زندان منتقل  شدند.
پزشک مستقر در بهداری وضعیت این سه زندانی را بحرانی اعلام کرده است، این زندانیان هم اکنون در ۴۹ امین روز اعتصاب غذای خود بسر می برند.

دانشجویان دانشگاه هنر برای چهارمین بار دست به تجمع زدند









دانشجویان دانشگاه هنر تهران عصر روز شنبه برای چهارمین بار برای برکناری یا استعفای رییس دانشگاه هنر و معاونین وی دست به تجمع اعتراضی زدند.
به گزارش کلمه، در این تجمع که در دانشکده هنرهای کاربردی واقع در چهار راه ولیعصر برگزار شد، دانشجویان دانشکده‌های مختلف دانشگاه هنر مانند دانشکده کاربردی- دانشکده تجسمی- دانشکده موسیقی- دانشکده سینما تئاترو معماری و شهرسازی نیز شرکت داشتند و با شعارهای «رئیس بی‌لیاقت استعفا استعفا» «وزارت علوم پیگیری پیگیری»، خواستار رسیدگی به وضعیت دانشگاه هنر و ریاست آن شدند.
این چهارمین تجمعی است که دانشجویان این دانشگاه در هفت روز گذشته انجام داده‌اند و در آن خواستار استعفای سعید کشن فلاح رئیس این دانشگاه و یا برکناری وی توسط وزارت علوم شدند. همچنین در روزهای گذشته تعدادی از اساتید نیز به جمع معترضین پیوسته‌اند و یا با نگارش نامه مراتب اعتراض خود را به وزارت علوم رسانده‌اند.
بر اساس این گزارش، کمیته بررسی وضعیت اساتید با محوریت یکی از اعضای هیئت علمی به نام دکتر زوایه و سعید کشن فلاح، به دلیل اطلاع از تغییر ریاست دانشگاه در ماه‌های آینده در حال ایجاد خلل در قرارداد‌ها و ادامه کار برخی اساتید منتقد دانشگاه هستند تا با تسویه فضای هیئت علمی به نفع خود، ادامه مدیریت دانشگاه را نیز در سیطره خود درآورند. به همین دلیل، قرارداد برخی اساتید تمدید نشده و تعدادی دیگر نیز در حال بازنشستگی اجباری هستند که این اتفاق مورد اعتراض دانشجویان و اکثریت اعضای هیئت علمی قرار گرفته است.
این گزارش میفزاید که در چند روز گذشته دکتر فرزان سجودی استاد شناخته شده تمثیل‌شناسی و نشانه‌شناسی کشور و دانشگاه هنر نیز با بهانه‌های اداری پس از سال‌ها از تدریس بازمانده و عملا از دانشگاه اخراج شده است.
در این تجمع طوماری خطاب به وزیر علوم تحقیقات و فناوی به امضا رسید که در آن خواستار توجه بیشتر به «بزرگ‌ترین دانشگاه تخصصی هنر کشور» شده تا از این فضا حاکم بر آن رهایی پیدا کند و روزهای تعالی خود بازگردد.
در این تجمع اعتراضی علاوه بر شعارهایی علیه رییس دانشگاه یاد صانع ژاله، نیز گرامی داشته شد.
صانع ژاله دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر بود که در راهپیمایی حمایت از انقلابهای منطقه در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، به ضرب گلوله نیروهای لباس شخصی و امنیتی به شهادت رسید.
اشاره ی دانشجویان در شعارهای خود به فلاح از آن جهت است که بعد از ۲۵ بهمن سال ۸۹ و اتفاقات آن روزها، رسانه‌های وابسته به محافل امنیتی اعلام کردند که صانع ژاله بسیجی است این در حالی بود که با انتشار تصاویری از دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر با ایت الله العظمی منتظری (ره) که صانع ژاله نیز در ان دیدار حضور داشت حقیقت آشکار شد.
در ان روزها سعید کشن فلاح ریاست وقت و حال حاضر دانشگاه در مصاحبه‌هایی با سایتهای امنیتی و همین طور اخبار بیست و سی صدا و سیما صانع ژاله را عضو بسیج معرفی کرد.

یک هفته بی خبری از وضعیت نویسنده و افسر ارتش








 با گذشت یک هفته از بازداشت دکتر رامین ابدالیان ایرانشاهی، کارشناس ارشد هوا و فضا هیچ اطلاعی از وضعیت ایشان در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دکتر رامین ابدالیان ایرانشاهی کارشناس ارشد هوافضا ، کارشناس ارشد مدیریت رسانه ، کارشناس ارشد روانشناسی ، دکتری روانشناسی، افسر ارتش شاغل در هوانیروز تهران نویسنده کتاب “آسمان آنجا آبی نیست” ،”یک پنجره برایم کافیست” از ۲۵ آذر ماه تا کنون در بازداشت بسر می برد.
نامبرده به علت نگارش کتابی با نام “پشت هیچستان زندگی” که بعضی مسایل هشت سال جنگ را بی‌پرده عنوان نموده و در آن واقعیات و پشت پرده هایی از دوران ریاست جمهوری آقای بنی صدررا مورد شرح و بررسی قرار داده؛ بازداشت شده است.
با گذشت یک هفته از بازداشت نامبرده و پیگیری های صورت گرفته از محل بازداشت و وضعیت این زندانی اطلاعی در دست نیست.

تجمع دانشجویان معترض در دانشگاه علم و صنعت









شنبه سی‌ام آذر ماه، دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در فضای باز دانشگاه تجمع کردند و یاد دانشجویان زندانی و آنهایی که در جریان تظاهرات‌های خرداد ۱۳۸۸ کشته شدند را گرامی داشتند.
به گزارش تارنمای رادیو زمانه ،دانشجویان عکس‌ها و پوسترهای کیانوش آسا و فاطمه باقری نژادیان فرد (از حامیان میرحسین موسوی که در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ به قتل رسید) و مصطفی ریسمان باف و امین روغنی (دو دانشجوی زندانی این دانشگاه) را با خود حمل کردند. در این تجمع دانشجویان علم صنعت، یکی از پارک‌های دانشگاه را به نام «شهید آسا» نام‌گذاری کردند. کیانوش آسا که در اثر اصابت دو گلوله در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ کشته شده‌ بود، دانشجوی مهندسی شیمی در دانشگاه علم و صنعت ایران، فعال محیط زیست و تنبورنواز بود.
این تجمع که توسط دانشجویان «جشن آزادی علم و صنعت» نام‌گذاری شد، به دنبال برکناری محمدسعید جبل عاملی، رئیس سابق دانشگاه علم و صنعت، و انتصاب دکتر محمدعلی برخورداری برگزار شده بود. دانشجویان علم و صنعت این برکناری را نشانه‌ای برای آزادی بیشتر فضای دانشگاه‌ تفسیر می‌کنند.