۱۳۹۲ بهمن ۲۰, یکشنبه

عدم رسیدگی مسئولین به قتل یک شهروند بهایی





 باوجود گذشت بیش از ۱۰ ماه از قتل سعیداله اقدسی در میاندوآب مسئولین نیروی انتظامی هیچ اقدامی برای شناسایی قاتل یا قاتلین وی به عمل نیاورده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جسد سعیداله اقدسی ۸۳ ساله روز ۳ اردیبهشت ماه سال جاری در منزل مسکونی خود در حالی پیدا شد که دست و پای جسد با طناب بسته شده بود و ۷ ضربه کشنده با شیئی نوک تیز به وی وارد آمده بود.
پزشک قانونی تاریخ وقوع قتل را سه روز قبل، یعنی ۱ اردیبهشت ماه مصادف با یکی از اعیاد بهاییان تشخیص داده بود و از شواهد امر مشخص بود شخصی قفل درب منزل را شکسته و به زور وارد منزل شده است.
یکی از بستگان این شهروند بهایی به گزارشگر هرانا گفت: خون تمام منزل را گرفته بود و مشخص بود قاتل بزور وارد منزل شده است. با قمه ۷ جای بدن سعیداله اقدسی را که تنها زندگی میکرد بریده بودند. جسد سعیداله اقدسی با وجود دارا بودن پزشک قانونی در میاندوآب به پزشک قانونی ارومیه فرستاده می‌شود و پزشک قانونی نیز قتل وی را تایید می‌کند.
وی در ادامه گفت: ما نتوانستیم وکیل بگیریم چون وکلای منطقه پرونده بهایی‌ها را قبول نمی‌کردند.
این منبع در ادامه خاطرنشان کرد: مدتی بود یک روحانی شیعه همسایه سعیداله اقدسی شده بود و وی برخوردهای نامتعادلی با سعیداله داشت. از منزل سعیداله هیچ چیزی دزدیده نشده بود.
گفتنی است، با وجود گذشت بیش از ۱۰ ماه از وقوع قتل نیروی انتظامی هیچ اقدام موثری برای بازداشت قاتلین صورت نداده و بستگان مقتول معتقدند به علت بهایی بودن نیروی انتظامی در این امر کوتاهی کرده است.
1234477_434621703315840_367946081_n

اجازه چاپ کتاب سعید مدنی پس از سه سال






کتاب روسپیگری، آخرین اثر دکتر سعید مدنی پس از سه سال توقف در وزارت ارشاد منتشر شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کتاب «بررسی آسیب‌های اجتماعی (روسپیگری)» تالیف دکتر سعید مدنی قهفرخی از سوی انتشارات یادآوران منتشر شد.
این کتاب که با عنوان «تن فروشی در ایران» حدود سه سال پیش و قبل از آخرین بازداشت دکتر سعید مدنی در سال ۱۳۸۹ برای صدور مجوز انتشار به وزارت ارشاد سپرده شد، بالاخره در پاییز سال جاری و پس از اعمال ده‌ها مورد سانسور از جمله اجبار به تغییر عنوان کتاب، حذف دو فصل از آن و برخی موارد دیگر، مجوز نشر دریافت کرد و در بهمن ماه از سوی ناشر وارد بازار شد.
کتاب، محصول چندین سال مطالعه دکتر مدنی درباره پدیده پنهان «تن فروشی» در ایران و همچنین انجام یک مطالعه می‌دانی وسیع در شهر تهران درباره زنان
تن فروش است. نتایج مطالعه مورد اشاره در سال ۱۳۸۷_۱۳۸۶ بازتاب وسیعی داشت تا آنجا که یکی از همکاران اصلی و مشاور طرح، پژوهشگر و جامعه‌شناس برجسته خانم دکتر ژاله شادی طلب از سوی وزارت اطلاعات احضار و طی چندین جلسه تحت بازجویی قرار گرفت.
کتاب منتشر شده شامل شش فصل درباره تاریخچه روسپیگری در ایران و جهان، نظریه‌ها، ویژگیهای زنان تن فروش، علل و عوامل تن فروشی، روسپیگری و ایدز و قوانین و مقررات درباره این پدیده است.
اختصاص بخشی از فصل آخر به مبحث حقوق بشر و روسپیگری از مباحث جالب و بدیع کتاب محسوب می‌شود.
دو فصل از کتاب اصلی شامل «بازار تن فروشی در ایران» و «قاچاق زنان و دختران» از سوی مسوولان وزارت ارشاد اجازه انتشار نیافت و ناشر ناچار به حذف آن‌ها شد.
پیش‌تر از دکتر سعید مدنی قهفرخی کتابهای دیگری از جمله «آسیب‌شناسی حقوق کودکان در ایران»، «خشونت علیه کودکان در ایران»، «اعتیاد در ایران»، «جماعت گرایی»، «روان‌شناسی و تغییرات اجتماعی» نیز منتشر شده است.
دکتر سعید مدنی در سال ۱۳۹۰ به جرم فعالیت در انتخابات ۱۳۸۸، همکاری با جنبش سبز، کانون مدافعان حقوق بشر و دیگر فعالیتهای سیاسی- اجتماعی برای سومین بار بازداشت و پس از نزدیک به یک سال بازجویی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. حکم قبلی علیه دکتر مدنی به دلیل فعالیتهای سیاسی- اجتماعی، سردبیری و عضویت در تحریریه ماهنامه ایران فردا و عضویت در شورای فعالان ملی- مذهبی به مدت سه سال و شش ماه صادر شد که دی ماه سال جاری خاتمه یافت. وی هم اکنون منتظر اعلام نظر دادگاه تجدید نظر درباره حکم ۶ سال حبس در زندان بندرعباس و ۱۰ سال تبعید در این شهر صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب می‌باشد.

گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در دیماه ۹۲





 در بررسی عملکرد مجموعه گزارشات ارسالی در دی ماه سال ۱۳۹۲، خط سیر گزارشات در این ماه، در مجموع شاخص‌های ۱۳ رسته به شرح زیر است.
در بررسی منابع ۱۵۳ گزارش باید اعلام کرد ۶۱ درصد گزارشات را ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و ۱۱ درصد دیگر آن را منابع مستقل و ۲۸ درصد را نیز منابع دولتی مستند کردند.
هم‌چنین باید اشاره داشت که در طی آذر ماه ۳۸ زندانی در ایران اعدام شدند، ۸۲ نفر از دگر اندیشان بازداشت شدند و ۲۰ نفر نیز از سوی دادگاه انقلاب به ۱۵۵۴ ماه حبس محکوم شدند.
در حوزه کارگری بر اساس بررسی آماری و پیش بینی گزارشات ماه مشابه سال گذشته حداکثر گزارشات ارسالی می‌توانست ۳۸ گزارش و حداقل آن ۲۰ گزارش باشد اما در واقع ۲۶ گزارش دریافت شد، بر این اساس ۲۹ مورد نقض حقوق برای ۳۰۹۰ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اقلیت‌های مذهبی حداکثر ۳۱ و حداقل ۹ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۱۴ گزارش دریافت شد که بر این اساس تعداد ۱۹ مورد نقض حقوق برای ۳۶ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اقلیت‌های قومی حداکثر ۵ و حداقل ۱ گزارش بود که تعداد گزارشات دریافتی ۳ گزارش بوده است که بر این اساس تعداد ۳ مورد نقض حقوق برای ۶۰ نفر به ثبت رسید.
در حوزه زندانیان حداکثر ۸۲ و حداقل ۴۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۵۸ گزارش دریافت شد، بر این اساس تعداد ۶۱ مورد نقض حقوق برای ۳۳۶۲ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اصناف حداکثر ۶ و حداقل ۲ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۱ گزارش دریافت شد که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۲ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اندیشه و بیان حداکثر ۴۵ و حداقل ۲۷ گزارش بود که تعداد گزارشات دریافتی ۲۲ مورد بوده است که بر این اساس تعداد ۲۴ مورد نقض حقوق برای ۲۹ نفر به ثبت رسید.
در حوزه فرهنگی حداکثر ۳ و حداقل ۱ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۲ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۲ مورد نقض حقوق برای ۲ نفر به ثبت رسید.
در حوزه زنان حداکثر ۰ و حداقل ۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱ مورد بوده است که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۱ نفر به ثبت رسید.
در حوزه کودکان حداکثر ۸ و حداقل ۲ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱ مورد بوده است که بر این اساس تعداد ۰ مورد نقض حقوق برای ۰ نفر به ثبت رسید.
در حوزه دانشجویان حداکثر ۵ و حداقل ۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۱ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اعدام حداکثر ۴۴ و حداقل ۱۲ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱۹ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۱۹ مورد نقض حقوق برای ۴۷ نفر به ثبت رسید.
در حوزه محیط زیست حداکثر ۰ و حداقل ۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۲ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۲ مورد نقض حقوق برای ۲ نفر به ثبت رسید.
سایر موارد نقض حقوق بشر نیز حداکثر ۶ و حداقل ۲ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۴ مورد بوده است. که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۳ نفر به ثبت رسید.
ارزیابی کلی اخبار نقض حقوق بشر
در اولین ماه زمستان سال ۹۲ نیز، نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در ایران ادامه یافت؛ در این ماه چندین زندانی سیاسی از سوی دادگاه‌های انقلاب، با احکام مرگ مواجه شدند.
“عبدالوحید شه‌ بخش” ۲۲ ساله و “محمود شه ‌بخش” ۲۳ ساله، که در فروردین ماه ۱۳۹۱ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در بازداشتگاه اطلاعات سپاه زاهدان محبوس بودند، به حکم دادگاه انقلاب زاهدان به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند؛ هم‌چنین”محمد حسین ریگی”، ۲۳ ساله که از ۷ ماه پیش بازداشت شده و اکنون در بند ۴ زندان مرکزی زاهدان به سر می برد نیز، در شعبه ی ۱ دادگاه انقلاب زاهدان به اعدام محکوم شد.
در همین رابطه، دیوان عالی، حکم اعدام “سامان نسیم” زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه را تایید کرد. وکیل این زندانی معتقد است سامان نسیم که متولد ۲۹ شهریور ۱۳۷۳ است و در زمان ارتکاب جرم (۲۶/۴/۱۳۹۰) به سن قانونی نرسیده و شعبه ی اول دادگاه انقلاب مهاباد را فاقد صلاحیت برای صدور حکم دانسته بود.
به علاوه، طی احکامی که برای “مولوی فتحی محمد نقشبندی” و برخی از همراهانش، به اتهام قتل “مولوی مصطفی جنگی زهی” رئیس پایگاه بسیج راسک، صادر شد ۴ نفر به اعدام محکوم شدند و مولوی فتحی محمد نقشبندی نیز به ۱۵ سال زندان و تبعید به خلخال محکوم شد. این احکام در حالی صادر می شود که در روزهای اخیر مسئولان مربوطه به مولانا عبدالحمید و معتمدین سرباز و خانواده‌ی زندانیان و وکلا وعده داده بودند که بنا بر نبود انگیزه‌ی قتل، این افراد به زودی آزاد می شوند.
از سوی دیگر، نتیجه ی آزمایش ایدز و بیماری‌های عفونی روی هزار کودک کار ساکن تهران، نشان داد که ۵ درصد آن‌ها به ایدز مبتلا هستند و بیشترشان هم هپاتیت دارند. افراد مورد مطالعه بین ۱۰ تا ۱۸ سال سن داشته ‌اند.
اداره‌ی کل آموزش و پرورش شهر تهران نیز با حوزه‌ی علمیه‌ی برادران استان تهران تفاهم نامه‌ای را امضا کرده که بر اساس آن مدارس دولتی تحت پوشش این طرح، به مدارس وابسته به حوزه‌ی علمیه تبدیلمی‌ شوند.
مضاف بر موارد ذکر شده، صبح روز چهارم دی ماه، حکم شلاق سه متهم در میدان مرکزی شهر دهدشت (استان کهگیلویه و بویراحمد) و در ملاءعام اجرا شد. مجید کرمی، دادستان کهگیلویه و بویراحمد اتهام این شهروندان را مشارکت در سرقت سیم‌های برق و سرقت از مغازه‌ها و تمرد به ماموران انتظامی حین انجام وظیفه اعلام کرد.
توجهات ویژه به گزارش‌های حقوق بشری
در این بخش، به گزارش‌هایی که در ماه گذشته با اقبال و توجه مناسبی از سوی رسانه‌ها و افکار عمومی مواجه شدند، پرداخته می‌شود. توضیح این نکته نیز ضروری ست که این دسته از گزارشات در حوزه‌ی حقوق بشر، الزاماً در برگیرنده‌ی حجم بیش‌تری از نقض حقوق بشر نسبت به سایر گزارشات، نیستند.
بازداشت مهندس حشمت الله طبرزدی توسط سه تن از مامورین دادستانی در منزل شخصی خود و هم‌چنین بازداشت مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دو شاعر پست مدرن، از موارد نقض حقوق بشری بود که توجهات زیادی را معطوف به خود کرد.
لغو مراسم جشن شب چله‌ی مجله‌‌ی “چلچراغ” که قرار بود در سالن همایش‌ های برج میلاد تهران برگزار شود، دیگر خبر مورد توجه در ماه گذشته بود.
همین طور گزارش سرقت و تفتیش از منزل خانواده ی “ستوده” که با شکسته شدن درب منزل هنگامی که ایشان در سفر بودند، همراه بود، از جمله مواردی بود که با اقبال مناسبی روبه رو شد.
مضاف بر این، ممنوعیت دستفروشی در ایستگاه های مترو تهران و توقیف اجناس یک دستفروش، موجب خودکشی وی از طریق پرتاب کردن خود مقابل قطار در ایستگاه مترو گلبرگ شد. خودکشی این شهروند، واکنش‌های متفاوت و بسیاری را در پی داشت.
فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی نیز با انتشار یک نامه خطاب به مردم با تشریح آخرین وضعیت جسمی همسرش، خبر داد که مهدی کروبی پس از طی ۹ روز دوره‌ی سخت درمانی و انجام ۲ عمل جراحی از بیمارستان مرخص شده و به همان ساختمان امن وزارت اطلاعات منتقل شده است.
به دنبال وقوع یک حادثه آتش‌سوزی در یک واحد تولیدی پوشاک واقع در خیابان جمهوری تهران هم، دو کارگر زن بر اثر سقوط از ساختمان پنج طبقه کشته و یک کارگر زن نیز مصدوم شد. باز نشدن به موقع بالابر آتش نشانی به دلیل نقص فنی از سویی و عدم استفاده‌ی آتش نشانان از تشک‌های نجات از سوی دیگر، از جمله دلایل فوت این دو شهروند بود.
هم چنین در پی پیامک های هواداران تیم تراکتور سازی، ۲۵ نفر از ایشان توسط نیروهای امنیتی در تبریز و ارومیه بازداشت شدند. در پی ابقای مجید جلالی و ناراحتی هواداران تیم تراکتور سازی، عده‌ای از هواداران این تیم با پخش شماره تلفن اعضای هیئت مدیره، مدیر و سرمربی تراکتور اعتراض خود را به عدم توجه مسئولین به خواست هواداران مبنی بر بازگرداندن “تونی اولیویرا” را با ارسال اس‌ام‌اس نشان داده بودند.
در پایان این بخش نیز بایستی به عدم‌ واریز پول از سوی وزارت آموزش ‌و پرورش و وزارت بهداشت به حساب بیمارستان محب و تیم پزشکی ۱۲ کودک قربانی در حادثه ی شین‌ آباد که باعث توقف درمان این دانش‌آموزان و سرگردانی ایشان و خانواده هایشان در تهران شده است، اشاره کرد.
گزارشات حقوق بشری در سایه‌ی کم توجهی
در این بخش که در واقع آن را می‌توان در تقابل با بخش پیشین برشمرد، به آن دسته از گزارشات نقض حقوق بشر پرداخته می‌شود که با کم توجهی و بعضاً بی‌توجهی رسانه‌ها و افراد فعال در شبکه‌های اجتماعی مواجه‌اند. رفتار هدفدار برخی رسانه‌ها، عدم آگاهی نسبت به اهمیت موارد نقض حقوق بشر، اولویت گذاری‌های ناصحیح و ذائقه‌ی مخاطبان از جمله دلایلی ست که به این گونه تبعیض‌ها دامن می‌زند.
محکومیت “صابر مامدی” ٣٨ ساله، و “نظمین حیدری” ۴٠ ساله، دو شهروند اهل شهرستان سلماس به حبس ابد، از جمله‌ی این موارد است. این دو شهروند به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان “پژاک” به حبس ابد محکوم شده‌اند.
احمد دانشپور مقدم زندانی سیاسی محکوم به اعدام نیز در پی وخامت حال جسمی و با حالت بی هوشی به بهداری منتقل شد. این زندانی سیاسی که به بیماری کولیت اولسراتیو مبتلاست، در اثر این بیماری تاکنون بیش از ۴۰ کیلو کاهش وزن داشته است. آقای دانشپور مقدم از بازداشت شدگان وقایع شش دی ماه(عاشورا) سال ۸۸ است.
دیگر گزارشی که علی‌رغم اهمیت انعکاس چندانی نیافت، فقدان آب گرم مناسب برای استحمام در زندان قرچک ورامین که مخصوص زنان زندانی می‌باشد، طی چند ماه گذشته بود. آب این محل حتی برای ۲۰ روز نیز به طور کامل قطع شده بود. این زندان حدود ۱۹۰۰ زندانی زن با جرایم مختلف را درخود جای داده است.
از سوی دیگر، پس از انتقال حسن اسدی زیدآبادی، عماد بهاور،  بهزاد عرب گل و علی کاظم‌زاده از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰، زندانیان بند ۳۵۰ در اعتراض به این انتقال ناعادلانه از دریافت غذا خودداری نمودند و خواستار بازگرداندن آن‌ها به بند ۳۵۰ شدند. روز ۹ دی ماه در پی مراسمی که عده‌ای از عوامل زندانی وزارت اطلاعات در بند ۳۵۰ در سالگرد ۹ دی برپا نمودند و برخوردهایی که در پی آن پیش آمد منجر به انتقال ۴ نفر از زندانیان سیاسی به سلول انفرادی گردید.
پیرامون گزارش‌های منتشره در رابطه با زندان‌ها، هم‌چنین مسئولین زندان رجایی شهر کرج اقدام به تعویض قفل کتابخانه ی زندانیان سیاسی سالن ۱۲، محل حبس ۸۰ زندانی سیاسی و امنیتی را، پلمبکردند. کتاب های این کتابخانه تماماً توسط زندانیان تهیه شده و مسئولین با این اقدام زندانیان را از کتاب هایی که با هزینه‌ی خود تدارک دیده‌اند، محروم کردند.
در ادامه ی فشارها بر کلیساهای کشور و تعطیل کردن کلیساهایی که عمدتاً مسیحیان فارسی زبان در آن حضور دارند هم، کلیسای ساختمانی و رسمی پطرس مقدس در تهران درهای خود را به روی ایمانداران و نوکیشان مسیحی فارسی زبان بست و حضور ایشان را ممنوع اعلام کرد.
از دیگر سو، احمد علی کیخا، معاون محیط زیست محیطی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست کشور می گوید که شرایط زیست محیطی کشور وضعیت مناسبی ندارد و در سال های گذشته ۶۰ پله سقوط داشته است که مدیریت اکوسیستم های آبی تالاب ها و رودخانه ها مهمترین بخش را در این نقیصه تشکیل می دهد.
علاوه بر موارد این موارد، پرستاران ماهشهر در استان خوزستان همزمان با بازدید وزیر بهداشت از بیمارستان حاجیه نرگس معرفی این شهرستان در اعتراض به عدم دریافت حقوق در دو سال اخیر در این بیمارستان تجمع کرده و اعتراض خود را به گوش وزیر رساندند.
چند رویداد مثبت
در ماه گذشته چند گزارش مثبت نیز توسط فعالین حقوق بشر به ثبت رسیده است که اشاره به این گزارشات نیز خالی از لطف نیست: با رضایت خانواده ی مقتول، “صفر”، شهروندی که ۸ سال پیش و در سن ۱۶ سالگی، در جریان یک دعوای ناموسی، “مهدی” را به قتل رسانده بود، از مجازات مرگ نجات یافت.
هم‌چنین حکم اعدام “هادی حسینی” و “صدیق محمدی”، دو تن از زندانیان اهل سنت زندان قزل حصار کرج، به دلیل اختلالات روانی توسط دیوان عالی کشور نقض شد و مجدداً مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش هم در نامه‌ای از رئیس قوه قضاییه درخواست کرد با توجه به مناسبت‌های پیش رو، تعدادی از معلمانی که در بازداشت به سر می‌برند و حکم قضایی دارند، مورد عفو قرار گیرند.
برخی مستندات قانونی و حقوقی گزارشات دی ماه
با وجود این‌که طی سال‌های اخیر با پیشرفت امر گزارشگری در حوزه‌ی حقوق بشر- تا درصد قابل دفاعی- مواجه بودیم، اما خلاء “آموزش” در کنار “اطلاع رسان” کماکان وجود دارد. در این بخش و با هدف شناساندن این خلاء، برخی از گزارش‌های نقض حقوق بشر ماه گذشته، از لحاظ حقوقی و با توجه به مقاوله‌ نامه‌های قابل استناد بین المللی  مختصراً بررسی می‌شوند؛ در برخی موارد و علی‌رغم آگاهی نسبت به قوانین سراسر نقص مصوب داخلی، سعی شده از برخی موارد آن هم استفاده شود.
عدم توقف صدور حکم و اجرای احکام مرگ توسط دستگاه قضایی-امنیتی ایران در حالی‌ست که طبق ماده‌ی ۳ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده‌ی ۶ اعلامیه حقوق مدنی-سیاسی، حق زندگی، از حقوق ذاتی هر انسان به حساب می‌آید و این حق بایستی به موجب قانون نیز حمایت شود. بند ۲ ماده‌ی ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ هم، اقدامات لازم در جهت منسوخ کردن مجازات مرگ در قلمرو قضایی را، به کشورها گوشزد می‌کند. صدور و اجرای مجازات مرگ برای فعالین سیاسی و یا عقیدتی، ناقض اصل آزادی عقیده و بیان نیز می‌باشد.
فشار بر مسیحیان، به عنوان یک نمونه از اقلیت های مذهبی موجود در ایران نیز، نقض حقوقی هم چون آزادی تبلیغ دین، آزادی عقیده-بیان و برابری مذهبی را می‌رساند. طبق ماده‌ی ۱۸ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و ماده‌ی ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین یا اعتقاد و هم‌چنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد. همین‌طور بند ۱ ماده‌ی ۱ اعلامیه‌ی مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی نیز از موجودیت و هویت ملی، قومی، فرهنگی، دینی و زبانی اقلیت‌ها در سرزمین‌های خود حمایت و ایجاد شرایط را برای ارتقای این هویت مهم قلمداد می‌کند. بند ۱ و ۲ ماده‌ی ۲ همین اعلامیه نیز تاکید می‌دارد که اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند.
از سوی دیگر، گزارشات متعدد سوانح کار در کشور هم در حالی منتشر می‌شود که دستکم طبق بخش ب ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ایمنی‌ و بهداشت‌ محیط کار بایستی به رسمیت شناخته شود.
در خصوص عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان بیماری که نیاز مبرم به مراقبت های ویژه دارند بایستی اشاره کرد که ماده‌ی ۲۲ کنوانسیون حقوق زندانیان بر لزوم انتقال زندانیان بیمار نیازمند به معالجات ویژه و تخصصی به موسسات تخصصی یا بیمارستان های غیرنظامی در خارج از زندان دلالت می‌کند. بیمارستان مورد اشاره باید تجهیزات لازم، تخت کافی، لوازم دارویی مناسب و پزشک متخصص و آموزش دیده برای مراقبت های پزشکی و درمانی از زندانی بیمار را داشته باشد. در این زمینه هم‌چنین ماده‌ی ۱۰۳ آئین‎نامه‌ی اجرایی سازمان زندان‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی جمهوری اسلامی نیز تاکید می‌کند که در موارد ضروری خروج محکوم از زندان برای معالجه بایستی با تایید بهداری زندان و اجازه‌ی رئیس موسسه یا زندان و موافقت قاضی ناظر باشد. بایستی اشاره کرد این ماده که مربوط به قوانین داخلی نظام جمهوری اسلامی و زندان های کشور است، در بسیاری از موارد با مخالفت دادستانی و ماموران اطلاعاتی نقض می شود.
هم‌چنین اجرای حکم اعدام و یا شلاق برای زندانیان سیاسی و یا شهروندان که بعضاً در ملاءعام هم صورت می‌گیرد، علاوه بر این‌که از مصادیق بارز شکنجه می‌باشد، موضوعی است که بی تردید هتک حرمت و حیثیت محکومان را نشان می‌گیرد؛ ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هم اشاره می‌کند که هیچکس را نمی‌توان مورد آزار و شکنجه یا مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه یا خلاف انسانی یا رذیلی قرار داد.
انتقال زندانیان به سلول‌های انفرادی هم در حالی صورت می‌گیرد که بر اساس ماده ۱۲ الی ۲۱ قانون مجازات اسلامی که به شرح انواع مجازات‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی اختصاص یافته، قضات تنها در چارچوب مواد قانونی یاد شده- و نه خارج از حدود مقرر- می‌تواند متهمان را محکوم کنند و این در حالیست که در زندان‌های ایران نه تنها قضات که ماموران امنیتی نیز با رفتاری کاملا خودسرانه گا‌ها زندانیان را از محلی به محلی دیگر و یا به سلول‌های انفرادی منتقل می‌کنند.

دکتر ملکی: چگونه انتظار دارید دانشگاه سکوتش را بشکند





 دکتر محمد ملکی، فعال با سابقه ملی- مذهبی و اولین رئیس دانشگاه تهران، در نامه‌ای اعتراضی خطاب به مسئولین امنیتی کشور ضمن اعتراض به برخورد با خانواده‌های منتقدین از اذیت پسرش از سوی مسئولان امنیتی انتقاده کرده و خطاب به حسن روحانی آورده است:» جناب رییس جمهور؛ تنها چند ساعت پس از سخنرانی شما از وزارت اطلاعات با من و فرزندم تماس گرفته‌اند تا من را هم وادار به سکوت کنند. من در این سال‌ها بار‌ها گفته‌ام سکوت نخواهم کرد و هر حکمی می‌خواهید به من بدهید. حال انتظار دارید که دانشگاهیان سکوتشان را بشکنند؟»
به گزارش تارنمای ملی – مذهبی، دکتر ملکی با اشاره به اظهارات روز گذشتۀ حسن روحانی در خصوص «سکوت دانشگاهیان» خطاب به رئیس دولت خاطرنشان کرده ماموری که پیش‌تر از او بازجویی می‌کرده، با فرزند او ابوذر ملکی تماس گرفته و خواسته است که به همراه پدرش به اداره اطلاعات تهران برود. آقای ملکی پرسیده که با وجود چنین برخوردهایی، چطور می‌توان انتظار داشت که «دانشگاهیان سکوتشان را بشکنند؟»
متن کامل این نامهٔ اعتراضی به شرح زیر است:
بسم الحق
چرا دست از سر خانواده‌ها برنمی دارید؟
سخنی با مسئولین امنیتی کشور
چند روزی است که بعلت سرما و برف و تشدید بیماری در منزل استراحت می‌کنم. امروز ساعت ۶ عصر بود که پسرم، – ابوذر، تماس گرفت و گفت آقای بازجو تلفن کرده و گفته من و شما به اداره اطلاعات برویم. به پسرم گفتم اگر شماره تلفن بازجو را داری با او تماس بگیر و بگو من در شرایطی نیستم که بتوانم به دیدار ایشان بروم. از این گذشته من به هیچ وجه با احضار تلفنی جایی نمی‌روم. اگر با من کاری دارند با نامه احضارم کنند.
من نمی‌فهمم اصلا چه دلیلی وجود دارد که با فرزند من که در این سال‌ها هزاران گرفتاری برایش درست کرده‌اند تماس می‌گیرند و او را تحت فشار می‌گذارند. مدرک لیسانس ابوذر را سالهاست به دلیل فرزند محمد ملکی بودن مصادره کرده‌اید و نمی‌دهید. او را چندین بار به اداره اطلاعات احضار کرده‌اید و تحت فشار گذاشته‌اید و سوالاتی که به هیچ وجه به او ارتباطی نداشته را از او پرسیده‌اید. از شرکت او در امتحانات دانشگاه ممانعت کرده‌اید و آرامش همسر و زندگی‌اش را برهم زده‌اید و ده‌ها مشکل دیگر برایش درست کرده‌اید، تنها بدلیل اینکه فرزند محمد ملکی است.
آقای روحانی امروز در دانشگاه و در حضور دانشگاهیان پرسیده‌اند که چرا دانشگاه ساکت است و استادان سکوت کرده‌اند؟
آقای رییس جمهور؛ من در این سال‌ها در برابر اعمال تشنج زا و خشونت آفرین مقامات حاکم که منجر به تحریم‌های کمرشکن علیه ملت ما شد سکوت نکردم و اعتراض کردم.
آقای رییس جمهور؛ من در برابر نقض حقوق بشر در کشورم و زندانی کردن فعالان سیاسی و عقیدتی سکوت نکردم و اعتراض کردم.
آقای رییس جمهور؛ من در برابر موج بی‌رویه اعدام‌ها و ترویج خشونت در جامعه سکوت نکردم و اعتراض کردم.
آقای رییس جمهور من یک دانشگاهی هستم و در این سال‌ها سکوت نکردم و این وضعیتی است که برای خود و خانواده‌ام ایجاد کرده‌اند.
جناب رییس جمهور؛ تنها چند ساعت پس از سخنرانی شما از وزارت اطلاعات با من و فرزندم تماس گرفته‌اند تا من را هم وادار به سکوت کنند. من در این سال‌ها بار‌ها گفته‌ام سکوت نخواهم کرد و هر حکمی می‌خواهید به من بدهید. حال انتظار دارید که دانشگاهیان سکوتشان را بشکنند؟
من تاکنون تحمل کردم و این اذیت و آزار‌ها که به خانواده من وارد شده را بطور علنی مطرح نکرده بودم. اما دیگر طاقتم تمام شده و از مقامات حکومت سوال می‌کنم که اگر با من مشکلی دارید تقصیر خانواده‌ام چیست و با آن‌ها چه کار دارید؟ چرا ابوذر را این قدر اذیت می‌کنید؟ چرا مرا ممنوع الخروج کرده‌اید و مانع از سفر من برای دیدن فرزندم شده‌اید؟ چرا تهدید می‌کنید تا فرزندم، عمار، نتواند برای دیدن مادر و پدرش به کشور بیاید؟
بسیاری از خانواده‌های سیاسی دچار چنین مشکلاتی هستند و از این مسائل رنج می‌برند. آقایان بس کنید و از خدا بترسید و از عاقبت دیگران عبرت بگیرید.
اگر این آزار‌ها ادامه یابد من بطور مستقیم به سازمانهای بین المللی حقوق بشری و گزارشگر ویژه سازمان ملل در این باره شکایت خواهم برد.
والسلام
دکتر محمد ملکی ـ ساعت ۷ بعد از ظهر روز سه شنبه ۱۵ بهمن ۹۲

وزیر خارجه کانادا اعدام دو شهروند عرب را محکوم کرد





وزیر خارجه کانادا «جون برد» اعدام هاشم شعبانی‌نژاد و هادی راشدی دو معلم عرب، توسط نظام جمهوری إسلامی ایران را در توئی‌تر خود محکوم کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هاشم شعبانی و هادی راشدی دو نفر از پنج فعال فرهنگی عرب محکوم به اعدام شهر خلفیه (رامشیر) بودند که در ١۶ آذر ماه ١٣٩٢ از زندان کارون به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
خانواده‌های آن‌ها بیش از ۵۰ روز از سرنوشت فرزندان خود بی‌خبر بودند.
مامورین وزارت اطلاعات روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه به خانواده این دو زندانی و فعال فرهنگی اعلام کردند که سه یا چهار روز پیش آن‌ها را اعدام کرده‌اند و متعاقبا محل دفن آن‌ها را به اطلاعشان خواهند رساند.
بعد از اعلام اعدام این دو فعال عرب تا کنون اجساد آن‌ها تحویل خانواده‌ها نشده و خانواد‌ها از بر پایی مراسم یادبود منع شدند.
هادی راشدی و هاشم شعبانی‌نژاد از اعضای موسسه علمی-فرهنگی الحوار به معنای گفت‌و‌گو یک سازمان غیردولتی بود که در سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴، همایش و شب‌های شعر به زبان عربی و کلاسهای آموزشی و هنری برای جوانان عرب شهر رامشیر (خلفیه) برگزار می‌کرده است.
فعالیتهای این موسسه در پی اعتراضات وسیع مردمی اردیبهشت ۱۳۸۴ به تبعیض علیه مردم عرب و امنیتی شدن فضای منطقه غیرقانونی اعلام شد و موسسان و اعضا و وابستگان به این موسسه، تحت تهدید و خطر قرار گرفتند. نزدیک به بیست عضو و فعال این موسسه، در بهمن ۱۳۸۹، دستگیر و در بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات در اهواز ماه‌ها تحت شدید‌ترین شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفتند تا به انجام عملیات مسلحانه اعتراف کنند.

نامه جمعی از زندانیان اهل‌سنت رجایی شهر





 ۵۴ تن از زندانیان اهل‌سنت زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای می‌نویسند: «آقای یونسی بابیان اینکه گروهی شیعه تندرو به مقدسات اهل سنت توهین می‌کنند مسبب و علت اصلی نا‌آرامی‌ها و عکس العمل مبلغان اهلسنت در دفاع از عقیده خود را معرفی می‌کند تا بار دیگر مظلومیت اهلسنت و بالاخص زندانیان اینبار از زبان یکی ازمسولان بلندپایه حکومت برای مردم روشن گردد.»
ادامه این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
بنام خداوند بخشنده و مهربان
باگذشت زمان صحت اظهارات مازندانیان اهل سنت ومحکومین به اعدام بیشتربرای ملت ایران وبخصوص اهلسنت روشن می‌گردد. آقای یونسی دستیار ویژه ریس جمهور دراموراقلیتهای دینی ومذهبی دراظهاراتی بصراحت اذعان می‌کند که گروهی شیعه تندرو توان تحمل اهلسنت راندارند….. وبااین گفته ایشان پرده ازحقایقی که سالهاست مامبلغان اهلسنت با آن روبروهستیم برمیدارد حقایقی که باشهادت یکی ازاهالی خصوصی حکومت نشان می‌دهد که چطور ما مبلغان وجوانان اهلسنت بابهانه‌های واهی سلفیگری و وهابیت اعدام شده‌ایم و مو‌هایمان درزندان‌ها سفیدمیگردد و چگونه باصدور احکام اعدام خانواده‌هایمان ازهم می‌پاشد و در تاریکیهای ظلم و جهل وتندروی برخی گروههایی که تحمل وجود اهلسنت را ندارند نابود می‌شویم و چگونه مازندانیان مجبورشده‌ایم برای اینکه صدای مظلومیتمان رابه گوش مردم برسانیم هر خطری را باجان خریده‌ایم از اعتصابهای طولانی مدت و عوارض جبران ناپذیر آن برروح و جسممان گرفته تا مصاحبه‌های صوتی و تصویری وسفرهای خانواده‌های مظلوم ما به تهران و حتی تصادف خانواده یکی از ما هنگام بازگشت و بستری شدن پدر و مادر و خواهران دربیمارستان و تهدیدات وزارت اطلاعات و شکنجه و حبس انفرادی زندانیان و خطرات دیگری که هرکدام بحثی جداگانه می‌طلبد.
آقای یونسی بابیان اینکه گروهی شیعه تندرو به مقدسات اهل سنت توهین می‌کنند مسبب و علت اصلی نا‌آرامی‌ها و عکس العمل مبلغان اهلسنت در دفاع از عقیده خود را معرفی می‌کند تا بار دیگر مظلومیت اهلسنت و بالاخص زندانیان اینبار از زبان یکی ازمسولان بلندپایه حکومت برای مردم روشن گردد.
ایشان درجملاتی منصفانه به طور غیر مستقیم بربیگناهی ما، زندانیان اهل سنت اشاره می‌کند که چگونه قربانی دیدگاه تنگ نظرانه و ضد سنی جریانهای تندرو شیعی درداخل دستگاه حکومت گشته‌ایم.
آقای یونسی که خود زمانی ریاست وزارت اطلاعات را برعهده داشته است به خوبی با جهت‌گیریهای خصمانه و افراطی لابی‌های درون وزارت اطلاعات درمورد اهلسنت ومبلغان آن آشناست و کلام ایشان نیز موید همین مساله است و باتردید می‌توان گفت که درنگاهی خوشبینانه تجدیدنظر در نحوه برخورد با اهلسنت و بخصوص زندانیان و تسهیل پرونده ایشان دور از ذهن نیست که امیدواریم سخنان آقای یونسی مقدمه‌ای برای لغو حکم اعدام مبلغان اهلسنت کشورباشد….
اما واقعیت اینست که تازمانیکه لابی‌های افراطی و ضد سنی در دستگاههای قضایی و امنیتی پستهای کلیدی را دراختیار داشته باشند و اجازه سخن به گروههای معتدل راندهند شرایط و وضعیت اهلسنت کشور بیش ازپیش باوخامت روبرو خواهدشد و امنیت در این مناطق نیز باچالش همیشگی روبروست.
در پایان بار دیگر از تمام انسانهای حقیقت‌گو وحامیان زندانیان تشکر و قدردانی می‌کنیم و ازتمام نهاد‌ها و گروههای حقوق بشری می‌خواهیم که به حمایت خود از زندانیان مظلوم ادامه دهند.
باتشکر زندانیان عقیدتی و سیاسی زندان رجای‌شهر
وریا قادری
پوریا محمدی
عمرشریفی‌پور
عبدالرحمان فتاحی
احمد عبداللهی
حامد احمدی
فرزاد هنرجو
فرشید ناصری
عبدالجبارحسنی
برهان احمدیان
احمد نصیری
ادریس نعمتی
جمشید دهقانی
جهانگیر دهقانی
یاسر شریفی
تیمور نادریزاده
حسین امینی
علی کرمی
جمال سلیمانی
حسام محمدی
محمد برایی
سوران علیپور
عبدالرحمان سنگانی
محمد برقی
کریکا روالی
علی فوادیوسفی
عرفان نادریزاده
کیوان مومنی فرد
یاسر شریفی‌پور
پرویز عثمانی
کمال ملایی
بهمن رحیمی
یاور رحیمی
عالم برماشتی
هیمن محمودتختی
فخرالدین وفاعایلی
فواد رضازاده
فرزاد شاه‌نظری
یاسین احمدی
یوسف محمدی
انور خضری
فرهاد سلیمی
ایوب کرمی
منصور شه‌بخش
افشین انتظاری
شاهو ابراهیمی
داوود عبداللهی
خسرو بشارت
کامران شیخه
قاسم ابسته
عبدالله خسروزاده
حسین جوادی
امید محمدی
رامین کرمی