۱۳۹۳ فروردین ۱۵, جمعه

نامه ۸۸ تن از زندانیان اهل‌سنت زندان رجایی شهرکرج





۸۸ تن از زندانیان اهل‌سنت زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای می‌نویسند: «ﻣﺎ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﺮﻡ ﻭﺍﺭﺩﻩ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﻗﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﻧﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺒﻠﻐﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﻭ ﻇﻠﻤﯽ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺷﺪﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺯﺩﻩ ﺍﯾﻢ، آﻧﻬﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ آﻣﯿﺰ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ.»
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮﺣﯿﻢ
ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﻭ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﮐﺮﺩ ﺭﺟﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻭﻓﻮﺭ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻭﯾﺪﯾﻮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻭ ﮐﺮﺍﺕ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻧﻬﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﻭ ﯾﺎ ﻃﯿﻒ، ﯾﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺣﻖ ﻣﺴﻠﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ.
ﻣﺎ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺟﺮﻡ ﻭﺍﺭﺩﻩ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﻗﻮﻣﯿﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﻧﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﺮ. ﭼﻮﻥ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺒﻠﻐﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﻭ ﻇﻠﻤﯽ ﮐﻪ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺷﺪﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺯﺩﻩ ﺍﯾﻢ، آﻧﻬﻢ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ آﻣﯿﺰ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺸﻮﻧﺖ.
ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺭﮊﯾﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﻄﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﺎﻋﺪﺍﻟﺘﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻇﻠﻤﻬﺎﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺟﻮﺍﻧﺎﻧﯽ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﺎﯾﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ آﺭﺍﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺫﻫﺎﻥ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﻭﻫﺎﺑﯿﺖ ﻭ ﺳﻠﻔﯿﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺮﯾﻒ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭﻧﮓ آﺭﺍﻣﺶ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ ﻇﻠﻢ ﻭ ﻧﺎﻋﺪﺍﻟﺘﯽ ﻫﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻓﻮﺭﺍ ﻣﺎﺭﮎ ﺿﺪ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺗﯿﻎ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺭﮊﯾﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ.
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﯾﺨﭽﻪ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭﻣﻨﺎﻃﻖ ﮐﺮﺩ ﻧﺸﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ این موارد ﺑﻪ ﻭﻓﻮﺭ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
در اینجا ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﻣﺜﺎﻝ می‌اﻭﺭیم. ﺩﺭ ۷ ﺩﯾﻤﺎﻩ ﺳﺎﻝ ۹۱ ﺷﺶ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻭﺍﻫﯽ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ آﻥ ﺷﺶ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ آﻧﻬﺎ ﺣﺘﯽ ﺯﯾﺮ ۱۸ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻌﺼﺐ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﻭﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ آﻥ ﺭﺍﻣﺤﮑﻮﻡ ﻧﮑﺮﺩ. ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﮊﯾﻢ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﻭﺭﯾﺴﺖ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺒﺮﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺭﺳﺎﻧﻪ‌ﺍﯾﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﺠﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ آﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺳﭙﺲ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻌﺼﺐ ﻭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﯿﻦ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺮﺩﻩ ﺗﻌﺼﺐ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﯿﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﻨﺪ.
ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ، ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺮﺩ ﺯﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﮐﺮﺩﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ آﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺍﯾﻦ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺖ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺠﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﺎﻭﯾﻨﯽ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻠﺘﻬﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺩﺭﺻﺪ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺘﺜﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ آﻧﻬﺎ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﮐﺎﺭﮔﺮﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺎ ﺑﺤﺎﻝ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﯾﯽ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﻣﻠﺘﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﭘﯽ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﻈﻠﻮﻣﯽ ﺩﻓﺎﻉ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺣﻖ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺣﻔﻆ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﻠﺘﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻭ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﻭ ﺑﺸﺮﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﮔﺮﭼﻪ ﻧﻘﺼﻬﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ، ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻭ ﺩﻓﻊ ﻇﺎﻟﻢ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺿﻌﻒ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﯽ ﺷﮏ آﻧﻬﺎ ﺳﺮﺩﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﮑﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﮑﺎﻡ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻇﻠﻢ ﺧﻮﺩ ﻋﻠﯿﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻦ ﻭﺟﻬﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻃﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺷﮑﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﻦ ﻭ ﺩﻓﻊ ﻇﻠﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺴﻨﺪﺩ ﻭﺗﺠﺎﻭﺯ ﻭﻇﻠﻢ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻧﻈﺮﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺣﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ آﻣﯿﺰ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﻖ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻭ ﺣﻖ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ آﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﻨﺎﻭﯾﻦ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻭﻫﺎﺑﯽ، ﻓﺘﻨﻪ، ﺧﺎﺋﻦ…. ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ آﻧﺎﻥ ﭘﺎﭘﻮﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﺪ.
ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﺳﺘﻘﻼﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﺭﺍﺱ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﺟﺎﻧﺒﺪﺍﺭﺍﻧﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﺱ ﯾﮏ ﻫﺪﻑ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﯿﻮﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﻧﻈﺮ ﻣﻮﺍﻓﻖ ﺧﻮﺩ ﻣﻬﺮ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺑﺮ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻧﻈﺮ آﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ.
ﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻨﯽ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻭ ﺣﻖ ﻣﺴﻠﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ آﺯﺍﺩﺍﻧﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﺗﻈﻠﻢ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﻋﻠﻤﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﻠﺘﻤﺎﻥ آﺯﺍﺩﺍﻧﻪ ﮐﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﯿﻢ.
ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﺸﮑﺮ ﻭ ﺳﭙﺎﺱ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭﺻﺪﺍﯼ ﻣﻈﻠﻮﻣﯿﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ
ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺭﺟﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ
۱- وریا قادری فرد
۲-احمد نصیری
۳-کمال ملایی
۴-حامد احمدی
۵-عبدالرحمن سنگانی
۶-محمد غریبی
۷-جمشید دهقانی
۸-پوریا محمدی
۹-فرزاد شانظری
۱۰-محمد یاور رحیمی
۱-۱جهانگیر دهقانی
۱۲-عالم برماشتی
۱۳-بهمن رحیمی
۱۴-ادریس نعمتی
۱۵-برزان نصرالله‌زاده
۱۶-کیوان مومنی فرد
۱۷-تیمور نادری‌زاده
۱۸-فرزاد هنرجو
۱۹-فرشید ناصری
۲۰-شاهو ابراهیمی
۲۱-امید پیوند
۲۲-امجد صالحی
۲۳-عمر قادر عبدالله
۲۴-علی عبدالکریم
۲۵-احمد شریف
۲۶-امید محمودی
۲۷-محمد کیوان کریمی
۲۸-وریا امیری
۲۹-برهان اصغریان
۳۰-حسین امینی
۳۱-اسماعیل اتش مرد
۳۲-قاسم ابسته
۳۳-عبدالسلام اگنش
۳۴-محمد برایی
۳۵-فواد بابایی
۳۶-جبار بید خام
۳۷-محمد امین برقی
۳۸-خسرو بشارت
۳۹-فیروز حمیدی
۴۰-یدا… حبیبی
۴۱-جبار حسنی
۴۲-خالد حاجی‌زاده
۴۳-معاذ حکیمی
۴۴-انور خضری
۴۵-عبدالله خسرو‌زاده
۴۶-رامین زاهدی
۴۷-جمال سلیمانی
۴۸-فرهاد سلیمی
۴۹-عثمان شفیق
۵۰-محمد زمان شه بخش
۵۱-کامران شیخه
۵۲-حسن شویلان
۵۳-محمد یاسر شرفی‌پور
۵۴-کیخسرو شرفی‌پور
۵۵-واحد شرفی‌پور
۵۶-عبدالله شریعتی
۵۷-هژار علیزاده
۵۸-احمد عبداللهی
۵۹-پرویز عثمانی
۶۰-شورش علیمرادی
۶۱-داود عبداللهی
۶۲-کامبیز عباسی
۶۳-جمال قادری
۶۴-رامین کرمی
۶۵-علی کرمی
۶۶-محمد کاظمی
۶۷-ایوب کریمی
۶۸-کامران مام حسینی
۶۹-مهدی محمدی
۷۰-همین محمود تختی
۷۱-حسام محمدی
۷۲-عرفان نادری‌زاده
۷۳-فواد احمد نوری
۷۴-زبیر والی علی
۷۵-کریکار والی علی
۷۶-نژاد عمر کریم
۷۷-وهاب بنایی
۷۸-نجف عبدالرحمن
۷۹-فواد یوسفی
۸۰-سوران علیپور
۸۱-فخرالین عزیزی
۸۲-احمد محمد محمود
۸۳-یوسف مرادی
۸۴-آزاد حسینی
۸۵-هیمن درویش
۸۶-حسین قادری
۸۷-فواد رضا‌زاده
۸۸-حسین علی‌زاده

مادر زانیار مرادی: زانیار و لقمان فرزندان کردستانند





مادرِ زانیار مرادی زندانی محکوم به اعدام در زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای می‌نویسد: «من یک مادرم، و هیچ مادری را نمی‌توان از دیدن فرزند دلبندش محروم کرد؛ هرگز به دوری فرزندم عادت نخواهم کرد. پنج سال لحظه‌شماری کرده‌ام تا زانیارم را ببینم. پسرم را آزاد به دنیا آورده‌ام و می‌خواهم آزاد باشد.»
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
پیام آمینه قادری مادر زانیار مرادی؛
زانیار و لقمان فرزندان کردستانند
سال تازه را به مردم عزیز، تمامی آزادیخواهان، زندانیان سیاسی و خانواده آن‌ها، فعالین حقوق بشر، سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر و تمامی مبارزین راه آزادی تبریک می‌گویم. لازم است که از تمامی کسانی که در سال گذشته در امر اطلاع‌رسانی و پوشش خبری زندانیان سیاسی و خانواده آن‌ها تلاش کردند، مراتب تشکر و سپاسگزاری خودم و مادران زندانیان سیاسی را اعلام نمایم.
من یک مادرم، و هیچ مادری را نمی‌توان از دیدن فرزند دلبندش محروم کرد؛ هرگز به دوری فرزندم عادت نخواهم کرد. پنج سال لحظه‌شماری کرده‌ام تا زانیارم را ببینم. پسرم را آزاد به دنیا آورده‌ام و می‌خواهم آزاد باشد.
بار‌ها گفته‌ایم که حکم زانیار و لقمان، ناعادلانه بوده و جز یک توطئه ضد بشری نمی‌توان اسم دیگری بر آن نهاد. حکم اعدام فرزندانم تنها بر پایه کینه‌توزی و انتقام‌کشی رژیم اسلامی از خانواده ما بوده و در طول پنج سال گذشته، بار‌ها این را گفته‌ایم که اتهامات زانیار و لقمان هیچ پایه و اساسی نداشته و برای اثبات بی‌گناهی آن‌ها، شاهدان عینی هم شهادت داده‌اند؛ اما هرگز در بررسی پرونده در نظر گرفته نشده است. من و پدر زانیار ثانیه‌شماری می‌کنیم که امام جمعه مریوان، سنت اسلامی را که ادعا می‌کند به جا بیاورد و حقیقت را بگوید. زانیار ما بی‌گناه است و تا جان در بدن داریم از او دفاع می‌کنیم. لقمان همچون فرزند من است و احساس مادرانه‌ام را نمی‌توانم از او دریغ کنم؛ زانیار و لقمان فرزندان کردستانند.
مادران شیرمردان محبوس در زندان‌های رژیم ضد انسانی، از حق مادریشان کوتاه نخواهند آمد. فرزند ما چه بر سر دار رود و چه در کنار ما و در کنار خانواده باشد؛ باز هم آینده را آن‌ها خواهند ساخت؛ آیندهٔ روشنی که لبریز از آزادی و عدالت و انسانیت است.
فرزندان ما کسی را نکشته‌اند و جانی را نخواهند ستاند، تربیت فرزندان ما از خورد و خوراکشان مهم‌تر بوده و بهترین آموزه‌های بشری را که همانا آزادیخواهی و انجام فعالیت‌های صالحانه و خیرخواهانه است، آموخته‌اند.
مادران زندانیان سیاسی در ایران بهتر از هرکسی می‌دانند که فرزندان آن‌ها جرمی را مرتکب نشده‌اند و تنها به دلیل ابراز عقیده و فکرشان، سال‌های طولانی حبس را تحمل می‌کنند. مگر نه اینکه ما فرزندانمان را با خون و دل بزرگ کرده‌ایم! هیچ مادری فرزندش را برای ارتکاب جرم و جنایت بار نمی‌آورد؛ فرزندان ما تنها به جرم آزاداندیشی و آزادیخواهی در زندان‌های رژیم ایران، در زیر شکنجه و در شرایط غیر انسانی هستند.
من مادر زانیار مرادی هستم، فرزند من جانی را نستانده و هرچه زود‌تر باید از زندان آزاد شود. از جامعه جهانی، مردم ایران، تمامی فعالان حقوق بشری، نهاد‌ها و سازمان‌های حقوق بشری درخواست می‌کنم، صدای مادران زندانیان سیاسی باشند و هرچه در توان دارند بگذارند تا فرزندان ما اعدام نشوند.
آمینه قادری
سه‌شنبه ۱۲ فروردین‌ماه ۱٣۹٣ – اول آوریل ۲۰۱۴

۱۳۹۳ فروردین ۱۴, پنجشنبه

گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در اسفند ماه ۹۲





در بررسی عملکرد مجموعه گزارشات ارسالی در اسفند ماه سال ۱۳۹۲، خط سیر گزارشات در این ماه، در مجموع شاخص‌های ۱۳ رسته به شرح زیر است.
در بررسی منابع ۹۷ گزارش باید اعلام کرد ۵۵ درصد گزارشات را ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و ۸ درصد دیگر آن را منابع مستقل و ۳۷ درصد را نیز منابع دولتی مستند کردند.
هم‌چنین باید اشاره داشت که در طی اسفند ماه ۳۵ زندانی در ایران اعدام شدند، ۲۹۵ نفر از دگر اندیشان بازداشت شدند و ۱۷ نفر نیز از سوی دادگاه انقلاب به ۵۱۲ ماه حبس محکوم شدند.
در حوزه کارگری بر اساس بررسی آماری و پیش بینی گزارشات ماه مشابه سال گذشته حداکثر گزارشات ارسالی می‌توانست ۳۳ گزارش و حداقل آن ۱۷ گزارش باشد اما در واقع ۱۷ گزارش دریافت شد، بر این اساس ۲۰ مورد نقض حقوق برای ۱۲۹۵ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اقلیت‌های مذهبی حداکثر ۳۱ و حداقل ۹ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۱۳ گزارش دریافت شد که بر این اساس تعداد ۱۲ مورد نقض حقوق برای ۲۵۰ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اقلیت‌های قومی حداکثر ۳ و حداقل ۱ گزارش بود که تعداد گزارشات دریافتی ۳ گزارش بوده است که بر این اساس تعداد ۳ مورد نقض حقوق برای ۵۷ نفر به ثبت رسید.
در حوزه زندانیان حداکثر ۳۶ و حداقل ۱۶ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۲۴ گزارش دریافت شد، بر این اساس تعداد ۲۲ مورد نقض حقوق برای ۴۱ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اصناف حداکثر ۵ و حداقل ۱ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد ۱ گزارش دریافت شد که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۳ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اندیشه و بیان حداکثر ۴۳ و حداقل ۲۵ گزارش بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱۵ مورد بوده است که بر این اساس تعداد ۱۹ مورد نقض حقوق برای ۱۹ نفر به ثبت رسید.
در حوزه فرهنگی حداکثر ۳ و حداقل ۱ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۱ نفر به ثبت رسید.
در حوزه زنان حداکثر ۲ و حداقل ۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۲ مورد بوده است که بر این اساس تعداد ۲ مورد نقض حقوق برای ۲ نفر به ثبت رسید.
در حوزه اعدام حداکثر ۲۳ و حداقل ۷ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱۹ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۲۱ مورد نقض حقوق برای ۵۰ نفر به ثبت رسید.
در حوزه محیط زیست حداکثر ۲ و حداقل ۰ گزارش مورد پیش بینی بود که تعداد گزارشات دریافتی ۱ مورد بوده است، که بر این اساس تعداد ۱ مورد نقض حقوق برای ۲۱ نفر به ثبت رسید.

ارزیابی کلی اخبار نقض حقوق بشر
در آخرین ماه سال ۱۳۹۲ نیز، همانند گذشته گزارش های متعددی از نقض حقوق بشر در ایران توسط فعالین حقوق بشر و رسانه ها، منتشر و به ثبت رسید. روند نقض حقوق بشر در کشور تا جایی ست که “بان کی مون”، دبیرکل سازمان ملل متحد گفت: “دولت حسن روحانی به تعهدات خود عمل نکرده و آزادی‌ ها در ایران را افزایش نداده است.” وی هم چنین نسبت به “افزایش شدید اعدام ‌ها” در ایران ابراز نگرانی کرده است. “احمد شهید”، گزارشگر ویژه ی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران هم، تازه‌ترین گزارش خود از اوضاع این کشور را ارائه کرد.
در ماه گذشته، انتشار فیلم مقاومت یک جوان به خاطر دیدن مادرش قبل از اعدام و درگیری با مامورین اجرا کننده ی حکم در ملاءعام در استان البرز، حواشی بسیاری را در پی داشت و بار دیگر توجهات افکار عمومی را نسبت به مجازات اعدام در کشور، جلب کرد.
در رابطه با اعدام های صورت گرفته در اسفند ماه به ذکر دو نمونه در این بخش، کفایت می شود: یک نوجوان بزهکار به نام “مهراس” که در سن ۱۷ سالگی پسر عموی خود “رامین” را به قتل رسانده بود، با عدم رضایت پدر بزرگ خود اعدام شد.
همین طور، ۲ مرد ۲۸ ساله و ۳۰ ساله در زندان مرکزی رشت، به جرم “اعمال خلاف شرع” اعدام شدند و گمانه زنی ها حاکی از همجنس گرا بودن این دو جوان و اعدام ایشان به اتهام “لواط” می باشد.
در خصوص صدور احکام اعدام نیز، “ابراهیم حمیدی”، رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان اعلام کرد که، برای سه نفر از متهمان اصلی پرونده ی ترور “دادستان زابل”، به اتهام محاربه، حکماعدام صادر شده است. آقای حمیدی در مورد انگیزه ی ترور دادستان زابل گفت: “موسی نوری در حال رسیدگی به یک پرونده ی قاچاق موادمخدر بود که عوامل دخیل در این پرونده اقدام به این جنایت کردند.” این در حالی است که ساعاتی پس از این حادثه، گروه “جیش العدل” در وبلاگی که منسوب به این گروه است، مسئولیت این حمله را برعهده گرفته بود.
“سید سامی حسینی” و “سید جمال محمدی”، دو زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه نیز، از سوی دادگاه کیفری این شهر، مجدداً به اعدام و ده سال زندان محکوم شدند. با شکایت نماینده ی حقوقی سپاه ارومیه از این دو زندانی به اتهام قتل یک عضو سپاه که گفته می ‌شود در درگیری با چریک ‌های مخالف دولت ایران به قتل رسیده است؛ پرونده ‌ای با اتهام قتل در دادگاه کیفری ارومیه بر علیه این دو زندانی سیاسی باز شده بود و دادگاه کیفری ارومیه بدون حضور خانواده ی شکات و تنها با اکتفاء به حضور نماینده ی حقوقی سپاه، آن ‌ها را محاکمه و به اتهام قتل به اعدام و هم چنین به اتهام تخریب اموال دولتی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم نمود. این در حالیست که سید سامی حسینی و جمال محمدی در سال ۸۷ از سوی اطلاعات سلماس بازداشت و پس از تحمل سه ماه و ۱۰ روز انفرادی در بازداشتگاه این اداره و تحمل شکنجه های جسمی، از سوی شعبه ی اول دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه از طریق همکاری با حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) به اعدام محکوم شدند. پرونده ی این دو زندانی سیاسی پس از آن به دیوان عالی کشور ارجاع شد و حکم مذکور عیناً در شعبه ی ۳۲ تائید شد.
از دیگر سو، “علی نارویی”، زندانی سیاسی جوان در زندان ارومیه در تاریخ یک اسفند ماه در گذشتو اظهارات متناقض خانواده ی وی و مسئولین در خصوص فوت وی، مرگ این زندانی را در هاله ای از ابهام قرار داده است. مسئولین زندان و قضایی در اظهاراتی مرگ وی را که در زندان مرکزی ارومیه دوران محکومیت ۱۸ ساله ی خود را سپری می‌کرد ناشی از بیماری وی دانسته اند اما خانواده ی وی می گویند آثار کبودی در جسد وی مشاهده کرده اند.
به علاوه، حکم قصاص چشم، لاله‌ ی گوش راست و بینی جوانی که روی دختر مورد علاقه‌اش اسید پاشیده و او را کور کرده ‌بود، در دیوان عالی کشور تایید شد. این جوان که “جمشید” نام ‌دارد در اولین ‌روز سال گذشته با پاشیدن اسید روی “شیرین” -دختر مورد علاقه‌اش-، او را سوزاند و متواری شد.
از سوی دیگر، دراویش گنابادی که دست به تجمعی اعتراضی در مقابل دادستانی تهران زده بودند، با خشونت نیروهای امنیتی روبه رو شده و بیش از ۴۰۰ نفر از ایشان بازداشت شدند. دراویش، با برپایی تجمع مسالمت آمیزی، خواهان رسیدگی پزشکی به وضعیت زندانیان بیمار شده بودند.
“قاسمی ‌پور”، مسئول امنیتی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری ایران نیز  از مرگ ۸۰ هزار ایرانی بر اثر آلودگی هوا خبر داد.
در پایان نیز لازم به ذکر است که هفت سازمان ایرانی مدافع حقوق بشر، طی بیانیه ی مشترکی در چهارمین سالگرد برخورد با نهادها و سازمان های مدافع حقوق بشر، خواهان آزادی بازداشت شدگان یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۸۸ شدند. در یازدهم اسفند ماه سال ۸۸ برجسته ترین دور از برخوردهای سازمان یافته و گسترده ی دستگاه امنیتی با نهادها و مدافعان حقوق بشر در ایران صورت گرفت و دستکم ۳۰ مدافع حقوق بشر در نقاط مختلف ایران توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه بازداشتگاه ها شدند.
توجهات ویژه به گزارش های حقوق بشری
در این بخش، به گزارش ‌هایی که در ماه گذشته با اقبال و توجه مناسبی از جانب رسانه‌ ها و افکار عمومی مواجه شدند، پرداخته می‌ شود. توضیح این نکته نیز ضروری ست که این دسته از گزارشات در حوزه‌ی حقوق بشر، الزاماً در برگیرنده ‌ی حجم بیش ‌تری از نقض حقوق بشر نسبت به سایر گزارشات، نیستند.
توقیف روزنامه ی آسمان، با اعلام جرم سرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه، به دلیل انتشار مطلبی که در آن به غیرانسانی بودن حکم قصاص اشاره شده بود، از جمله گزارشاتی در حوزه ی حقوق بشر بود که مورد توجه واقع شد.
محکومیت “مریم شفیع پور”، فعال دانشجویی و دانشجوی اخراجی دانشگاه بین المللی قزوین به هفت سال حبس تعریزی از سوی شعبه ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی صلواتی، از دیگر اخبار نقض حقوق بشری بود که در ماه گذشته با اقبال به نسبت مناسبی رو به رو شد.
دستگیری”سعید رضوی فقیه”، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، اندکی پس از سخنرانی در جمع اصلاح طلبان همدان، در هشتگرد نیز، جمله گزارشاتی است که در این بخش قرار می گیرد. دلیل بازداشت این فعال سیاسی “سخنان ساختار شکنانه” در این جلسه اعلام شده بود.
هم چنین “کاترین اشتون”،‌ مسئول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا، در پی سفرش به ایران، با “گوهر عشقی”، مادر “ستار بهشتی” و “نرگس محمدی” دیدار کرد. جمعی از فعالان زنان هم، به مناسبت روز جهانی زن در تهران گرد هم آمدند تا با برگزاری مراسمی، علیه نابرابری و تبعیض بر زنان، اعتراض کنند.
مضاف بر این موارد، ماموران وزارت اطلاعات، “محمد نوری زاد”، نویسنده و فیلمساز منتقد را در مقابل این وزارت‌ خانه مورد ضرب و شتم قرار دادند.
گزارشات حقوق بشری در سایه ‌ی کم توجهی
در این بخش به گزارش ‌هایی پرداخته می شود که در مقایسه با سایر اخبار مشابه کمتر مورد توجه رسانه‌ ها و شبکه ‌های اجتماعی قرار گرفتند. عدم توجه رسانه‌ ها و شبکه های اجتماعی به برخی گزارش‌ ها در حوزه‌ی حقوق بشر و رفتار گزینشی آن ‌ها، علل مختلفی منجمله پیروی از نوعی سیاست گذاری خاص در عرصه ‌ی رسانه و همین‌ طور سلایق مردم و مشکلات فرهنگی-آموزشی جامعه را شامل می شود.
دست‌کم ۵۰ تن از فعالین و شهروندان از اقلیت های قومی ترک زبان که به مناسبت بزرگداشت روز جهانی زبان مادری، در مراسمی در منزل “اکبر ابولزاده” از فعالین شهر اهر گرد هم آمده بودند،بازداشت شدند. در همین رابطه تعدادی دیگر از فعالین آذربایجانی که در مراسمی مشابه در منزل یکی از فعالین مدنی در اکبرآباد تهران (محله وجه آباد) به نام آقای “فتحی” برگزار می ‌شد، شرکت کرده بودند نیز، توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. این دو گزارش، به رغم اهمیت، پوشش درخوری نداشت.
همزمان با کشته شدن سه معدنچی، بر اثر انفجار در معدن زغال ‌سنگی در کوهبنان کرمان نیز،  مدیر کل پزشکی قانونی استان مازندران از کشته شدن ۷۰ کارگر در این استان بر اثر حوادث کار طی ۱۱ ماه گذشته خبر داد و اعلام کرد که مرگ و میر ناشی از حوادث کار در یازده ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴ درصد کاهش یافت.
هم چنین در حالی ۱۵ کودک در مرکز نگهداری معلولان ذهنی- جسمی نارمک تهران، تحت پوشش سازمان بهزیستی، در سال جاری جان باختند که علیرغم برخی ادعاها درمورد وقوع سهل‌ انگاری و بی‌ دقتی، مدیران بهزیستی مرگ این کودکان را امری طبیعی عنوان کردند.
“محمد درویش”،  مسئول دبیرخانه ی طرح مسیر سبز-ساحل پاک هم با تاکید بر این که جنگل های شمال به محل دفن زباله تبدیل شده اند، گفت: “۶۴ درصد زباله ها در جنگل های ۳ استان شمالی کشور ۲۶ درصد در رودخانه ها و ۱۰ درصد در مراتع دفن می شود.”
بازداشت دو فعال سندیکایی و از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و اتوبوسرانی تهران به نام های “حسن سعیدی” و “مرتضی کمساری” نیز، از جمله بازداشت های صورت گرفته در اسفندماه بود که در سایه ی کم توجهی قرار گرفت.
تنها به عنوان نمونه ای از گزارشات مرتبط با زندان و زندانیان که مورد توجه قرار نمی گیرد نیز، به شیوع یک بیماری قارچ پوستی در زندان مرکزی ارومیه اشاره می شود که  اکنون ۶۰ درصد زندانیان بند ۱۵ (یکی از بندهای این زندان) به این بیماری مبتلا شده ‌اند.
دو رویداد مثبت
محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه ی قضاییه، در آخرین نشست خبری خود در سال ۹۲ از مرخصی و عفو سکینه محمدی آشتیانی خبر داد. حکم خانم آشتیانی که در ابتدا به سنگسار محکوم شده بود، با فشارهای بین المللی به اعدام و سپس ۱۰ سال حبس تقلیل یافت.
هم چنین”ابوالفضل عابدینی” زندانی سیاسی محبوس در زندان کارون اهواز، پس از ۴ سال زندان و برای اولین بار به مرخصی اعزام شد. ابوالفضل عابدینی نصر آخرین بار نیمه شب ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۸، در پی سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه فعالین حقوق بشر، در منزل مسکونی خود در رامهرمز با محاصره ی منزل و ضرب و شتم شدید دستگیر و به انفرادی بند۲ الف زندان اوین منتقل شده بود.
برخی مستندات قانونی و حقوقی گزارشات اسفند ماه
در این قسمت سعی خواهد شد به طور کوتاه و اجمالی برخی از  گزارش‌ های نقض حقوق بشر اسفند ماه که در بالا به آن ‌ها اشاره شده است، از لحاظ حقوقی مورد بررسی قرار گیرند. این بخش به هدف ارتقاء سطح آگاهی های مورد نیاز جامعه و تاکید بر آموزش در کنار اطلاع رسانی به نگارش درآمده است.
عدم توقف صدور حکم و اجرای احکام مرگ توسط دستگاه قضایی-امنیتی ایران در حالی‌ست که طبق ماده‌ی ۳ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و بند ۱ ماده‌ی ۶ اعلامیه حقوق مدنی-سیاسی، حق زندگی، از حقوق ذاتی هر انسان به حساب می‌آید و این حق بایستی به موجب قانون نیز حمایت شود. بند ۲ ماده‌ی ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ هم، اقدامات لازم در جهت منسوخ کردن مجازات مرگ در قلمرو قضایی را، به کشورها گوشزد می‌کند. صدور و اجرای مجازات مرگ برای فعالین سیاسی و یا عقیدتی، ناقض اصل آزادی عقیده و بیان نیز می‌باشد.
علاوه بر این، ماده‌ی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، مجازات اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال را منع کرده و ایران نیز این کنوانسیون را به رسمیت شناخته است. به‌رغم این، سالانه چند مجرم نوجوان ایرانی به پای چوبه دار می‌روند. بر اساس ماده ی ۹۰  قانون مجازات اسلامی که درباره ی جرائم موجب حد یا قصاص است، وضعیت سنی و رشد فکری و شعور و آگاهی نوجوانان در زمان ارتکاب جرم، مطرح شده و آمده که هرگاه افراد بالغِ کمتر از ۱۸ سال، ماهیت جرم انجام شده یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آن ها به مجازات ‌های پیش‌بینی شده در این فصل محکوم می‌ شوند که شدیدترین مجازات پیش‌بینی شده نیز نگهداری در کانون اصلاح و تربیت به مدت ۵ سال است. بر اساس قانون فوق قاضی با تکیه بر علم خود عمل می کند و می تواند تشخیص دهد که آیا نوجوان مذکور به رشد و کمال رسیده است یا خیر و بر همین مبنا حکم اعدام را صادر می کند.
فشار بر دراویش گنابادی، به عنوان یک نمونه از اقلیت های مذهبی موجود در ایران نیز، نقض حقوقی هم چون آزادی تبلیغ دین، آزادی عقیده-بیان و برابری مذهبی را می‌رساند. طبق ماده‌ی ۱۸ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و ماده‌ی ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین یا اعتقاد و هم‌چنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد. همین‌طور بند ۱ ماده‌ی ۱ اعلامیه‌ی مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی نیز از موجودیت و هویت ملی، قومی، فرهنگی، دینی و زبانی اقلیت‌ها در سرزمین‌های خود حمایت و ایجاد شرایط را برای ارتقای این هویت مهم قلمداد می‌کند. بند ۱ و ۲ ماده‌ی ۲ همین اعلامیه نیز تاکید می‌دارد که اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند.
بازداشت فعالین قومی و مخالفت با برگزاری مراسم روز بزرگذاشت زبان مادری هم نقض اصل ۱۵ قانون اساسی است که آموزش ادبیات بومی و قومی را محترم می شمارد.
گزارشات متعدد سوانح کار در کشور نیز در حالی منتشر می ‌شود که دستکم طبق بخش ب ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ایمنی‌ و بهداشت‌ محیط کار بایستی به رسمیت شناخته شود.

اعتصاب غذای آرش محمدی در حمایت از شاهرخ زمانی





آرش محمدی، فعال دانش‌جویی چپ محبوس در زندان مرکزی تبریز، از صبح امروز ضمن اعلام اعتصاب غذا، حمایت خود را از خواسته‌ی شاهرخ زمانی مبنی بر بازگشت به بند سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج ابراز کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش محمدی، فعال دانش‌جویی که هم‌اکنون محکومیت یک ساله‌ی خود را در زندان مرکزی تبریز می‌گذراند، از صبح امروز ۱۴ فروردین ماه ۱۳۹۳ به مدت ۵ روز اعلام اعتصاب غذا کرده است.
گفتنی است، شاهرخ زمانی عضو زندانی هیئت مدیره‌ی کمیته‌ی پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و هیئت بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان از روز ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ و در پی تبعید به زندان قزلحصار کرج دست به اعتصاب غذا زده است.
لازم به یادآوری ست، آرش محمدی آخرین بار توسط شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب تبریز، به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی که پیش‌تر نیز به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۱ با آزادی مشروط از زندان تبریز آزاد شده بود، بایستی ۶ ماه حبس تعلیق شده را نیز تحمل نماید و بدین ترتیب ۱ سال را در زندان خواهد گذراند.

تخریب و ضبط وسایل زندانیان سیاسی ارومیه





صبح امروز گارد ویژه زندان مرکزی ارومیه با مراجعه به بند ۱۲ زندان ارومیه، ضمن تفتیش محل، اقدام به ضبط یادداشت ها و کتابهای زندانیان و تخریب وسایل آنها نمودند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ماموران گارد ویژه زندان که تعداد آنها به ۴۰ تن می رسید به دستور ریاست زندان به بند زندانیان سیاسی مراجعه کرده و پس از تفتیش کامل زندانیان آنها را به هواخوری منتقل کردند.
گارد زندان پس از انتقال زندانیان به هواخوری اقدام به تفیش اتاق های بند نموده و کلیه وسایل شخصی زندانیان، روزنامه، کتاب و یادداشت های آنها را با خود بردند، در این بین سه زندانی به نامهای یوسف کاکه ممی، عثمان مصطفی پور و منصور آروند برای ساعاتی به انفرادی زندان منتقل شدند.
برخی از وسایل زندانیان در این بازرسی تخریب شده است و به زندانی فوق الذکر پس از ساعتی ظهر امروز مجددا به بند ۱۲ بازگشتند.
گفتنی است، سه روز پیش سید سامی حسینی زندانی سیاسی محکوم به اعدام نیز از سوی حراست زندان به بهانه ملاقات با وکیل احضار و مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته بود.

اعتصاب غذای محمد امین عبدالهی در زندان طبس





با مخالفت دادستان طبس با مرخصی محمد امین عبدالهی، این زندانی سیاسی در زندان طبس دست به اعتصاب غذا زد و به سلول انفرادی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی در اعتراص به عدم آزادی مشروط،  عدم اعطای مرخصی و تداوم حبس در تبعید دست به اعتصاب غذای نامحدود زد.
وی در نامه ای به مسئولین زندان اعلام کرد که علی رغم موافقت اولیه با مرخصی وی و بازداشت سند، دادستان طبس به وی مرخصی نداده است و خانواده وی نیز به دلیل دوری راه قادر به ملاقات هفتگی با این زندانی نیستند و بر همین اساس عملنا از دیدار خانواده اش نیز محروم است.
وی هم اکنون به صورت دست بند و پابند در سلولهای انفرادی زندان طبس به سر می برد.

محکومیت یک زندانی به جرم ارتباط با زندانیان سیاسی





امید رحمانی زندانی عادی محبوس در زندان مرکزی ارومیه به جرم ارتباط با زندانیان سیاسی محبوس در این زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام به سه ماه و یک روز حبس محکوم شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این محکومیت به استناد گزارش وزارت اطلاعات در خصوص ارتباط این زندانی با زندانیان سیاسی زندان ارومیه و بدون مدرک خاص دیگری از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه صادر شده است.
محکومیت این زندانی که به جرم قاچاق ارز بازداشت شده است از این لحاظ قابل اهمیت است که زندانیان سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه از سوی مسئولین ایزوله شده اند و حق ارتباط با سایر زندانیان را ندارند.

اجرای حکم دو خواهر بهایی ساکن مشهد





صبح روز یکشنبه ۱۰ فروردین ماه ماموران وزارت اطلاعات دو شهروند بهایی ساکن مشهد به نامهای «نواخلوصی» و «نیکا خلوصی» بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز یک شنبه ۱۰ فروردین ماه ماموران وزارت اطلاعات در مشهد به منزل «نوا خلوصی» شهروند بهایی ساکن مشهد مراجعه کرده و نامبرده را بازداشت نمودند. در همین روز، ماموران وزارت اطلاعات، خواهر وی به نام «نیکا خلوصی» را که همراه مادر و پدرش برای مسافرت نوروزی در شهر بابلسر بسر میبرده است را هم بازداشت می‌کنند.
یاداوری می‌شود، به حکم دادگاه انقلاب مشهد این دو خواهر بهایی به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات بهایی به حبس تعزیری محکوم شده‌اند که طبق حکم مزبور «نیکا خلوصی» به شش سال حبس و «نوا خلوصی» به ۴ سال و نیم حبس تعزیری محکوم می‌باشند.