۱۳۹۳ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

نگرانی از وضعیت دو زندانی در بند ۲۴۰ زندان اوین





با گذشت هفت روز از انتقال سعید متین پور و غلامرضا خسروی به انفرادی بند ۲۴۰ نگرانی از وضعیت جسمی ایشان تشدید شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید متین پور در اثر اعتصاب غذا و جراحات جسمی ناشی از ضرب و شتم ماموران در شرایط نگران کننده ای بسر می برد.
هم چنین غلامرضا خسروی که از روز پنج شنبه در انفرادی به سر می برند در اثر ضرب و شتم در وضعیت نامناسبی قرار دارد.
جواد فولادوند از ناحیه پای چپ و چشم راست دچار آسیب دیدگی شده است، مهرداد اهن خواه دچار شکستگی سر شده است، سمکو خلقتی از ناحیه گردنش اسیب دیده است. سهیل بابادی از ناحیه مچ دست آسیب دیده است.

بازداشت تعدادی از نوکیشان مسیحی در تهران





همزمان با عید پاک مسیحیان، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی روز جمعه ۲۹ فروردین ماه ۹۳ با ورود به یکی از کلیساهای خانگی در جنوب تهران، چند تن از نوکیشان مسیحی را بازداشت کردند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، تا کنون اسامی پنج تن از بازداشت شدگان به نامهای احسان صادقی، نازی، مریم اسدی، وحید صافی و امین مظلومی مشخص شده است.
بر اساس گزارش‌های رسیده، روز جمعه ۲۹ فروردین ماه ماموران امنیتی لباس شخصی، مجهز به بیسیم و سلاح کمری، با یورش به منزل خانم اسدی که میزبان مراسم دینی عید پاک و نیایش نوکیشان مسیحی بود، اقدام به ارعاب ساکنین و تفتیش محل نموده و افراد فوق الذکر را با دو دستگاه خودروی ون سفید رنگ به محل نامعلومی منتقل کردند.
گزارش مذکور به نقل از همسایگان حاکی از آن است که ماموران همچنین با بی‌ادبی با ساکنین منزل و همسایگان برخورد کرده و همزمان به پشت بام مجتمع مسکونی مذکور رفته و اقدام به توقیف و تخریب دیش‌های ماهواره دیگر ساکنین ساختمان نمودند.
هنوز از جزئیات بازداشت، محل نگهداری و وضعیت بازداشت شدگان خبری در دست نمی‌باشد و پیگیری خانواده‌های بازداشت شدگان پس از مراجعه به دادگاه انقلاب و دادسرای اوین نتیجه‌ای در بر نداشته است.
در سال‌های اخیر تعداد زیادی از افرادی که از اسلام به مسیحیت تغییر دین داده‌اند، دستگیر و به حبس‌های طولانی محکوم شده‌اند. همچنین در مواردی کلیساهای فارسی زبان مسیحیان تعطیل شده و از فعالیت‌های دینی آن‌ها جلوگیری به عمل آمده است.
همچنین احمدشهید گزارشگر ویژه حقوق بشر، ماه گذشته در گزارش تفصیلی خود پیرامون موارد نقض حقوق بشر در ایران هشدار داده بود که موارد نقض حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شهروندان ایران به طور مستمر و گسترده ادامه دارد.
احمدشهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر در تازه‌ترین گزارش خود علاوه بر موضوع بهائیان، دراویش و اهل سنت، در مورد آزار و اذیت نوکیشان مسیحی که از اسلام به مسیحیت گرویده‌اند، شدیدا ابراز نگرانی می‌کند.
همچنین چندی پیش پارلمان اروپا با صدور قطعنامه‌ای پیرامون موضوع ایران، از محدودیت و تبعیض علیه اقلیت‌های قومی، جنسیتی، مذهبی و همچنین وضعیت بهاییان و نوکیشان مسیحی انتقاد کرده بود.

بیانیه ۲۰ زندانی بند ۳۵۰ در ارتباط با گزارش صدا و سیما





متن دومین بیانیه ۲۰ تن از اعتصاب غذا کنندگان بند ۳۵۰ زندان اوین در اختیار «جرس» قرار گرفته است. در این بیانیه ادعاهای طرح شده در گزارش تلویزیونی سه شنبه شب (دوم اردیبهشت) مورد تکذیب قرار گرفته و دلایل کذب بودن این ادعا‌ها به تفکیک مطرح شده است. نویسندگان بیانیه همچنین «خواستار اعتراف دروغگویان به تخریب و کتمان حقیقت و پذیرش اشتباه و عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌های آن‌ها» شده‌اند. متن کامل بیانیه:
ملت شریف ایران
در پی اظهارات سراسر دروغ رئیس سازمان زندان‌ها و برخی مقامات حکومتی و همچنین پخش گزینشی درگیری‌ها در بند ۳۵۰ زندان اوین موارد ذیل جهت تنویر افکار عمومی به اطلاع می‌رسد:
رئیس سازمان زندان‌ها در اظهارات خود گفته است که هیچیکس به جهت الزام به خروج از اتاق‌ها نه ضرب و شتم و نه مجروح شده است. در این زمینه لازم بذکر است که بر اساس اسناد زنده موجود در بند ۳۵۰ حداقل سی نفر از مجروحان آن واقعه که اکنون در بند حضور دارند و آثار ضرب و جرح را در زمان بازداشت و انتقال به بند ۲۴۰ بر بدن خود دارند. طبق ادعا ضرب و شتم شدید نه تنها توسط استشهادی بیش از هفتاد تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی بند ۳۵۰ مورد تایید قرار گرفته است، بلکه پس از تماس‌های تلفنی تحت تدابیر شدید امنیتی در روز شنبه و یکشنبه و همچنین ملاقات روز دوشنبه خانواده‌ها با زندانیان خود مورد تایید مجدد گرفته است.
همچنین چنانچه فیلم دوربین‌های نظارتی در روز مورد نظر مخدوش نشده باشد و ضرب و شتم شدید زندانیان را در اتاق‌ها و راهرو‌ها و بخش مدیریت زندان می‌توان در حوالی ساعت دوازده ظهر دید.
همچنین رئیس سازمان زندان‌ها مدعی شده است که بمناسبت میلاد ولادت حضرت زهرا به هر یک از خانواده‌ها اجازه داده شده تا با زندانی خود ملاقات حضوری بدون مانع داشته باشند تا با چشمان خود ببنیند که هیچیک از زندانیان ئه مجروح هستند و نه ضربه‌ای به آن‌ها وارد شده است. تا لحظه حاضر این ادعای آقای اسماعیلی از سوی هیچیک از زندانیان و خانواده اشان تایید نشده است. بسیاری از مضروبان هنوز هیچ ملاقات و تماسی با خانواده نداشته و آنهایی که بطور معمول دارای برگه ملاقات حضوری بودند مانند امید بهروزی هنگام ملاقات روز دوشنبه متوجه می‌شوند که ملاقات‌های حضوری آن‌ها توسط خدابخشی دادیار زندان لغو شده است. در هر حال ملاقات کابینی خانواده‌ها و تاثر خانواده‌ها و خروج آمبولانس از اوین برای انتقال خانواده‌های زندانیان که از رویت این ددمنشی دچار ضعف و ناراحتی شده‌اند موید این ادعاست.
همچنین رئیس سازمان زندان‌ها در اظهاراتی در روزنامه ایران گفته است ضرورتی برای بازدید از زندان نمی‌بیند. در این زمینه باید خاطرنشان کرد که بر اساس قانون، نمایندگان مجلس حق تحقیق و تفحص از تمامی سازمان‌های دولتی و حکومتی و وقایع را داشته و هیچیکس نمی‌تواند مانع دخالت آن‌ها شود. تحقق این حق نیز منوط به احساس ضرورت مقامات دون پایه یا بلند پایه نیست.
ملت شریف ایران و تمام کسانی که بدنبال کشف حقیقت در این ماجرا هستید،
اولا، حضور دوربین‌های متعدد پر کابل و بیشمار و استقرار آن در نقاط مختلف ساختمان و پشت بام نشان از آن دارد که به احتمال زیاد قرار است فیلم‌های گزینشی ضبط شده جای تصاویر دائمی دوربین‌های نظارتی را بگیرد که در تمام بخش‌های زندان حضور داشته و شاهد ضرب و شتم‌ها با چشمان بسته و دستبند بوده است.
ثانیا، همگان باید بپرسند که اگر این اقدام یک بازرسی معمولی است چرا مامورانی از نهادهای دیگر و خصوصا با چند دستگاه دوربین وارد این عملیات شده بودند جز اینکه مهاجمان با یک سناریوی آماده و کارگردانی شده برای فیلم برداری گزینشی آمده بودند.
ثالثا، تنها بخشی از فیلم که صحنه درگیری را نشان می‌دهد مربوط به آخرین دقایق ماجرا است که زندانیان عصبانی را به زور به خارج سالن‌ها هدایت کرده و در حالیکه مضروبان را به بخش اداری منتقل کرده بودند و در را بستند و یکباره برای جلوگیری از تراکم زندانیان مقابل درب ورودی به سالن‌ها شیشه‌های این در را با ضربات باتوم در سر و صورت زندانیان خرد کرده و پاشیدند و همین موضوع باعث عصبانیت بخشی از زندانیان جوان و مجادلات کلامی شد. مضاعفا بر اینکه خردهای شیشه در حیاط زندان پراکنده شده نشان از تخریب شیشه توسط ماموران و پرتاب خرد شیشه‌ها از داخل راهرو به سمت حیاط محل استقرار زندانیان است.
رابعا، جویندگان حقیقت ماجرا می‌توانند خواستار دوربین‌های نظارتی از ساعت ۱۰ صبح٬ نیم ساعت پس از آغاز بازرسی تا ساعت دوازده ظهر شوند و مشخصا فیلم‌هایی را که صحنه‌های ذیل را به تصویر کشیدند:
الف ـ فیلم اتاق یک و سه حدود نیم تا چهل و پنج دقیقه پس از آغاز بازرسی که ضرب و شتم و انتقال آنان به بیرون آغاز شد حتما در آن باتوم‌های در حال فرود بر سر و صورت زندانیان به تصویر کشیده شده است.
ب ـ فیلم سالن و خروجی حیاط پس از آنکه زندانیان برای انتقال یک بیمار قلبی به در ورودی فشار آورده و آن را گشودند با صد‌ها باتوم مواجه شدند که صحنه‌های جراحت آقایان رجایی و عرب گل و بسیاری از مصدومان بود که خوردن چند باتوم را جراحت تلقی نمی‌کنند.
ج ـ فیلم خرد کردن شیشه‌ها توسط ماموران بر سر و صورت زندانیان که آقایان امید بهروزی و هوتن دولتی و چند تن دیگر در این مرحله بر اثر ترکش‌های شیشه دچار جراحت شدند.
دـ فیلم اقدامات غیرقانونی، چشم بند زدن، به زانو افکندن و دستبند زدن از پشت سی و دو نفر از زندانیان بند ۳۵۰ که همزمان با انتقال به انفرادی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و موهای سر و صورت آن‌ها با زور و تهدید تراشیده شد.
اما نکاتی دیگر در مورد اقلام به نمایش درآمده در فیلم کمدی با هنرمندی رئیس سازمان زندان‌ها:
الف ـ ادعا شده است که دوازده دستگاه موبایل ماهواره‌ای در بند ۳۵۰ کشف شده اما دوازده گوشی به نمایش درآمده از قدیمی‌ترین گوشی‌های تلفن همراه است که بعضا استفاده از آن‌ها بدلیل محدودیت‌های امکانات ارتباطاتی بی‌فایده است و تنها یک مورد موبایل ساعتی ضبط شده که موبایل ماهواره‌ای از طرف آن‌ها تلقی شده است. حتی طبق مقرارت زندان داشتن موبایل حق هر متهم است (تبصره ۵ ماده ۱۱ آیین نامه مصوب۱۳۸۵)
ب ـ میزان زیاد سیم کارت که فرا‌تر از گوشی‌های ضبط شده بود و اغلب آن‌ها بدلیل اعمال نفوذ نهادهای اطلاعاتی پس از ورود به زندان مسدود شده و بدلیل وجود اعتبارات ریالی توسط زندانیان حفظ می‌شود و شاید به طریقی نسبت به انتقال آن‌ها اقدام شود.
ج ـ اکثر تجهیزات به نمایش درآمده شامل‌ام پی تری و‌ام پی فور زندانیان است که اغلب برای استفاده از منابع زبان‌های خارجی قرآن و موسیقی‌های مورد علاقه زندانیان و احیانا فیلم‌های خانوادگی مانند عروسی و تولد فرزندان توسط خانواده به بند منتقل شده و مورد تایید رئیس اسبق زندان جناب آقای اعلایی قرار گرفته است و جریان کارت‌های حافظه نیز مربوط به همین اقلام مشخص است که نگهداری آن‌ها غیرقانونی نیست.
د ـ سیم و سیم چین و هویه مربوط به اقلام ضبط شده از تعمیرگاه زندان است که سرویس‌های رایگان به رادیو‌ها و لوازم برقی مانند جارو برقی و اتو و کتری برقی و غیره قرار داده است و تی‌تر مورد نظر در فیلم نمایش داده شده در خصوص تلویزیون توشیبا ۱۴ اینچ بوده که خود آن را شکانده و به عنوان اقلام کشف شده به نمایش درآوردند.
در پایان ما بیست تن از اعتصاب کنندگان بند ۳۵۰ زندان اوین که عمدتا از روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زدیم و هفت تن از روز اول حادثه در اعتصاب غذا بسر می‌بریم علاوه بر خواستهای مندرج در بیانیه اول خواستار اعتراف دروغگویان به تخریب و کتمان حقیقت و پذیرش اشتباه و عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌های آن‌ها هستیم.
افراد امضا کننده:
عبدالفتاح سلطانی
اسماعیل برزگری
وحید اصغری
آرش همپای
سروش ثابت
امید زارعی‌نژاد
مهدی ساجدی فر
امید شاهمرادی
ابراهیم پیروزی
رضا شهابی
یاشار دارالشفاء
مهدی خدایی
اسدالله اسدی
سهیل عربی
مجید اسدی
اسدالله هادی
مسعود عرب چوبدار
اصغر قطان
رسول حیدرزاده
امیر درویش قاضیانی

۱۳۹۳ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

بیانیه ۲۱ زندانی اعتصاب کننده در زندان اوین





۲۱ تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین با انتشار بیانیه ای به صورت رسمی اعلام اعتصاب غذا کردند.
این زندانیان در نامه خود خواهان، بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی، رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان، اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی، اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات، عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان، جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان، حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه شدند.
 متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.
۱-  ضرب و شتم شدید زندانیان
۲-  ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
۳-  عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
۴-  عدم پیگیری شکایات زندانیان
۵-  تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
۶-  زدن دستبند و چشم‌بند
۷-  تخریب اموال عمومی و شخصی
با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:
۱-  بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
۲-  رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
۳-  اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
۴-  اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
۵-  عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
۶-  جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
۷- حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.
لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.
افراد امضا کننده:
عبدالفتاح سلطانی
اسماعیل برزگری
وحید اصغری
آرش همپای
مهدی ساجدی فر
امید شاهمرادی
ابراهیم پیروزی
مسعود عرب چوبدار
اسدالله هادی
سهیل عربی
اصغر قطان
امیر درستی
رسول حیدرزاده
رضا شهابی
سعید حائری
امید زارعی نژاد
یاشار دالرشفا
مهدی خدایی
مجید اسدی
علی سلام پور
امیر قاضیانی

استقلال قوه قضاییه ایران؟ سوالی بی‌جواب برای همیشه در تاریخ جمهوری اسلامی





نیکا و نوا خلوصی دو خواهر جوان بهایی در مهر ماه ۹۱ در مشهد بازداشت و مدت دو ماه در سلول انفرادی اطلاعات و چهار ماه در زندان وکیل آباد مشهد در بازداشت موقت بودند. بازداشت موقت ۶ ماه تنها در نظام قضایی ایران ممکن است و آن هم برای از جمله بهائیان و شعبه سوم دادگاه انقلاب مشهد.
پس از ۶ ماه بازداشت موقت در تنگنای تخلف قانونی و به ناچار برای هر یک از این دو خواهر مبلغ ۳۲۰ میلیون تومان قرار وثیقه صادر شد (چنین وثیقه سنگینی با توجه به آنکه در دادسرا ابتدا برای هر یک از دو خواهر قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی صادر شده بود و هم اکنون در دادگاه انقلاب مشهد برای اعطا مرخصی به زندانیان که حکم قطعی ۵ ساله دارند تنها ۷۰ میلیون تومان وثیقه اخذ می‌گردد، بسیار غیر منطقی و غیر طبیعی بود.)
در اردیبهشت ۹۲ دادگاه برای نیکا ۶ سال زندان به عنوان اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و برای نوا ۴. ۵ سال به همین اتهامات صادر کرد. در حکم صادره عضویت در تشکیلات بهائی و تبلیغ به قصد جلب و جذب مسلمانان، دلایل تعیین این مجازات به شمار آمده است. عناوینی که نه تنها در قوانین بین المللی و از جهت حقوق انسانی و بشری، توجیهی برای طرح و انتساب آن‌ها وجود ندارد و حتی در قوانین جزائی و قانون مجازات اسلامی ایران نیز هیچگونه عناوین مجرمانه‌ای برای آن نمی‌توان یافت.
و جالب آن است که تشکیلات و نظام مدیریتی جامعه مدیریتی جامعه بهایی ایران در سال ۱۳۸۷ در ایران از سوی جامعه جهانی بهایی و بیت العدل تعطیل اعلام شده است و بهاییان بر حکم اعتقادات دینی خود (و نه ترس از حکومت یا به قصد توریه و تقیه) از این دستور بیت العدل و جامعه جهانی بهایی تبعیت کرده و هیچ نوع تشکیلات بهایی در ایران از آن تاریخ وجود ندارد. حکم مخدوش شعبه سوم دادگاه انقلاب مشهد که در شعبه بیستم تجدید نظر استان با ذکر عبارت همیشگی و تکراری «دفاع موثری که بر اصل حکم صادره خدشه‌ای وارد کند، بعمل نیامده…» عیناً تایید گردید. در اسفند ماه سال ۹۲ این دو خواهر با ارسال نامه‌ای از سوی دادگاه برای ابلاغ حکم فراخوانده شدند که به علت عدم حضور افراد خانواده و مسافرت به تهران برای پیگیری مراحل بعدی قضایی تنها به صندوق پستی مسکونی آن‌ها انداخته شد. در روز یکشنبه ۱۰ فروردین ۹۳، نوا که به مشهد سفر کرده بود با حکم جلب سیار قاضی اجرای احکام بازداشت و به زندان وکیل آباد انتقال داده شد و نیکا که در بابلسر به همراه خانواده تعطیلات نوروزی را می‌گذارند توسط مامورین اداره اطلاعات ساری و بابلسر بازداشت شد. در ابتدا به بازداشتگاه انفرادی اطلاعات در ساری و یک روز بعد به زندان عمومی بابل منتقل گردید. پس از گذشت شش روز در زندان عمومی دوباره مدت دو روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات ساری گذرانید و بالاخره در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۳ به زندان مشهد منتقل گردید.
بر طبق قوانین اجرای احکام جزایی، چنانچه محکوم علیه در موعد مقرر به دادگاه مراجعه ننماید، قاضی اجرای احکام از ضامن او می‌خواهد که وی را معرفی نماید مگر در مواردی که بیم فرار محکوم علیه وجود داشته باشد. در چنین مواردی قاضی می‌تواند حکم جلب محکوم علیه را صادر نماید. اکنون این سوال مطرح می‌شود که با وجود وثیقه ۳۲۰ میلیونی برای هر یک از دو خواهر که چهار نیم برابر وثیقه معمول در دادگاههای انقلاب مشهد است و آزادی مشروط قریب به یک سال این دو با همین وثیقه پس از صدور حکم بدوی و بیش از یکماه از تایید حکم در تجدید نظر، قاضی اجرای احکام چگونه استنباط و استنتاج بیم فرار برای آن‌ها نموده که خلاف عرف و روال قانونی اقدام به صدور حکم جلب سیار کرده است؟؟
اجرای حکم قطعی شده یک یا دو ماه زود‌تر یا دیر‌تر چه تفاوتی برای قاضی اجرای احکام دارد؟ رمزگشایی از چنین اقدام غیر معمول و تبعیض آمیزی، چندان دشوار نیست. اداره اطلاعات مشهد که خود شاکی پرونده بوده است در مرحله رسیدگی در دادسرا نیز با دخالت در کار قضات مربوطه، اجرای قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از طرف بازپرس را که توسط قاضی اظهار نظر و ریاست دادسرا (که خود معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد است) تایید شده و سند ملکی معادل آن از خانواده و دو خواهر اخذ شده و مراحل کار‌شناسی و بازداشت را گذرانده بود، با همین طرح ادعای بیم فرار مته‌مان و اعمال فشار به دادستان، عقیم گذاشت و این قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی را به قرار بازداشت موقت ۶ ماهه (با اعمال نظر در دادگاه) تبدیل نمود و هنگامیکه در تنگنای قانونی ناگزیر باید به قرار وثیقه تخفیف می‌یافت، با دخالت مجدد، تعیین قرار وثیقه سنگین چهار و نیم برابری وثیقه معمول را در دادگاه به کرسی نشاند و سپس نظریات و القائات خود را طی گردش کار‌های ارسالی به دادگاه با‌‌‌ همان لغات و الفاظ در حکم صادره مندرج نمود و حکم بدوی را عیناً در شعبه تجدید نظر تایید و در آخرین مرحله نیز با طرح مجدد بیم فرار محکومان، صدور حکم جلب سیار را در اجرای احکام ممکن ساخت و با اعزام ماموران ادراه اطلاعات از ساری و بابلسر و مشهد نسبت به بازداشت دو خواهر اقدام کرد. پرونده‌های این گونه که در آن اداره امنیت خود شاکی، مامور تحقیق و بازجویی، کار‌شناس صاحب نظر و تعیین کننده قرار‌های قضایی است و خود در احکام صادره دخالت می‌کند. شأن قوه قضاییه و استقلال این قوه و خصوصاً بی‌طرفی قوه قضاییه را به سوالی بی‌جواب برای همیشه جمهوری اسلامی، مبدل نموده است.
والسّلام
محمود رضا فاروقی – حقوقدان و وکیل دادگستری
شیکاگو – آپریل ۲۰۱۴

حسین رونقی ملکی به بهداری اوین منتقل شد





حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در پی وخامت حال جسمی اش به بهداری زندان منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی بر اثر تب شدید حاصل از بالارفتن غلظت خون در بهداری اوین بستری شد.
حسین رونقی از بیماری کلیوی رنج می برد و تلاش خانواده این زندانی علی رغم موافقت پزشکی قانونی با مرخصی درمانی وی راه به جایی نبرده است.
این زندانی سیاسی به دلیل فعالیت در یک گروه سایبری که اقدام به توضیح نرم افزار و برنامه های عبور از فیلترینگ اینترنتی می کرد از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و از چهار سال پیش تاکنون در زندان بسر می برد.

وضعیت وخیم جسمی یک زندانی در زندان میناب





علی مرادی، زندانی محبوس در زندان میناب در وضعیت وخیم جسمی بسر می‌برد و از درمان مناسب محروم است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی مرادی به دلیل نارحتی قلبی در وضعیت وخیمی به‌سر می‌برد و با توجه به امکانات محدود بهداری زندان مرکزی میناب، وی نیاز فوری به اعزام به بیمارستان خارج از زندان دارد.
این زندانی که تاکنون چند بار به دلیل مشکلات قلبی به بهداری زندان میناب منتقل شده است تاکنون با بی‌توجهی مسئولان زندان روبرو بوده است.
علی مرادی در اواخر بهمن‌ماه ۱۳۸۲، در روستای کانی‌دینار از توابع مریوان در استان کردستان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب کُردی، به ۳۰ سال زندان و تبعید به زندان میناب محکوم شد.
وی در زندان دچار ناراحتی قلبی شد و در این چند سال بار‌ها به علت حمله شدید قلبی به بهداری زندان و یا مراکز خارج از زندان منتقل شده است.
گفتنی است، علی مرادی سابقه پنج سال زندان به اتهام همکاری با احزاب کردی در سال ۱۳۷۷ را نیز دارد.

صدور ۷۸ سال زندان برای ۲۰ شهروند بهایی





دادگاهی در یزد برای ۲۰ شهروند بهایی مجموعا ۷۸ سال زندان صادر کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۰ ماموران وزارت اطلاعات به خانه تعدادی از شهروندان بهایی در شهرهای یزد، اصفهان، کرمان و اراک حمله کرده و تعداد ۱۷ نفر را بازداشت کردند.
پس از ۲ هفته ۳ شهروند بهایی دیگر در شهر یزد بازداشت شدند.
کلیه بازداشت شده‌ها پس از حدود یک ماه مجموعا با قید وثیقه ۱ میلیارد و دویست میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.
پس از حدود یک سال حکم این افراد در شعبه ۱ دادگاه انقلاب یزد صادر و این ۲۰ شهروند بهایی مجموعا به ۷۸ سال زندان که ۵۸ سال آن تعزیری است محکوم شدند.
حکم فوق در تاریخ ۲۷ فروردین ماه سال جاری در شعبه تجدیدنظر استان به تایید رسید.
یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «ماموران هنگام حمله به خانه شهروندان بهایی بسیار وحشیانه و بی‌ادبانه با ساکنین خانه برخورد کردند.»
وی در بخشی دیگر از صحبتهای خود بیان داشت: «متاسفانه زمانی که حکم تجدید نظر را به اطلاع محکومین رساندند نیز بابی‌ادبی تمام بود. این در صورتی است که تنها جرم آن‌ها این است که به امور داخلی هم کیشان خود رسیدگی کرده بودند.
اسامی این ۲۰ شهروند بهایی و میزان محکومیت ایشان:
صبا گلشن ۵ سال حکم تعزیری و ۱ سال تعلیقی
شهرام اشراقی، شهرام فلاح، نوید حقیقی، ایمان رشیدی و خسرو دهقانی؛ هرکدام ۴ سال تعزیری و ۱ سال تعلیقی
فریبرز باقی، ناطق نعیمی، فریبا اشتری، شبنم متحد، ویدا حقیقی؛ هرکدام ۳ سال تعزیری و ۱ سال تعلیقی
فرهناز میثاقیان، فرح باقی، اعظم مطهری، مهران اسلامی، سهراب نقی‌پور، آذر پورخرسند، نغمه فارابی، طاهر روحانی، ساسان حقیری؛ هرکدام ۲ سال تعزیری و ۱ سال تعلیقی.

انتقال شاهرخ زمانی به سالن ۱۲ و پایان اعتصاب





شاهرخ زمانی ساعاتی پیش به سالن ۱۲ منتقل شد و به اعتصاب غذای خود پایان داد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شاهرخ زمانی فعال کارگری در بند زندان رجایی شهرکرج ساعاتی پیش به سالن ۱۲ بند ۴ منتقل شد و به اعتصاب غذای خود پایان داد.
این فعال کارگری زندانی روز شنبه ۳۰ فروردین و یک‌شنبه ۳۱ فروردین براثر افت شدید فشار خون به بهداری زندان رجایی شهرکرج منتقل شد ولی اجازه تزریق سرم را به پزشکان بهداری نداد و به بند خود بازگشت.
شاهرخ زمانی که از روز ۱۷ اسفند ماه در همبستگی با دراویش زندانی دست به اعتصاب غذای ۳ روزه زده بود، پس از تبعید به زندان قزل‌حصار کرج از روز ۲۰ اسفند ماه اعتصاب غذای خود را بامطالبه بازگشت به بند سیاسی زندان رجایی شهر کرج بصورت نامحدود ادامه داد و تا روز ۲۵ فروردین که به زندان رجایی شهرکرج بازگشت به مدت ۳۹ روز در اعتصاب غذا بسر برد.
شاهرخ زمانی روز ۲۶ فروردین پس از سپری کردن ۲۴ ساعت در قرنطینه زندان رجایی شهر به سالن ۱۲ این زندان وارد شد اما پس از چند ساعت مسئولین زندان وی را به بند ۳ سالن ۸ که به زندانیان عادی و خطرناک اختصاص دارد انتقال نمودند و به همین دلیل او اعتصابش را از سر گرفت.
شایان ذکر است شاهرخ زمانی عضو هیات مدیره کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و هیات بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان پس از بازداشت در تبریز در ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۰ به ۱۱ سال زندان محکوم شد.

مادر داور حسینی‌وجدان نیز درحمایت از زندانیان اعتصاب غذا کرد





 مادر داور حسینی‌وجدان از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ در حمایت از زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب غذا کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مژگان مرادپور مادر داور حسینی وجدان، دانشجوی رشتهٔ مهندسی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان و زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین و از جمله زندانیانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفت؛ در حمایت از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذا زد.
همسر سعید متن، همسر عبدالفتاح سلطانی و تعدادی دیگر از خانواده زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
همچنین تعداد زیادی از مردم و فعالین سیاسی از جمله مادر مصطفی کریم بیگی (از جانباختگان وقایع ۶ دی) در همدردی با زندانیان سیاسی اقدام به تراشیدن موی سر خود کرده‍‌اند.
داور حسینی وجدان، اولین بار پس از حوادث ۶ دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) بازداشت و به سه سال حبس تعلیقی محکوم شد.
وی ۱۴ آذرماه ۱۳۹۰ مجددا توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی‌اش با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تحمل دو ماه انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین و پس از شش جلسه دادگاه در شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به اتهام «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
گفتنی ست که بخشی از ۶ سال حبس این دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان در فروردین ماه سال جاری، مشمول تخفیف شده است.
مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی
مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی