۱۳۹۳ مرداد ۲۴, جمعه

نامه اعتراضی مصطفی اسکندری به نهادهای بین المللی





مصطفی اسکندری زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، دانشجوی رشته پزشکی و از بازداشت شدگان مراسم چهلم ندا آقا سلطان در بهشت زهرا می‌باشد که در هشتم مردادماه سال ۸۸ به همراه همسرش، کبری زاغه دوست بازداشت و با اتهاماتی همچون «تشویش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بیگانه» به حکم سنگین ۳۱ سال زندان محکوم شد.
متن کامل نامه وی را که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است در زیر می‌خواندی:
دادخواست مصطفی اسکندری از شورای حقوق بشر سازمان ملل و همه محاکم قضایی بین المللی:
بدینوسیله از تمامی مراجع قضایی بین المللی استدعای رسیدگی قضایی به مستندات و مدارک و اوراق پرونده‌ام را دارم که قبلا از طریق دفتر محترم سازمان ملل تهران و وبلاگ شخصی خودم تقدیم شده است.
با یک رسیدگی نمادین بین المللی اثبات می‌شود که در مورد امثال اینجانب بسیار ظلم شده و لزوم برخورد قضایی بین المللی را با این تخلفات ضروری می‌نماید.
اعلام می‌نمایم که متاسفانه برای بنده توسط چند شاکی خاطی نیروی امنیتی احکام ۱۲ گانه با مدت حبس ۳۰ ساله صادر شده است که فقط همین مدعیان یا شاکیان در پرونده اینجانب حتا یک شاهد مردمی غیر منتخب و عادل و تهدید نشده وجود ندارد و یک مدرک مستند واقعی خلاف قانون خود نظام وجود ندارد، ولیکن در حقم بسیار ظلم شده در قیاس با قاتل و جنایت کار نروژی که ۹۰ نفر را به قتل رسانده و فقط ۲۲ سال حبس گرفته است این چگونه احکامی است؟
فریادا فریادا فریادا رسیدگی و برخورد قضایی و حقوقی فرمایید.
تا این لحظه بیشتر از ۵ سال حبسم و حدود ۱۲ ماه انفرادی محض با زجر عمدی و ضرب و شتم کشیده‌ام، حتا جدیدا در انفرادی بینی و دنده‌ام را شکسته‌اند چون با شعار معترض به دستگاه ارسال پارازیت سرطان زا و این نوع مثلا امنیت زدگی برخی آقایان شده‌ام که جان همه زندانیان را در خطر قرار داده‌اند.
مصطفی اسکندری


مرداد ۱۳۹۳

دل نوشته میثم اسعدی در یادبود جمال حسینی





میثم اسعدی حقوق‌دان و استاد دانشگاه در یادبود جمال حسینی می‌نویسد: «جمال به ما یاد داد که می‌توان بدون توجه به‌نژاد و دین و ملیت هم به معنای والاتری که همانا انسانیت هست فکر کرد. اون نماد واقعی حاتم طایی زمان بود که با تمام دلشکستگی‌ها، بی‌مهری‌ها، نامردی‌ها باز هم لحظه ایی در کمک کردن و یاری رساندین و انجام رسالتش که همانا صدای مظلوم بودن بود از پای ننشست.»
متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:
نیست از هیچ طرف راه برون شد زشبم
غم هجران تو گردیده حصارم چه کنم؟
به قول فروغ زندگی برای بعضی‌ها مثل یه در بسته هست، هر کاری می‌کنن تا بازش کنن اما وقتی بازش کردن می‌بینن که هیچی پشتش نیست. برای بعضی‌ها هم زندگی مثل یک در باز هست روزی هزار بار از چارچوبش رد می‌شن بدون اینکه چیزی ازش بفهمن.
برای بعضی‌ها اما زندگی یه راهه، کوتاهی و بلندیش مهم نیست مهم اینه که تو هر لحظه این راه رو می‌ری همراهانی پیدا می‌کنی چیزهای جدید یاد می‌گیری می‌سازی شکست می‌خوری اما ادامه می‌دی یک راه پر از خوشحالی، غم، شکست و موفقیت.
زندگی برای جمال و امثال جمال همون راهه، راهی که می‌تونن ساعت‌ها و روز‌ها توی یه قسمتش بشینن و هر لحظه چیزهای نو تجربه کنن و اتفاقات خوب به همراهانشون هدیه بدن.
برای ما جمال توی مسیر و راه زندگی فقط یک یاور نبود، یک راهنما بود که به درستی راه رو می‌شناخت و مهر و انسانیتش رو به تمام ایستگاه‌ها و مسافرانی که توی این راه بهش بر می‌خوردن عاشقانه و صادقانه عرضه می‌کرد.
جمال کسی بود که گه گاهی توی سکوتش، توی یک لبخندش یک دنیا حرف بود. جمال برای ما یک شخص خاص نیست او برای ما یک مرام یک هدف و یک نوع طرز تفکر هست که هرگز از میان ما نخواهد رفت.
جمال نماینده تمام اندیشه‌هایی والایی بود که تمامی انسانهای بزرگ سعی در ارائه و عرضه آن داشته‌اند؛ جمال به همه یاد داد که هنوز هم بدون چشم داشت و بدون نگاه معاملاتی به روابط می‌توان کمک کرد، دوست داشت.
جمال به ما یاد داد که می‌توان بدون توجه به‌نژاد و دین و ملیت هم به معنای والاتری که همانا انسانیت هست فکر کرد. اون نماد واقعی حاتم طایی زمان بود که با تمام دلشکستگی‌ها، بی‌مهری‌ها، نامردی‌ها باز هم لحظه ایی در کمک کردن و یاری رساندین و انجام رسالتش که همانا صدای مظلوم بودن بود از پای ننشست.
جمال برای ما یک جسم نبود که مرگ او را به سوگ بنشینیم، او برای ما یک نوع تفکر و یک نوع راهنما بود. دلتنگی ما بیشتر به این خاطر است که ادامه این راه سخت و صعب العبور را باید بدون راهنمای واقعی و سختکوشی چون او طی کنیم.
ما از جسم جمال خدا حافظی کردیم اما با راه او و اندیشه او پیمانی دوباره می‌بندیم که تا آنجایی که توان و لیاقت داریم با ادامه راه زیبایش حضورش را در قلب‌هایمان جاوادنه کنیم.
جمال عاشق‌ترین عاشقی بود که در این زمانه می‌شناختیم، که عشق به انسانیت در حد جنون او را به مرز فنا در جهت خدمت به دیگران رسانده بود به قول (م. امید):
ارغنون ما نوازد نغمهٔ عشق و جنون
ای که دل داری بیا بشنو صدای ارغنون
عقل اگر جویی مبوی این گل که مجنون می‌شوی
این گل عشق است و برگش می‌دهد بوی جنون
همیشه در میان ما خواهی بود اسفندیار بهار مس عزیز.
میثم اسعدی
مرداد ۱۳۹۳

۱۳۹۳ مرداد ۲۲, چهارشنبه

حکم توقیف ۶ ماهه برای روزنامه «بهار»





شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور حکم شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران در پرونده روزنامه بهار را تایید کرد.
به گزارش ایرنا، روزنامه بهار از سوی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی به شش ماه توقیف و سعید پور عزیزی مدیر مسئول آن به ۹۱ روز حبس تعزیری با دو سال تعلیق محکوم شده است.
در حالی که روزنامه بهار از ششم آبان ماه توقیف شده است، اما گفته می شود شش ماه حکم توقیف این روزنامه از زمان قطعی شدن رای دادگاه در دیوان عالی کشور محسوب خواهد شد.
روزنامه بهار اول آبان ماه سال گذشته مقاله ای را با عنوان “امام؛ پیشوای سیاسی و یا الگوی ایمانی؟” منتشر کرد و سپس به دلیل برخی مطالب آن مقاله، مسوولان این روزنامه با انتشار نامه ای در تاریخ چهارم آبان ماه از توقف خودخواسته انتشار “بهار” خبر دادند. ششم آبان ماه نیز با حکم هیأت نظارت بر مطبوعات روزنامه بهار توقیف و پرونده آن به قوه قضاییه ارسال شد.
شعبه چهارم دادسرای فرهنگ و رسانه، مدیر مسوول روزنامه بهار را احضار و برای وی قرار وثیقه صادر کرد که به علت فراهم نبودن وثیقه و پایان وقت اداری، سعید پورعزیزی در بازداشتگاه دادسرای اوین زندانی و در نهایت شامگاه سیزدهم آبان ماه با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
دادگاه رسیدگی به اتهامات مدیر مسئول روزنامه بهار ۱۵ دی ماه سال ۹۲ به اتهام اشاعه فحشا و منکرات و انتشار تصاویر خلاف عفت عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشر مطالب خلاف موازین اسلامی، ایجاد اختلاف مابین اقشار جامعه، اهانت به دین اسلام و مقدسات آن، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع و انتشار مطالب علیه اصول قانون اساسی در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی و با حضور اعضای هیات منصفه مطبوعات برگزار شد. در نهایت دادگاه اوایل اسفند ماه سال گذشته حکم این پرونده را صادر کرد که با اعتراض مدیر مسئول روزنامه بهار، پرونده برای رسیدگی در مرجع تجدید نظر به شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور ارسال شد.
بعد از این پرونده، مدیر مسئول روزنامه بهار چهارم خرداد ماه امسال با شکایت دادستانی تهران و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع، ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد می کند و نقل مطلب از گروه های مخالف داخلی به نحوی که تبلیغ آن گروه ها محسوب می شود، در شعبه ۷۶ به ریاست قاضی مدیر خراسانی محاکمه شد که هیات منصفه مطبوعات متهم را در عناوین اتهامی یاد شده مجرم شناخت و مستحق تخفیف در مجازات ندانست.
هنوز حکم این پرونده صادر نشده است.

سکونت ۳۳ کارگر افغان شهرداری در دو اتاقک فلزی





۳۳ کارگر افغانی شهرداری تهران در دو کانکس فلزی که مساحت هرکدام به ۳۰ متر می‌رسید زندگی می‌کنند. همچنین طبق گزارش‌ها، خردادماه امسال ۱۳ کارگر افغان به کشور افغانستان بازگردانده شدند.
یک رفتگر افغانی منطقه ۱۱شهرداری تهران، در گفت‌ و گو با ایلنا از کمبود و در مواردی فقدان امکانات اولیه رفاهی برای کارگران افغان خبر داده است که باید توسط پیمانکاران شهرداری تامین شود.
این کارگر افغان که دارای مجوز کار در ایران است گفته: «نژاد ما به ابزاری برای محرومیت از حقوق صنفی تبدیل شده؛ به‌طوری که با کوچک‌ترین اعتراض به مشکلات صنفی، کارفرما تهدید می‌کند که مجوز کارمان را باطل و ما را به افغانستان می‌فرستد و عجیب‌تر اینکه تجربه ثابت کرده قدرت انجام این کار را نیز دارند.»
به گفته این کارگر افغان، اگر در کار تنش فیزیکی رخ دهد، دیگر کارگران افغان به حمایت از یکدیگر می‌‌پردازند و بهانه برای اخراج در دست پیمانکار قرار می‌گیرد. شهرداری هم هیچ دخالتی در این زمینه نمی‌کند و در نتیجه پیمانکار این کارگران را به مرز منتقل می‌کند تا به افغانستان بازگردانده شوند.
گفتنی است این کارگران افغان در حالی در چنین وضعیتی در ایران کار می‌کنند که مدتی قبل اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری ایران، با تاکید بر ممنوعیت اشتغال اتباع بیگانه به جز در موارد خاص، از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خواست تا اسامی دستگاه‌های دولتی و غیردولتی متخلف را به مراجع رسمی اعلام کند. او با صدور بخشنامه‌ای «همه دستگاه‌های اجرایی دولتی و عمومی غیر‌دولتی و شرکت‌ها و پیمانکاران مرتبط با آن‌ها» را موظف کرد که کارگران مورد نیاز خود را از نیروی کار ایرانی تامین کنند.
بر اساس این بخشنامه، در صورت الزام به کارگیری نیروی کار خارجی باید تنها از نیروی کار دارای کارت موقت کار که توسط ادارات زیر مجموعه وزارت کار صادر می‌شود استفاده و از به کارگیری کارگران غیر مجاز تحت هر شرایطی خودداری شود.
حسن طائی، معاون توسعه اشتغال وزارت کار اعلام کرده که هم اکنون حدود دو میلیون نفر از اتباع کشور افغانستان به طور قانونی ۱۰درصد بازار کار ایران را در اختیار دارند.

کارگران رسمی “فرش پارس” چهار ماه حقوق نگرفته‌اند





یک کارگر کارخانه «فرش پارس» از تعویق ۴ ماهه در پرداخت مزد و بیمه کارگران این کارخانه خبر داد.
به گزارش ایلنا، یکی از کارگران رسمی این کارخانه با بیان این خبر افزود: «فرش پارس» حدود ۴۰۰ کارگر دارد که ۸۲ کارگر رسمی (دائمی) این کارخانه پنج ماه است مزد نگرفته‌اند. همچنین مزد هیچ یک از کارگران رسمی و موقت در ماه اخیر پرداخت نشده است. علاوه بر این بیمه کلیه کارگران نیز از اردیبهشت تاکنون به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.
این کارگر با اشاره به عدم توقف تولید در کارخانه فرش پارس ادامه داد: هیچ یک از خطوط تولید کارخانه متوقف نشده و فروش محصولات هم افت نداشته است. خوشبختانه هیچ یک از کارگران در ماههای اخیر اخراج نشده‌اند.
در این رابطه مدیر عامل کارخانه فرش پارس ضمن تائید تعویق پرداخت مزد کارگران گفت: کلیه کارگران این کارخانه مزد ماه اخیر را دریافت نکرده‌اند. همچنین ۴ماه مزد کارگران دائمی نیز پرداخت نشده است. حق بیمه کارگران نیز تنها تا پایان فروردین سال جاری پرداخت شده است.
مدیریت کارخانه فرش پارس درخصوص علت تعویق پرداخت مزد کارگران گفت: سرمایه گذار فعلی، کارخانه را در شرایط بحرانی تحویل گرفته و درحال تلاش برای خارج کردن این واحد از بحران مالی است.

اعدام یک جوان ۲۲ ساله در زندان مرکزی بیرجند









سحرگاه چهارشنبه محسن سارانی جوان ۲۲ ساله در محوطه زندان مرکزی بیرجند از طریق چوبه دار اعدام شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه محسن سارانی به اتهام حمل مواد مخدر در محوطه زندان مرکزی بیرجند از طریق چوبه دار اعدام شد.
محسن سارانی که ۲۲ سال سن داشت فاقد سابقه کیفری بوده و به گفته نزدیکانش هنگام بازداشت هیچ موادی حمل نکرده بود.
پیش‌تر یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفته بود: «محسن سارانی سه سال پیش و در سن ۱۸ سالگی درحالی به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت شد که هیچ گونه مواد مخدری حمل نکرده و در حمل مواد مخدر هم مشارکتی نداشته است. تنها دلیل محکومیت محسن سارانی به اعدام، اعتراف واهی یک متهم مواد مخدر بود که پیش‌تر با وی اختلاف خانوادگی داشته است. محسن سارانی تا آخرین لحظه در بازجویی‌ها که خشونت آمیز هم بوده و همچنین مراحل دادگاه اتهام واهی حمل مواد مخدر را قبول نکرده است.»

بازرسی بند ۳۵۰ زندان اوین و تخریب لوازم زندانیان





 پس از انتقال ۷۵ زندانی بند ۳۵۰ به قرنطینه بند ۷، عصر روز چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه ده‌ها مامور یگان حفاظت اوین به بند ۳۵۰ یورش برده و اقدام به بازرسی وحشیانه و تخریب و سرقت اموال زندانیان سیاسی کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در این یورش ابتدا همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را به سالن ۲ این بند منقل کرده و پس از حبس زندانیان در این سالن و قفل کردن درب‌ها، اقدام به بازرسی از سالن یک، کتابخانه، حیاط و… کرده‌اند.
ماموران یگان حفاظت در این بازرسی که فشار مضاعفی را به زندانیان تحمیل کرد بسیاری از لوازم شخصی زندانیان را تخریب و برخی را ضبط و برخی دیگر را به سرقت برده‌اند.
آزار زندانیان سیاسی و عقیدتی بند ۳۵۰ اوین در حالی ادامه دارد که دولت یازدهم بار‌ها از حفظ حقوق شهروندی و کرامت انسان‌ها سخن به میان آورده است.

انتقال یک زندانی در زندان بیرجند جهت اجرای حکم اعدام





 محسن سارانی زندانی جوان زندان مرکزی بیرجند که به اتهام حمل مواد مخدر به اعدام محکوم شده، جهت اجرای حکم به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محسن سارانی زندانی محکوم به اعدام زندان بیرجند که به گفته نزدیکانش در هنگام بازداشت ۱۸ سال سن داشت، جهت اجرای حکم اعدام به مکان نامعلومی منتقل شد.
یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: «محسن سارانی سه سال پیش و در سن ۱۸ سالگی درحالی به اتهام حمل مواد مخدر بازداشت شد که هیچ گونه مواد مخدری حمل نکرده و در حمل مواد مخدر هم مشارکتی نداشته است. تنها دلیل محکومیت محسن سارانی به اعدام، اعتراف واهی یک متهم مواد مخدر بود که پیش‌تر با وی اختلاف خانوادگی داشته است.»
وی در ادامه گفت: «محسن سارانی تا آخرین لحظه در بازجویی‌ها که خشونت آمیز هم بوده و همچنین مراحل دادگاه اتهام واهی حمل مواد مخدر را قبول نکرده است.»

بازگشت دکتر علی رشیدی به زندان اوین برای تحمل ادامه محکومیت





دکتر علی رشیدی، اقتصاد‌دان برجسته و فعال ملی گرا که پیش‌تر به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، روز گذشته با عدم تمدید مرخصی به زندان اوین بازگشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز گذشته مورخ ۲۰ مردادماه دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه، بنیانگذار و رییس انجمن اقتصاددانان ایران و عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران در پی عدم تمدید مرخصی خود به زندان اوین بازگشت.
لازم به ذکر است، روز بیستم خرداد ماه ۱۳۹۱ شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، علی رشیدی، اقتصاددان هفتاد و هفت ساله را به دو سال زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی (هرگونه فعالیت علمی، سیاسی و رسانه‌ای) محکوم کرده بود. این حکم در دیماه ۹۲ توسط دادگاه تجدید نظر تایید و به اجرا گذاشته شد.
این حکم به دلیل انتشار بیانیه جبهه ملی ایران در اعتراض به وضعیت اقتصادی کشور در آبان ماه ۹۰ که مقامات اطلاعاتی ادعا نموده‌اند به قلم دکتر علی رشیدی نوشته شده است؛ و ذیل عناوین تبلیغ علیه نظام و اهانت به رهبری صادر گردیده است.
نامبرده به دلایل پزشکی در مرخصی به سر می‌برد و با عدم تمدید مرخصی برای تحمل محکومیت خود به زندان اوین بازگشت.

تداوم حبس شایان تفضلی در بند قرنطینه زندان مشهد





یک شهروند بهایی به نام شایان تفضلی که حدود دو ماه پیش توسط اداره اطلاعات شهر مشهد بازداشت و سپس به زندان وکیل آباد منتقل شده بود همچنان پس از گذشت یک هفته در بند قرنطینه این زندان نگهداری می‌شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران شایان تفضلی، شهروند بهایی که بیش از دو ماه پیش در شهر مشهد بازداشت شده بود علیرغم انتقال به زندان وکیل آباد این شهر و پس از گذشت یک هفته همچنان در بند قرنطینه این زندان نگهداری می‌شود. این در حالی است که دو خانم بهایی که به همراه وی از اداره اطلاعات به زندان وکیل آباد منتقل شده بودند پس از یک روز به بند عقیدتی زنان انتقال پیدا کرده‌اند. قابل ذکر است بند قرنطینه زندان، محل حبس کوتاه مدت زندانیان تازه وارد به زندان وکیل آباد می‌باشد و به دلیل عدم امکانات بهداشتی، پزشکی و غذایی، زندانیان پس از یک یا دو روز به بند عمومی منتقل می‌شوند.
یکی از شهروندان بهایی مطلع در مشهد در مورد وضعیت این زندانی عقیدتی به هرانا گفت: «نگهداری طولانی مدت آقای تفضلی در این بند (قرنطینه) غیرقانونی است و نامبرده باید مثل سایر زندانیان بهایی به بند زندانیان عقیدتی منتقل شود. در قرنطینه بجز زندانیان تنبیهی، معمولا زندانیانی که به شدت معتاد هستند یا بیماری‌های عفونی دارند نگهداری می‌شوند به همین دلیل هیچ بهانه‌ای برای نگهداری طولانی مدت این زندانی بهایی در این بند وجود ندارد.»
این منبع مطلع به هرانا گفت، شایان تفضلی در شامگاه روز دوشنبه ۱۲ خرداد هنگام بازرسی ماموران اداره اطلاعات از منزل یکی از بهاییان مشهد بدون حکم قضایی بازداشت شد. پس از انتقال به اداره اطلاعات برای وی قرار بازداشت دو ماهه صادر گردید. اما آقای تفضلی پس از اتمام دوره بازداشت، آزاد نگردید و به بند قرنطینه زندان مشهد منتقل شد این در حالی است که بازجویی نامبرده چندی قبل به اتمام رسیده و خانواده‌اش نیز آمادگی گذاشتن وثیقه را دارند. این احتمال وجود دارد که اداره اطلاعات مشهد برای توجیه این اقدام، قرار بازداشت جدیدی برای شایان تفضلی بگیرد.