۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

بیانیه عفو بین الملل درباره احتمال اعدام زانیار و لقمان مرادی و یونس آقایان









سازمان غیر دولتی عفو بین الملل از احتمال اعدام قریب اولوقوع زانیار و لقمان مرادی و یونس آقایان، ابراز نگرانی کرد.
زانیار و لقمان مرادی که کرد هستند، به جرم عضویت در گروه کومله و دست داشتن در ترور پسر امام جمعه مریوان، به محاربه محکوم شده‌اند.
یونس آقایان که از پیروان اهل حق است، چند سال پیش، پس از درگیری بین اهل حق و ماموران امنیتی در اوش تپه در آذربایجان غربی دستگیرشد و به محاربه محکوم شده است.
در‌آن درگیری‌ها، به گفته مقام‌های ایران، سه مامور کشته شدند.
به گزارش رادیو فردا به نقل از تارنمای عفو بین الملل، این سازمان حقوق بشری خواستار محاکمه دوباره محکومان بر اساس موازین بین المللی شده است.

ادامه ممنوعیت دیدار و تماس تلفنی موسوی و رهنورد با فرزندانشان









ممنوعیت مطلق تماس تلفنی دختران موسوی و رهنورد با پدر و مادرشان همچنان ادامه دارد و این دو محصور حتی از کسب اطلاع از احوال فرزندانشان هم ممانعت می‌شوند.
بنا به گزارش تارنمای کلمه، این موضوع را زهرا رهنورد در تماس تلفنی روز سه شنبه با مادرش تایید کرد و گفت که آن‌ها اجازه ندارند با دختران خود هیچ گونه گفت‌و‌گویی داشته باشند.
خانم رهنورد که به تازگی پدرش را از دست داده و حتی در مراسم تشییع و ختم وی نیز نتوانست حضور یابد، روز سه شنبه امکان یافت با مادرش تماس تلفنی داشته باشد و جویای احوال این مادر تنها شود.
کوکب، زهرا و نرگس، دختران میرحسین موسوی اما اجازه ندارند با پدر و مادر زندانی خود ملاقات یا حتی تماس تلفنی داشته باشند و بدین ترتیب بی‌خبری آن‌ها از وضعیت موسوی و رهنورد همچنان ادامه دارد.
در دو ماه اخیر، فرزندان میرحسین گوشه‌هایی از آنچه در مدت اخیر بر پدر و مادرشان گذشته بود را در مصاحبه‌هایی و نیز در بیانیه‌ای مشترک با فرزندان شیخ مهدی کروبی، اطلاع رسانی کردند. این در حالی بود که آن‌ها از ماه‌ها قبل تقریبا به طور کامل سکوت کرده بودند تا لجبازی رهبران حکومت باعث نشود که روند درمانی دیرهنگامی که برای مهندس موسوی در حال پیگیری بود، متوقف شود.
ماموران امنیتی حاکمیت هم که پیش از این تهدید کرده بودند در صورت هرگونه خبررسانی فرزندان، ارتباط آن‌ها را با پدر و مادرشان به طور کامل قطع خواهند کرد، اکنون بر اجرای این تهدید غیرقانونی و غیر انسانی اصرار دارند و فرزندان موسوی را به طور کامل از وضعیت پدر و مادر خود که در حبس خانگی هستند، بی‌خبر نگه داشته‌اند.
این در حالی است که حصر خانگی موسوی و رهنورد و کروبی تا حدود یک ماه بعد، دوساله می‌شود و با این حال سران حکومت هنوز هیچ توجیه قانونی برای این کار ارائه نکرده و به محاکمه علنی و عادلانه ایشان نیز تن نداده‌اند.

یک فعال صنفی اهل کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی احضار و بازداشت شد









محمد توکلی فعال فرهنگی و عضو کانون صنفی معلمان کرمانشاه، پس از احضار به اطلاعات سپاه بازداشت شد.
بنا به گزارش تارنمای موکریان، محمد توکلی، فعال فرهنگی و عضو کانون صنفی معلمان کرمانشاه، روز پنجشنبه ۲۸ دی ماه ۹۱ از طریق حراست آموزش و پروش کرمانشاه به اطلاعات سپاه احضار و سپس بازداشت شد.
تا لحظه تنظیم این گزارش از محل نگهداری، اتهام یا اتهامات وارده و وضعیت محمد توکلی دبیر عربی دبیرستانهای کرمانشاه اطلاعی در دست نیست.
گفتنی است، توکلی در ماههای اخیر بار‌ها توسط نهادهای امنیتی و اداره حراست سازمان آموزش و پرورش کرمانشاه به بهانه انجام فعالیت‌های صنفی تحت فشار قرار داشت.
توکلی از ناراحتی‌های متعدد قلبی رنج می‌برد بطوری که مرتب تحت نظر پزشک قرار دارد.

دادگاه سعید مدنی برگزار شد








دادگاه سعید مدنی جامعه‌شناس و از نیروهای ملی- مذهبی ۲۷ دی ماه به ریاست قاضی پیر عباسی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شد.
بنا به گزارش تارنمای کلمه، دادگاه، سعید مدنی را که آخرین دفاع خود را در این جلسه ارایه کرد، به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی محکوم کرده و قرار است طی یک هفته آینده حکم او صادر شود.
سعید مدنی در میان زندانیان سیاسی تاکنون به شکل کم سابقه‌ای از طریق نگهداری در بازداشتگاه‌های امنیتی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است به شکلی که تاکنون قریب به ۱۱ ماه در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات محبوس بوده است.
سعید مدنی که هفدهم دیماه سال گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد، دو ماه ونیم در سلول انفرادی نگهداری شد و در جلسات بازجویی متعدد تحت شدید‌ترین فشار‌ها و شکنجه‌ها قرار گرفت. این استاد دانشگاه و پژوهشگر اجتماعی پس از بازداشت بیش از سه ماه از هرگونه ارتباطی با خانواده خود محروم بود.
در ابتدای تیر ماه سال جاری به دستور بازپرس پرونده و علیرغم مخالفت وزارت اطلاعات وی به بند ۳۵۰ منتقل شد که به دستور بازجویان یک روز بعد مجددا به بازداشتگاه ۲۰۹ بازگردانده شد. در همین حال و با آغاز دور جدیدی از فشار‌ها به این فعال سیاسی و پژوهشگر جنبش سبز یکبار دیگر مقامات امنیتی با انتقال وی به بند ۳۵۰ زندان اوین مخالفت کردند.
بازجویان سعید مدنی از ابتدا به وی تاکید کرده بودند که تنها در صورت اعتراف به خواسته‌های آن‌ها با انتقال او به زندان عمومی موافقت می‌کنند که این خواسته هیچگاه از سوی وی مورد قبول واقع نشد.
سعید مدنی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی است که در گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران و گروه پژوهشی رفاه اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی مشغول به فعالیت علمی بوده است.

حمله یگان حفاظت زندان اوین به بند ۳۵۰ / توهین و درگیری با زندانیان سیاسی









صبح روز پنج شنبه ۲۸ دی ماه تعداد زیادی از ماموران یگان حفاظت زندان اوین با همراهی نیروهای گارد ضد شورش به بند ۳۵۰ زندان اوین رفته و ضمن بازرسی کلیه بند، به تفتیش بدنی و رفتار توهین آمیز با زندانیان پرداختند.
بنا به گزارش تارنمای کلمه، این یورش و بازدید از بند ۳۵۰ که "بی‌سابقه" توصیف شده است، درگیری زندانیان سیاسی با ماموران اعزامی را در پی داشته است. در این بازدید کلیه دفا‌تر و یادداشت‌های زندانیان جمع آوری شده و رفتار ماموران با زندانیان، "بسیار تند و خشن" گزارش شده است.
بنا به گزارشات، زندانیان بند ۳۵۰ با مقاومت در برابر خشونت یگان حفاظت و گارد، سرود‌ای ایران و یار دبستانی را همخوانی کرده و شعار "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر" و … سر داده‌اند.
این اقدام بی‌سابقه و خشونت آمیز یگان حفاظت و گارد که با هماهنگی مقام‌های قضایی و همراهی مسئولان زندان اوین صورت گرفته، در چارچوب افزایش فشارهای اخیر بر زندانیان سیاسی قابل بررسی است.
در روزهای گذشته به واسطه مانع تراشی برای برخی ملاقات‌ها و تبعید ابوالفضل قدیانی و نوع رفتار زندانبان‌ها، جو عمومی بند ۳۵۰ ملتهب شده بود و این اقدام نیز با توجه به اطلاع مسئولان سازمان زندان‌ها از جو موجود در بند، رفتاری تحریک آمیز محسوب می‌شود تا ادامه فشار و آزار زندانیان سیاسی را در پی داشته باشد.
این در حالی است که اکثر زندانیان سیاسی با وجود اعتقاد بر غیر عادلانه و غیر قانونی بودن بودن محاکماتشان، تلاش کرده‌اند تا در زندان ضمن مطالبه حقوق قانونی خود، قوانین سازمان زندان‌ها را رعایت کنند. امری که متقابلا رفتار تند مسنولان قضائی و تضییع بسیاری از حقوق زندانیان را در پی داشته است.

دو متهم به تجاوز به عنف در پاکدشت در ملاء عام اعدام شدند









دو متهم به تجاوز به عنف بامداد روز جمعه در شهرستان پاکدشت به دار آویخته شدند.
بنا به گزارش ایسنا، دو متهم به تجاوز به عنف که با اتهام‌های دیگری از قبیل قتل، سرقت و آدم‌ربایی از سوی دادگاه کیفری استان تهران به اعدام با چوبهٔ دار محکوم شده بودند، صبح روز جمعه ۲۹ دی ماه با حضور بسیاری از مردم شهرستان پاکدشت و حومه، در میدان معلم این شهر اعدام شدند.
این دو زندانی متهم بودند در سال ۱۳۸۹ به عنوان مسافرکش در سطح شهرستان پاکدشت اقدام به سوار کردن دختران و زنان جوان می‌کردند و آن‌ها را به زور به بیابان‌های اطراف شهر برده و مورد تجاوز قرار می‌دادند.
یکی دیگر از اتهامات این دو تن، قتل یکی از قربانیان تجاوز عنوان شده بود.
این دو متهم پس از قرائت حکم و سخنرانی دادستان پاکدشت و در حضور برخی از اعضای خانواده‌های قربانیان تجاوز و با حضور مسوولان قضایی اجرای حکم اعدام شدند.
ساعت‌ها پیش از شروع مراسم، تعداد زیادی از مردم بر اساس اطلاع قبلی از شهر‌ و روستا‌های اطراف پاکدشت برای تماشای اجرای این حکم جمع شده بودند و در حین اجرای حکم بعضا شعار‌هایی همچون الله اکبر سر می‌دادند.
این حکم پس از تایید دیوان عالی کشور و با استیذان رییس قوه قضاییه به مرحله اجرا درآمد.

۱۳۹۱ دی ۲۸, پنجشنبه

نامه سعید ماسوری برای نجات جان زانیار و لقمان مرادی









سعید ماسوری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج در طی نامه ای برای نجات جان دو همبندی خود زانیار و لقمان مرادی می‌گوید: "همه استخوانهای مرا قطعه قطعه و خرد کنید ولی دست از این جگر گوشه‌های ما بردارید."
سعید ماسوری که این دو زندانی را برادر کوچک خود میداند می‌گوید: "خدایا خود می‌دانی که سال‌ها خودم در همین وضعیت در مقابل چوبه دار و در نزدیکی مرگ در سلول انفرادی در سکوتی هولناک به انتظار نشسته بودم به گواه و شهادت خودت ذره‌ای نگران نبودم٬ ولی اکنون بعد از ۱٣ سال در زندان که دیگر نه رمقی برایم باقی مانده و نه توانی٬ صدای فرو ریختن قلبم را با هر صدای باز شدن درب بند بسان ناقوس بزرگ مرگ می‌شنوم٬ که این بار نه بسراغ خودم که بسراغ زانیار و لقمان٬ جوانان معصومی که به اندازه برادران کوچک‌تر و بچه‌های خودم دوستشان دارم٬ آمده‌اند."
متن کامل این نامه را در زیر میخوانید:
التماس و التجا به درگاه خدا و همه وجدانهای بیدار
معجزه کن خدایا معجزه کن که معجزه تنها٬ کار تو است. معجزه کن که در میهن ما هرطناب دار اثبات اقتدار است و وجدانهای فاسد و خاموش قاضیان٬ مزد نمایش قدرت و تحکیم خود را تنها بر پای چوبه‌های دار و حلق آویز کردن جوانان باز یافته‌اند. گواینکه این اثبات حاکمیت آن‌ها که اینگونه کاهش هراس و وحشت خود را در به کشتار کشاندن و بپای دار کشاندن جوانان می‌گیرند٬ الان موضوع صحبت من نیست. خدایا خود می‌دانی که سال‌ها خودم در همین وضعیت در مقابل چوبه دار و در نزدیکی مرگ در سلول انفرادی در سکوتی هولناک به انتظار نشسته بودم به گواه و شهادت خودت ذره‌ای نگران نبودم٬ ولی اکنون بعد از ۱٣ سال در زندان که دیگر نه رمقی برایم باقی مانده و نه توانی٬ صدای فرو ریختن قلبم را با هر صدای باز شدن درب بند بسان ناقوس بزرگ مرگ می‌شنوم٬ که این بار نه بسراغ خودم که بسراغ زانیار و لقمان٬ جوانان معصومی که به اندازه برادران کوچک‌تر و بچه‌های خودم دوستشان دارم٬ آمده‌اند. خدایا مرا عفو کن که می‌دانم حرف‌هایم علامت ضعف و درماندگی است. ولی برای من در زندان و اسارت چه راه دیگری باقی مانده است٬ جز التماس و التجا به درگاه تو!
حال با شمایانم‌ای آدمها ٬‌ای کسانی که در بیرون زندان شاید هیچگاه٬ هیچگاه شاید به درستی خبردار نشدید٬ که در اینسوی دیوارهای زندان چگونه آدم‌ها را در میان خشکیدگی و بهت سایرین به زنجیر کشیده به کشتارگاه می‌برند و آنگاه با زدن چهار پایه از زیر پایشان٬ زیر وزن تمامی جسم خویش این انسان‌ها در هم می‌شکنند٬ و آنگاه که بدن از آخرین رعشه‌هایش باز ایستاد٬ حاکمین حاکمیت خود را ثبات یافته می‌پندارند و اینگونه انسانیت سایر زندانیان را هم به اسارت گرفته و آن‌ها را به افرادی بی‌روح مبدل می‌گردانند٬ هم از این رو آری از همین روی است یاریم کنید!‌ای وجدانهای بیدار همه به وجدانتان سوگند یاریم کنید! شاید صدای شما را بشنوند به آن‌ها بگویید که اگر می‌خواهید همه استخوانهای مرا قطعه قطعه و خرد کنید ولی از این جگر گوشگان ما دست بردارید! به آن‌ها بگویید که همه وجود مرا بند به بند بگسلانید ولی بچه‌هایمان را طعمه ماران خفته بر دوش حاکمیت نکنید. به آن‌ها بگویید شما را بخدا به آن‌ها بگویید که آن‌ها بی‌گناهند اگر چه می‌دانم که آن‌ها تنها به دنبال قربانی اند٬ ولی به آن‌ها بگویید که آنچه بر سر آن‌ها آورده اند٬ بر سر هر کس دیگر می‌آوردند برای خلاصی از فشار‌ها مسئولیت همه جنایات عالم را به عهده می‌گرفت!‌‌ همان کاری که خود من در آن دوران برای خلاصی از آن جهنم کردم٬ و برای خلاصی به سنگین‌ترین جرمی که سریع‌تر مرا اعدام کنند٬ اعتراف کردم٬ این تنها راهکار در بازجویی‌ها است که صد‌ها نمونه را دیده‌ام. در آخر باز هم ملتمسانه از همه وجدانهای بیدار استمداد می‌طلبم تا پیش از آنکه خیلی دیر شود به یاری فرزندانما ن بشتابیم‌‌ همان گونه که مادری برای نجات فرزندش! و لحظه‌ای حال مادرانشان را تجسم کنید و بدانید که اینان فرزندان شما هستند.
سعید ماسوری از زندانیان سیاسی رجایی شهر
۲۵ دی ماه ۱٣۹۱
منبع: کمیته بین المللی علیه اعدام

در سال گذشته میلادی ۵۸۷ نفر در ایران اعدام شدند









نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز دوشنبه در گزارشی ۳۷ صفحه اعلام کرد که ۵۸۷ نفر در ایران اعدام شدند.
بر اساس این گزارش ۱۴۰ هزار تن از شهروندان به صورت مستقیم حقوقشان از سوی حاکمیت نقض شده است، ۷۰% گزارشات نقض حقوق بشر در طی سال گذشته میلادی از سوی نهادهای حقوق بشری و رسانه‌های مستقل یا غیر وابسته به حاکمیت گردآوری شده است.
در بخش اعدام زندانیان ۶۳% اعدام شدگان به اتهام حمل یا قاچاق مواد مخدر بوده است ۱۰% اعدام‌ها به اتهام قتل و ۶% اعدام‌ها به اتهام تجاوز به عنف اعلام شده است.
این نهاد حقوق بشری درصد خطای گزارش خود را ۳% در بحث منابع این گزارش اعلام داشته است، بیشتر اعدام‌ها در تهران انجام شده است، استان تهران با ۱۶%، سمنان و فارس با ۹% در صدر جدول اجرای احکام اعدام قرار داشتند.
سال گذشته میلادی ۵۹ نفر در سراسر کشور در ملاء عام اعدام شدند، که اکثر آن‌ها جرائم خشنی چون قتل و تجاوز به عنف را داشته‌اند به عبارتی دیگر ۱۰% اعدام‌ها در ایران در انظار عمومی اجرا شده است.
دستگاه قضایی ۵۴% این اعدام‌ها را گزارش کرده‌اند و نهاد‌های حقوق بشری نیز ۴۶% اعدام را گزارش کردند، این در حالی است که مسئولین قوه قضائیه سال گذشته مدعی شدند در زندانهای ایران اعدام مخفیانه وجود ندارد.
طبق آمار فوق اجرای حکم اعدام در ایران نسبت به گزارش سال گذشته همین نهاد ۹% افزایش داشته است. در بخشی از این گزارش آمده است دستگاه قضایی ۴۴۸ تن از شهروندان را به ۴۶۲ ماه محرومیت از حقوق اجتماعی، ۱۵۶۰۵ ماه حبس تعزیری و ۱۳۳۸ ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است.
در طی یکسال گذشته نیروهای امنیتی ۲۲۰۵ شهروند را بازداشت نموده‌اند که از این تعداد ۳۳۶ مورد آن به صورت موردی و ۸۴۲ مورد آن به صورت بازداشت فله‌ای یا بدون مشخص شدن هویت بازداشت شده بوده است.

تایید حکم اعدام و ارسال مجدد پرونده وحید اصغری به دیوان









حکم اعدام وحید اصغری که در شعبه ۶ دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجددا با تایید حکم اعدام توسط دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور ارجاع شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم اعدام وحید اصغری وبلاگ نویس و دانشجوی انفورماتیک دانشگاه بنگلور هند دی ماه سال گذشته توسط قاضی صلواتی صادر واسفندماه سال گذشته توسط شعبه ۶ دیوان عالی کشور بدلیل ایرادات اساسی از قبیل عدم سنخیت اتهامات وارده و اعترافات متهم نقض گردیده بود.
پرونده وحید اصغری مجددا برای رفع اشکالات به شعبه بدوی ارسال گردید که با تایید حکم اعدام توسط این قاضی دادگاه انقلاب، پرونده وی مجددا به دیوان عالی کشور ارجاع شد.
اصرار دوباره قاضی صلواتی برحکم اعدام این دانشجوی وبلاگ نویس زندانی و ارسال پرونده وی به شعبه ۶ دیوان عالی کشور در حالی صورت می‌گیرد که، نقض دیوان به پرونده، نقض کلی و علی الاطلاق بوده و می‌بایستی تحقیقات در پرونده دوباره صورت می‌گرفت که متاسفانه و در یک روال مشکوک وغیر قانونی توسط صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، متهم فقط یکبار در تاریخ ۱۱ آذر ماه سال جاری به دادگاه فراخوانده شد که بدلیل عدم صلاحیت قاضی و دادگاه انقلاب برای رسیدگی به جرایم رایانه‌ای و اطفال وحید اصغری در دادگاه حاضر نشد.
گفتنی است، قاضی صلواتی با وجود عدم حضور متهم آنهم در اولین جلسه رسیدگی، حکم اعدام وی را دوباره تایید و پرونده را مجددا به شعبه ۶ دیوان عالی کشور تحت شماره ۹۱۰۶۰۷ ارسال کرد.

دکتر فواد مقدم از مسئولین دانشگاه بهائیان به زندان رفت









فواد مقدم، شهروند بهائی و از مسئولین دانشگاه آنلاین بهائیان در اصفهان، صبح امروز برای گذران ۵ سال حبس، خود را به دادسرای شهید مقدسی مستقر در زندان اوین معرفی کرد.
فواد مقدم در روز یک خرداد ماه سال ۹۰ و همزمان با یورش گسترده به مرتبطین با دانشگاه آنلاین بهائیان در اصفهان بازداشت و پس از ۳۵ روز با قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شده بود.
دادگاه اولیه وی در تاریخ ۱۰ تیر سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد و این شهروند بهائی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم گردید که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد.