۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

مصطفی بنی‌شریف، فعال اجتماعی استان چهارمحال و بختیاری بازداشت شد








 مصطفی بنی‌شریف، فعال محیط‌ زیست و از امضاکنندگان نامه‌ی فعالان اجتماعی-سیاسی استان چهارمحال و بختیاری، بازداشت شد.
بنا به گزارش دانشجونیوز، وی صبح دیروز به ستاد خبری اطلاعات شهرکرد احضار شد و تاکنون خبری از وی در دست نیست.
گفتنی ا‌ست نیمه شب گذشته ماموران امنیتی به منزل نامبرده رفته و لپ تاب وی را برده‌اند.
روز گذشته نامهٔ ۸۰ تن از فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی استان چهارمحال و بختیاری خطاب به سید محمد خاتمی‎ در رسانه‌ها منتشر شد.
در قسمتی از این نامه آورده شده بود: جناب آقای خاتمی، ظهور و حضور فعال شما در بستر انتخاباتی کنونی، امری ضروری است؛ نه به عنوان یک منجی یا قهرمان، بلکه به عنوان کسی که می‌تواند از روندهای مخرب کنونی جلوگیری کند، به بخشی از بدنه حاکمیت که اهل مدارا در سطح ملی و بین‌المللی است، اعتباری دوباره بخشد و در ‌‌نهایت می‌تواند به جامعهٔ سرخورده و افسرده کنونی روحیه اعتماد و امید تزریق کند.

ولایت فقیه چینی / محمدرضا پورشجری








 محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش، در سخت‌ترین شرایط ممکن در زندان‌های جمهوری اسلامی زندانی است، در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، وی را تهدید می‌کند.
محمدرضا پورشجری ۵۱ ساله تحت شرایطی بسیار وخیم و غیر انسانی در یکی از بدترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم عادی و افراد شرور و خطرناک نگهداری می‌شود.
وی در تاریخ ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او بعد از بازداشت به سلول‌های انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل و مدت هفت ماه در سلول انفرادی مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشار‌ها موجب آسیب‌های جسمی بر روی وی شده بود.
پورشجری در دو دادگاه مختلف به اتهام توهین به مقدسات ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال زندان محکوم شده بود.
در زیر نامه وی به نام "ولایت فقیه چینی" که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است را می‌خوانید:
از بدو تشکیل رژیم جمهوری اسلامی در ایران، آخوند‌ها و آیت الله‌ها و حجج اسلام، بطور پیوسته وبی وقفه مشغول تعریف وتوضیح و توجیه تئوری "ولایت فقیه" بوده‌اند، ودر این کار بنابه طبیعت حرفه خود، دروغ‌پردازی وعوام فریبی واستفاده ازاقسام سفسطه ومغالطه را وجهه همت خویش قراردادند. حتا اخیرا اکبررفسنجانی پس ازگذشت سی وچهارسال کشف کرده است که "نهاد ولایت فقیه وحدت مردم را تضمین می‌کند." (۱) یعنی‌‌ همان کارکردی که همواره ازنظام پادشاهی انتظار می‌رفت وشاه را کانون وحدت ملی می‌پنداشتند.
در این میان شاخص‌ترین فردی که درباره تئوری ولایت فقیه نظرات وعقاید شگفتی ابراز داشته است، آخوند مصباح یزدی است، وی به پیروی ازفکر وفلسفه گوهری اسلام وقرآن مبنی بربی حقوقی انسان ولزوم سلب آزادی واراده واختیار از او (۲)، درتوضیح منبع حقانیت اصل «ولایت فقیه» اینگونه استدلال می‌کند که: «مشروعیت ولایت فقیه ناشی از تایید خدا واسلام و امام زمان است در حالی که مقبولیت آن توسط آرای مردم کسب می‌شود.» (نقل به مضمون) درواقع این اندیشه به نحوی توجیه تئوریک مهملی بنام «مردم سالاری دینی» هم محسوب می‌شود.
به هرجهت این دادگاه ازهرحیث بسیار شبیه باوری است که درچین باستان رواج داشته است:
«درچین باستان این اندیشه که حکومت ازسوی آسمان (ومردم) به خاقان وسران فئودال دربار او تفویض شده است برای خاقان بسیار ارزشمند بود وبه او مدد می‌کرد که مردم متصرفات خود وهمچنین سرکشان وعاصیان را به مردمی مطیع وفرمانبردار خویش تبدیل سازد. ولی درعین حال همین توجیه خاقان را به تنگنایی بسیار دشوار می‌افکند. هرفاجعه ملی وهربلای عام ارضی وسماوی می‌توانست سرانجام ناشی ازتقصیرات وخطئیات او تلقی شود. اگر ملت دچار فقر وفلاکت شدید می‌شد ویا کشور دراثر ستیزه وجنگ داخلی دوپاره می‌گشت، خاقان مسئول شناخته می‌شد. درآخرین تحلیل، خشکسالی‌ها و سیل‌ها وطاعون‌ها راسبب آن بود که خاقان از اوامرآسمانی سرپیچی کرده است واو بود که پیمان الهی راشکسته، یا دست کم درستایش آسمان وزمین، مراتب کمال احترام وخلوص را به جای نیاورده است.» (۳)
همانطور که ملاحظه کردیم، تفویض حکومت ازطرف آسما ومردم توامان، مدلی است که به احتمال زیاد مصباح یزدی برای توجیه «ولایت فقیه» می‌پسندد. اما تجربه نشان داده است که الزامات و متعلقات آن را که خاقان چین ودرباریان وی خود رابدان متعهد می‌دانستند، آخوند‌ها هرگز نمی‌پذیرند و دراین بازی چینی جر می‌زنند. به عبارت دیگر، درچارچوب فکری آیت الله‌ها، چنین توجیهی برای قدرت، نه تنها ولی فقیه رابه هیچ «تنگنایی بسیار دشوار» نمی‌افکند، بلکه باتوجه به این حقیقت که قرآن به راسخون (آیت الله‌ها) اجازه می‌دهد تابا تسلیم شدن به یک اراده مرموز (الله) ازخود سلب مسئولیت کنند، لذا می‌توان به هنگام ضرورت تمامی خاک را برسر مردم ریخت، یعنی هربلای آسمانی و زمینی را «امتحان الهی» خواند و مردم را مسئول دانست. در چنین مواقعی آخوند‌ها از مردم آسیب دیده طلب کارهم می‌شوند وهر فاجعه طبیعی را نتیجه گناهکاری بندگان می‌شمارند.
برای مثال کاظم صدیقی (آخوندک نماز جمعه) دلیل زمین لرزه را، لرزش اعضا وبرجستگی‌های بدن زن‌ها می‌داند وبی حجابی زنان را عامل اصلی زلزله می‌شناسد. ویا محسن قرائتی (اهریمنک متصدی ستاد اماله نماز) در یک سخنرانی علت زلزله شهربم را، بی‌توجهی مردم به پرداخت زکات می‌خواند! (نقل از حافظه)
به هرروی و علی رغم تلاش وکوشش بی‌امانی که معتقدان به ولایت فقیه در جهت توجیه واقناع اذهان به خرج می‌دهند، اما در ‌‌نهایت امر آنچه تاکنون در تحمیل ولایت فقیه به یک ملت، آخوند‌ها را یاری رسانده وآن‌ها را موفق گردانیده که این نظریه را در عمل اجرا کنند، نه باور و استقبال مردم، بلکه‌‌ همان سنت حسنه اسلامی یعنی زور و ارعاب وارهاب و تهدید وترور بوده است که در عربده «مرگ بر ضد ولایت فقیه» تبیین یافته و درواقعیت سرکوبی و خشونت و خفقان موجود در پس پشت این شعار، همواره خود رانشان داده است.
سوای این بحث صرفا نظری اما می‌دانیم که چینی‌ها درعمل، ولی فقیه و رژیمش را به شدت حمایت می‌کنند.
ازیک سو باآموزش پاسدار‌ها وارسال وسایل سرکوب وشکنجه وشنود وباکمک‌های نظامی و انتظامی آخوند‌ها را درمقابل مخالفان داخلی تجهیز می‌کنند واز طرفی درمجامع بین المللی و دیپلماتیک با آرا، موافق خود وبا همسویی سیاسی، ولی فقیه رادر برابر قدرت‌های بزرگ هیچوقت تنها نگذاشته‌اند.
در عوض ولی فقیه به چینی‌ها اجازه داده است تا با همدستی سرداران سپاه و فرزندان آخوند‌ها ومقامات بانفوذ که به دلالی و واسطه‌گری مشغولند، بازارهای ایران را در زیر کالاهای بنجل خود دفن کنند وصنایع تولیدی وکارخانجات ایران را به ورشکستی بکشانند.
پروژه‌های منطقه عسلویه وپارس جنوبی ویا با شرکت در ایجاد بزرگراه شمال، دست چینی‌ها رادر غارت منابع ملی بازگذاشته‌اند.
یادداشت حاضر رابا این سخن به پایان می‌بریم که بگوییم اگرچه آخوند‌ها و آیت الله‌ها چنانچه شخصی برفرض هزارقسم سفسطه بداند، آن‌ها همیشه یک قسم بیشتر می‌شناسند و مانند شهرزاد که باهزار ویک شب قصه گویی، جان خویش را نجات داد، اینان نیز به کمک هزار ویک نوع دروغ و سفسطه و مغالطه وماله کشی، قدرت و نفوذ اهریمنی خود را که ازجهالت و تعصب عوام الناس کسب کرده‌اند، شاید که تا سالهای سال بر بخش‌هایی از جامعه، کم وبیش حفظ کنند... اما تردیدی نیست که شرایط اجتماعی و بویژه سیاسی امروز جامعه ایران، یعنی این شرایط احمقانه و کهنه و پوسیده وعقب مانده و اسلامی، به اندازه‌‌ همان کالاهای چینی بی‌دوام و شکننده است وهمه می‌دانند که دیریا زود باید ازمیان برداشته شود.
پانوشت‌ها:
۱_ روزنامه اطلاعات مورخ ۹۱/۱۰/۲۸
۲_این حقیقت را یکی از حجت الاسلام‌ها در ضمیمه روزنامه اطلاعات مورخ ۹/۱۱/۹۱ اینگونه بیان می‌کند:
«انسان صلاحیت ندارد که برای تامین رفاه، اسایش، امنیت و سعادت زندگی دنیوی خویش قانون وضع کند... تنها کسی که می‌تواند قوانین و برنامه‌های کامل وهماهنگی را تنظیم کرده ودر اختیار بشر قرار دهد، خدای جهان آفرین و خالق انسان هاست»!
۳_ تاریخ جامع ادیان_ جان بادیرناس_ ترجمه: علی اصغر حکمت
سیامک مهر (محمدرضا پورشجری)
نویسنده وبلاگ گزارش به خاک ایران
زندان مرکزی کرج (ندامتگاه)
فروردین ماه ۱۳۹۲

احضار و تهدید فعالین کارگری در شهر سقز









بر طبق گزارش رسیده طی دیروز و امروز (۹ و ۱۰ اردیبهشت) محمد عبدی‌پور، جمیل راست خدیو، عمر شاکری و اسماعیل نیازی از فعالین کارگری در شهر سقز بصورت تلفنی تهدید و احضار شدند.
بنا به گزارش تارنمای کمیتهٔ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری،طی این تماس‌ها وفا قادری، کورش بخشنده و خالد حسینی از اعضای کمیتهٔ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت بایستی خود را به ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج معرفی کنند.
همچنین بر اساس این گزارش خالد حسینی و وفا قادری علاوه بر احضار، تلفنی تهدید شده‌اند که در مراسم اول ماه مه حضور نیابند. همچنین فردین می‌رکی دیگر عضو کمیته که دیروز به ستاد خبری احضار شده بود تا ساعت ۱۳ مورد بازجویی قرار گرفته بود و از وی خواسته شده بود که در مراسم روز کارگر شرکت نکند.
طی این تماس‌ها به این فعالین تاکید شده است که در روز ۱۱ اردیبهشت بایستی در خانه‌های خود مانده و در غیر این صورت حضور آن‌ها در بیرون از خانه به منزله شرکت در اول ماه مه تلقی شده و با آن‌ها با شدت تمام برخورد خواهد شد.
این تهدید‌ها در حالی صورت می‌گیرد که برگزاری وشرکت در مراسم‌های مستقل روز جهانی کارگر از ابتدایی‌ترین خواست‌ها و مطالبات کارگری است که باید دولت‌ها به آن احترام بگذارند. این روز متعلق به طبقه کارگر جهانی است و کارگران و پیشروان کارگری باید بدون ترس و تهدید و ارعاب بتوانند آنچنانکه خود شایسته می‌دانند در این روز به مناسبات نابرابر و تبعیض آمیز نظام سرمایه داری اعتراض نمایند.

حکم اخراج سه فعال کارگری "شرکت واحد" تایید و قطعی شد








 با رای هیات حل اختلاف اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شمال غرب تهران یکی از فعالان مستقل صنفی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از کار اخراج شد.
بنا به گزارش ایلنا، "حسن سعیدی" از رانندگان شرکت واحد تهران که ۱۳ سال سابقه کار در این شرکت را دارد، در حالی با رای هیت حل اختلاف اداره کار اخراج شد که تمامی سه عضو گروه کارگری هیات حل اختلاف با اخراج وی مخالف بودند.
صدور این حکم اخراج درحالی است که چندی پیش دو نفر دیگر از کارگران شرکت واحد به نامهای "وحید فریدونی" و "ناصر محرم‌زاده" نیز با حکم هیات حل اختلاف به ترتیب پس از ۹ و ۱۴ سال کار در این مجوعه از کار اخراج شده‌ بودند.
به گفته سعیدی دلیل اخراج او و فریدونی حضور در اجتماعی بود که پاییز سال گذشته از سوی گروهی از کارگران شرکت واحد به منظور پیگیری وعده مسئولان شهرداری در خصوص افزایش مزایای نقدی کارگران این شرکت در مقابل ساختمان شهرداری برگزار شد.
وی با بیان اینکه حکم اخراج ناصر محرم‌زاده نیز به دلیل انجام فعالیت‌های صنفی پیش‌تر صادر شده بود، افزود: هرچند پس از این اجتماع مطالبات مربوط به دستمزد و حق مسکن کارگران شرکت واحد طبق مصوبه شورای شهر افزایش یافت اما مسئولان شرکت واحد او و دیگر همکارش را از کار تعلیق کردند.
به گفته این راننده شرکت واحد، هیات حل اختلاف به استناد نظر موافق و مثبت کمیته انظباطی و شورای اسلامی کار شرکت واحد، اخراج وی و دیگر همکارش را تایید کرده است.
سعیدی در عین حال با یادآوری اینکه در سالهای گذشته وی به اتفاق دیگر همکاران اخراجی‌اش در مراجع تشخیص و حل اختلاف وظیفه دفاع از حقوق کارگران را برعهده داشته‌اند، گفت: بعید و دور از ذهن است که یک کارگر با وجود آشنایی با قوانین مرتکب چنان تخلف بزرگی بشود که شورای اسلامی کار و کمیته انظباطی به عنوان نهادهای مدافع کارگران، اینگونه با اخراج او موافقت کنند.
سعیدی همچنین از نحوه رسیدگی این پرونده در هیات‌های تشخیص و حل اختلاف اداره کار انتقاد کرد و گفت: در نحوه روند تشکیل جلسات هیات‌حل اختلاف، حضور الزامی تمامی اعضا و اتخاذ تصمیمات از برخی جهات مغایر با قانون بود و باعث اجحاف حقوق قانونی ما شد.
وی درعین حال گفت: از آنجا که ما معتقدیم که هیچ تخلفی انجام نداده‌ایم نسبت به رای صادره اعتراض کرده و از طریق مراجع قانونی برای بازگشت به کار خود اقدام خواهیم کرد.
اظهارات شرکت واحد:
در پی طرح این ادعا خبرنگار ایلنا در تماس با مسئولان شرکت واحد تلاش کرد تا صحت این ماجرار را جویا شود.
احمدی از مسئولان روابط عمومی شرکت واحد با ادعای اینکه در این شرکت هیچ کارگری بی‌دلیل اخراج نشده است گفت: افرادی که مدعی هستند اخراج شده‌اند، در تشکلی غیر قانونی به نام سندیکا فعالیت دارند.
وی بایادآوری اینکه مطابق قانون کار هیچ تشکلی به نام سندیکا اجازه فعالیت ندارد، گفت: بنابراین چه در محیط‌های کار و چه در فضای رسانه‌ای مدیران نمی‌توانند چنین نهادی را به رسمیت شناخته و در قبال آن‌ها پاسخگو باشند.
در عین حال این مقام مسئول در شرکت واحد تاکید کرد که طبق قانون مدیران مسئول این شرکت خود را در قبال پاسخگویی به نهادهای قانونی متعهد و موظف می‌دانند.
احمدی با ادعای اینکه بطور کلی ایجاد و عضویت در تشکل غیرقانونی که باعث ایجاد تنش در محیط کار می‌شود برخورد قانونی می‌طلبد، گفت: در شرکت واحد با این افراد هیچ برخورد غیر قانونی صورت نگرفته و هیچ کسی اخراج نشده است.
وی افزود: ترک کار کسانی که مدعی احجاف حقوق خود هستند با رای کمیته انظباطی، تشخیص اداره کار و یا از طریق طرح‌های انگیزشی صورت گرفته است.

سه تن از دراویش گنابادی در کوار فارس بازداشت شدند








سه تن از دراویش گنابادی در شهرستان کوار استان فارس بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بنا به گزارش تارنمای مجذوبان نور، محمدعلی صادقی، محمدعلی دهقان و محسن اسماعیلی سه درویش گنابادی هستند که ظهر روز سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت، "بدون ارائه حکم قضایی" بازداشت شده‌اند.
به گفته خانواده‌ این دراویش گنابادی، بازداشت این افراد با "ایجاد رعب و وحشت" همراه بوده است. خانواده‌های دراویش بازداشت شده در مورد سلامت و وضعیت نگهداری آن‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند.
مجذوبان نور که اخبار دراویش گنابادی را پوشش می‌دهد، گفته است: "پس از حملات نیروهای لباس شخصی و امنیتی به دراویش گنابادی ساکن شهرستان کوار در شهریورماه سال ۹۰، بازداشت، محاکمه و فشار بر دراویش این منطقه در استان فارس افزایش یافت و در شش ماهه‌ دوم سال ۱۳۹۰ و شش ماهه‌ اول سال ۱۳۹۱، بیش از ۱۰۰ تن از دراویش شهرستان کوار بازداشت، ضرب‌وشتم و محاکمه شدند."

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

افشاگری هوتن کیان در رابطه با اعدام و سنگسار در زندان تبریز








هوتن کیان، وکیل پایه یک دادگستری که از مهرماه سال ۱۳۸۹ بی‌وقفه و در بد‌ترین شرایط در بازداشت به سر می‌برد؛ طی نامه‌ای به وکیل خود آقای نقی محمودی که به دلیل مسائل امنیتی در خارج از ایران به سر می‌برد؛ ضمن شرح شکنجه‌ها و مصائب خود در زندان؛ به افشاگریهایی در رابطه با ماموران وزارت اطلاعات در پوشش قاضی و احکام اعدام و سنگسار در زندان تبریز پرداخته است.
بنا به گزارش تارنمای کمپین صلح فعالان در تبعید، متن نامه به شرح زیر است:
جناب آقای نقی محمودی
با عرض احترام و دوستی
- از پرونده‌های محکومیت فدوی؛ صرفا ۶ ماه و اندی باقیمانده است و در خصوص سایر پرونده‌ها، فعلا با سند توثیقی آزاد هستم؛ پرونده‌های مفتوح در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی می‌باشد. در صورت لزوم حتما با شما تماس می‌گیرم.
- در مورد جایزه ماخوذه سپاسگزارم؛ بیشتر مستحق شماست. لطفا سلام مرا به آقای مارکوس هلویک و نیس کوخ و.. برسانید.
- مواردی که می‌خواهم تدقیق فرمایید:
الف – نگهداری غیر قانونی حقیر در بند ۱۴ متادون که ویژه نگهداری معتادین تزریقی غیر قابل علاج می‌باشد، پر از ایدز، هپاتیت، سل، جذام و…که مواد مخدر در آن بیداد می‌کند. در حالیکه بنده در عمرم نه سیگار مصرف کرده‌ام و نه حتی قلیان و نه اعتیادی داشته‌ام …
ب – همانگونه که مستحضرید املاک پدر بنده کلا در اوایل انقلاب و پس از تیرباران پدر حقیر مصادره شده بود؛ اکنون و پس از دستگیری متاسفانه بر خلاف کلیه قواعد حقوقی ایران و حتی‌‌ همان اصل ۴۹ قانون اساسی (دادگاه اصل ۴۹ – دادگاه انقلاب) متوجه شده‌ام که مقامات ستاد اجرای فرمان امام خمینی به مدیریت صمد عزیزی بهروز (فرزند: محمد) و با همکاری بعضی از قضات دادسرا و عمومی – که اصولا هیچگونه ارتباط ماهوی و ریشه‌ای با اصل ۴۹ ندارند و مکاتبات آن‌ها را در اختیار دارم – صراحتا خطاب به اداره ثبت اسناد و املاک دستور مصادره اموال اینجانب را خواستار شده‌اند و صراحتا در متن نامه‌شان به ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام اشاره شده است و … (موقعیت املاک: درست پشت زندان مرکزی تبریز – پلاکهای ۴۰۵۰ و ۴۰۵۱ و ۴۰۹۳/۱ فرعی واقعات در بخش یک تبریز و ….)
ج- مساله طرح اتهامات بی‌اساس مثل جعل، استفاده از سند مجهول، سرقت مهر دادگستری و … که صرف نظر از برداشت در خصوص بعضی از آن‌ها و علیرغم اینکه کاملا مشخص و واضح بود که مراتب فوق متعلق به مرحوم علی اصغر اوشال (معروف به علی اوشان) – قاتل سریالی معروف بود که در پرونده سابق قتل ایشان هم موکدا از مدارک مجعول و … استفاده نموده و در خصوص آن‌ها کیفرخواست نیز صادر شده است و … که به علت اینکه موکل حقیر (علی اوشان) متواری بود، در دفتر حقیر کمدی در اختیار وی قرار داده بودم تا وسایلش را بریزد و …؛ که حتی در این تاریخ نیز علیرغم تمام قضایا و حتی کشته شدن نامبرده (علی اوشان)، اکنون نیز در خصوص پرونده‌های وی به عنوان مطلع بدرقه می‌شوم و …
د – مساله شکنجه شدید حقیر و تجویز پزشکان متخصص زندان بالای ۱۷ بار به معالجه در خارج از زندان (مراکز درمانی خارج از زندان) که از طریق دادستانی و … ممانعت به عمل می‌آید.
ه – مسدود نمودن حسابهای جاری و غیر جاری و پس انداز و … بدون دلیل می‌باشد که بهانه این است که از خارج ایران به حساب بنده مبلغ واریز می‌شد.
ی – اطلاع رسانی در خصوص قضات که مامور به خدمت از طریق وزارت اطلاعات هستند: ۱- کیانوش شکوه تازه ۲- موسی خلیل اللهی ۳- حسین نوبخت ۴- می‌کاییل خوبیارپور ۵- حسن هاشم‌زاده ۶- رحیم حمل بر ۷- نعمتی (فعلا معاون اداری) ۸ – عطالو (حفاظت اطلاعات) ۹ – شیخ لو (شعبه ۱۳ اجرای احکام) و غیره
ن – مساله دیگر برای خود آن عزیز؛ اصل حکم غیابی از طریق شعبه دوم دادگاه انقلاب (۶ ماه) و گویا شعبه ۱۰۴ جزایی می‌باشد؛ که اتهام در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبلیغ علیه نظام و … می‌باشد که در روزنامه حمایت چاپ شده است و در اختیار داری.
- مساله دیگر مساله شکنجه و متعاقب آن مرگ دو زندانی اخیرا در زندان تبریز می‌باشد که این رویه همچنان ادامه داشته و دارد؛ مددجویان محمد علی رنجگر و محمد مستی و …. (که خانواده آن‌ها از طریق شعبه ۴ بازپرسی تهدید به رضایت می‌شوند) و نیز مساله اعدام‌های واقعا واهی مثل اعدام مرحوم محمد صبوری
ف – تیمور و حبیب شیدی و … که به بهانه مواد مخدر و … بوده و سن محمد صبوری ۱۷ سال بوده است. و نیز اصل بی‌رویه دوبار حکم سنگسار که در مورد متهمین مثل علی سناعی و …. همچنان ادامه دارد که حتما شماره تلفن منزل آن‌ها به نحوی اطلاع رسانی خواهد شد و …
لازم به ذکر است آقایان حمل بر و هاشم‌زاده و خلیل اللهی پیش‌تر توسط اتحادیه اروپا در لیست تحریم قرار گرفته‌اند.

روز جهانی کارگر روز ماست / رضا رخشان








در حالیکه تنها چند روز دیگر به اول ماه مه مانده است با اینهمه برای منه کارگر این روز (یعنی روز جهانی کارگر) حکم تحویل سال نو کاریمان است.
روزیست که پایان سالیست که رفته، توام با موفقیت‌ها ویا شکست‌ها و مشکلات ویا کامیابی‌های احتمالی، در سال کاری که گذشته است. همچنین آغاز سالیست که امیدواریم بهبودی وسیع وعمیقی در زندگی ما کارگران همراه باشد.
اگر در سرتاسر جهان واز ملل و کشورهای گوناگون جهت مشخص نمودن گذرایام از سالنامه‌هایی چون، میلادی، شمسی، سال چینی وهندی وغیره استفاده می‌شود اما روز جهانی کارگر یگانه تقویم مشترک تمامی کارگران جهانست. که این خود به تنهایی گواه همبستگی تمامی توده‌های کارگران است.
بعبارت دیگر، شیئیت وماهیت مادی کارگران آنچنان به هم نزدیک است که از تمامی مرزهای سیاسی وتاریخی وفرهنگی گذر می‌نمایند که این خود ناشی ازذات طبقاتی مشترک، درد مشترک و راه حلهای مشترک برای رفع تمامی معضلات این طبقه عظیم است.
همانطور که می‌دانیم، تقویم روز جهانی کارگر با کشته شدن دوازده کارگر ساکن در آمریکا بوجود آمد. یعنی کشته شدن تعدادی کارگر خاص در یک کشور معلوم. اما همین رخ داد، تبدیل به روزی شد که تمامی کارگران دنیا، کارگر بودن خویشتن را جشن می‌گیرند چرا که در همه جا بر اساس این مناسبات، عارضه‌ای ثابت و مشابه در روابط کار وسرمایه است.
یعنی همانا تضاد منافع طبقه سرمایه داری با منافع طبقه کارگر بعنوان فروشنده نیروی کار. این تضاد باتمامی ابعادش در مناسبات حاکم بر جهان ما (سرمایه داری) بر قرار است. در چنین مناسباتی، طبقه سرمایه داری که مالک منابع ثروت سر شاری می‌باشد طبیعست که منابع قدرت را هم با خود همراه می‌سازد. تا از منافع او حمایت کند.
از طرفی دیگر، کارگران با فقدان منابع یاد شده و همچنین در نتیجه تضاد منافع او با سرمایه داری، بر خورد این دو، که هر کدام خواهان سهم بیشتری ازسودیست که از ارزش افزوده ناشی از تاثیر نیروی کار کارگر ویا ابزار تولید ونیروی مولد کارفرما که همگی در خدمت تولید و یا تولید کالا خدماتی هستند بر خورد این دو سوی نامتجانس (از منظر پایگاه طبقاتی)‌گاه صورت بسیار خشن وبیرحمانه‌ای بخود می‌گیرد در چنین مناسباتی خب طبیعیست که کارگران همیشه قربانی می‌شوند.
بعبارت دیگر، هر گونه حرکت وجنبش توده طبقه کارگر برای تغییر وبهبود شرایط زندگی، با جواب محکم ودندان شکن سرمایه داری تا دندان مسلح مواجه می‌شود. همانطور که کشته شدن این دوازده کارگر شیکاگویی بر گرفته ازین روابط بسیار جدی و‌گاه بیرحمانه در سیستم سرمایه داری بشمار می‌رود.
با اینهمه، هر چند متاسفانه این عده کارگر مظلومانه کشته شدند باینحال روزی را برای تمامی کارگران جهان به یادگار گذاشتند که برای منه کارگر، تنها روزیست که احساس بودن وغرور می‌کنم. ازینکه من یک کارگر هستم. اگر تمامی روزهای دیگر سال با تحقیر و استثمار نیروی کار من (کارگر) همراه است با این همه. اول ماه مه، فقط روز ما کارگران است. روزیست که کارگر با افتخار سر خود را بالا می‌گیرد و می‌گوید این روز، فقط روز منست. همانطور که گفتیم تمامی مصائب ومشکلات کارگران مشترک می‌باشد. همانطور که راه مبارزه با این دشواری‌ها و درگیری با سرمایه داری هم مشابه است. که مراد همانا همبستگی طبقاتی کارگران است.
تک تک ما کارگران از حیث منابع ثروت وقدرت، جهت ایجاد موازنه قدرت، در روابط خود با کارفرما، بسیار ضعیف و ناتوان هستیم. راز غلبه بر چنین ضعفی در اتحاد وهمبستگی کارگران نهفته شده است. همچنین نکته امیدوارکننده مبارزه طبقاتی کارگران اینست که، هر دستاوردی که کارگران در گوشه‌ای از گیتی بدست آوردند بر روی زندگی دیگر کارگران تاثیر مستقیم می‌گذارد. با این حال، متاسفانه بسیاری از دستاورد‌های مبارزه طبقاتی کارگران جهان، هنوز به ما نرسیده است.
فی المثل، من وقتی به سندیکاهای قدرتمند فرانسه نگاه می‌کنم حسرت می‌خورم. چراکه ما هیچ سندیکایی نداریم که از زندگانیمان محافظت کند. وقتی که ملا حظه می‌شود که این روز مهم در اکثر کشور‌ها با شدت و حدت فراوان، بعنوان یکی از اعیاد رسمی کشورشان، با برپایی جشنهای گسترده، توام با کارناوالهای بزرگ کارگری برسمیت شناخته شده است اما در کشورما نه تنها این روز تعطیل نمی‌باشد بلکه کارگران حتی نمی‌توانند در بین خودشان این مناسبت را جشن بگیرند. بازهم حسرت می‌خورم. فی المثل در بسیاری از شهرهای مکزیک هر ساله کسانی که توانسته‌اند کار خود را حفظ کنند وهمچنان کارگر باقی مانده‌اند، به جشن وشادی وپاکوبی درین روز می‌پردازند..
با توجه به مسائل گفته شده، یعنی برگذاری جشن وشادی وهمچنین تعطیلی روز جهانی کارگر وایجاد سندیکاهای قدرتمند کارگری، با اینکه تا رسیدن به سقف آرمانهای کارگریمان فاصله بسیار داردبا اینهمه در مناسبات بیرحمانه و خشنی که در عالم سرمایه داری حاکم است تمامی دستاوردهای یاد شده با دادن هزینه‌های گزاف به دست آمده است هزینه‌هایی مانند، اخراج، زندان وحتی جان کارگر. اگر سرمایه دار تنها به تحصیل سود بیشتر می‌اندیشد تا به داشته‌های بیشمار خود، بازهم بیافزاید. اما کارگران برای رسیدن به یک زندگی انسانی وشرافتمندانه مبارزه می‌کند که در بعضی موارد حتی مجبور شده‌اند که جان خود را هم هزینه کنند.
اگر ما همچنان جز تحقیر شدگانیم. اگر در سرتاسرجهان همچنان استثمار می‌شویم. اگر هنوز هم تاوان می‌دهیم. اگر همچنان در حسرت رسیدن به یک زندگی انسانی، مانده‌ایم. با وجود همه این‌ها، اول ما مه روز ما کارگران است. روز یست که ما از مرزهای نیستی، پوچی وحقارت خود گذر کردیم تا به همگان فریاد بر آوریم که روز جهانی کارگر روز ماست..
رضا رخشان
۸/۲/۱۳۹۲

دست کم یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان اعدام شده است








 روز یک‌شنبه هفته جاری دست کم یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان اعدام شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ماه سال جاری یک زندانی به اتهام قتل، در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.
یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: "این زندانی حمید خوشنام نام داشت. وی ۲۸ ساله بود و ۲ سال و نیم پیش در یک درگیری خانوادگی مرتب قتل شده بود."
گفتنی است، این اعدام از سوی رسانه‌های رسمی دولت اعلان نشده است.

بهزاد عرب‌گل جانباز جنگ ایران و عراق به زندان اوین رفت








 بهزاد عرب‌گل، کارگر ساختمانی، جانباز جنگ ایران و عراق و رئیس ستاد منطقه ۴ میرحسن موسوی، خود را به زندان اوین معرفی کرده و بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته مامورین امنیتی برای بازداشت بهزاد عرب‌گل به منزل شخصی وی مراجعه کردند که به علت عدم حضور وی در منزل، دست خالی مراجعت نمودند.
مامورین امنیتی ضمن تهدید خانواده به ایشان گفتند که وی باید روز بعد جهت اجرای محکومیت قبلی، خود را به زندان اوین معرفی نماید.
بهزاد عرب‌گل نیز امروز خود را به دادستانی زندان اوین معرفی کرده و جهت اجرای حکم بازداشت شد.
وی که به اتهام شرکت در حوادث ۶ دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) بازداشت شده بود پیش از این بیش از ۶ ماه در بازداشت به سر برده که بیش از ۵۰ روز آن در سلول انفرادی بوده است. وی کارگر ساختمانی، متاهل و دارای دو فرزند خردسال، دختر و پسر است.
عرب‌گل در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۸۹ با سپردن قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
وی سپس از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۶ سال حبس تعزیری در مرحله بدوی محکوم شده که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۴ سال تقلیل پیدا کرد.
یکی از نزدیکان وی که نخواست نامش فاش شود در مورد به اجرا در آمدن محکومیت وی به گزارشگر هرانا گفت: "بهزاد بتازگی در کمپینی برای دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری فعالیت کرده بود و به همین دلیل محکومیت وی به مورد اجرا در آمد."

دو معدنچی بر اثر سقوط در معدن کوشک کشته شدند








دو کارگر معدنچی بر اثر سقوط در معدن سرب و روی کوشک در شهرستان بافق، جان خود را از دست دادند.
بنا به گزارش خبرآنلاین، شامگاه شب گذشته، دو کارگر معدنچی در حین فعالیت در تونل زیرزمینی معدن سرب و روی کوشک بافق، در زیر آوار محبوس شده و جان خود را از دست دادند.
این دو کارگر به نام‌های جواد غنی‌پور و حسین زراشکی هر دو اهل شهرستان بهاباد هستند که در شیفت عصر معدن کوشک مشغول کار بودند.
با بروز این حادثه در نخستین ساعات شب گذشته، نیروهای امدادی و پلیس، در محل حادثه حاضر شدند تا اقدامات لازم صورت گیرد.
همچنین مسئولان بافق از جمله فرماندار، بخشدار و رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای بررسی این حادثه در محل معدن کوشک حاضر شدند.
رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان بافق که به همراه ناظر این اداره به عمق تونل و محل حادثه برای بررسی علت آن رفته بود پس از خروج از تونل گفت: علت این حادثه به زودی از سوی کار‌شناسان اعلام می‌شود.
مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان یزد اما علت این حادثه را سقوط از ارتفاع ۴۰ متری به داخل تونل اعلام کرد.
معدن سرب و روی کوشک در فاصله ۴۵ کیلومتری بافق قرار دارد که در حال حاضر به دو صورت روباز و تونل از آن سنگ استخراج می‌شود. این معدن ۲۰۰ متر عمق دارد و در آن ۴۰ کیلومتر تونل حفر شده است.