۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

مخالفت دادستانی با مرخصی نادر جانی به رغم شرایط دشوار جسمی





 مقامات مسئول در دادستانی تهران با مرخصی درمانی نادر جانی جانباز سبز دربند مخالفت می کند.
به گزارش کلمه، علیرغم وعده قبلی و پی گیری های مکرر، دادستانی تهران با مرخصی درمانی نادر جانی از زندانیان سیاسی سبز مخالفت می کند.
این زندانی سیاسی که به دلیل جراحات ناشی از حضور در جبهه های جنگ و جابجایی ترکش ها در بدن از درد شدید به ویژه در ناحیه سر رنج می برد، نیاز به مراقبت پزشکی خارج از زندان دارد.
نادر جانی که خانواده او در همدان ساکن هستند به علاوه سرپرست فرزندان برادر شهیدش “اسماعیل جانی” است و دیگر برادرش “داوود جانی” نیز از آسیب دیدگان شیمیایی جنگ تحمیلی است که مراجعات مکرر به دادستانی تهران که در یکی از نقاط آلوده تهران واقع است، وی را نیز بارها راهی بیمارستان کرده است.
نادر جانى از فعالان سیاسى اصلاح طلب همدان که چندى پس از عاشوراى ٨٨ براى اولین بار از سوى اطلاعات همدان بازداشت شده بود از اسفند سال ۹۱ جهت اجراى حکم ناعادلانه سه سال حبس که قاضى صلواتى براى او صادر کرده بود در اوین محبوس شد.

اعدام چهار متهم مواد مخدر در کرمان





چهار نفربه اتهام حمل و نگهداری ۷۰۳ کیلو تریاک و ۲۳ کیلو هرویین اعدام شدند طی احکام صادره از سوی شعب دوم و سوم دادگاه انقلاب اسلامی کرمان، ۴ نفر در محوطه زندان مرکزی کرمان به دارآویخته شدند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کویر و به نقل ازدادگستری استان کرمان، مشارکت در حمل زنجیره‌ای مواد مخدر به میزان ۷۰۳ کیلو و ۲۵۰ گرم تریاک اتهام دو نفر از این افراد بود که حکم آن‌ها از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرمان صادر شده است.
فرد سوم که اتهام حمل و نگهداری ۲۲ کیلو و ۳۰۰ گرم هرویین در پرونده‌اش درج شده از سوی شعبه دوم انقلاب کرمان به اعدام محکوم شده است.
فرد چهارم که اتهام حمل و نگهداری یک کیلو و ۳۰۰ گرم هرویین در پرونده‌اش درج شده از سوی شعبه سوم انقلاب کرمان به اعدام محکوم شده است.
شایان ذکر است، احکام صادره در راستای ماده ۳۲ قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی دادستانی کل کشور مورد تایید و تنفیذ قرار گرفت و در ‌‌نهایت با توجه به رد پیشنهاد و تقاضای عفو محکوم علیهم مذکور از سوی کمیسیون‌های عفو استان و مرکز و نیز موافقت رییس قوه قضاییه با اجرای آن، به لحاظ قطعی شدن حکم و پس از سیر مراحل و تشریفات قانونی در محوطه زندان کرمان اجرا شد.

بشیر نظری به یک سال حبس تعزیری محکوم شد





بشیر نظری فرزند حجت نظری از جانباختگان جنگ ایران و عراق به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش جرس، وی در صفحه‌ی شخصی فیس‌بوکش با اعلام این خبر نوشت: “امروز برای ابلاغ حکم، به دادگاه انقلاب رفتم. به شعبه‌ای که گفتند منحل شده، اما امروز معلوم شد فقط قاضی پیرعباسی، از آن‌جا رفته و کسی دیگر، مسولیت وی را در شعبه‌ی ۲۶ بر عهده گرفته است.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رییس جمهور»! به یک سال حبس تعزیری که به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است محکوم شد.

وفا قادری، فعال کارگری آزاد شد





وفا قادری، فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری، پس از اتمام دوران محکومیتش آزاد شد.
به گزارش وبسایت کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل‌های کارگری، این فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری پس از تحمل سه ماه ونیم حبس در زندان مرکزی سنندج با استقبال تعداد کثیری از کارگران و فعالین کارگری شهر سنندج آزاد شد.
حاضرین ابتدا با آزاد کردن تعدادی کبوتر، با مشایعت و همراهی وفا قادری تا منزل، اقدام به برگزاری مراسمی در گرامی داشت آزادی وی کردند. در این مراسم حاضرین با برافراشتن پلاکاردهایی خواستار آزادی فعالیت کارگری در اسرع وقت شدند.

اعدام دو متهم مواد مخدر در زنجان





دو زندانی متهم به حمل و نگهداری مواد مخدر سحرگاه امروز در زنجان اعدام شدند.
به گزارش واحد مرکزی خبر، سرهنگ شیرمحمدی، رئیس پلیس مبارزه با موادمخدر استان گفت: این ۲ نفربه جرم تهیه وتوزیع موادمخدر در زنجان به اعدام محکوم شده بودند که به موجب دادنامه‌های صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی زنجان حکم صادره به اجرادرآمد.
ازاین سوداگران ۳کیلو و ۹۰۵ گرم ماده مخدرازنوع هروئین کشف شده بود.
این ۲ نفر در زمینه توزیع مواد مخدر در زنجان سابقه دار بودند.

بیانیهٔ جمعی از فعالان فرهنگی و مدنی کرمانشان





بیش از ۹۰ تن از فعالین فرهنگی و مدنی کرمانشاه طی نامه‌ای، توهین صدا و سیما به قوم بختیاری را محکوم کرده و می‌نویسند: «جای تاسف بسیار است صدا و صدای جمهوری اسلامی که در طول عمر خود هیچگونه ارزش و اعتباری به اقوام و ملت‌ها نداده است، ‌‌گاه و بیگاه و از طرق مختلف اهانت‌هایی را در حق اقوام و ملتهای این سرزمین روا می‌دارد که مورد اخیر این رسانه که با پول مردم این کشور اداره می‌شود به قوم بزرگ بختیاری از طریق پخش سریالی که فاقد هر گونه ارزش هنری و اعتبار تاریخی است، می‌باشد.»
متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:
حرکت صدا و سیمای جمهوری اسلامی در حق قوم بزرگ بختیاری را محکوم و حمایت خود را از آن‌ها اعلام می‌داریم.
جای تاسف بسیار است صدا و صدای جمهوری اسلامی که در طول عمر خود هیچگونه ارزش و اعتباری به اقوام و ملت‌ها نداده است، ‌‌گاه و بیگاه و از طرق مختلف اهانت‌هایی را در حق اقوام و ملتهای این سرزمین روا می‌دارد که مورد اخیر این رسانه که با پول مردم این کشور اداره می‌شود به قوم بزرگ بختیاری از طریق پخش سریالی که فاقد هر گونه ارزش هنری و اعتبار تاریخی است، می‌باشد. به گونه‌ای که باعث نگرانی و ناراحتی میلیون‌ها نفر از این قوم و نیز دیگر مردم ما شده است.
ما امضاء کنندگان زیر ضمن اعلام حمایت خود از قوم بختیاری خواهان آن هستیم مسئولین این رسانه دولتی اعم از مدیر آن و کارگردان سریال از مردم عذرخواهی نموده و به این گونه اعمال خود که بوی اهانت‌های عمدی از آن به مشام می‌رسد پایان دهند.
کیومرث امیری کله جوبی، نویسنده و شاعر
سیدمهرداد مشعشعی، هنرمند
عباس جلیلیان، نویسنده
اردشیر موسوی، فعال فرهنگی و شاعر
منوچهر دیو بند
شهریار طهماسبی
هدایت قادری
بردیا مرادی
رضا داربی، دانشجو
علی دارابی، عکاس
طا‌ها دلفانی
علی اکبر دلفانی
مهندس نبی دلفانی
مهندس نوید دلفانی
خسرو رشیدی
ماشاء اله رشیدی
مهندس رسول خسته
فرشته سهرابی، کارمند
مسلم مرادی، هنرمند
کامران آسا، دانشجو
اکبر پرتویی
آران کیخسروی
اکبر سبحانی
پزمان شریعتی
پوریا الماسی
علی براتی
سوما امینی، شاعر
شهریا رستمی
مسعود عزیزی
صادق پرندین
بابک دبیریان
شیلان قبادی
میثم فلاحی
صبیحه فتاحی
نرمین مشایخی
سالار شیرزادی
جمیل مرادی
آرش افضلی
مصطفی باقری آشنا
زاهد ویسی
مهدی خانه بیگی
مهندس سهراب مرادی
مهندس کیومرث بلده
داریوش مرادی
اله مراد جباریان
کاوه فتاحی
پوریا فتاحی
محمود محمودی
چنگیز اقبالی
علی حاتمی
حسن رضایی
سجاد جهانفرد
فردین حیدری
حمید شهلانی
فواد مظفری
افشین غلامی
جمیل مرادی
وحید محدی
رضا بختیاری
مهندس سیامک رشیدی
مسعود قنبری
مجید احمدی
ابراهیم بشیری
فرزاد صفره
امین ذکاوتی
بهروز جلیلیان
کیومرث رضایی
فرهاد رضایی
فرهاد جهانبیگی
مصطفی مرادی
مهندس هوشنگ دولتیار
سعید منصوری
جبار بساطی
بهارک نجفی
سهیلا محمدی
فرامرز مسکینی
پژمان آقایی
اکبر قنبرویسی
کیومرث ایمانی
رضا حسینی
حسین سلیمانی
سعید منصوری
میلاد سیف الهی
جهاندار رستمی
گلشن افضلی
جواد شریفی
مرزبان رجبی
نیلوفر افضلی
واحد افضلی
مهدی ماهیدشتی
مجید سازار
فروغ گلچینی
خلیل محمدی و…….

وضعیت خطرناک حسن طفاح / منصور اسانلو





 منصور اسانلو فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق در طی نامه‌ای در مورد یکی از همبندیان خود می‌نویسد: «وی علاوه بر بیماری سرطان خون به بیماری آرتروز گردنهم مبتلا شده است. در طی درمان و حضور در خانه و در کنار همسر ستم کشیده‌اش هدا خانم هیچ رابطه‌ای یا فعالیت سیاسی نداشته است که او را دوباره به زندان ببرند چون طبق آخرین توصیه پزشکان معالج درمان ایشان کماکان ادامه داشته و باید بیرون از زندان می‌ماند که متاسفانه ایشان را به زندان باز گردانده‌اند.»
متن کامل این نامه را در زیر می‌خوانید:
حسن طفاح حقوقدان وعضو کانون وکلای جهانی ۸۵ ساله که از سال ۱۳۸۷ دستگیر و چهار ماه درسلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ تحت فشار وآزار شدید مورد بازجویی‌های بی‌رحمانه قرار گرفت و سعی کردند که اتهامات دروغین بر او وارد کنند.
خاندان حسن طفاح از دیر باز به عراق رفته بودند، از منطقه جنوب غربی کشور، برای گذران زندگی به آن کشور می‌رفتند وباز می‌گشتند. پدر بزرگ او در عراق می‌ماند و شهروند آن کشور می‌شود وخانواده او به عنوان عراقیان ایرانی نسب در عراق ادامه زندگی می‌دهند.
آقای حسن طفاح در آنجا تحصیل می‌کند ورشته حقوق را به پایان می‌رساند و در آنجا به عنوان وکیلی خوشنام و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان شناخته می‌شود.
وی در جریان مبارزات مردم عراق علیه دیکتاتوری وستم‌گری شرکت دارد وبرای هم نسلانش فردی شناخته شده وقابل احترام است. در جریانات مختلف اتفاقاتی که در کشور عراق می‌افتد هزینه‌های بسیاری می‌پردازد.
نهایتا بعد از روی کار آمدن صدام حسین وطی دوران سخت و دشوار او به همراه صد‌ها نفر از مردمان ایرانی تبار عراق به عنوان معاودین در سال ۱۳۵۸ از عراق اخراج و به ایران رانده می‌شوند.
در ایران دست به کارهای مختلف برای گذران زندگی شرافتمندانه می‌زند و به تدریج با اطلاعات و آگاهی و تجربه‌ای که از زندگی می‌آموزد، فرد موفقی می‌شود و در امارات متحده عربی و دبی و فجیره دفا‌تر حقوقی و تجاری موفقی را مدیریت می‌کند.
وی به عنوان یک وکیل سر‌شناس در حوزه کشور‌های عربی در کنفرانس‌های سالیانه حقودانان جهان در تونس و مراکش و سوئیس در شهر ژنو شرکت می‌کند.
حسن طفاح حدود ۲۵ سال پیش در یکی از این کنفرانس‌های بین المللی قطعنامه‌ای را در محکومیت حکومت عراق و ایران در نقض حقوق بشر به همراه حقوقدانان مدافع حقوق بشر امضا می‌کند.
بعد از سرنگونی صدام و در اختیار گرفتن اسناد استخبارات عراق‌‌ همان سازمان امنیت عراق توسط نیروهای مدافع جمهوری اسلامی اسناد ومدارک و گزارشات مربوط به ایرانیان و عراقی‌هایی که به نوعی به حکومت اسلامی مربوط می‌شود را در اختیار وزارت اطلاعات و سپاه قدس قرار می‌دهند و مقامات امنیتی شروع به تجسس در این اسناد و مدارک می‌کنند تا هر فردی را که در این اسناد نامی از او به میان آمده است شناسایی کرده و وضعیت او را بررسی کنند و در صورتی کسانی پیدا می‌شدند که ممکن بود بتوانند از آن‌ها برای تهیه کالا‌ها یا لوازم و تکنولوژی‌هایی که در امور نظامی و امنیتی و دیگر امور بسیار مهم اقتصادی بکار گیرند آن‌ها را پس از شناسایی و در دسترس بودن دعوت به همکاری در چنین اموری نمایند تا برای آن‌ها معاملاتی را به صورت نا‌شناس و دور زدن برخی از تحریم‌ها، انجام دهند که یکی از این افراد آقای حسن طفاح بود.
پس از شناسایی ایشان اورا به ادارات اقتصادی وزارت اطلاعات مثلا در خیابان زرتشت و جاهای دیگر دعوت می‌کنند و با تطمیع و تحریک سعی در برانگیختن ایشان برای ورود در معاملاتی غیر قانونی بین المللی به سود بخش‌های نظامی امنیتی نظام حکومت اسلامی می‌کنند، که ایشان طفره می‌رود و نمی پذیرد و انجام این معاملات را خارج از توان خود اعلام می‌کند.
در نتیجه مورد خشم نظام مقدس اسلامی قرار می‌گیرد و او را هنگامی که در تهران- خیابان میرداماد به بانکی مراجعه می‌کرده است تعقیب و دستگیر می‌کنند وبه زندان اوین می‌برند و در بند ۲۰۹ مورد انواع آزار و شکنجه‌های جسمی و روحی فراوان قرار داده‌اند و در سلول انفرادی نگه می‌دارند و پس از چانه زنی‌های فراوان که همکاری را بپذیرد و آقای حسن طفاح نمی‌پذیرد، او را به دست قاضی صلواتی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب می‌سپارند تا رای برایش صادر نماید.
در بیدادگاهی غیر علنی و بدون حضور وکیل ویا ناظری، نهایتا حکم سنگین محاربه واقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام واقدامات برعلیه نظام اقتصاد اسلامی… واین گونه لاطائلات بر علیه ایشان صادر می‌نماید، و حکم به ۱۵ سال زندان می‌دهند و او را به زندان گوهر دشت یا‌‌ همان رجایی شهر کرج تبعید می‌کنند.
به تدریج در شرایط سخت زندان رجایی شهر ایشان سلامتش را از دست می‌دهد و به سرطان خون مبتلا می‌شود. پخش امواج پارازیت برعلیه امواج موبایل‌ها که در زندان رجایی شهر اعمال می‌شود و هم چنین ندادن غذایی مناسب وکافی، نبودن سبزی جات ومیوه در منوی غذای زندانیان وعدم دسترسی به پزشکان متخصص و دارو و آزمایشات منظم پزشکی و شرایط بسته و آلوده زندان در جهت ابتلای ایشان به سرطان خون نقش جدی داشته است.
بعد از آنکه بیماری ایشان حاد شد و مجبور شدند آزمایشات پزشکی از ایشان بگیرند و مطمئن شدند که سرطان خون بدون درمان دارد، حسن طفاح را با عنوان ادامه معالجات در بیمارستان و بیرون از زندان بنا به توصیه پزشکی قانونی در اواخر سال ۱۳۹۰ از زندان بیرون آوردند.
حسن طفاح در این دوران با توجه به سن بالایی که داشت فقط به درمان خود می‌پرداخت. وی علاوه بر بیماری سرطان خون به بیماری آرتروز گردنهم مبتلا شده است. در طی درمان و حضور در خانه و در کنار همسر ستم کشیده‌اش هدا خانم هیچ رابطه‌ای یا فعالیت سیاسی نداشته است که او را دوباره به زندان ببرند چون طبق آخرین توصیه پزشکان معالج درمان ایشان کماکان ادامه داشته و باید بیرون از زندان می‌ماند که متاسفانه ایشان را به زندان باز گردانده‌اند.
حدود دوهفته پیش ایشان را برخلاف نظر پزشکی قانونی و پزشکان متخصص به زندان رجایی شهر بند ۴ سالن ۱۲ باز گردانده‌اند.
بنا به گزارشات موثق حال ایشان اصلا خوب نیست و در معرض خطر مرگ قرار دارد. بدین وسیله از طرف خانواده، دوستان آشنایان وهم بندی‌های او از همه مقامات حقوق بشری وبه خصوص آقای دکتر احمد شهید خواهان پیگیری فوری وگسترده هرچه بیشتر، برای نجات این زندانی بیگناه کهنسال دارم و از این طریق می‌خواهم که پرونده ایشان هر چه زود‌تر از سوی شورای حقوق بشر با مقامات حکومت اسلامی در ایران مطرح گردد وخواهان آزادی فوری وبی قید وشرط این حقوقدان کهنسال گردند.
منصور اسانلو

۱۳۹۲ بهمن ۲۹, سه‌شنبه

سعید ملک‌پور فعال سایبری محروم از مرخصی





 تقاضای مرخصی سعید ملک‌پور زندانی بند ۲- الف که به حبس ابد محکوم شده، با مخالفت مسئولین مواجه می‌شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر اساس محتویات پرونده سعید ملک‌پور، سپاه پاسداران و دستگاه قضایی در آخرین روزهای سال ۸۷ از انهدام سایت‌هایی که آنان را سایت‌های غیراخلاقی فارسی زبان می‌نامیدند، خبر دادند. آنان همچنین گفتند که عوامل اصلی این سایت‌ها دستگیر شده‌اند.
سعید ملک‌پور در رابطه با این پرونده در مهرماه ۱۳۸۷ بازداشت شد و ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد.
وی که اکنون در بند ۲- الف سپاه نگهداری می‌شود تاکنون چندین بار تقاضای مرخصی خود را به مسئولین ارائه داده، اما هربار با مخالفت ایشان روبرو می‌شود.
سعید ملک‌پور نیز پیش‌تر با انتشار نامه‌ای، شکنجه‌ها و نحوه اخذ اعترافات ازخود را مفصل شرح داده و اعلام کرده بود که زیر شکنجه وادار به اعتراف علیه خود شده است.

صدور حکم قطعی برای دکتر سعید مدنی





دادگاه تجدیدنظر استان ۶ سال زندان که چهار سال آن در زندان بندرعباس باید سپری شود و ۱۰ سال اقامت اجباری در این شهر را برای سعید مدنی تایید کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دکتر سعید مدنی پژوهشگر مسایل اجتماعی، جرم‌شناس و فعال سیاسی اجتماعی ملی- مذهبی در ۱۷ دی ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت و نزدیک به یکسال در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات تحت بازجویی‌ قرار گرفت و پس از آن به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباس به ۶ سال زندان در تبعید بندرعباس و ۱۰ سال زندگی در تبعید در شهر بندرعباس محکوم شد.
پس از اعتراض وکیل دکتر مدنی به حکم صادره، پرونده برای تجدید نظر به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی موحد ارجاع شد و در ‌‌‌نهایت حکم صادره مورد تایید قرار گرفت.
براساس این حکم ایشان دو سال از محکومیت خود را در زندان اوین و پس از آن مابقی چهار سال محکومیت خود را در زندان بندرعباس سپری خواهد نمود.
مطابق کیفر خواست صادره، سعید مدنی به اتهام همکاری با شورای هماهنگی راه سبز، کانون مدافعان حقوق بشر، کمیته دفاع از انتخابات آزاد، کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه، شورای فعالان ملی- مذهبی و انتشار چندین مقاله و کتاب در زمینه مسایل اجتماعی با هدف سیاه نمایی وضعیت کشور مورد محاکمه قرار گرفته است.
دکتر مدنی پیش از بازداشت اخیر دو مرتبه طی سالهای ۱۳۷۳ به دلیل سردبیری مجله ایران فردا به مدیریت مهندس عزت اله سحابی و نیز سال ۱۳۷۹ به اتهام تاسیس، عضویت و همکاری با شورای فعالان ملی- مذهبی بازداشت شده بود.
وی در سال ۱۳۸۲ طی حکمی از سوی قاضی حداد -از مته‌مان بازداشتگاه کهریزک- به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی محکوم شد که در شعبه ۲۹ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی زرگر حکم قطعی به سه سال و نیم حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی تغییر یافت.
سعید مدنی طی سال ۷۹-۸۰ یکسال از محکومیت خود را در زندان عشرت آباد متعلق به سپاه پاسداران گذراند و باقیمانده حبس خود را از سال ۹۰ در زندان اوین سپری نمود که دی ماه سال
جاری حکم پرونده فوق به پایان رسید.
دکتر سعید مدنی به عنوان جرم‌شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی تاکنون مقالات و کتابهای بسیاری در زمینه اعتیاد، خشونت علیه کودکان و زنان، حقوق کودکان و سایر مباحث در زمینه مسایل اجتماعی منتشر کرده است.
اخیرا کتاب وی درباره روسپیگری در ایران نیز پس از نزدیک به سه سال و پس از حذف بخشهایی از آن از سوی وزارت ارشاد مجوز انتشار دریافت کرد.
دکتر سعید مدنی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین دوران محکومیت جدید خود را می‌گذراند.

دو کارگر در کارخانه کیان‌تایر کشته شدند





شب گذشته بر اثر وقوع انفجار در مخزن سوخت کارخانه کیان تایر، دو کارگر شرکت توزیع کننده سوخت کشته شدند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)،«حسن پورطالبیان» دبیر خانه کارگر اسلامشهر با اعلام این خبر گفت: این حادثه ساعت ۲۱ یکشنبه شب زمانی رخ داد که کارگران مشغول تخلیه سوخت از مخزن بودند.
«حسین عامری» رئیس نهاد کارگری کیان‌تایر نیز در تشریح جزئیات خبر گفت: در پی سرمای هوا و کمبود گاز به این کارخانه دستور داده شده بود که به جای گاز مایع از مازوت استفاده شود.
رئیس شورای اسلامی کار کیان تایر افزود: بنا به درخواست کارخانه، قرار بود ۵۰۰ هزار لیتر سوخت مازوت توسط وزارت نفت در پنج نوبت به کیان تایر داده شود اما در آخرین نوبت به دلیل وجود مشکلاتی در ترکیب سوخت، کارگران مجبور به تخلیه تمامی سوخت داخل مخزن شدند که در لحظات اولیه این عملیات، با وقوع انفجار دو کارگر کشته و یک کارگر دیگر مصدوم شد.
این کارگر کارخانه کیان‌تایر، اسامی کارگران کشته شده شرکت توزیع کننده سوخت را «علی عباسی» و «رضا جوادزاده» ذکر کرد و از انتقال کارگر مصدوم «منصور جوادزاده» به بیمارستان شهدای یافت‌آباد خبر داد.