۱۳۹۳ اردیبهشت ۲, سه‌شنبه

۴۵ کارگر نخ الوند تعدیل شدند


یکی از کارگران کارخانه «نخ الوند» از تعدیل ۴۵ نفر از کارگران شاغل در این واحد تولیدی، به دلیل آنچه از سوی کارفرما عدم نیاز عنوان می‌شود، خبر داد.
این کارگر به ایلنا گفت: کارفرمای کارخانه نخ الوند در روزهای پایای سال گذشته، اسامی ۴۵ نفر از کارگران قرار دادی این واحد ریسندگی را برای تعدیل به واحد اداری معرفی کرد.
او با بیان اینکه همه این کارگران از تاریخ یکم فروردین ماه سال جاری بیکار شده‌اند، افزود: کارگران تعدیل شده هنوز امیدوارند که در سال جدید بتوانند دوباره به کار قبلی خود بازگردند.
این کارگر بابیان اینکه بیش از ۱۰۰ کارگر با سابقه ۱۰ تا ۱۶ سال در این مجموعه مشغول کار بودند، گفت: پس از اخراج‌های اخیر وظایف ۴۵ کارگر اخراجی میان کارگران باقیمانده تقسیم شده است.
او بابیان اینکه هنوز کارگران نخ الوند بابت بخشی از حقوق اسفند و عیدی پایان سال ۹۲ طلبکار هستند، افزود: همچنین کارفرما بابت پرداخت حق سنوات کارگران یک فقره چک به تاریخ ۲۴ اردیبهشت ماه صادر کرده است.
این کارگر با بیان اینکه به تعداد ی از کارگران اخراجی، مقرری بیکار تعلق نمی‌گیرد، گفت: از تاریخ ۱۵ آذر تا ۲۹ اسفند سال گذشته کارفرما تعدادی از کارگران تعدیل شده را به واحد دیگری بنام «دیبا پود» که از زیر مجموعه‌های نخ الوند محسوب می‌شود منتقل کرد که مطابق قانون بیمه بیکاری اینجابجایی مانع از پرداخت مستمری بیمه بیکاری به کارگران مذکور می‌شود.
در این رابطه آقای «قربانی» سرپرست کارخانه نخ الوند ضمن تایید تعدیل ۴۵ نفر از کارگران این کارخانه، دلیل اخراج این کارگران را وضعیت نامناسب تولید وفروش عنوان کرد.
او گفت: ما در سال جدید به دلیل تشدید بحرانی که از چند سال پیش متوجه صنعت نساجی بوده است ناچار شده‌ایم تا ۴۵ نفر از کارگران این کارخانه را تعدیل کنیم.
او با بیان اینکه نخ الوند هم اکنون با حداقل نیرو به فعالیت خود ادامه می‌دهد افزود: به محض بهبود شرایط، حداکثر تا یکماه آینده تعدادی از کارگران تعدیل شده را مجددا جذب خواهیم کرد.
این کارفرما در خصوص مشکلات بمه بیکاری تعدادی از کارگران بیکار شده گفت: کارگران تعدیلی در حال حاضر می‌توانند از مقرری بیمه بیکاری استفاده کنند.
قربانی همچنین در مورد کارگران تعدیل شده‌ای که به دلیل منتقل شدن به کارخانه دیبا پود قارد به دریافت مقرری بیمه بیکاری نیستند، گفت: در تلاش هستیم تا مشکل بوجود آمده در سازمان تامین اجتماعی را مرتفع کنیم.

۲۰ کارگاه سنگ‌بری تعطیل و ۲۰۰ کارگر سنگ‌بر بیکار شدند





رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان سنگ‌بری‌های استان اصفهان گفت: در نتیجه تعطیلی ۲۰ سنگ‌بری در شهر دولت آباد اصفهان، حداقل ۲۰۰ کارگر در سال گذشته بیکار شدند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا)،«رضا احمدی» در خصوص علل تعطیل شدن ۲۰ واحد سنگ‌بری اظهار داشت: کمبود نقدینگی، مشکلات ناشی از تحریم‌ها، ‌ عدم برخورداری از تکنولوژی روز و واردات بی‌رویه سنگ این صنعت را با خطر جدی روبرو کرده تا جایی که بسیاری از واحدهای سنگبری فعالیت‌های خود را متوقف کرده‌اند.
به ادعای این مقام کارفرمایی، کارگران بیکار شده که در زمره نیروهیا متخصص حرفه سنگ‌بری محسوب می‌شوند هم اکنون برای دریافت مقرری بیکاری به سازمان تامین اجتماعی معرفی شده‌اند.
وی با اشاره به اینکه سنگ‌بری‌های بسیاری در معرض تعطیلی هستند، ‌ افزود: این صنعت رونق خود را داخل کشور از دست داده است و در شرایط کنونی حتی لغو تحریم‌ها هم این صنعت را نجات نخواهد داد.
این مقام کارفرمایی تاکید کرد: چنانچه این روند ادامه یابد در سال جاری باز هم باید شاهد تعطیلی تعداد بیشتری از واحدهای سنگ‌بری باشیم.


احمدی با تاکید بر لزوم نوسازی تجهیزات و ماشین آلات سنگ‌بری گفت: مالکان این صنایع ناچار به بازسازی و نوسازی ماشین آلات و تجهیزات برای بقای خود هستند با این حال کمبود نقدینگی و همچنین عدم برنامه ریزی نهادهای ذیربط این امر را به تعویق انداخته است.

محکومیت حمله به بند ۳۵۰ از طرف ۹۴ زندانی اهل‌سنت





۹۴ تن از زندانیان اهل‌سنت کرد در زندان رجایی شهرکرج طی نامه‌ای می‌نویسند: «ما اگر به زندگی امام علی (رضی الله عنه) نگاه کنیم ایشان اسوه عدالت و مدافع مظلومین بوده، حتی به صورتی که در برخود با قاتل خود از غذایی که می‌خورد به او می‌داد و امر کردند که یک ضربه بیشتربه او نزنند. این نمونه‌ای از عدالت امام علی بود با مخالفان و این هم نیز عدالت کسانی است که خود را پیرو او می‌دانند.»
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام بر مردم شریف ایران
ما زندانیان اهل‌سنت کرد در زندان رجایی شهر ظلم وارده به زندانیان عقیدتی- سیاسی در بند ۳۵۰ اوین را محکوم می‌کنیم و این حرکت را ضعف حکومت در برابر خواسته‌های مردم می‌بینیم. زندانی با سلب کردن آزادیش به اندازه کافی مورد شکنجه روحی و روانی قرار می‌گیرد و این قضیه بر خانواده او نیز تاثیرات منفی خود را نشان می‌دهد.
حال که حکومت آزادی را از زندانیان عقیدتی و سیاسی سلب کرده، این را نیز کافی ندانسته و با سلب آرامش و ایجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم قرار دادن زندانیان محیط زندان را برای زندانیان و خانواده‌هایشان چند برابر سخت و غیر قابل تحمل می‌کنند که این برای کسانی که ادعای پیروی امام علی (رضی الله عنه) را می‌کنند بیشتر چهرهٔ آن‌ها را برای مردم رسوا می‌کند.
ما اگر به زندگی امام علی (رضی الله عنه) نگاه کنیم ایشان اسوه عدالت و مدافع مظلومین بوده، حتی به صورتی که در برخود با قاتل خود از غذایی که می‌خورد به او می‌داد و امر کردند که یک ضربه بیشتربه او نزنند. این نمونه‌ای از عدالت امام علی بود با مخالفان و این هم نیز عدالت کسانی است که خود را پیرو او می‌دانند.
احمدی‌نژاد قبلا گفته بود که زندانهای ما هتل است و ما باید زندان‌ها را شکنجه‌گاه کنیم ولی در حد شعار ماند. ولی متاسفانه با این همه شعار که در مورد زندانیان عقیدتی سیاسی دادند ظاهرا می‌خواهند که شعار احمدی‌نژاد را عملی کنند و با چنین حرکاتی باعث تخریب چهره خود نزد مردم می‌شوند.
فرصت را به غنیمت می‌شماریم در اینجا اشاره‌ای به جامعه اهل‌سنت در چند هفته گذشته داشته باشیم که با مورد هجوم قرار دادن جامعه و عقاید اهل‌سنت و همچنین موج دستگیری‌ها با وحشیانه‌ترین وجه جدیدا در مناطق کرد نشین اهل‌سنت آذربایجان غربی و درست کردن گارد ضد اهل‌سنت شعار واقعی وحدت را برای جامعه اهل‌سنت روشن کردند و اقتدارشان را در روز ارتش بر مردم مظلوم اهل سنت نمایش دادند و با این حرکات دل مردم شریف ایران را رنجاندند.
ما زندانیان اهل سنت در بند ۴ سالن ده رجایی شهر ظلم وارده به زندانیان عقیدتی سیاسی بند ۳۵۰ اوین را محکوم می‌کنیم و خواهان برخورد با عاملان و حامیان آن‌ها می‌باشیم.
با کمال تشکر از طرف زندانیان اهل سنت رجای شهر
۱- ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ
۲- ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ
۳- ﮐﻤﺎﻝ ﻣﻼﯾﯽ
۴- ﺣﺎﻣﺪ ﺍﺣﻤﺪﯼ
۵- ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺳﻨﮕﺎﻧﯽ
۶- ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ
۷- ﺟﻤﺸﯿﺪ ﺩﻫﻘﺎﻧﯽ
۸- ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ

بیانیه اعتراضی زندانیان سیاسی رجایی‌شهر کرج در محکومیت حمله به بند ۳۵۰ اوین





درپی حمله به زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین و ضرب و شتم ایشان ۳۰ تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهرکرج می‌نویسند: «چنین حمله وحشیانه‌ای نشانگر آن است که حکومت انتقام فشارهای صورت گرفته از سوی جامعه مدنی و نهادهای بین‌المللی حقوق‌بشری به دلیل نقض سیستماتیک حقوق‌بشر و ناتوانی در حل بحران‌های گوناگون در کشور و به ویژه مشکلات اقتصادی و تشدید جنگ قدرت و اختلافات درونی‌اش را از زندانیان بی‌دفاع و خانواده‌های ستمدیده آن‌ها می‌کشد.»
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
بیانیه ٣٠ تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج در محکومیت یورش وحشیانه به بند ۳۵۰ زندان اوین
بیست و هشتم فروردین‌ماه بیش از یکصد تن از ماموران سرکوبگر حکومت به بند سیاسی ۳۵۰ زندان اوین یورش برده و با وحشیانه‌ترین شکل ممکن که طی دو دهه گذشته سابقه نداشته است زندانیان مظلوم و بی‌دفاع را به خاک و خون کشیدند.
در این یورش وحشیانه که چندین تن به دلیل جراحات وارده راهی بیمارستان شدند و ٣٢ تن دیگر که اغلب آن‌ها زخمی شده بودند به سلول‌های انفرادی انتقال یافتند.
رییس کل سازمان زندان‌ها به رسم همیشگی و با وقاحت تمام اعلام کرد بین زندانبانان با زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ هیچ زد و خوردی صورت نگرفته است!؟
چنین حمله وحشیانه‌ای نشانگر آن است که حکومت انتقام فشارهای صورت گرفته از سوی جامعه مدنی و نهادهای بین‌المللی حقوق‌بشری به دلیل نقض سیستماتیک حقوق‌بشر و ناتوانی در حل بحران‌های گوناگون در کشور و به ویژه مشکلات اقتصادی و تشدید جنگ قدرت و اختلافات درونی‌اش را از زندانیان بی‌دفاع و خانواده‌های ستمدیده آن‌ها می‌کشد.
این حمله وحشیانه به بند ۳۵۰ زندان اوین در حالی صورت گرفت که مدتهاست فشار بر زندانیان سیاسی و عقیدتی سالن ١٢ زندان رجایی شهر و زندانیان سیاسی تبریز افزایش یافته به همین دلیل ۴٠ روز است که شاهرخ زمانی در اعتصاب غذا بسر می‌برد.
انتظار از حکومت و دستگاه‌های عریض و طویل آن برای برخورد با آمران و عاملان حمله وحشیانه به بند ۳۵۰ انتظار واهی است، اما ما امضاکنندگان زیر با محکوم کردن این حمله وحشیانه از همه شخصیت‌ها، نهادهای بین‌المللی و مدافع حقوق‌بشر، سازمان‌ها، احزاب، سندیکا و جنبش‌های اجتماعی و آحاد ملت بزرگ ایران می‌خواهیم زندانیان سیاسی و عقیدتی و خانواده‌های آن‌ها را در برابر فشار‌ها و ستم‌ها و حملات وحشیانه حکومت تنها نگذارند.
جا دارد اعتراضات مدنی همه جانبه خواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده و صدای اعتراض خود علیه ستم، خشونت و حق‌کشی‌های موجود را بلند‌تر نماییم.
زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج
٢٩ فروردین ١٣٩٣ خورشیدی
اسامی امضاکنندگان این بیانیه:


فرید آزموده، حسن آشتیانی، محمدبنازداه امیرخیزی، رضا انتصاری، داوود ویسی، رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، بهزاد ترحمی، محمد جراحی، شهرام چینیان، ایرج حاتمی، حجت حاتمی، ماشاءالله حائری، خالد حردانی، افشین حیرتیان، شاهرخ زمانی، محمد سیف‌زاده، حشمت الله طبرزدی، اسماعیل فتاح، علیرضا فراهانی، مهدی عبیات، صالح کهندل، سعید ماسوری، آرش محمدی، کریم معروف عزیز، محمدعلی منصوری، فرشید یداللهی، میثاق یزدان‌نژاد، ناصح یوسفی، محمد اکرمی‌پور

نامه یک شهروند بهایی به محمدجواد لاریجانی





محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران اخیرا با رد «هرگونه تبعیض و تضییع حقوق افراد به خاطر بهایی بودن» در ایران، اعلام کرد که افراد به صرف بهایی بودن در ایران محاکمه یا از تحصیل منع نمی‌شوند.
او در ادامه گفت: «مسئولان هیچ‌گاه به صرف بهایی بودن با پیروان این آیین برخورد نکرده‌اند، چراکه طبق قانون اساسی معتقدند هر شهروند ایرانی از حقوقی برخوردار است و نمی‌توان او را از حقوق مصرح در قانون اساسی منع کرد.»
این در حالیست که در سی و پنج سال پس از انقلاب جامعه جهانی بهاییان و فعالان حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران می‌گویند که بهاییان از تصدی مشاغل دولتی و تحصیل در دانشگاه‌ها محروم بوده‌اند.
در زیر نامه یک شهروند بهایی محروم شده از تحصیلات دانشگاهی را می‌خوانید:
سلام
به دبیر محترم ستاد حقوق بشر قوه قضائیه دولت جمهوری اسلامی
ای که نشسته بر اریکه قدرت ستاد حقوق بشر و هر از چندی برای خالی نبودن عریضه و صرفاً در جهت مطرح کردن خویش در صحنه سیاست، مصاحبه‌ای با رسانه‌های داخلی و خارجی و سایت‌های مختلف انجام می‌دهید و فرمایشاتی می‌فرمائید که مطمئن هستم خودتان هم آن‌ها را قبول ندارید تا چه برسد که هر فرد ایرانی و غیر ایرانی آشنا به وضعیت امنیت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جامعه بهائیان ایران که از بدو تاسیس نظام اسلامی در ایران بر پیروان این آئین جهانی چه گذشته و می‌گذرد. آقای لاریجانی چگونه است که پیروان این آئین در کشوری اروپایی و امریکائی و استرالیا و کانادا و هندوستان و حتی در کشور همسایه یعنی پاکستان از حقوق شهروندی برابر و یکسان با پیروان دیگر ادیان و اقلیت‌های قومی برخوردارند ولی در کشور ایران که مدرس یکسان بینی انسان‌ها و برابری حقوق همه در برابر قانون به دنیای پهناور بوده و منشور جهانی حقوق بشر از زبان نیک اندیشان آن صادر شده، مورد بی‌مهری و تیر کینه جویانه مواجهند. یادآور می‌شوم که در طی سی و اندی سالی که از تاسیس نظام جمهوری اسلامی گذشته مسئولین نظام همیشه داعیه دفاع از مظلومان جهان را به رخ جهانیان می‌کشند و این در حالی است که خود مظلوم کشی می‌نمایند و مظلوم کشی مسئولین نظام شهره آفاق شده است.
جناب لاریجانی، آیا تا به حال شنیده‌اید که دولت یکی از کشور‌های مترقی که منشور جهانی حقوق بشر را قبول و امضاء نموده‌اند و برای انسان‌ها به صرف انسان بودن، نه به لحاظ رنگ پوست، ‌نژاد و عقیده و گروه ارزش قائلند، اعلام کنند که بهائیان آن کشور مخل نظم و یا مزاحم یک دولتی در گوشه‌ای از جهان پهناور باشند «فتفکرو یا اولی الابصار»
جناب لاریجانی شما امروز بر مسند قدرت احقاق حقوق بشر تکیه زده‌اید، پس بدانید و واقف باشید که چشم امید مظلومان جامعه ایران، اعم از بهائیان و مسلمانان و دیگر پیروان ادیان و مذاهب و اقوام مختلف ایرانی، به هر دلیلی، حتی خارج از منشور جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی باشد، به شما دوخته شده تا در مقابل بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها قد علم کنید، یعنی به پا خیزید و احقاق حق افرادی که مورد تبعیض و ظلم واقع شده‌اند را نمائید، نه اینکه هر از چندی بیانیه‌ای بدهید و مصاحبه‌ای بکنید و از خود سلب مسئولیت کنید و با این صحبت‌های اغفال کننده بخواهید فرد را در مقابل خدا و وجدانتان، همچنین در مقابل انسان‌های وارسته و آشنا به حقوق شهروندی و حقوق دانان مطلع و آگاه و با وجدان که دغدغه خاطرشان ایجاد جامعه‌ای به دور از تبعیض و کینه و برخورداری هر شهروند از حقوق مساوی است تبرئه کنید. آقای لاریجانی مطمئن هستم که در طی چند سالیکه شما بر مسند قدرت حقوق بشر اسلامی تکیه زده‌اید ده‌ها هزار بهائی به عنوان شاکی بر وضعیت تحصیلی دانشگاهی، دستگیری و شکنجه افراد سر‌شناس جامعه که هدفی جز خدمت به جامعه در سر نداشتند و پلمپ واحدهای کسبی بهائیان در شهرهای سمنان و تنکابن و همدان و دیگر موارد به دفتر شما آمده‌اند ولی «دست همه کوتاه و خرما بر نخیل»
جناب لاریجانی، بیائید پائین از روی آن صندلی غرور و تعصب، آن صندلی و آن میز شما را از مظلومان جامعه جدا کرده‌اند، آمار و آدرس تمام بهائیان ایران در اختیار وزارت اطلاعات است، جامه غرور و تکبر از تن برآرید و پیراهن خدمت و زهد و تقوی خالصانه بپوشید و علی (ع) وار به میان ستم دیدگان برویدو به حرف دل آن‌ها گوش کنید تا متوجه شوید که مسئولین نظام چه ظلم‌هایی در حق بهائیان مظلوم ایران روا نداشته‌اند و سپس برای رفع ظلم از مظلوم به پا خیزید، مطمئن باشید خداوند متعال به شما کمک خواهد کرد و موفق خواهید شد.
جناب لاریجانی امیدوارم از پشت آن میز غرور و تعصب و از روی آن صندلی که موقتی است فاصله گرفته باشید.
هم وطن عزیز، جناب لاریجانی می‌دانید در حال حاضر چه تعداد جوانان بهایی لایق و با استعداد صرفاً به خاطر ایمان به دیانت بهائی از تحصلات عالیه محرومند؟ ایا می‌دانید چه تعداد از بهائیان صرفاً به خاطر خدمت به هم نوعان و هم کیشان خود در زندان‌های ایران اسیرند؟ آیا می‌دانید چه تعداد از واحدهای کسبی بهائیان که تنها محل درآمد خانواده‌های آن‌ها و خانواده کارگران و کارمندان آن‌ها بوده صرفاً به خاطر ایمان به دیانت بهائی پلمپ گردیده‌اند. هم وطن گرامی آیا می‌دانید از بدو تاسیس انقلاب اسلامی چه ثروت‌هایی از بهائیان ایران مصادره گردیده؟ آیا خبر دارید چه تعداد از بازنشستگان ادارات دولتی نظام پهلوی، صرفاً به لحاظ بهایی بودن از دریافت حقوق بازنشستگی که حق مسلم آن‌ها بوده محروم شده‌اند؟ ریاست محترم حقوق بشر اسلامی ایران، آیا می‌دا نید مدارک دانشگاهی چه تعداد از افراد بهایی را صرفاً به خاطر صادق بودنشان در ابرازعقیده به آن‌ها ندادند و یا لغو مدارک تحصیلی بهائیان را صادر کرده‌اند.
هم وطن عزیز، آیا می‌دانید از ابتدای تاسیس انقلاب اسلامی چند نفر از بهائیان ایران به اتهام‌های واهی به جوخه اعدام سپرده شده‌اند؟
دبیر محترم حقوق بشر اسلامی، آیا می‌دانید در مدارس سراسر کشور بر فرزندان بهایی چه می‌گذرد؟
لاریجانی عزیز، آیا می‌دانید از ابتدای انقلاب اسلامی چند صد هزار بهایی در اثر فشارهایی که از طرف مسئولین نظام از طرق فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحمیل شده و می‌شود، آواره کشورهای بیگانه شده‌اند.
لاریجانی عزیز به پا خیزید و به فریاد بهائیان مظلوم ایران برسید.
امیدوارم به خواندن این سطور که ذره‌ای است در مقابل مشکلاتی که بهائیان ایران پشت سر گذاشته‌اند از آن اتاق بیرون آمده باشید و به میان بهائیان و زندانیان بهائی بروید و از سر صدق بشنوید که چه گذشت بر ما.
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کزو ماند سرای زرنگار

۱۳۹۳ فروردین ۳۱, یکشنبه

وزارت خارجه افغانستان نسبت به اعدام افغانها در ایران اعتراض کرد





سخنگوی وزارت خارجه افغانستان نسبت به اعدام چهار شهروند این کشور در ایران اعتراض و اظهار نگرانی کرد.
به گزارش بی بی سی ،احمدشکیب مستغنی، سرپرست دفتر مطبوعاتی وزارت امورخارجه افغانستان با اشاره به اینکه افغانستان هر نوع اعمال جنایت‌کارانه و مربوط به مواد مخدر را محکوم می‌کند، اعدام چهار شهروند افغان را در ایران تایید کرد.
او به بی‎بی‎سی گفت که گزارش‌های که از سفارت افغانستان در تهران به وزارت خارجه افغانستان رسیده، چهار تن از شهروندان افغانستان به تاریخ ۲۶ حمل/ فروردین امسال در شهر اصفهان ایران به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام شده‌اند.
آقای مستغنی گفت که مقامات افغانستان همواره از همتایان ایرانی خود خواسته‌اند که مجازات افغانهای را که در ایران به اعدام محکوم هستند، به حبس ابد تغییر بدهند.
او افزود که تاکنون ایران اجساد این افراد را به مقامات افغانستان تحویل نداده است، ولی سفارت افغانستان درتهران موضوع را پی‌گیری می‎کند.
سخنگوی وزارت خارجه افغانستان افزوده که براساس گزارشهای رسیده سه نفر از اعدام شدگان از ولایت تخار در شمال شرق و یک نفر از ولایت هرات در غرب افغانستان هستند.
دولت ایران تا کنون در این مورد ابراز نظری نکرده‌است.
در ماه فوریه سال گذشته میلادی نیز اجساد پنج تن از شهروندان افغانستان که به جرم قاچاق مواد مخدر در ایران اعدام شده بودند، به تخار منتقل و در منطقه کلفگان این ولایت به خاک سپرده شدند.
شماری از اعضای خانواده‎های این افراد در مراسم خاکسپاری آنان به بی‎بی‎سی گفتند که حدود ۸۰ نفر از ساکنان این منطقه در شش ماه گذشته در ایران اعدام شده‎اند.

ادامه‌ی اعتصاب غذای آیت مهرعلی‌بیگلو در زندان تبریز





 آیت مهرعلی‌بیگلو، فعال سیاسی آذربایجانی محبوس در زندان مرکزی تبریز ششمین روز اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشت.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آیت مهرعلی‌بیگلو، از روز سه‌شنبه ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۳ در اعتراض به تهدید، احضار و دستگیری اعضای خانواده‌های زندانیان سیاسی و نیز آزار و اذیت مضاعف آنان از جمله تبعید زندانیان سیاسی، عدم موافقت با انتقال زندانیان سیاسی به شهر محل سکونت‌شان، تفتیش منازل زندانیان به طرزی خشن و ایجاد رعب و وحشت در منازل آنان و نیز عدم اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده است.
این عضو زندانی «یئنی‌گاموح» که در بند مالی زندان مرکزی تبریز محبوس است از بیماری مزمن معده نیز رنج می‌برد.
گفتنی است، محمود فضلی، شهرام رادمهر، آیت مهرعلی بیگلو(یوروش)، لطیف حسنی و بهبود قلیزاده ۵ عضو کمیته‌ی مرکزی «یئنی‌گاموح» در ماه های پایانی سال ۹۱ توسط ماموران امنیتی بازداشت شده و متعاقباً هر یک به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این فعالین آذربایجانی پس از یک دوره‌ی چند ماهه تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج هم اکنون در زندان مرکزی تبریز به سر می برند.


هم‌چنین، آرش محمدی، فعال دانش‌جویی محبوس در زندان مرکزی تبریز نیز که به مدت ۵ روز در همبستگی با آیت مهرعلی‌بیگلو در اعتصاب غذا بود اعلام کرده است در صورت بی‌توجهی مسئولان به خواسته‌های آقای مهرعلی‌بیگلو اعتصاب خود را از سرخواهد گرفت.‌

نماینده کارگران «کشتارگاه سیمرغ» اخراج شد





دبیر خانه کارگر نیشابور از اخراج رئیس شورای اسلامی کارگران «کشتارگاه سیمرغ» به دلیل پیگیری مطالبات صنفی کارگران خبر داد.
«محمد عمارلو» درباره دلایل اخراج این نماینده صنفی کارگری به ایلنا گفت: اخراج آقای «احمد نصر آبادی» پس از آن صورت گرفت که او به همراه سایر اعضای شورای اسلامی پی‌گیر حقوق قانونی کارگران بود.
این فعال کارگری یادآور شد: کشتارگاه سیمرغ یکی از واحدهای زیر مجموعه گروه «هرم طلایی شرق» محسوب می‌شود.
در همین رابطه «احمد نصر آبادی» رئیس شورای اسلامی کشتارگاه سیمرغ مجموعه هرم طلایی نیشابور دلیل اخراج‌ خود را انجام وظیفه قانونی‌ برای پی‌گیری مطالبات کارگران عنوان کرد و مدعی شد: در این واحد تولیدی کارگران علاوه بر آنکه دستمزدی مطابق آنچه قانون کار وشورای عالی کار مصوب می‌کنددریافت نمی‌کنند، حق بیمه آن‌ها نیز به طور کامل به سازمان تامین اجتماعی واریز نمی‌شود.
اوبا بیان اینکه من بعد از ۷ سال سابقه کار در تاریخ یکم بهمن ماه سال گذشته اخراج شدم، افزود: در این کشتارگاه کارگران مدت زمان بیشتر از آنچه که در قوانین کار و تامین اجتماعی تعیین شده است کار می‌کنند اما از دریافت مزایایی چون حقوق اضافه کاری، عائله‌مندی و مسکن محروم هستند.
این فعال صنفی کارگری همچنین در خصوص قرارداد کاری کارگران کشتارسیمرغ مدعی شد: قرارداد کارگران یکسویه وسفید امضاء است وبا آنکه مزایای قانونی در قرارداد منعقد شده اما در عمل کارفرما هیچ کدام را به کارگران کشتارگاه پرداخت نمی‌کند.
به گفته وی، پیش از این مشکلات کارگران و کارخانه بار‌ها از سوی اعضای شورا به صورت کتبی و حضوری به مسئولان کارفرمایی انتقال داده‌ شده بود که درعمل تا این لحظه هیچ کدام از مقامات کشتارگاه سیمرغ و یا گروه هرم طلایی شرق در این خصوص پاسخ قانع کننده‌ای نداده‌اند.
در این رابطه آقای «پاک‌نژاد» یکی از مدیران مجموعه هرم طلایی، ضمن تایید اخراج نماینده صنفی کارگران کشتارگاه سیمرغ هرم، دلیل اخراج وی را پرداختن به اموری غیر از وظایف نماینده صنفی کارگران عنوان کرد.

قتل یک جوان بلوچ توسط بسیج عشایری به همراه تصویر





نعیم بزرگزاده شهروند بلوچ توسط افرادی که نزدیکانش بسیج عشایری می‌نامند به قتل رسید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۲۳ فروردین ماه یک جوان بلوچ به نام نعیم بزرگزاده فرزند عبدالصمد توسط ۳ مهاجم مسلح مورد حمله قرار گرفت که در اثر جراحات شدید ناشی از شلیک گلوله جان سپرد.
یک شاهد عینی که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «قتل نعیم بزرگزاده توسط بسیج عشایری صورت گرفته است.»
وی در ادامه بیان داشت: «نعیم در ۱۳ کیلومتری شهر ایرانشهر توسط ۳ نفر از اعضای بسیج عشایری مورد حمله قرار گرفت که پس از دفاع نعیم از خود به سوی او شلیک کرده و جنازه وی را خارج از شهر‌‌‌ رها کرده‌اند.»
گفتنی است، سپاه پاسداران از سال ۸۸ (دومین دور ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد) امنیت استان سیستان و بلوچستان را به عهده گرفته است و با مسلح کردن طوائف بلوچ طرح بومی سازی امنیت را اجرا کرده است.
هفته گذشته حمیدرضا پشنگ نماینده خاش در نطق مجلس با اشاره به نا‌امنی‌های استان سیستان و بلوچستان گفت: «به علت ورود سلاح به استان اکثر نزاع‌ها و درگیری‌های شخصی منجر به قتل می‌شود که این امر سبب ایجاد هرج و مرج در استان و کشور می‌شود که ادامه این روند به صلاح استان نمی‌باشد.»
10276475_614153812004822_816912346_n

انتقال عدنان حسن‌پور به مریوان





عدنان حسن‌پور روزنامه نگار زندانی کرد در زندان مرکزی زاهدان به مریوان منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روزجاری شنبه ۳۰ فروردین ماه عدنان حسن‌پور از زندان مرکزی زاهدان به مریوان منتقل شد.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «صبح روزجاری وی را با کلیه وسایل از بند خارج کردند تا به مریوان انتقالش دهند.»
این روزنامه نگار زندانی کُرد در تاریخ ۵ بهمن ماه ١٣٨۵ بازداشت شد و در تاریخ ٢٢ خرداد سال ٨۶ به اتهام محاربه به اعدام محکوم گردید.
وی پیش از بازداشت عضو تحریریه «هفته نامه ئاسو» بوده که به دو زبان کردی و فارسی منتشر می‌شد. این هفته نامه در سال ۱۳۸۴ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی توقیف شد.
حکم این روزنامه‌نگار کُرد در دادگاه تجدید نظر به پانزده سال زندان کاهش یافت و از آن تاریخ تا به حال ازهر نوع مرخصی محروم بودە است.