۱۳۹۳ اردیبهشت ۲, سه‌شنبه

دردنامه ۲۸ زندانی سیاسی به روحانی؛ بازگویی ماجرای حمله خونین به زندانیان بند ۳۵۰





۲۸ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی با شرح جزییاتی از حادثه روز پنج شنبه در زندان اوین این اتفاقات را وحشتناک، بسیارخشن، فاجعه و بی سابقه خوانده و خواستار بررسی و پیگیری از سوی ریاست جمهوری و شورای عالی امنیت ملی شدند. این زندانیان سیاسی تعداد مجروحین و آسیب دیدگان پنج شنبه سیاه را بیش از ۳۰ نفرعنوان کردند و از آمرین فحاشی خبر دادند که دستور به کتک زدن زندانیان می دادند.
به گزارش کلمه، صبح روز شنبه ۷۴ زندانی این بند در شهادت نامه ای که با جنبه حقوقی خطاب به دادستان کل کشور نوشته بودند، با اشاره به حمله ی ماموران امنیتی، به آنچه در پنج شنبه سیاه اوین گذشت پرداختند و برآورد اولیه ای را از آسیب دیدگان این اتفاق ارایه کردند. این شهادتنامه با توجه به عدم دسترسی و قطع راههای ارتباطی به ۳۲ زندانی دیگر که همراه با ضرب و شتم شدید به انفرادی و یا خارج از زندان منتقل شده بودند نپرداخته بود.
اینک ۲۸ زندانی سیاسی شرحی از رفتار بی سابقه و برنامه ریزی شده ی ماموران در این حمله برای رییس جمهور ارایه کرده اند که در آن کلیه اخبار پیشین کلمه درباره جزییات رفتارها و آسیب های وارده به زندانیان را تایید می کند و بر کذب بودن ادعاهای رییس سازمان زندان های کشور که در چندین مصاحبه منکر  حتی اصل این واقعه شده بود، صحه می‌گذارد.
متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری و رییس شورای عالی امنیت ملی
با سلام و تحیت و تبریک ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)
قاعدتا جنابعالی از فجایع روز ۲۸ فروردین سال جاری در بند ۳۵۰ زندان اوین، که اکثرا زندانیان سیاسی در آن نگهداری می‌شوند، کمابیش مطلعید.
در این روز که یک روز خونین در بند ۳۵۰ بود وقایع وحشتناکی در برخورد با زندانیان سیاسی روی داد که جا دارد اطلاع از آن‌ها آرام و قرار را از هر فرد حتی کم انصافی سلب کند.
نتیجه آن برخوردهای بسیار خشن بیش از سی تن مجروح و مصدوم و مضروب بود که عمده آن‌ها از بند ۳۵۰ به بیرون منتقل شدند درحالیکه حال تعدادی از آن‌ها وخیم بود و خبری نیز از وضع آن‌ها نداریم.
از آنجا که اینگونه اقدامات هم از بعد داخلی و هم از جهت بازتاب‌های بین المللی، از مسایل مربوط به شورای عالی امنیت ملی است، این دردنامه را برای شما نوشتیم تا شاید برخلاف دیگران شما به آن رسیدگی کنید.
شرح ماوقع:
صبح روز پنج شنبه ۲۸ فروردین ۹۳ حدود ساعت  ۹:۳۰گروهی برای بازرسی از بند ۳۵۰ وارد این بند شدند. این بازرسی‌ها هرچند ماه یکبار معمول است و اگر به صورت عادی انجام شود حادثه مهمی به بار نمی‌آورد.
اما این بار نیروهایی که برای این ماموریت ویژه آمده بودند برخلاف گذشته تعداد زیادی دوربین فیلم برداری و تجهیزات دیگر به همراه داشتند. برخلاف گذشته که نیروهای حفاظت زندان و قوه قضاییه این گونه بازرسی‌ها را انجام می‌دادند تعداد زیادی نیروهای لباس شخصی که نوع رفتار آن‌ها شبیه به نیروهای ورزیده عملیاتی دستگاه‌های اطلاعاتی – امنیتی بود، اجرای بازرسی را بر عهده داشتند. این حکایت از آن داشت که وقایع آن روز قرار است متفاوت از یک بازرسی متعارف و معمولی باشد. هنگام بازرسی، با توجه به اتفاقاتی که در بازرسی‌های پیشین روی داده بود، تعدادی از زندانیان خواهان آن بودند که تخت و وسایل آن‌ها در حضور خودشان بازرسی شود تا از سوی بازرسان تخلفی صورت نگیرد. اما در نیمه‌های کار بازرسی به ناگاه تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی به این زندانیان که در اتاق‌ها بودند حمله کرده و با شدت هرچه تمام‌تر آن‌ها را مضروب ساختند. سپس از پشت به دستان آن‌ها دستبند زدند و چشم‌های آن‌ها را نیز با چشم بند پوشاندند و با این وضع آن‌ها را از راهرو زندان و پله‌ها به سمت بیرون بردند. به هنگام این انتقال نیروهای لباس شخصی و تعدادی از عناصر حفاظت زندان در دو سمت مسیر عملا تونلی در مسیر آن‌ها تشکیل داده، در طول مسیر آنان را با ضربات متوالی باتون به سرشان و نیز لگدزدن مورد ضرب و شتم قرارداده و این اقدام خود را با فحاشی تکمیل می‌کردند.
به هنگام ضرب و شتم زندانیان فرمانده لباس شخصی‌ها مکررا به نیرو‌هایش دستور می‌داد که با باتون به سر افراد بزنند. برخی از این ماموران در حین این درگیری‌ها باتون را دور سر خود می‌چرخاندند و فحاشی می‌کردند. شدت این اقدامات به نحوی بود که لباس تعدادی از مضروبین برتنشان پاره شد. در بیرون بند ۳۵۰ این افراد را به مینی بوس منتقل کردند و تعدادی را که قادر به حرکت نبودند چند نفر با کشیدن روی زمین در مینی بوس انداختند و درحالیکه کف مینی بوس کاملا خون آلود بود آن‌ها را به محل دیگری منتقل کردند.
بقیه زندانیان که در محوطه هواخوری بند بودند پس از شنیدن فریادهای زندانیان مضروب و دیدن ضرب و شتم آن‌ها در حین انتقال و برای جلوگیری از مضروب شدن بیشترشان با سر دادن شعار درب ورودی را باز و وارد محوطه راهرو شدند که آن‌ها نیز مورد حمله شدید و فحاشی‌های رکیک ماموران لباس شخصی و تعدادی از ماموران حفاظت زندان قرار گرفتند که در نتیجه آن تعداد دیگری از زندانیان مجروح شدند، یک نفر دچار حمله قلبی گردید، رگ دست یکنفر با شیشه‌های شکسته بریده شد، یک نفر دچار شکستگی پا و چند نفر دیگر نیز جراحتهای دیگری پیدا کردند. یکنفرهم در اثر ضربات وارده دچار شکستگی دنده ‌هایش شده است.
گزارش این موارد بوسیله دو نفر از پزشکان که خود زندانی سیاسی هستند تهیه شده و به دادستانی منعکس شده است؛ البته مجروحان اصلی که با مینی بوس منتقل شدند در دسترس این پزشکان نبودند تا از آن‌ها گزارشی تهیه شود.
پس از چند ساعت عملیات آقایان تمام شد و از بند خارج شدند درحالیکه ۲۵ نفر از مجروحان و مضروبان را در حین بازرسی به خارج از بند منتقل کرده بودند، دو نفر دیگر را (فردی که دنده‌اش شکسته بود و فردی که رگ دستش بریده شده بود) به بهداری زندان انتقال دادند و پزشک زندان اعلام کرد بدلیل اورژانسی بودن وضع آن‌ها لازم است به بیمارستان منتقل شوند که متاسفانه روز بعد مطلع شدیم از اعزام آن‌ها به بیمارستان نیز ممانعت شده است. پس از اتمام بازرسی پنج نفر دیگر از زندانیان سیاسی را نیز از بند احضار کردند که دیگر بازنگشتند و ظاهرا آن‌ها هم را هم به سلولهای انفرادی منتقل کرده‌اند.
غرض از نگاشتن این نامه اطلاع دقیق‌تر شما و شورای عالی امنیت ملی و جلب توجه به این برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق افراد و بررسی جدی آن است.
متاسفانه این فاجعه در متن دستگاهی اتفاق افتاده که خود باید حافظ و مدافع حقوق قانونی آحاد مردم و مانع هرگونه تضییع حقی باشد. زندانیان سیاسی قبلا در مورد تخلف‌هایی خفیف‌تر از این مورد از مسولان ذیربط خواستار رسیدگی شده‌اند که صد البته هرگز هیچ گونه رسیدگی صورت نگرفت.
حتی تجربه مواردی چون مرگ مرحوم ستار بهشتی نیز برای آن‌ها عبرت آموز نبوده که در آن مورد هم اگر با اکراه مجبور به تحقیق نمی‌شدند احتمالا امروز خود مقتول به عنوان قاتل معرفی می‌شد.
ما طبعا انتظار داریم که صرف گزارش‌های مرتکبین این تخلفات مبنای قضاوت شورای عالی امنیت ملی نباشد و تحقیق و بررسی جامعی از این واقعه بوسیله هیاتی بی‌طرف در دستور کار قرار گیرد. اولین اقدام ضروری و فوری آن است که، قبل از برطرف شدن آثار جرم، از مجروحان و مصدومان به خصوص آنهایی که از بند ۳۵۰ منتقل شده‌اند بوسیله پزشک قانونی بازدید و معاینه صورت گیرد و گزارشی از وضع جسمی آن‌ها تهیه شود. تصاویر ضبط شده توسط دوربین‌های متعدد داخل بند ۳۵۰ هم اگر مخدوش نشده باشند این وقایع را کاملا نشان خواهند داد و بدون تردید اگر در راه تحقیق یک هیات بی‌طرف در این مورد مانع تراشی شود این خود به معنای تایید مطالب طرح شده در این دردنامه خواهد بود که البته امیدواریم تحقیق در این مورد بدون مانع بتواند انجام گیرد.
ما در این مجال طبعا درصدد بیان مظلومیت‌های تاریخی زندانیان سیاسی سالهای اخیر نیستیم که آن سخن جایی و آن نکته مکان دیگری می‌طلبد ولی اشاره‌ای کوتاه به این نکته خالی از فایده نیست که پس از شکست اقتدارگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به این سو محدودیت‌ها و مضایق جدید و بی‌سابقه‌ای بر زندانیان سیاسی اعمال شده و می‌شود که برخورد اخیر البته شدید‌ترین آن‌ها تاکنون بوده ولی احتمالا آخرین آن‌ها نخواهد بود.
ظاهرا آنهایی که از انتخاب مردم در خرداد ۹۲ تلخ کام و عصبانی شده‌اند زندانیان سیاسی را دم دست‌ترین افراد برای انتقام گیری یافته‌اند و در این مسیر بی‌پروا از خالق و خلق می‌تازند و هرچه بیشتر این کلام الهی به آن‌ها یادآوری شده که «اعدلوا هو اقرب للتقوی» کمتر تاثیری دیده شده است.
با تجربیات گذشته ما طبعا انتظاری از آن‌ها نداریم ولی امیدواریم شما و شورای عالی امنیت ملی این موضوع را به طور جدی بررسی و دنبال کنید.
اسامی امضا کنندگان:
۱- حسن اسدی زیدآبادی
۲- امیر اسلامی
۳- اکبر امینی ارمکی
۴- سیدمحمود باقری
۵- کاظم برجسته
۶- عماد بهاور
۷-قربان بهزادیان‌نژاد
۸- سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
۹- مسعود پدرام
۱۰- نادر جانی
۱۱- امین چالاکی
۱۲- مهدی دولتی درآباد
۱۳- محمدصادق ربانی املشی
۱۴- علیرضا رجایی
۱۵- علیرضا رجبیان فرد
۱۶- حسین رونقی ملکی
۱۷- مهرداد سرجویی
۱۸- رضا شهابی
۱۸- آروین صداقت کیش
۲۰- سیامک قادری
۲۱- محسن قشقایی
۲۲- رحمان قهرمان‌پور
۲۳- حمید کرواسی
۲۴- جعفر گنجی
۲۵- محسن میردامادی
۲۶- نصور نقی‌پور
۲۷- سیداحمد هاشمی
۲۸- محمدحسین یوسف‌پور

نامه پدر یک زندانی محکوم به اعدام اهل‌سنت





پدر محمد غریبی، زندانی محکوم به اعدام اهل‌سنت در طی نامه‌ای می‌نویسد: «ﭘﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﺍﻡ ﺑﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﯿﺮﯼ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺳﺒﺐ ﻏﻢ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ.»
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮﺣﯿﻢ
ﻣﻦ ﺣﺴﻦ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ۸۰ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﻨﻢ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻣﻦ ﭘﺪﺭ ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻫﺴﺘﻢ.
ﺍﻻﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﭘﺴﺮﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﺍﻫﻞ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ۹ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻻﻥ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﮏ ﺩﺍﺭﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﭘﺴﺮﺵ ۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻻ ﻧﺰﺩﯾﮏ ۸ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﻟﺒﻨﺪﺵ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ.
ﭘﺴﺮﺵ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺤﻤﺪ ﻫﻢ ۷۰ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺩﺍﺷﺖ، ﻣﺮﯾﺾ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﮑﺘﻪ ﮐﺮﺩ.
۲ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺤﻤﺪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺟﺎﯾﯽ ﺷﻬﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﺵ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ. ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻣﺮﺗﺒﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﭼﺎﺭﺷﮑﻨﺠﻪ ﺟﺴﻤﯽ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺮﯾﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮐﻠﯿﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺳﻨﮓ ﺳﺎﺯ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻨﮓ ﮐﻠﯿﻪ ﺩﺍﺭﺩ. ﺁﻥ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﺏ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﭘﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻫﻞ ﻣﺤﻞ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺩﻟﺨﻮﺷﯽ ﺍﻡ ﺑﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﯿﺮﯼ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺳﺒﺐ ﻏﻢ ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﻣﺮﮔﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ.
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﺋﯿﺲ ﻗﻮﻩ‌ﯼ ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺭﻫﺒﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺭﺣﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻧﮑﻨﻨﺪ.
ﻣﺤﻤﺪ ۲ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻣﺶ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺩﺭ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻗﻄﻌﯽ ﺷﺪﻥ ﯾﺎ ﻧﺸﺪﻥ ﺣﮑﻢ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻢ.
ﻣﮕﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟ ﻣﮕﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ!
ﯾﮏ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺻﻮﺭﯼ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺕ ﻭﺍﻫﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺣﮑﻢ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﺳﻢ ﺣﮑﻮﻣﺖ!!! ﻫﺮ ﮐﺲ ﺳﻨﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺣﮑﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻭﺍﻫﯽ «ﻣﺤﺎﺭﺑﻪ» ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺣﻢ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﭘﺴﺮﻡ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﻘﺪﺗﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﺪ.
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﻃﻼﺏ ﻋﻠﻢ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭘﺴﺮﻡ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺵ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﮑﺎﺭ ﮔﯿﺮﻧﺪ
حسن غریبی پدر محمد غریبی زندانی اهل سنت محکوم به اعدام
۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

محکومیت ۵ شهروند عرب اهوازی به حبس





۵ شهروند عرب اهوازی به نام های حبیب سیلاهوه، حبیب چایان، حسین چبیشاط، کریم چایان و صلاح الدین چبیشاط در دادگاه انقلاب به ۶ ماه زندان محکوم شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه انقلاب اهواز برای هریک از شهروندان عرب بنام‌های حبیب سیلاهوه، حبیب چایان، حسین چبیشاط، کریم چایان، صلاح الدین چبیشاط شش ماه حبس صادر کرد.
این پنج نفر همراه علی چبیشاط، سلمان چایانی و سید خالد موسوی در تاریخ ۲۰ آبان ماه ۹۰ در هجوم نیروهای اطلاعاتی به روستای «خلف کعب مسلم» از توابع شوش دستگیر شدند و چندین ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات بشدت شکنجه شدند.
علی چبیشاط، سید خالد موسوی و سلمان چایانی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه ۴ دادگاه انقلاب اهواز محاکمه شدند. سید خالد موسوی و علی چه بیشاط به اعدام و سلمان چایانی به ٢۵ سال حبس و تبعید در یزد محکوم شدند.
علی چبیشاط و سید خالد موسوی، از ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۲ توسط ماموران وزارت اطلاعات از زندان فجر دزفول به مکانی نامعلوم انتقال داده شده‌اند. خانواده‌های آن‌ها با مراجعه به دادگاه و ستاد خبری تاکنون خبر دقیقی از آن‌ها دریافت نکرده‌اند اما گفته می‌شود جهت یک سری بازجویی‌های تکمیلی آن‌ها را منتقل نمودند.
کریم دحیمی فعال حقوق بشر به گزارشگر هرانا گفت: «علی رغم شکنجه شدید پنج شهروند یاد شده در بازداشتگاه اطلاعات اما نیروهای اطلاعات نتوانستند اتهامی را بر علیه آن‌ها ثابت نمایند و این حکم ناعادلانه فقط برای اینکه آن‌ها از بستگان متهمین اصلی پرونده می‌باشند، صادر شد. متاشفانه نیروهای اطلاعات طبق عادت دیرینه خود از خانواده فعالان اهوازی برای اخذ اعترافات از آن‌ها استفاده می‌نماید.»
گفتنی است، صلاح الدین چبیشاط فرزند علی چبیشاط زندانی سیاسی عرب اهوازی است که به اعدام محکوم شده است.

دو نفر دیگر به اعتصاب کنندگان اوین اضافه شدند





یاشار دارالشفا و داور حسینی وجدان دو زندانی که امروز از انفرادی ۲۴۰ به بند ۳۵۰ منتقل شدند در اعتراض وقایع روز پنج شنبه به اعتصاب غذای خود را به همراه ۳۲ زندانی دیگر ادامه می‌دهند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این دو زندانی سیاسی از روز واقعه تا کنون در اعتصاب بسر می‌برند و به جمع زندانیان اعتصاب کننده که مجموع آن‌ها به ۳۲ تن رسیده است؛ اضافه شدند.
با احتساب این دو زندانی هم اکنون ۳۴ نفر در بند ۳۵۰ زندان اوین در اعتصاب غذا بسر می‌برند و از سرنوشت ۱۶ زندانی که در بند ۲۴۰ زندان اوین بسر می‌برند اطلاعی در دست نیست.
این دو زندانی سیاسی در پیامی کوتاهی اعلام کردند: «ضمن حمایت و همبستگی با سایر اعتصاب کنندگان تا زمان بازگشت دیگر همبندیان ایشان به داخل بند و رسیدگی به شکایتشان به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد. “

اعدام ۵ زندانی در زندان رجایی شهرکرج





سحرگاه روزجاری ۵ زندانی متهم به قتل در محوطه زندان رجایی شهرکرج از طریق چوبه دار اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از جمع ۹ متهم به قتل زندانی که روز گذشته جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند ۵ تن سحرگاه روز جاری سه‌شنبه ۲ اردیبهشت ماه از طریق چوبه دار در محوطه زندان رجایی شهرکرج اعدام شدند.
سیدفرهاد ملاحسنی و اکبر نوبخت ساران از سالن ۱۱ بند ۴؛ داوودی صحرایی از بند ۶، علی‌اصغر کواکبی و هرمز رضایی از بند ۳ اسامی پنج زندانی است که سپیده دم روزجاری اعدام شدند.
همچنین سه مرد و یک زن دیگر سحرگاه امروز به پای چوبه دار رفتند که با رضایت شکات به سلول‌های خود بازگشتند.

تجمع خانواده زندانیان سیاسی در خیابان پاستور





جمعی از خانواده زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ اوین به همراه تعدادی از فعالین سیاسی-مدنی و مردم، صبح امروز در مقابل دفتر ریاست جمهوری و قوه قضاییه در خیابان پاستور تجمعی اعتراضی برپا کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ساعت ۱۰ صبح امروز، سه شنبه دوم اردی بهشت ماه، قریب به صد نفر در مقابل قوه قضاییه و دفتر ریاست جمهوری تجمع کردند.
در این تجمع که در اعتراض به وقایع پنج شنبه سیاه در بند ۳۵۰ زندان اوین برپا شد، شعارهایی از جمله «زندانی سیاسی، آزاد باید گردد»، «اوین شده فلسطین، دولت چرا نشستین» و «وزیر دادگستری، استعفا استعفا» سر داده می‌شد.
خانواده‌های زندان سیاسی همزمان با این تجمع، شکایت نامه‌هایی خطاب به رئیس قوه قضاییه و دولت نیز نوشته و تحویل مقامات دادند. این تجمع تا حدود ساعت ۱ بعد از ظهر ادامه یافت.
گفتنی ست که در حین تجمع در مقابل دفتر ریاست جمهوری، ماموران امنیتی از فیلم برداری و عکس برداری کسانی که دوربین در دست داشتند، ممانعت به عمل می‌آوردند و چند تن در این خصوص بازداشت شدند و این در حالی بود که ماموران از دقایق اولیه از تجمع کنندگان فیلم برداری می‌کردند.

بازگشت شش تن از زندانیان سیاسی به بند ۳۵۰





شش تن از زندانیان سیاسی که از پنج شنبه گذشته در سلول های انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین محبوس شده بودند، به بند ۳۵۰ این زندان بازگردانده شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهدی خدایی، یاشار دارالشفاء، سروش ثابت، مجید اسدی، هوتن دولتی و امیر رضازاده، ۶ تن از زندانیانی که در پی حمله گارد زندان به بند ۳۵۰ به سلول انفرادی منتقل شده بودند، به بند ۳۵۰ بازگردانده شدند.
پیش تر ۱۰ تن از زندانیانی که به سلول انفرادی منتقل و کم تر دچار آسیب جسمی شده بودند نیز، به بند ۳۵۰ بازگشته بودند.
لازم به یادآوری ست که صبح پنج‌شنبه ۲۸ فروردین ماه گارد زندان اوین به همراه ماموران وزارت اطلاعات و همچنین اطلاعات سپاه به بند ۳۵۰ زندان اوین جهت بازرسی این بند مراجعه و علاوه بر تفتیش محل و از بین بردن اکثر وسایل زندانیان، به ضرب و شتم شدید ایشان پرداختند.

اعدام سه شهروند در زندان مرکزی مشهد





روز دوشنبه، اول اردی بهشت ماه، سه شهروند در زندان مرکزی مشهد به دار آویخته شدند.
به نوشته روزنامه خراسان، سه جوان که طی ۳ حادثه جداگانه متهم به قتل بودند، سپیده دم روز گذشته در زندان مرکزی مشهد با حضور مسئولان اجرای احکام، اعدام شدند.
بر اساس این گزارش، اولین محکوم به اعدام، جوان ۳۲ ساله ای بود که در سال ۸۷ و پس از مشاجره لفظی به منزل جوان ۳۶ ساله ای در تربت جام رفته و او را با ضربه چاقویی به ناحیه گردن به قتل رسانده بود.
دومین فردی که پای چوبه دار رفت جوان ۲۰ساله ای بود که به خاطر پخش تصاویر یکی از نزدیکانش به شدت عصبانی شده و با ضربه چوب جوان ۱۹ساله ای را در یکی از روستاهای بردسکن به قتل رسانده بود.
سومین نفر نیز، جوان ۲۴ ساله ای بود که طی یک درگیری در شهرستان تربت جام، جوان ۲۹ ساله ای را در شهریور سال ۸۹ به ضربه چاقو کشته بود.

اسماعیلی: ایراد ضربی از ناحیه همکاران ما حتی در حد تلنگر رخ نداده است





غلامحسین اسماعیلی رئیس سازمان زندان ها در مورد علت حضور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اظهار کرد: برای کار نکرده توضیحاتی ارائه دادیم.
وی در گفتگو با خبرگزاری فارس مدعی شد: اصلا شتاب‌زده عمل نکردیم و در حال حاضر هم شتابی در رفتار ما وجود ندارد. بارها اعلام کردم که براساس یک برنامه کاملا ضابطه مند و قانونمند و با رعایت همه ضوابط یک بازرسی انجام شده و هیچ گونه درگیری و ایراد ضربی از ناحیه همکاران ما حتی در حد تلنگر رخ نداده است!
اسماعیلی در مورد موضوع رخ داده در بند ۳۵۰ بازداشتگاه اوین توضیح داد: در بازرسی صورت گرفته عده ای از زندانیان مقاومت کردند و بیرون نمی‌رفتند که همکاران ما آنها را جابجا کردند۱؟ و آنان نیز در مقابل به همکاران ما توهین و ناسزا گفته،‌در را شکانده و خرابکاری کردند!
رییس سازمان زندان ها در مورد اینکه گفته می شود این بازرسی توسط ماموران امنیتی و گارد صورت گرفته و این امر دلیل اعتراض زندانیان بوده است،‌اظهار کرد: نیروهای ما نیروهای پرسنل بازرسی سایر زندان ها بودند و نمی دانیم که به کدام یک از دروغ هایی که گفته می شود باید پاسخ دهیم. از یک طرف می گویند لباس شخصی بودند در حالی که پرسنل ما در زندان حضور داشتند و اصلا گاردی در کار نبوده است.
وی در مورد اینکه گفته می شود روز گذشته عده ای از نمایندگان تهران برای بازدید به زندان اوین مراجعه کرده و با زندانیان دیداری داشته‌اند،‌ گفت: بازدیدی صورت نگرفته و بنده در این ارتباط به نمایندگان توضیحاتی ارائه کردم. از سویی نیز اعلام کردم که روز گذشته ۷۰ الی ۸۰ درصد این افراد با خانواده هایشان ملاقات کردند و مابقی هم دیدار خواهند کرد.
رئیس سازمان زندان‌ها از شناسایی فردی که از داخل بند ۳۵۰ اوین با شبکه بی‌بی‌سی فارسی تماس گرفته و در مورد موضوع پنج‌شنبه گذشته با این رسانه مصاحبه کرده بود، خبر داد و گفت: ‌با بررسی‌های به عمل آمده این فرد شناسایی و به مراجع مربوط معرفی شد.

اخبار تکمیل از بازداشت شهروندان اهل‌سنت در مهاباد





طی بازداشت فعالین مذهبی اهل‌سنت پنج تن در شهر مهاباد بازداشت شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سوران فاتحی، عبدالرحیم چانا، عبدالهادی آذرم، مهدی آذرم و عبدالسلام آذرم نام ۵ شهروند مهابادی است که روز جمعه ۲۹ فروردین ماه در منازل خود بازداشت شدند.
گفتنی است، عبدالهادی آذرم، مهدی آذرم و عبدالسلام آذرم نسبت برادری با یکدیگر داشته‌اند.
یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود در مورد دستگیری عبدالرحیم چانا گفت: « پسر عبدالرحیم که از مریضی آسم رنج می‌برد، نزدیک بود که بیهوش شود اما ماموران بدون هیچ گونه توجهی همه را با خود می‌برند، عبدالرحیم که وضع فرزندش را می‌بیند با آن‌ها درگیر می‌شود اما آن‌ها اقدام به تمسخر او می‌ کنند. و همه را سوار ماشین اطلاعات می‌کنند. در اداره اطلاعات فرزند عبدالرحیم بر اثر فشار روحی و تنگی نفس بی هوش می شود، بعد از بیهوشی فرزند خزدسال، نیروهای اطلاعاتی به خانواده عبدالرحیم زنگ می‌زنند که بیایند و فرزند خود را از اطلاعات به خانه ببرند.»
گفتنی است، پیش‌تر خبرگزاری هرانا اخبار بازداشت سه تن را در شهر مهاباد منتشر کرده بود.