۱۳۹۳ مرداد ۲۶, یکشنبه

هشتاد و یک روز بلاتکلیفی صبا آذرپیک در سلول انفرادی





صبا آذرپیک روزنامه نگار اصلاح طلبی که از ۸۱ روز پیش در بازداشت بسر می‌برد همچنان بصورت بلاتکلیف در سلول انفرادی نگهداری می‌شود.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبا آذرپیک صبح روز چهارشنبه ۷ خردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
وی باوجود گذشت ۸۱ روز همچنان بصورت بلاتکلیف در سلول انفرادی نگهداری می‌شود.
همچنین جواد علیزاده وکیل صبا آذرپیک در گفتگو با تارنمای ایسکانیوز با بیان اینکه تا کنون موفق به ملاقات موکل خود نبوده می‌گوید: «گفته می‌شود چون متهم امنیتی است امکان ملاقات وجود ندارد، در صورتیکه بر اساس قانون شهروندی وکیل تحت هر شرایطی می‌تواند موکل خود را ملاقات کند.»
بر اساس گفته جواد علیزاده: «هیچ دلیلی برای بازداشت او وجود ندارد.»

مرگ میلیون‌ها ماهی در دریاچه هامون










مشکل مدیریت منابع آب در هامون و سیستان جدی است

گزارش‌ها از مرگ میلیون‌ها ماهی دیگر در بستر خشک هامون حکایت دارد، جایی که پیش‌تر صدها جوجه پرنده و میلیون‌ها ماهی را تلف کرد، ابتدا سطح آب تالاب پایین آمد و حالا دیگر آبی هم درکار نیست.
به گزارش ایسنا، اقدامی در کار نیست. تصمیم‌گیران یا تذکر می‌دهند یا بدنبال میزان خسارت می‌روند. جدیداً هم اولویت تعیین کردند و دریاچه ارومیه را بالاتر از هامون بردند. آن‌قدر لفت دادند که تالاب به طور کامل خشکید. البته کارشناسان پیش‌تر اعلام کرده بودند که سیلاب بی‌پشتوانه افغانستان می‌خشکد.
حالا باید منتظر اوضاع بدتری هم بود. گزارش‌های محلی از مرگ میلیون‌ها ماهی دیگر در بستر خشک هامون حکایت دارد. آنجایی که هزاران پرنده و میلیون‌ها ماهی را در دو ماه اخیر تلف کرد. ابتدا سطح آب پایین آمد و منجر به موج مرگ ماهیان شد و حالا دیگر آبی درکار نیست.
حسن خمر، مدیرکل شیلات سیستان در این باره گفت: “تالاب هامون (صابوری و هیرمند) به کلی خشک شده و تنها بخش داخلی هامون (پوزک) که ۹۰ درصد آن در کشور افغانستان است، کمی آب دارد.”
وی همچنین در مورد تعداد ماهیان تلف شده تالاب افزود: “تهیه آمار حدود دو ماه زمان نیاز دارد.”
خمر ادامه‌داد: “مردم اکنون در تالاب هامون در حال جمع‌آوری این ماهیان برای ارسال به کارخانه‌های تولید پودر ماهی هستند. از آنجایی که حمل این ماهی‌ها با مجوز شیلات صورت می‌گیرد، افرادی که این ماهیان را جمع‌آوری می‌کنند باید به ما مراجعه کنند، اما تا حالا هیچ محموله ماهی خشک برای صدور مجوز به شیلات مراجعه نکرده، البته علت این امر این است که مردم تازه شروع به جمع‌آوری ماهیان مرده کرده‌اند.”
در واقع می‌توان گفت همه تالاب خشکیده است. یعنی جشن ”نی” مسئولان استان در جوار تالاب هامون سه ماه هم دوام نیاورد و تبدیل به عزا شد. مسئولان آنقدر خوشحال بودند که فکر نمی‌کردند به این زودی دوباره به افکار شتاب‌زده روی بیاورند.
احمد عاقبت‌بخیر، مدیرعامل آب منطقه‌ای سیستان و بلوچستان نیز درباره حجم آب منطقه گفت: “سیلابی که از اوایل امسال در بخش داخلی رودخانه هیرمند جریان داشته، در چند روزگذشته به طور کامل قطع شد و روند جریان آب در ماه گذشته نیز به شدت کاهش یافت.”
براساس گزارش خبرنگارانی که از نزدیک تالاب هامون را مشاهده کرده‌اند،، بخش ”صابوری” تالاب هم اوضاع خوبی ندارد، در ساحل عقب رفته این بخش از تالاب، به راحتی می‌توان برجک‌های مرزی را دید، عمق آب هم به حدی کم شده که استفاده از قایق به راحتی برای صیادان ممکن نیست.
hamon1       hamon3
“سارانی”، یکی از اهالی روستای “ملادادی” در حاشیه‌های ساحل تالاب هامون ”پوزک” در این رابطه به خبرنگار ایسنا گفت: تاکنون بیش از یک کیلومتر آب این تالاب عقب رفته و سطح آن هم حدود یک متر پایین آمده است.
صیادان نیز از کاهش چشمگیر میزان صید در دو هفته اخیر خبر می‌دهند. آنهایی که پیش‌تر روزانه تا ۱۰۰ کیلو ماهی می‌گرفتند، حالا میزان صیدشان به ۱۰ کیلو هم نمی‌رسد.
احمد قرایی، رئیس پژوهشگاه تالاب هامون که پیش‌تر هشدار داده بود که تالاب هامون به زودی می‌خشکد، وضعیت فعلی تالاب را قابل پیش‎بینی دانست و افزود: “مشکل مدیریت منابع آب در هامون و سیستان جدی است.”
به گفته مردم محلی بیش از یک ماه است روند ورود آب به مجموعه تالاب‌های هامون قطع شده و وزش چند طوفان اخیر که سرعتشان از ۱۰۰ کیلومتر هم تجاوز کرده، روند خشکیدن تالاب را سریع‌تر کرده است.
مرگ جانداران هامون، یکی از مجموعه آثار خشکی تالاب است. هجوم ریزگردها از بستر خشک تالاب، بیکاری هزاران صیاد و کشاورز و مهاجرت از جمله دیگر پیامدهای منفی این خشکی است.
به گفته رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی زابل ابتلای سالانه ۵۰۰ نفر به بیماری “سل”، سیستان را در رتبه نخست از نظر میزان ابتلا به این بیماری قرار داده است.
همچنین فرمانداری ویژه زابل میزان خسارت اولیه طوفان اخیر زابل را ۳۰۰ میلیارد ریال اعلام کرده که سهم تالاب هامون در خسارت‌های ایجاد شده قابل توجه است.
تالاب هامون یکی از ۲۲ تالاب بین‌المللی ثبت شده در کنوانسیون رامسر است که به گفته مسئولان محلی سیستان و بلوچستان، افغانستان در برآورده کردن تعهدات خود در مورد حیات تالاب در این کنوانسیون انگیزه‌ای ندارد.
امام جمعه زابل نیز در این رابطه چند وقت پیش عنوان کرد: “افغانستان از سر لطف در هیرمند آب رها نکرده، بلکه این یک حق بین‌المللی است. اگر به این نحو بود در رودخانه (راین) در قاره اروپا که از چند کشور عبور می‌کند. همه آن کشورها می‌توانستند سدی مانند (کجکی) احداث کرده و آب را برای خود مدیریت کنند، پس مسأله رودخانه هیرمند و تالاب هامون یک حقوق بین‌المللی دارد و دنیا نباید در برابر حوادث آن کوتاه بیاید.”
افغانستان اما در مسیرهای ورود آب به تالاب هامون سدهای مختلفی برای تأمین آب شرب و کشاورزی ساخته است. سدهای”کجکی و کمال‌خان” از مهمترین آنها است.
با این وجود افغانستان در تأمین آب‌شرب موفقیتی نداشته به نحوی که آژانس خبری ”پژواک” افغانستان گزارش داد: “تنها ۱۰ درصد از ساکنان ۳۰۰ هزار نفری زرنج، مرکز ولایت نیمروز افغانستان که بند کمال‌خان در ولسوالی (شهرستان) چهار برجک ولایت نیمروز قرار دارد، به آب شرب سالم دسترسی دارند که این آب نیز از طریق ایران تأمین می‌شود.”
سدی که هدف از احداث آن تولید برق، تأمین آب شرب و اضافه‌شدن زمین‌های خاره به زراعی بوده، هنوز مردم با مشکل آب شرب سالم دست و پنجه نرم کرده و بخش قابل توجهی از برق مورد نیاز خود را از ایران دریافت می‌کنند. این گزارش همچنین افزوده که سالانه صدها نفر در افغانستان به دلیل استفاده از آب شرب غیرسالم تلف می‌شوند.
یکی از رسانه‌های محلی استان نیز در گزارشی با عنوان ”حق‌آبه‌ای که پای بوته‌ خشخاش می‌رود” نوشته حق‌آبه ایران در افغانستان پای بوته‌های خشخاش می‌رود. موضوعی که پیش‌تر نماینده ارشد سازمان ملل در بازدید از تالاب هامون نیز به صورت تلویحی به آن اشاره کرد. ”گری لوئیس” در این بازدید گفت: چیزی که من در سیستان دیدم حتی می‌تواند تهدید امنیت بشری بزرگتر از موادمخدر داشته باشد.
برخی کارشناسان این جمله را این طور تحلیل کردند: افغانستان با ایجاد سد در مسیر رودخانه هیرمند به بهانه تأمین آب‌شرب و تولید برق، قصد افزایش میزان تولید موادمخدر و در ادامه تولید ثروت دارد. اتفاقی که امنیت بشر را در سراسر عالم تهدید می‌کند. hamon2  hamon4 hamon5

دستگیری مرد ۵۶ ساله به اتهام انتشار تصاویر غیراسلامی در شاهرود





فرمانده انتظامی شاهرود از دستگیری کاربر ۵۶ ساله ایی که مدت دو سال تصاویر غیراسلامی در فضای مجازی منتشر می‌کرد، خبر داد.
به گزارش روز شنبه مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان سمنان و به نقل از تارنمای عصر ایران، سرهنگ رحمت ا… طاهری افزود: «ماموران پلیس اطلاعات و امنیت شاهرود از انتشار تصاویر غیر اخلاقی و ضد فرهنگی توسط فردی نا‌شناس در فضای مجازی مطلع شدند.»
وی اظهار کرد: «ماموران پلیس پس از تشکیل پرونده و انجام تحقیقات مقدماتی دریافتند که متهم با پست الکترونیک شخصی خود در محیط تالار گفت‌و‌گو ارتباط مجازی برقرار می‌کند.»
طاهری از شناسایی مشخصات مالک ایمیل مورد اشاره خبر داد و گفت: «با هماهنگی مرجع قضایی و در ادامه تحقیقات محسوس و نامحسوس پلیس، گرداننده این صندوق پستی شناسایی شد.»
این مسوول انتظامی تصریح کرد: «متهم فردی ۵۶ ساله است که پس از حضور در پلیس اطلاعات شهرستان شاهرود مورد بازجویی قرار گرفت و در تحقیقات مقدماتی منکر هر گونه ارتباط در فضای مجازی بود.»
وی با بیان اینکه متهم با دیدن اسناد و مدارک محکم پلیس چاره‌ای جز بازگویی حقیقت نداشت، تصریح کرد: «وی که خود را بازیگر سینما و تئا‌تر می‌نامید به مدت دو سال فعالیت غیرمجاز و انتشار تصاویر غیراخلاقی در فضای مجازی اعتراف کرد.»
طاهری با اشاره به تکمیل پرونده و ارسال آن به دادسرای شاهرود گفت: «متهم با صدور قرار قانونی وثیقه به مبلغ چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون ریال روانه زندان شد.»

تجمع کودکان شین آباد مقابل ساختمان ریاست جمهوری





کودکان شین آبادی به همراه خانواده‌هایشان امروز با حضور در مقابل ساختمان ریاست جمهوری اعتراضشان نسبت به نصف بودن دیه را مطرح کردند.
به گزارش ایرنا، کودکان شین آباد به همراه والدینشان امروز (سه شنبه) در مقابل ساختمان ریاست جمهور حضور یافتند که خواسته‌هایشان از ریاست جمهوری را مطرح کرده و نسبت به نصف بودن دیه اعتراض کنند.
والدین این کودکان براین باورند که کودکانشان در مدرسه آتش گرفته‌اند و آموزش و پرورش باید جبران خسارت کند.
این کودکان همچنین می‌گویند به دلیل مونث بودن، ۵۰درصد دیه از آنان کسر می‌شود که نسبت به این تصمیم دیه معترض هستند.
وکیل دانش آموزان شین آباد در گفت‌و‌گویی در این خصوص گفت: «خرج و مخارج، هزینه زندگی و آینده این دخترکانی که صورتشان را کامل از دست داده‌اند و حتی شاید نتوانند ازدواج کنند برایشان سنگین است.»
«حسین احمدی نیاز» افزود: «دولت باید برای آن‌ها مستمری تعریف کند و براین اساس مستمریشان را پرداخت کند.»
وکیل دانش آموزان شین آبادی اظهار کرد: «براساس اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ قانون اساسی و سوگندی که ریاست جمهوری خورد، از ایشان انتظار داریم تا مصوبه‌ای گذرانده و کاری برای این کودکان انجام دهند.»
وی ادامه داد: «خواسته‌های این کودکان از رییس جمهور مشروع و قانونی است و امیدواریم اقدام مناسبی برای این کودکان انجام شود.»
محسنی اژه‌ای سخنگوی دستگاه قضا در شصت و ششمین نشست خبری در پاسخ به سووال خبرنگاری مبنی بر پرداخت نصف بیمه به دختران شین آبادی، گفت: «دیه زن و مرد برابر نیست ولی ترتیبی داده شده که برابر باشد و بنده موضوع دیه بچه‌های شین آباد را بررسی می‌کنم.»
دانش آموزان شین آباد از توابع شهرستان مرزی پیرانشهر در آذر سال ۱۳۹۱دچار آتش سوزی شدند.
حادثه زمانی روی داد که بخاری نفتی این کلاس آتش گرفت و تلاش سرایدار مدرسه برای خاموش کردن آن با استفاده از کپسول آتش نشانی موثر واقع نشد. سرایدار مدرسه وقتی نتوانست آتش را خاموش کند، اقدام به انتقال بخاری به بیرون از کلاس کرد که در این موقع بخاری منفجر شد و آتش به تمام سطح کلاس سرایت کرد.

بیکاری ۱۸۰۰ کارگر «بافت بلوچ» و راه‌اندازی زندان ۲ هزار نفری در مقابل کارخانه





رئیس کمیسیون فرهنگی- اجتماعی شورای شهر ایرانشهر اعلام کرد: فروش کارخانه بافت‌بلوچ به «بنیاد تعاون ناجا» بیکاری ۱۳۰ کارگران بلوچ را به‌همراه خواهد داشت.
«عبدالناصر امیریان» در گفتگویی با اعلام این خبر به ایلنا افزود: «به‌ دلیل عملکرد ضعیف بنیاد تعاون ناجا در کارخانه (ریسندگی و بافندگی فخر ایران)، این شائبه در بین کارگران بافت بلوچ بوجود آمده که با مدیریت جدید وضعیت کارخانه بهبود نیافته بلکه بیکاری کارگران را در پی خواهد داشت.»
عضو شورای شهر ایرانشهر با بیان این‌که از ۴ سالن ریسندگی، چاپ و تکمیل، سردخانه و بافندگی کارخانه بافت بلوچ تنها یک سالن (ریسندگی) فعال است، متذکر شد: از ۱۹۰۰ کارگر کارخانه نیز اکنون تنها ۱۳۰ کارگر در سالن ریسندگی مشغول به کارند.
وی با بیان این‌که زمانی تولیدات کارخانه (الیاف پارچه‌ای و پنبه‌ای) به ترکیه صادر می‌شد، ادامه داد: «به‌دنبال انحلال سازمان صنایع ملی در اردیبهشت سال ۸۲، کارخانه بافت بلوچ به سازمان گسترش وزارت صنایع واگذار شد اما بحران‌های مالی در سال ۸۶ منجر به اجرای طرح بازخرید کارکنان شد. این طرح با استقبال کارگران مواجه نشد اما شماری بازخرید، بازنشسته پیش از موعد و باقی که حاضر به ادامه کار شدند با حقوق معوقه به کار ادامه دادند.»
عضو شورای شهر ایرانشهر با اشاره به این‌که زندان جدیدی روبه‌روی کارخانه ساخته شده است، تصریح کرد: «در حال حاضر ۲۰۰۰ زندانی در زندانند و تحقیقات نشان داده است، بیکاری از عوامل مهم وقوع جرم است.»


عضو شورای شهر ایرانشهر با بیان این مطلب که بافت‌بلوچ، مهم‌ترین و تنها کارخانه در ایرانشهر است، در خاتمه گفت: «اگر کارخانه احیاء شود، بخشی از مشکلات بیکاری در منطقه حل خواهد شد و بافت‌بلوچ اهداف امنیتی و اشتغال‌زایی دارد.»

دو هفته انفرادی تنبیهی برای مصطفی اسکندری









کمیته انضباطی زندان رجایی شهر کرج، مصطفی اسکندری زندانی سیاسی را به تحمل دو هفته سلول انفرادی تنبیهی محکوم کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز ۱۱ مردادماه کمیته انضباطی زندان رجایی شهر کرج، پس از تشکیل جلسه و بررسی، مصطفی اسکندری زندانی سیاسی را به دلیل توهین به مسولان و همینطور ایراد آسیب به یکی از دستگاههای ارسال پارازیت مخابراتی واقع در  زندان به تحمل دو هفته سلول انفرادی تنبیهی محکوم کرد. نامبرده پس از طی این مدت روز گذشته به بند عمومی بازگشت.
لازم به یادآوری است، مصطفی اسکندری زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، دانشجوی رشته پزشکی و از بازداشت شدگان مراسم چهلم ندا آقا سلطان در بهشت زهرا می‌باشد که در هشتم مردادماه سال ۸۸ به همراه همسرش، کبری زاغه دوست بازداشت و با اتهاماتی همچون «تشویش اذهان عمومی» و «مصاحبه با رسانه‌های بیگانه» و نیز اتهاماتی امنیتی به حکم سنگین ۳۱ سال زندان محکوم شد.

اعدام سه زندانی در زندان‌های کرمان و کرمانشاه





طی هفته گذشته دو زندانی در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه و یک زندانی در زندان مرکزی کرمان از طریق چوبه دار اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سپیده دم دوشنبه ۲۰ مرداد ماه دو زندانی متهم به قتل در محوطه زندان کرمانشاه از طریق چوبه دار اعدام شدند.
این دو زندانی حمید ارسلانی و صادق احمدی نام داشتند که به اتهام قتل عمد به قصاص نفس اعدام محکوم شده بودند.
همچنین روز یک‌شنبه ۱۹ مرداد ماه نیز یک زندانی متهم به قتل در محوطه زندان مرکزی کرمان از طریق چوبه دار اعدام شد.
گفتنی است این دو اعدام تاکنون از طریق رسانه‌های رسمی ایران اعلان نشده است.

وضعیت بد جسمی قاسم آبسته و عدم رسیدگی پزشکی





قاسم آبسته زندانی اهل‌سنت زندان رجایی شهر کرج که از مشکلات کلیه و درد شدید رنج می‌برد، با بی‌توجهی مسئولان زندان روبروست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، قاسم آبسته متولد ۱۳۵۸ در شهر مهاباد از مدتی پیش به بیماری کلیوی مبتلا شده و بهداری زندان رجایی شهر برای درمان وی اقدامی صورت نمی‌دهد.
یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: «درد کلیه‌های قاسم آبسته به قدری زیاد است که دیگر قادر به انجام کارهای روزمره خود نیست و همیشه در بستر است. بهداری زندان باوجود این درد شدید تنها به تجویز قرص استامینوفن اکتفا کرده».
قاسم آبسته در بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به سلول‌های انفرادی در اداره اطلاعات ارومیه منتقل و هشت ماه را در این بازداشت‌گاه و بصورت یک نفره نگهداری شد. وی با وجود گذشت حدود ۵ سال، همچنان بصورت بلاتکلیف در زندان نگهداری می‌شود.
این زندانی اهل‌سنت هم‌اکنون در بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج نگهداری می‌شود.

اجرای حکم شلاق در ملاء عام در شهرستان قدس





ظهر روز ۲۱ مرداد ماه جاری، اجرای حکم شلاق دو متهم به اخلال در نظم عمومی، چاقو کشی، ایجاد رعب و وحشت و شرارت در شهرستان قدس با حضور مسئولان قضایی و انتظامی در ملاء عام انجام شد.
به گزارش مهر، با صدور حکم قضایی مراسم شلاق زنی با پوشش کامل پلیس، پس از خوانده شدن حکم توسط رئیس اجرای احکام دادگستری در ملاءعام به اجرا درآمد.
سرهنگ حجت الله کرمی زند با اعلام این خبر مدعی شده بود دو نفر به نام‌های «م-ی» و «ع–ت» به اتهام درگیری و ایجاد رعب و وحشت، اخلال در نظم عمومی، چاقو کشی و شرارت بازداشت و با حکم دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان قدس مته‌مان به ۷۴ ضربه شلاق در انظار عمومی محکوم شدند.

نامه سرگشاده دادخواهی آیت الله کاظمینی بروجردی به مجامع بین المللی





 آیت الله کاظمینی بروجردی زندانی سیاسی زندان اوین طی نامه‌ای به مجامع بین المللی می‌نویسد: «نهمین سال است که محروم از آزادی و درمان و دارو و وکیل و محکمه باز و علنی شده‌ام، جوانیم نابود شده و صحتم از بین رفته و خانواده‌ام به تعرض و تعدی عناصر حکومتی مبتلا شده‌اند.»
متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
خدمت ریاست محترم دیوان بین المللی کیفری، دادستان معظم و قضاوت شریف، و حضور دبیر مصلح و اعضاء بزرگوار شورای حقوق بشر سازمان ملل،
درود این پیشوای توحیدی زندانی بر شما که عهده دار دفاع از انسانیت و حراست از حقوق پایمال شده مردم مظلوم و غارت شده‌اید، از درون سلول مخوف و موحشم، ندای ملتی اسیر و بی‌پناه را به سویتان، معروض می‌دارم.
اینجانب به عنوان یک مدعی العموم که فریادگر اعتراضات تاریخی هموطنانم برعلیه حکام فاشیست و دیکتاتورکشورمان هستم از شما مسئولین حقوقی و قانونی استمداد می‌طلبم که بر سالهای متمادی استبداد به ظاهر دینی، تحقیق و تفحصی فراگیر کنید و جنایات وارده بر رعایای ایرانی را تبدیل به یک پرونده جنائی، جنگی نمائید که سی و پنج سالست، هیئت حاکمه قلدر و خائن و دروغگو به نام دیانت و معنویت سوار بر اریکه قدرت گشته‌اند و دمار از روزگار فرزندان ایران در می‌آورند. آیا در محاکم شما جایی برای نجات مردمی زبان بریده و بر زمین افتاده، وجود دارد؟ همیشه شعار رژیم ارتجاعی ما، مردمی بودن و بهره گیری از اکثریت نفوس است، آیا این‌ها اجازه عرض اندام و حضور در صحنه را به مخالفان خویش می‌دهند؟ تا حقیقت آمار و ارقام موافق و مخالف مشاهده گردد؟ اکنون در پایتخت مملکت ما حکومت نظامی خاموش برقرار است یعنی اجتماع بیش از چند نفر، با قاطعیت و سرعت متفرق و منهدم می‌شوند. حال با چنین شرایط وخیم امنیتی و حفاظتی و اطلاعاتی چگونه گرفتاران و ناامیدان این آب و خاک عسرت و فلاکت و خفت خویش را ابراز و اعلان نمایند؟ بدون هیچگونه تردیدی سرزمین ما ثروتمند‌ترین ممالک جهان است پس چرا آمار رسمی حکومت اعلام نود درصدی مردم در خط قرمز فقر می‌باشد؟ چه قدرتی باید در برابر سلطنت فقیه بایستد؟ و اجازه ندهد که دارائی ملی و ذخائر وطنی و سرمایه‌های میهنی ما خرج حماس و نصر الله و اسد و بحرین و عراق شود؟ هموطنانم که توان مقابله با سیستم تا دندان مسلح بی‌وجدان و آدم خوار را ندارند، چه کنند؟ و به چه شکلی منابع خداداده خود را به دست آورند؟ زندان‌ها که پر از معترضان است، قبرستان‌ها که مملو از اموات جوان و قربانیان روزمرگی است، بیمارستان‌ها که از بیماران تهیدست و اسیران امراض ناعلاج اشباع می‌باشد، تیمارستان‌ها هم که مالامال از شخصیت‌های علمی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بوده که نتیجه سوء مدیریت دولتی و ستمکاری حکومتی می‌باشد. کمپهای ترک اعتیاد که جایگاه زنان و مردان جوان و نوجوانان رمیده از زندگی شده است، کانونهای خانوادگی هم در اثر دلسردی‌های عصبی و اختلالات روحی که آن نیز محصول آزار دولتیان است، فروپاشیده مساجد نیز جای توطئه پرونده سازان و عاملین زر و زور و تزویر گشته است، من به خاطر اعراض از دین انقلاب، نهمین سال است که محروم از آزادی و درمان و دارو و وکیل و محکمه باز و علنی شده‌ام، جوانیم نابود شده و صحتم از بین رفته و خانواده‌ام به تعرض و تعدی عناصر حکومتی مبتلا شده‌اند. امروز تاریخ معاصر شاهد فجایع این‌ها و تلاشهای همه جانبه شما در افشای ماهیت سردمداران ما است. نگارنده این رنجنامه در حال مرگ است و منتظر دادخواهی و کمکهای بین المللی است.
سید حسین کاظمینی بروجردی
ایران- تهران – زندان اوین
مرداد ۱۳۹۳