۱۳۹۱ دی ۲۲, جمعه

کارشکنی دادستان در پرونده پزشکی محمد بنازاده امیرخیزی








محمد بنازاده امیرخیزی زندانی سیاسی مسن و از بازاریان سر‌شناس تهران با وجود اخذ عدم تحمل کیفر از سوی پزشکی قانونی با کارشکنی و اعمال نفوذ دادستان تهران این دستور منتفی شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد بنازاده امیرخیزی زندانی سیاسی مسن در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج، هفته گذشته موفق به اخذ نظر پزشکی قانونی مبنی بر عدم تحمل کیفر خود شده بود، اما با کار شکنی و اعمال نفوذ دادستان تهران پرونده وی مجددا به پزشکی قانونی تهران منتقل و دستور قبلی منتفی شد.
محمد بنازاده که مبتلا به بیماری پروستات می‌باشد و بتازگی با مشکلات عصبی از نوع افسردگی شدید، اختلال خواب و فراموشی مبتلا شده، تنها بدلیل بیماری پروستات خود باید هر از چند گاهی تحت سونوگرافی قرار گیرد.
لازم به یاد آوری است که آقای محمد بنازاده امیرخیزی ۶۳ ساله در ۹ آذرماه سال ۸۸ با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کارش دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین و سپس زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
گفتنی است که خواهر این زندانی سیاسی، بنام کبری بنازاده امیرخیزی که حدود ۶۰ سال سن دارد از ناحیه زانو، کمر و چشم ابراز ناراحتی می‌کند و مسئولین زندان از اقدامات درمانی شایسته تا کنون سرباز زده‌اند.

رنجنامه بهنام ابراهیم زاده در مورد بیماری فرزند

 
 
 
 
 
 بهنام (اسعد) ابراهیم‌زاده فعال کارگری در بند ۳۵۰ زندان اوین، بتازگی از بیماری فرزند و انتقال او به بیمارستان محک (بیمارستان کودکان سرطانی) آگاه شده است.

وی طی رنج نامه ای تحت عنوان "رنج زندان را تحمل می‌کردم، ناگهان کوهی از اندوه بر من آوار شد." می گوید: "من از وضع این امید دلبندم چیزی نمی‌دانم، همسرم به روشنی بیان نمی‌کند فقط آرزو دارد که هر چه زود‌تر به مرخصی برای دیدن آن‌ها بیایم."

متن کامل نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است را در زیر می‌خوانید:

نامهٔ زندانی سیاسی دربند بهنام ابراهیم‌زاده

"رنج زندان را تحمل می‌کردم، ناگهان کوهی از اندوه بر من آوار شد."

نمی‌دانم کی، شاید ۸-۹ روزی است، شنیده‌ام تنها فرزندم نیمای سیزده ساله‌ام که غم دوری از پدر و محرومیت از همه حیث او را فرا گرفته بود به بیمارستان کودکان محک اعزام شده است، آنجا بیمارستان کودکان سرطانی است. تجربه‌ای تلخ و لحظات تکان دهنده‌ای که تا عمق روح و روانم نفوذ کرده است.

من از وضع این امید دلبندم چیزی نمی‌دانم، همسرم به روشنی بیان نمی‌کند فقط آرزو دارد که هر چه زود‌تر به مرخصی برای دیدن آن‌ها بیایم. برای این منظور درخواست مرخصی کرده‌ام که مسلماً موافقت با این درخواست تاثیری عمیق بر من و فرزند بیمارم می‌گذارد. این تنها لحظه‌ای در زندگی یک پدر است که مایل نیست تحت هیچ شرایطی آن را از دست بدهد.

به همین منظور به لطف دوستان وثیقه‌ای ملکی دست و پا کرده‌ام و مثل همیشه که برای رفع محرومیت‌ها اقدام می‌کردم جواب مساعدی هم شنیده‌ام. اما شاید این بار نیز فقط حرف تحویل گرفته باشم.

در این شرایط و با هزاران خیال که درباره فرزندم نیما در سر دارم یادآوری وعده‌های توخالی گذشته مسئولان رنج مرا به دردی جانکاه تبدیل کرده است. من باید در کنار فرزند بیمارم باشم این حق من است من یک زندانی سیاسی‌ام که اکنون نگرانی بیماری فرزندم همه چیز را در برابرم تیره و تار کرده است، چندین اقدام در برابر من قرار دارد که یکی از آن‌ها اعتصاب غذای خشک کامل است. شاید جوابی بگیرم.

خودم صبر و تحمل را می‌پسندم همراه با فشار و مقاومت، اما همه چیز ممکن است اتفاق بیفتد. با این همه محرومیت از غذا، مرخصی، ملاقات مناسب و تلفن، امکانات درمانی،... حالا محرومیت از حق بودن در بالای سر فرزند بیمارم می‌خواهد مرا از پای در آورد.

من با تاکید بر درخواستم برای مرخصی و دیدار با فرزندم ایستادگی می‌کنم اما در‌‌ همان حال از همگان برای دفاع از حقوق فرزندم و بهبود وضعیت ایشان استمداد می‌کنم. چه کسی گمان می‌کرد کسی که سال‌ها در عرصه کودکان و کارگران تلاش و مبارزه کرده است برای عقیده‌اش و در دفاع از کودکان به زندان بیفتد و بشنود که مردم دلسوز دوستان و رفقا گروه گروه به دیدن فرزند بیمارش می‌روند اما خودش در حسرت کشیدن دست بر پیشانی داغ فرزندش محروم بماند.

من ایستادگی و مقاومت می‌کنم که تا به حال کرده‌ام، اما چه کسانی باید پاسخ این همه بی‌عدالتی و رنج را بدهد چه کسی مسئول وضع پیش آمده برای فرزندم نیما است.

من امیدوارم به همت دستان توانمند و مهربان پزشکان و پرستاران و امیدوار به همت دوستان و رفقا و همکارانم و مردمان خوب و دلسوز کشورم، من از همه کسانی که طی این چند روز جویای حال فرزندم بوده‌اند و به دیدار خانواده و فرزندم رفته‌اند ‌‌نهایت تشکر و قدردانی می‌کنم.

من از تمامی پزشکان و پرستاران بیمارستان محک و همه کسانی که برای بهبودی وضعیت فرزندم تلاش کرده و قدمی برداشته‌اند و بر می‌دارند قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم به امید بهبودی هر چه سریع‌تر فرزندم نیما ابراهیم‌زاده و تمامی کودکان

(اسعد) بهنام ابراهیم‌زاده – زندانی سیاسی دربند

دی ماه ۹۱- زندان اوین – بند ۳۵۰

اسدالله هادی در بیمارستان تحت عمل جراحی قلب باز قرار گرفت

 
 
 
 
 
اسدالله هادی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در بیمارستان قبل تهران بستری شد و مورد عمل جراحی قلب باز قرار گرفت.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی هفته‌ای که گذشت اسدالله هادی پس از مدت‌ها انتظار و چندین بار ممانعت از اعزام به بیمارستان در ‌‌نهایت به بیمارستان قلب تهران اعزام و مورد عمل جراحی قلب باز قرار گرفت.

لازم به ذکر است، به تشخیص پزشکان بیمارستان بازگشت زود هنگام وی به زندان میتواند بسیار خطر ناک باشد.

اسدالله هادی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین که به بیماری حاد قلبی و مشکلات می‌نیکس زانو مبتلا می‌باشد بار‌ها بدلیل خودداری از به تن کردن لباس فرم زندان که بصورت گزینشی به تن زندانیان سیاسی می‌شود، با ممانعت مسئولین برای اعزام به بیمارستان روبرو شده بود.

اسدالله هادی در سال ۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی بازداشت و به پنج سال حبس محکوم شد.

گفتنی است، وی سابقه بازداشت در دهه ۶۰ را نیز داشته است.

اخطاریه ضبط وثیقه خسرو آراسته به خانواده وی ابلاغ گردید / تصویر

 
 
 
 
 
 اخطاریه‌ای به منظور ضبط وثیقه خسرو آراسته از مجروحین و بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ به خانواده وی ابلاغ گردید.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز شنبه ۱۶ دی ماه سال جاری اخطاریه‌ای به منظور ضبط وثیقه خسرو آراسته در صورت عدم معرفی خود به دادگاه انقلاب کرج به خانواده وی ابلاغ گردید.

خسرو آراسته در جریان بازداشت‌های گسترده بعد از انتخابات ۸۸ در مورخ ۱۰ اسفند ماه ۱۳۸۸ در تجمع اعتراضی شکل گرفته در کرج تحت تعقیب نیرو‌های اداره اطلاعات قرار گرفت که پس از تعقیب و گریز مورد اثابت ۲ گلوله قرار گرفت.

وی ۳۸ روز را در انفرادی سپری کرد و بعد از بازجویی‌های متعدد وی را نزد قاضی شعبه ۶ دادسرای انقلاب کرج برده و بدون داشتن وکیل وی را محاکمه نموده‌اند.

خسرو آراسته به اتهام اولیه مشارکت در اقدام به برهم زدن امنیت ملی با شرکت در تظاهرات غیر قانونی (ماده ۴۹۹ مجازات اسلامی) به ۳ سال حبس تعزیری محکوم گردید.

در حالیکه وی در حال گذراندن ۱ سال از حبس خود بود بار دیگر پرونده جدیدی به اتهام "تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت ملی" برایش به جریان افتاد.

پس از تلاش‌های زیاد، خانوادۀ وی توانستند با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی برای خسرو آراسته مرخصی بگیرند و او در زمان مرخصی به کشور ترکیه پناهنده شد.

هم اکنون با گذشت ۱ سال از نبود ایشان در ایران دادگاه انقلاب کرج اخطاریه‌ای به منظور ضبط وثیقه خسرو آراسته در صورت عدم معرفی خود، به خانواده وی ابلاغ کرده است.


پدری فرزند خود را در کوره کماچ‌پزی انداخت و کشت

 
 
 
 
 
پدری که به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر دچار اختلالات عصبی شده بود در اقدامی غیرقابل باور فرزند نوجوان خود را در کوره کماچ‌پزی انداخت.

بنا به گزارش چه خبر آنلاین، این پدر که صاحب کارگاه کماچ‌پزی در شهر چغادک در ۳۰ کیلومتری بوشهر است پیش از این هم سابقه تعرض و برخورد شدید با خانواده داشته اما این بار اقدام او منجر به مرگ فرزندش شد.

فرزند خردسال این پدر معتاد دانش آموز کلاس سوم ابتدایی بود و پدر قاتل نیز پس از این اقدام از محل متواری شده بود.

رئیس پلیس آگاهی استان بوشهر در این ارتباط گفت: صاحب یک کارگاه نان و کماچ‌پزی در شهر چغادک به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر دچار اختلالات عصبی شده و فرزندش را به صورت زنده در کوره آتش انداخته و بعد از سوزاندن وی متواری می‌شود.

علی بارونی افزود: پلیس در حال پیگیری موضوع و انجام تحقیقات در این زمینه و دلیل اقدام پدر است تا نتایج را به مرجع قضایی اعلام کند.

وی تصریح کرد: پس از اتمام تحقیقات نتایج قطعی در مورد دلایل این اقدام از سوی پدر سنگدل اعلام خواهد شد.

شنیده‌ها حاکی است، فرد مذکور همیشه در شیفت شب این کارگاه مشغول به کار بوده و به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر از نوع شیشه دچار تیک عصبی و اختلالات روانی شد که سابقه تهدید و تعرض به جان اعضاء خانواده خود از جمله این پسر بچه را داشت.

بر اساس این گزارش پدر قاتل در حالی که در خیابان‌های شهر چغادک تردد می‌کرد توسط پلیس دستگیر شده است.

۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

تشدید فشار بر کهن سال‌ترین زندانی عقیدتی همچنان ادامه دارد









 باوجود برداشته شدن ممنوعیت ملاقات و تلفن برای محمد حسین نخعی در زندان وی همچنان با برخوردهای تبعیض آمیز روبروست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد حسین نخعی پیرمرد ۸۵ ساله بهایی که در زندان بیرجند دوران حبس را می‌گذراند پس از آنکه مدتی بدون دلیل از ملاقات و تلفن محروم شده بود این ممنوعیت برداشته شد ولی همچنان نامبرده تحت فشار قرار دارد.
از جمله اینکه با این زندانی عقیدتی در زندان بی‌توجه به کهولت سن، برخوردی بی‌ادبانه و غیرمحترمانه صورت می‌گیرد بطوریکه در داخل سلول هم دچار مشکل شده و تخت طبقه سوم به نامبرده داده شده که با توجه به مسن بودن محمد حسین نخعی، بالا و پایین رفتن از تخت برایش بسیار دشوار می‌باشد.
از طرف دیگر اجازه هیچ نوع رسیدگی غذایی و پزشکی به وی داده نمی‌شود بدین صورت که با توجه به اینکه نامبرده احتیاج به معاینه مکرر پزشک و تجویز دارو دارد همچنین به رژیم غذایی متناسب با سنش احتیاج دارد ولی همه این امکانات از این کهنسال‌ترین زندانی عقیدتی – سیاسی ایران دریغ شده است.
یادآوری می‌شود محمد حسین نخعی از اردیبهشت ماه سال جاری بازداشت که چندی قبل به حکم دادگاه انقلاب بیرجند به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد که حکم مزبور در مرحله تجدید نظر قرار دارد.

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

نامهٔ سرگشادهٔ کانون صنفی معلمان ایران به ریاست قوهٔ قضاییه









 کانون صنفی معلمان ایران در طی نامه ای خطاب به ریاست قوه قضاییه از روند نامطلوب و ناعادلانه برخورد با فعالان صنفی معلمان که از سال ۸۳ آغاز گردیده شکایت کرده و در بخشی از نامه گفته اند: "ما می‌پرسیم اتهام و جرم سید محمود باقری از اعضای هیآت مدیرهٔ کانون صنفی معلمان چه بوده است که در دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر، به نه سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردد!؟ چرا هم اکنون بیش از دو ماه است که به ایشان اجازه داده نمی‌شود که برای انجام عمل جراحی، به بیمارستانی بیرون از زندان منتقل شود؟"
به نام خداوند جان و خرد
نامهٔ سرگشادهٔ کانون صنفی معلمان ایران به ریاست قوهٔ قضاییه
ریاست محترم قوهٔ قضاییه، حضرت آیت اله لاریجانی
با سلام و احترام
این دومین نامهٔ کانون صنفی معلمان ایران است که در عرض این یک سال اخیر، ضمن لحاظ کردن شرایط حساس کشور و از سرِ دلسوزی، به آن جناب نگاشته می‌شود. اگرچه تردید داریم که جنابعالی به دلیل اولویت‌هایی که برای خود تعریف کرده‌اید و یا مشغله‌ها، التفاتی نسبت به نامهٔ قبل نموده باشید!
ریاست محترم
متآسفانه روند نامطلوب و ناعادلانهٔ برخورد با فعالان صنفی معلمان، که از سال ۸۳ آغاز گردیده، پس از تجمعات مسالمت آمیز معلمان مقابل مجلس شورای اسلامی به اوج خود رسیده است؛ به نحوی که به نظر می‌رسد احکام قضایی سنگین صادر شده و سختگیری‌هایی که نسبت به معلمان زندانی صورت می‌گیرد هیچگونه تناسب با اتهامات منتسب و همچنین ادعاهای مسئولان محترم نسبت به ارادات و احترام به این قشر محترم نداشته باشد.
ما می‌پرسیم، معلمان دلسوزی همچون رسول بداقی و محمد داوری چه جرم سنگینی مرتکب شده‌اند که با وجود سپری کردن بیش از سه سال در زندان و دوری از خانه و خانواده و مدرسه، هنوز امکان استفاده از یک روز مرخصی برای آنان فراهم نشده است؟ چرا رسول بداقی، حتی به هنگام فوت مادرش که متآسفانه در سال گذشته اتفاق افتاد، اجازهٔ حضور در تشییع جنازه و مراسم ختم را نیافت؟ مگر عبداله مومنی، دیگر معلم دربند چه کرده است که بایستی از سه سال پیش تاکنون در زندان بماند؟
ما می‌پرسیم اتهام و جرم سید محمود باقری از اعضای هیآت مدیرهٔ کانون صنفی معلمان چه بوده است که در دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر، به نه سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردد!؟ چرا هم اکنون بیش از دو ماه است که به ایشان اجازه داده نمی‌شود که برای انجام عمل جراحی، به بیمارستانی بیرون از زندان منتقل شود؟
ما می‌پرسیم هاشم خواستار، معلم بازنشستهٔ خراسانی در ردیف کدام یک از زندانیان خطرناک بوده است که زندانبانان به خود اجازه داده‌اند در بیمارستان و بر روی تخت، دست‌ها و پاهای او را به غل و زنجیر بکشند!؟
و در ‌‌نهایت علی اکبر باغانی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، که اخیرا، حکم بدوی او در شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی صادر شده، به کدام گناه به ۶ سال حبس تعزیری در زندان قزل حصار کرج و ده سال تبعید به زابل محکوم گردیده است!؟
به راستی اینگونه احکام و برخورد‌ها، تابع کدامیک از اصول فقهی، شرعی و عرفی است و چه کسانی مسئول نظارت بر عملکرد قضات و ضابطانی هستند که با صدور اینگونه احکام و یا اجرای آن‌ها به شکل مذکور، حیثیت سیستم قضایی را به حراج گذاشته‌اند!؟
ما می‌پرسیم آیا دعوت تعداد محدودی از فعالان صنفی معلمان در هفته معلم برای حضور در مزار استاد مطهری و دکتر خانعلی، که یکی به دست جهل مسلح و دیگری به ضرب گلوله پاسبانان رژیم گذشته به شهادت رسیده است از مصادیق تبلیغ علیه نظام است که قاضی محترم پرونده بر آن اشاره نموده است؟ آیا ابراز همدردی با خانواده‌های محترم همکاران مظلومی چون بداقی و داوری، که تنها و تنها به جرم دفاع از حقوق صنفی دیگر همکاران و اعتراض به بی‌عدالتی‌ها و عدم اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت به بند کشیده شده‌اند از مصادیق تبلیغ علیه نظام است؟ اگر لازم است به عنوان یک ایرانی مسلمان نسبت به سرنوشت همنوعان خود در اقصی نقاط جهان حساس باشیم پس چگونه بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت همکارانمان و خانواده‌های محترمشان را توجیه کنیم؟ این گونه برخورد‌ها، با کدام یک از آموزه‌های دینی و اخلاقی که انقلاب اسلامی بر پایهٔ آن‌ها به پیروزی رسیده است، همخوانی دارد؟
مقام محترم قضایی
علی اکبر باغانی، معلمی دلسوز، متدین، اخلاق مدار و خوشنام است؛ اجازه ندهید به واسطهٔ برخی تصمیمات عجولانه و احکام ناعادلانه، حیثیت نظام قضایی به سخره گرفته شود و بیش از پیش، آب به آسیاب دشمنان ریخته شود. توقع ما این است که اقدام به موقع حضرتعالی و دقت قضات محترم تجدید نظر، باعث دلگرمی دلسوزان نسبت به اصلاح روند ناصواب فعلی گردد و یادآور می‌شویم که نظام اسلامی با حضور منتقدان دلسوز، خصوصآ در عرصه آموزش و پرورش، به اهدافی که تعریف شده و انتظار دارد نزدیک‌تر خواهد شد.
باور کنید اگر دست‌ها و دهان‌هایمان باز باشد از احتمال تکرار حوادث تلخی که این روز‌ها در مدارس کشور شاهد آن هستیم به طور محسوسی کاسته خواهد شد.
والسلام
کانون صنفی معلمان ایران
۹۱/۱۰/۱۹

شکایت وکلای زندانی از قاضی صلواتی









 وکلای زندانی و فعالان حقوق دراویش که در بند ۳۵۰ زندان اوین در حبس به سر می‌برند در نامه‌ای به دادستان انتظامی قضات خواستار رسیدگی به تخلفات قاضی صلواتی و کلیه مقامات قضایی و امنیتی مرتبط با پرونده اتهامی خود شدند.
بنا به گزارش تارنمای مجذوبان نور، هفت تن از وکلای دراویش و مدیران سایت مجذوبان نور، که ۱۶ ماه است در حبسی بی‌محاکمه به سر می‌برند در بخشی از این نامه با اظهار اینکه "کدام منطق و استدلال می‌پذیرد که با ما حقوق بانان و حق ورزان اینچنین به دور از قانون و خرد و فرزانگی رفتار کنند؟"
آنان تصریح کردند: "دست تعدی بر ما دراز است، فاجعه اینجاست که حجت بالغه می‌آوریم، نادیده می‌گیرند، دلیل کامل اقامه می‌کنیم، رخ بر می‌تابند، مستند استوار پیش رو می‌گذاریم، چشم و گوش دادگاه و دادرس را بر آن می‌بندند."
وکلای زندانی دراویش، موارد تخلف در پرونده یاد شده را چنین برشمردند: "عدم رعایت تشریفات مقرر در قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب در خصوص قرارهای تامین کیفری"، "انقضای حداقل حبس مقرر در قانون در خصوص اتهامات انتسابی و ادامه بازداشت غیر قانونی متهمین"، "ضرب و شتم و توهین به افراد در زمان دستگیری و حین بازجویی"، "ارجاع امر تحقیقات از سوی مقام تعقیب به مامورین وزارت اطلاعات در شرایطی که این نهاد امنیتی خود شاکی بوده و ضابط قضایی محسوب نمی‌شود"، "عدم اجازه مطالعه پرونده متهمین و وکلای آن‌ها و عدم اجازه ملاقات با وکیل"، "تفهیم اتهام جدید در جلسه اخذ اخرین دفاع در دادسرای اوین و طرح سوالات تلقینی و عقیدتی"، "صدور دستور غیر قانونی تیر اندازی به متهمین از سوی مقام تعقیب"، "نگه داری متهمین در سلول‌های انفرادی و بازداشتگاه امنیتی قریب به ۴ ماه"، "استفاده از چشم بند و دستبند در زمان بازجویی."
وکلای زندانی و فعالان حقوق دراویش که در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برند، بر اساس موارد یادشده از دادستان انتظامی قضات خواستار رسیدگی به تخلفات قاضی صلواتی و کلیه مقامات قضایی و امنیتی مرتبط با پرونده اتهامی خود شدند.
این زندانیان عقیدتی در پایان ابراز امیدواری کردند که مسئولان قضایی در دادسرای انتظامی قضات بر پایه رسالت دادگری و مسئولیت سنگین دادوری به دقت این سطور را بخوانند، بر دو پای صداقت و شرافت دادگستری استوار بایستند و ورق پایانی داستان این کتاب ستم بار را برای همیشه ببندند.
این افراد به نام‌های حمیدرضا مرادی (فعال حقوق دراویش)، مصطفی دانشجو (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر که پروانه وکالتش در دفاع از دراویش باطل شد)، فرشید یداللهی فارسی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)، امیر اسلامی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر)، امید بهروزی (وکیل دادگستری که پروانه وکالت وی در دفاع از دراویش باطل شد)، افشین کرم‌پور (حقوق‌دان و فعال حقوق دراویش)، رضا انتصاری (عکاس خبری و مستندساز فعال حقوق دراویش) تحت عناوین اتهامی اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در فرقه ضد امنیتی درویشی، توهین به رهبری، تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب ۱۶ ماه است که در زندان اوین تهران بدون محاکمه محبوس هستند که مقامات قضایی کشور مدعی هستند این پرونده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی تحت رسیدگی است.

فعال سیاسی آذربایجانی محمد خطیبی در تبریز بازداشت شد









 محمد خطیبی فعال سیاسی آذربایجانی توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل پدری خود بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح سه‌شنبه محمد خطیبی از فعالین سیاسی آذربایجانی در منزل پدری خود واقع در محله خطیب تبریز بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز منتقل شده است.
مامورین اطلاعات بدون نشان دادن حکم جلب و تفتیش، اقدام به جستجوی منزل کرده و کتابهای متعلق به این فعال را با خود برده‌اند.
پیش از این نیز مامورین اطلاعات به خانه محمد خطیبی برای بازداشت وی مراجعه کرده بودند که موفق به دستگیری نشده و تنها کیس کامپیو‌تر و کتابهای او را ضبط کرده بودند.
گفتنی است این فعال مدنی پیش از این در جریان اعتراض به سیاستهای حکومت در قبال دریاچه ارومیه در ۱۳ فروردین۹۰ نیز بازداشت شده بود.

محمد حسین کروبی به ۶ ماه حبس محکوم شد








محمد حسین کروبی فرزند ارشد مهدی کروبی از سوی دادگاه انقلاب به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
بنا به گزارش تارنمای سحام، فرزند ارشد مهدی کروبی با اعلام این خبر در صفحه شخصی خود در فیس بوک، گفته که این پرونده مربوط به مصاحبه‌های وی بار رسانه‌های خارجی، در مورد جنایات کهریزک بوده است.
در ۱۸ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ آقای کروبی در نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی از او خواسته بود که در مورد تجاوز جنسی به بازداشت شدگان در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها تحقیق شود.
مهدی کروبی در بخشی از آن نامه آورده بود: "عده‌ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده‌است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند."
محمد حسین کروبی در این یادداشت خود همچنین گفته که از اتهام پرداخت پول به یکی از زندانیان سیاسی در اوین برای انجام شهادت دروغ در مورد تجاوز؛ تبرئه شده است.
افراد بسیاری پس از آغازین روزهای کودتای انتخاباتی ۸۸ و در پی دستگیری گسترده مردم؛ با حضور در دفتر آقای کروبی، از تجاوز ماموران به خود، خبر داده بودند.
لذا در همین راستا، شهادت این افراد به همراه برخی اسناد دیگر جمع آوری و در اختیار افراد و نهادهای مربوطه برای رسیدگی قرار گرفت. اما نه تنها به این مدارک و اسناد از سوی نهادهای مربوطه و مسئولان رسیدگی نشد، بلکه در ۱۸ شهریور ماه ۸۸، ماموران امنیتی با هجوم به دفتر مهدی کروبی و دفتر حزب اعتماد ملی اقدام به پلمپ این دو ساختمان نموده و محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز را به اتهام واهی، در این رابطه دستگیر کردند. همچنین ماموران با ارعاب شهادت دهندگان؛ تهمت‌هایی همچون گرفتن پول برای دادن شهادت در مورد تجاوزات را به افراد نسبت دادند.
اکنون نزدیک به سه ماه است که محمد حسین کروبی از ملاقات با پدرش محروم است. این پرونده توسط قاضی مجرم جنایات کهریزک، سعید مرتضوی؛ برای حسین کروبی مفتوح شده بود.
روز گذشته نیز فرزندان مهدی کروبی و میرحسین موسوی در نامه‌ای خطاب به مردم از ظلم وارد شده به خود و والدینشان گفتند. همچنین در بخشی از این نامه، فرزندان این دو زندانی سیاسی تاکید کرده بودند که "مقامات عالی حکومت باید در اسرع وقت نقض حقوق قانونی و انسانی آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی و نیز خانم رهنورد را متوقف کنند."
به گزارش سحام متن کامل این یادداشت بدین شرح است:
"بعد از انتشار نامه پدرم به آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۸۸ در روزنامه اعتماد ملی، در مورد جنایات کهریزک؛ مصاحبه‌هایی که با رسانه‌های خارجی انجام داده بودم، سعید مرتضوی، دادستان وقت و متهم اصلی کهریزک پرونده‌ای برای من در دادگاه انقلاب تشکیل داد و تمام توان خود را هم برای به زندان انداختن من به کار گرفت. که با درایت مسئولین عالی رتبه نظام، این کار صورت نگرفت. اما بعد از عزل سعید مرتضوی، پرونده من در دادگاه انقلاب راکد شد. ولی مجددا چند ماه پیش‌‌ همان پرونده به جریان افتاد که بعد از جلسه دادرسی و محاکمه، توسط قاضی آقای پیرعباسی، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب؛ از اتهام پرداخت پول به یک زندانی سیاسی در اوین که به تجاوز اعتراف کند، تبرئه شدم. ولی به خاطر انتشار نامه در روزنامه اعتماد ملی و مصاحبه با رسانه‌های خارجی، که به تشویش اذهان عمومی بر علیه جمهوری اسلامی تعبیر شده بود، به ۶ ماه حبس تعزیری، ولی با توجه به نداشتن سابقه کیفری به مدت ۵ سال حکم تعلیق شد."