۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

نامه کامران رحیمیان به همسر دربندش فاران حسامی







 کامران رحیمیان، از اساتید دانشگاه بهاییان که به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده و حبس وی نیز در دادگاه تجدید نظر به تایید رسیده است هم اکنون در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج بسر می‌برد.
همسر وی فاران حسامی نیز از اساتید دانشگاه آنلاین بهاییان می‌باشد و به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده و هم اکنون در بند زنان زندان اوین محبوس میباشد.
این زوج بهایی کودکی ۲ ساله بنام آرتین دارند که با زندانی شدن پدر و مادر در وضعیت روحی نامناسبی بسر میبرد.
کامران رحیمیان طی نامه ای به همسر خود از مشکلات و آرزوهایش می‌نویسد. متن کامل این نامه که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
ساعت ده و نیم صبح است و برایت نامه مینویسم، بر عکس همیشه نه در نیمه شب بلکه در صبح برایت مینویسم چون تا ساعتی‌ قبل فکر می‌کردم من امروز بعداز ۱۶۸ روز ملاقتت خواهم کرد که نشد.
دوباره پوشیدن لباس زندان الزامی شد، لباسی که مشترک است برای همگان و ظاهراً موقع خروج از زندان به شانس یکی‌ را به تو میدهند و نمی‌دانم چرا باید آنرا میپوشیدم؟ چون ۲ بار اولی‌ که از زندان خارج شدم صحبتی‌ از پوشیدن لباس زندان نبود و ظاهراً بندهایی از قانون با این امر منافات دارد.
در این میان دوبار هم در بهمن ماه ۹۱ اجبار به پوشیدن لباس زندان مانع ملاقات شده بود و در این بین با پیگیری مامان در ملاقات با مدیر کّل زندانها، آقای سلیمانی و معاون دادستان آقای خدابخشی و خودم با آقای مردانی فکر می‌کردم اینبار ملاقات عملی‌ خواهد شد و باز نشد. اگر قرار است این لباس را بپوشم و پابند و دستبند بزنند تا فرار نکنم این حرف برایم غریب و غیر قابل باور است.
چون حتی ما امکان ارتباط تلفنی هم نداریم و میگویند مدد کاری مخالف است. آیا واقعاً از راه تلفن هم امکان فرار وجود دارد؟ یا کارکرد لباس، دستبند و پابند برای من قرار است چیز دیگری جز مانع فرار کردن باشد.
فاران، هیچ‌کس نداند، تو میدانی‌ که اگر می‌خواستم بروم دلیل و زمان به اندازه کافی‌ داشتم. بعد از اعدام پدرم و مصادره اموالش در سال ۶۳ در ایران ماندم. بعد از عدم اجازه ورود به دانشگاه در سال ۶۶ در ایران ماندم و وقتی‌ برای ادامه تحصیل و یاد گیری در سال ۸۰ به کانادا رفتم سر سال ۸۲ به ایران بازگشتم.
فاران، یادت هست در راه شیراز در توقف گاهی‌ که اتوبوس برای استراحت مسافران ایستاده بود از من پرسیدی آیا به فکر رفتن افتاده‌ام؟ پاسخ مرا چطور؟ پیغام یا تهدید کارشناس پرونده‌ی مان آقای موحد را از دفتر پیگیری بعداز آنکه محل‌های کارمان را وادار به قطع همکاری با ما کردند، برایم آوردی که کاری می‌کند که خانه نشین شویم و یا از ایران برویم و باز تصمیم گرفتیم بمانیم، بمانیم تا تلاش کنیم برای صادقانه زیستن، صادقانه باورمان را ابراز کنیم و همدلانه دیگران را بشنویم و درک متقابلی بسازیم برای آسایش همگان و نتیجه ماندنمان تلاشمان و آرزوهایمان شد زندانی شدن منو تو، بی‌ سرپرستی آرتین ۲ ساله.
فاران، پس اگر از ملاقات با تو محروم شدم بدان که باز پیامد تلاشیست برای ماندن، برای صادق بودن، برای احترام، برای زیبایی، برای اعتماد و برای همه ارزش‌های مشترک انسانی.‌
فاران، دوست داشتم ببینمت، دوست داشتم صدایت را بشنوم، دستت را لمس کنم و از خودم بگویم و از تو بشنوم. از بودن با کیوان در زندان بگویم، از خوشحالی‌ و نگرانیمان از ژینا بگویم که بالغ شده است و با توجه به فوت فرشته شاید در اندک زمان ملاقات بتوانی‌ راهنمایی‌های لازم را به اوو بگویی. از کلاس‌های مناسب برای آرتین سه و نیم ساله برایت بگویم و نظراتت را بشنوم.
باهم درباره مفهوم خانواده برای آرتین صحبت کنیم که به نمایندگی‌ من و تو بیرون است، از ژینا ۱۳ ساله که نماینده خانوادهٔ کیوان و فرشته است و باهم در کنار مامان زندگی‌ میکنند مشورت کنم که چطور این ۳ نفر هر کدام عضو خانواده ای و در حا‌ل حاضر خودشان یک خانواده اند.
فاران، می‌خواستم درباره عدم موافقت مرخصی خودم و احتمال مرخصی تو صحبت کنم و پیشنهاد‌هایم را برای چگونگی‌ استفاده از آن و معرفی آن به آرتین که این به عنوان ملاقات منزلی در کنار ۲ نوع ملاقات کابینی و حضوری که میشناسد صحبت کنم.
دوست داشتم بدانم کمیسیون امنیت ملی‌ مجلس که به دیدن شما آمدند چه گفتند و شما چه گفتید؟ می‌خواستم بگویم که اینجا نیامدند و شنیدم که گفتند در رجایی شهر زندانی عقیدتی‌- سیاسی نداریم. می‌خواستم از ماجراهایت بشنوم که اتفاقی‌‌ترین آدمی‌ که دیدی و شناختی‌، خوشایند‌ترین و نا خوشیند‌ترین تجربه ات را بپرسم و از مسئولیتهایت، چگونگی‌ گذاران روزت چیست؟
فاران، خلاصه امیدوار بودم این تک ملاقات پرکننده‌ی خلاء ارتباط باشد، وصله‌ای برای ندیدن‌ها باشد و تصویری برای پر کردن همه زمانهای دوری و باز نشد و باز تلاش می‌کنم برای ماندن تا ماندنمان پذیرفته شود و صداقتمان باورشود و پلی شود برای ساختن آسایش برای همگان.
پس با نامه ای بجای ملاقات در زندان به جای خانه برایت آرزوی سلامتی‌ و شادمانی می‌کنم.
به امید دیدار، کامران ۳۱ /۲ / ۹۲ زندان گوهردشت

خود سوزی دو شهروند کرد اهل حق







 دو شهروند کرد از پیروان دین یاری (اهل حق) در اعتراض به هتک حرمت یک تن از هم کیشانشان، دست به خودسوزی زدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۴خرداد ماه یکی از پیروان دین یاری (اهل حق) بنام حسن رضوی ساکن همدان در اعتراض به تراشیدن سبیل یکی از همکیشانش بنام کیومرث تمناک توسط مسولین زندان همدان در برابر فرمانداری همدان خود را به آتش کشید.
بنابر آخرین خبرها نامبرده  با ۶۰ درصد سوختگی در یکی از بیمارستانهای تهران تحت تدابیر امنیتی بستری است. بصورتیکه حتی خانواده اش تا کنون موفق به ملاقات نامبرده نشده اند.
گفتنی است، سبیل  برای مردان در نزد پیروان دین یاری (اهل حق)  دارای تقدس و احترام می باشد.
در روز چهارشنبه ۱۵ خرداد ماه نیز یکی دیگر  از پیروان دین یاری بنام نیکمرد طاهری ساکن صحنه کرمانشاه در ادامه اعتراض به توهین و هتک حرمت مسئولین زندان همدان به یکی از همکیشانش بنام کیومرث تمناک مبنی بر تراشیدن سبیل نامبرده که به اجبار و توسط ۵ نفر از نیروهای امنیتی زندان انجام گرفت، در برابر فرمانداری همدان خود را به آتش کشید.
نامبرده قبل از رسیدن به بیمارستان جان باخت.
پیکر نیکمرد طاهری روز پنج شنبه ۱۶ خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی همدان به شهر صحنه انتقال و تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.
قابل توضیح است که اخبار مربوط به خود سوزی ۲ تن از پیروان دین یاری در هیچ رسانه داخلی انعکاس داده نشده است.
همچنین تعدادی از بزرگان شهر صحنه شب گذشته به اداره اطلاعات فراخوانده شده و در جهت کنترل خشم مردم تهدید شده بودند.
تشییع کنندگان  حدود ۲ ساعت در برابر فرمانداری صحنه به نشانه اعتراض  تحصن کردند که متاسفانه هیچیک از مسئولین حاضر به پاسخگویی نشده و  تحصن فوق با فشار نیروهای امنیتی  پایان یافت.
تعدادی از تحصن کنندگان تهدید کردند که درصورت عدم پاسخگویی مسئولین و مجازات مسببین حادثه، اعراضات خود را با به آتش کشیدن خود ادامه خواهند داد.

بازداشت یک فعال رسانه ای اصلاح طلب








سایت اصلاحات از بازداشت امید عبدالوهابی روزنامه نگار و از نویسندگان این سایت خبر داده است.
بنا به گزارش تارنمای اصلاحات، "امید عبدالوهابی روزنامه نگار و فعال اصلاح طلب روز سه شنبه توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است."
این سایت به جزئیات بیشتری درباره این بازداشت اشاره نکرده اما نوشته که این بازداشت "در پی امنیتی کردن فضای انتخاباتی" و به دلیل استقبال از "نامزدهای اصلاح طلبان در جامعه ومشارکت و اقبال مردم به سمت و سوی کاندیداهای مورد حمایت هاشمی و خاتمی" انجام شده است.
سایت اصلاحات پیش‌تر یادداشت هایی از امید عبدالوهابی از جمله "خاتمی؛ زیر زره بین آرمانها" و  "آینده اصلاح طلبی و ردصلاحیت هاشمی رفسنجانی" را منتشر کرده بود.
گفتنی است، امید عبدالوهابی در سه سال گذشته از همکاران روزنامه مردمسالاری بوده است.

پارلمان کانادا: اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ در ایران جنایت علیه بشریت است







پارلمان کانادا، روز گذشته لایحه‌ای را به تصویب رساند که بر اساس آن اعدام‌های گسترده تابستان ۱۳۶۷ در ایران “جنایت علیه بشریت” خوانده شده است.
پارلمان کانادا همچنین در این لایحه روز نخست ماه سپتامبر را روز همبستگی با زندانیان سیاسی ایران اعلام کرد.
از سوی دیگر وزارت امور خارجه و وزارت امور شهروندی کانادا نیز روز گذشته بیانیه‌ای منتشر کردند و در آن به خانواده “قربانیان جمهوری اسلامی ایران” که “گناهشان زیر سئوال بردن رژیم خشن ایران بود” تسلیت گفتند.
اقدام پارلمان کانادا نخستین واکنش از سوی یک کشور محسوب می‌شود که در آن کشتار دهه ۱۳۶۰ “جنایت علیه بشریت” شناخته شده است.

مقامات امنیتی مانع از آزادی امید خوارزمیان شدند







 امید خوارزمیان از زندانیان اصلاح طلب حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ با وجود گذشت دو هفته از تاریخ آزادیش از زندان اوین آزاد نشده است.
بنا به گزارش تارنمای کلمه، این زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که در تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۸۸ بخاطر شرکت در تجمعات اعتراضی روز عاشورا و برگزاری جلسات مطالعات سیاسی بازداشت شده بود ۳۵ روز در انفرادی بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات به سر برد.
امید خوارزمیان دی ماه ۱۳۹۰ به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به ۴ سال حبس تعزیزی محکوم شد که پس از ارجاع به شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی موحد عینا تایید شد.
این زندانی سبز که اول اردیبهشت ۱۳۹۱ برای تحمل ۴ سال حبس تعزیری خود را به زندان اوین معرفی کرده بود، عید فطر همان سال، ۲/۳ از مجازاتش شامل تخفیف شده و تاریخ آزادی برای ۲۹ اردیبهشت ۹۲ اعلام شد، اما به دلیل آنچه که غیبت در دوران مرخصی گفته می شود وی تاکنون از زندان اوین آزاد نشده است.
امید خوارزمیان ۵ آذر ۱۳۶۰ در شهر تهران متولد شده است.
وی به زبان های آلمانی، فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی و انگلیسی تسلط داشته و در یک هتل بین المللی مشغول به کار بود.
این زندانی سیاسی از بیماری داخلی و گوارشی رنج می برد و پیش از این در دی ماه سال گذشته برای درمان بیماری خود به مرخصی آمده بود.

اختلال اینترنت در برخی نقاط کشور








 اینترنت کشور در برخی نقاط از ظهر روز گذشته دچار اختلالات متعدد شد که دراین زمینه گفته‌ می‌شد بخشی از این اختلالات به شرکت مخابرات برمی گردد این درحالی است که مسوولان این شرکت این موضوع را تکذیب می کنند.
داوود زارعیان در گفت‌وگو با ایسنا، در این زمینه اظهار کرد: "شرکت مخابرات ایران و تهران در ارائه اینترنت به کاربران خود مشکلی ندارند و ما حدس می‌زنیم که اگر شرکت‌های PAP در این رابطه با معظلات و اختلالاتی مواجه شده‌اند موضوع به شرکت زیرساخت برمی‌گردد."
مدیرکل روابط عمومی مخابرات ایران با تاکید بر این‌که شرکت مخابرات به شرکت‌های PAP اینترنت واگذار نمی‌کند این گونه عنوان کرد که در زمان انجام مناظرات مربوط به ریاست جمهوری حجم دانلود بسیار بالا رفته است اما با این وجود ما در شرکت مخابرات هیچ گونه اختلالی نداشته‌ایم.
زارعیان در پایان بار دیگر خاطرنشان کرد: "ما به شرکت‌های مختلف که به عنوان شرکت‌های PAP فعالیت می کنند پهنای باند ارائه نمی‌کنیم که اکنون مشکلات اختلال آن‌ها به مخابرات مربوط شود."

۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

وعده مسئولین زندان بندرعباس در مورد رعایت تفکیک جرایم








 مسئولین زندان بندرعباس به زندانیان سیاسی این زندان وعده داده اند که تا ۲ ماه دیگر بند ویژه زندانیان سیاسی را راه اندازی می‌کنند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مسئولین زندان مرکزی بندرعباس در پی اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی این زندان وعده داده اند که تا ۲ ماه دیگر اصل تفکیک جرایم را رعایت کرده و برای این زندانیان بندی جداگانه در نظر بگیرند.
بندهای عادی این زندان که هم اکنون زندانیان سیاسی و عادی در آن نگهداری می‌شوند از شرایط بسیار وخیم بهداشتی و فضای زندگی برخوردار است و زندانیان حتی جایی برای دراز کشیدن در اختیار ندارند.
اکثر زندانیان این بندها در کف اتاقها و یا راهروها زندگی میکنند و حتی از داشتن تخت خواب نیز محروم می‌باشند.
سرویسهای بهداشتی و حمامها و کولرهای بندها با وجود گرمای شدید بندر عباس اکثر اوقات خراب است و به همین خاطر بیماری های جلدی و حشرات موزی در بند بسیار شایع شده است.
این همه در حالی است که بهداری زندان مرکزی بندرعباس نیز فاقد حداقلهای درمانی برای زندانیان می‌باشد و پزشکان بهداری بدلیل کمبود دارو، در مورد تمام بیماریها فقط به تجویز داروهای مسکن اکتفا می‌کنند.
گفتنی است، در حال حاضر حداقل ۷ زندانی سیاسی و عقیدتی در این زندان نگهداری میشوند که اسامی ایشان عبارت است از؛ ارژنگ داوودی، محمدرضا (میثم) حسینی، علی مرادی (به اتهام همکاری با حزب حیات کردستان محکوم به ۲۰ سال زندان)، کریم موسی‌زاده (به اتهام همکاری با حزب حیات کردستان ایران محکوم به ۶ سال زندان)، منصور محمدی (زندانی سیاسی مسن که حدود ۶۰ سال سن دارد و از ناراحتی شدید حنجره رنج میبرد و تاکنون از مرخصی و امکانات درمانی محروم بوده است. وی به ۸ سال زندان محکوم شده است)، عباس جوانی (به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق)، عبدالغفور قلندری‌نزاد (از دراویش گنابادی و دست اندرکار تارنمای مجذوبان نور) 

کارگران ایران خودرو محروم از اضافه کاری و پاداش و امکانات رفاهی







شرایط کار برای کارگران ایران خودرو سخت تر از قبل شده و بسیاری از امکانات رفاحی و تسهیلات ایشان نیز لغو گردیده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در حال حاضر با ادامه روند کاهش تولید در ایران خودرو، تولید در اکثریت سالنهای شرکت ایران خودرو کاهش چشمگیری پیدا کرده است.
مجموعه این شرایط، وضعیت شغلی و معیشتی مشقت باری را بر هزاران کارگر این شرکت معظم خودرو سازی ایران تحمیل کرده است که اهم آنها عبارتند از:
۱-کاهش شیفت کاری به دو یا یک شیفت و کاهش اضافه کاری عملا به صفر.
۲-پرداخت بن کارگری به صورت نیمه کامل و نهایتاً پس از چندین ماه تاخیر در نیمه دوم اردیبهشت.
۳-عدم پرداخت ۲۵۰۰۰ تومان پاداش روزهای جمعه و تعطیل کاری.
۴- قطع کامل کمک ۱ میلیون تومانی بلاعوض به کارگران که سابقا ۳ سال یک بار و اخیرا ۴ سال ۱ بار پرداخت میشد.
۵-قطعه کامل شیر روزانه به کارگران مشغول در سایت‌های آلوده به مواد سمی.
۶-کاهش تنوع غذا و احتمال قطع کامل یک وعده غذای روزانه.
۷-قطع سرانهٔ بهداشتی تاید و صابون از اول تیر ماه ۱۳۹۲.
این همه در حالی است که تارنمای متعلق به این شرکت مدعی کسب رتبه نخست در شاخص فروش، کسب رتبه نخست در شاخص اشتغال‌زایی و کسب رتبه دوم در شاخص سودآوری است.

۱۳۹۲ خرداد ۱۵, چهارشنبه

شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به مثابه حمایت از نقض حقوق بشر در ایران








انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم در ایران در ۲۴ خرداد مصادف با تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ در ایران برگزار خواهد شد. مثل همیشه رقابت در این انتخابات هم بین طیف های سیاسی وابسته به حکومت ایران خواهد بود. دو تن از اصلاح طلبان حکومتی و ۶ تن از نامزدهای اصول گرا توسط شورای نگهبان برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری تایید صلاحیت شده اند.
مهندسی انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان با همفکری و نظر سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات در مورد احراز صلاحیت نامزدها جنبه عملی به خود گرفت. بنا به گزارش خبر گزاری های وابسته به دولت ایران حدود ۶۸۶ نفر برای انتخاب شدن به پست ریاست جمهوری نامزد شده بودند که حدود ۸۳/۹۸ % از آنان رد صلاحیت شده و تنها صلاحیت ۱۶۶/۱ % از آنان تایید شد. حتی اکبر هاشمی رفسنجانی از بنیانگذاران جمهوری اسلامی و اسفندیار رحیم مشایی یار نزدیک محمود احمدی نژاد جز نامزدهای ردصلاحیت شده بودند.
بنا به گزارش سایت العربیه فارسی به نقل از سایت جرس دخالت حیدر مصلحی وزیر اطلاعات و محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران مبنی بر این که نتایج نظرسنجی بسیج نشان داده است هاشمی رفسنجانی با حداکثر آرا برنده انتخابات خواهد شد و همچنین گوشزد کردن نگرانی ها و نکته نظر های علی خامنه ای در این باره به اعضای شورای نگهبان توسط این افراد، باعث شد که نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به صلاحیت هاشمی رفسنجانی تغییر کند و این شورا رای به رد صلاحیت یار سابق علی خامنه ای دهد.
رد صلاحیت گسترده نامزد های انتخاباتی نشان داد که حکومت ایران با عدم مسئولیت پذیری در مقابل قوانین و میثاق های حقوق بشری بین المللی حق انتخاب شدن را از مردم ایران بطور کلی سلب کرد و این ۸ نامزد تایید شده، نماینده واقعی مردم نبوده بلکه نماینده واقعی حاکمیت می باشند که توسط بیت رهبری و ارگان های نظامی و امنیتی حکومت بر مردم ایران تحمیل شده اند. نامزدهای زن، نامزد های متعلق به قومیت ها اعم از ترک، عرب، کرد، لر و بلوچ و اقلیت های مذهبی از حق انتخاب شدن برای مقام ریاست جمهوری بطور کلی منع شدند.
با توجه به عملکرد تبعیض آمیز شورای نگهبان در انتخاب نامزد های انتخاباتی و دخالت گسترده نیروهای نظامی، شبه نظامی و امنیتی حکومت ایران برای حصول نتیجه مورد نظر رهبر حکومت ایران از انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم می توان گفت انتخابات با مشارکت بالا باعث تثبیت پایه های قدرت حاکمیت شده و بقای آن را برای یک دوره دیگر تضمین خواهد کرد. همچنین شرکت مردم در انتخابات می تواند به مثابه حمایت از تداوم توتالیتریسم باشد که در طول بیش از ۳۴ سال حکومت هر تفکر انتقادی را سرکوب کرده و به نقض گسترده حقوق بشر با اعدام، شکنجه، بازداشت، حبس و ... شهروندان دامن زده است. با توجه به این انتخابات در ایران فرمایشی بوده بلکه به عنوان سرپوشی برای نقض حقوق بشر توسط ارگان ها و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی بکار برده می شود.
عدم شرکت در رای گیری و نرفتن پای صندوق های رای حق قانونی و طبیعی هر فرد ایرانی است. با توجه به شرایط حاکم که حکومت جمهوری اسلامی هر گونه مشارکت سیاسی را که از اصول بنیادین حقوق بشری می باشد، از گروه ها و طیف های مختلف سیاسی مخالف حکومت سلب کرده است و اکثر فعالین سیاسی و قومی که در آستانه انتخابات بازداشت شده و در زندان های حکومت تحت بدترین شرایط نگهداری می شوند، تحریم انتخابات و دعوت مردم به عدم شرکت در انتخابات و نرفتن به پای صندوق های رای که اکثر آنان از بی عدالتی ها و تبعیض های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوجود آمده توسط حاکمیت ایران رنج می برند و از وضعیت حاکم بر جامعه ایران ناراضی هستند می تواند مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی را هم در داخل و هم در سطح جامعه بین المللی با بحران شدیدی مواجه سازد. در چنین شرایطی اجماع گروه های سیاسی و قومی مخالف حکومت ایران بر روی تحریم انتخابات می تواند اکثر مردم ناراضی را حول محور اهداف و خواسته های این جنبش های اجتماعی بر علیه حکومت بسیج کند. تداوم چنین نافرمانی های مدنی توسط مردم در طول زمان و با سازماندهی عقلانی آنان توسط جنبش های اجتماعی در داخل ایران، می تواند به تحقق حقوق بشر و خواسته های اکثریت مردم ایران که خواهان تغییر حکومت استبدادی کنونی به یک حکومت دموکراتیک متکی بر انتخابات سالم و مشارکت سیاسی همگانی عاری از تبعیض می باشند، کمک کند.
نویسنده: ائلچین حاتمی

سی‌صد زندانی در زندان بندرعباس در انتظار اجرای حکم اعدام بسر میبرند







زندان مرکزی بندر عباس در حال حاضر بیش از ۳۸۰۰ نفر زندانی دارد که ۵۰۰ نفر از ایشان در زیر حکم اعدام بسر می‌برند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از ۵۰۰ نفر محکوم به مرگ در زندان بندرعباس ۲۱۰ نفر به اتهام قتل به اعدام محکوم شده اند و مابقی به اتهام حمل و نگهداری و یا خرید و فروش مواد مخدر حکم اعدام دریافت کرده اند.
زندان بندرعباس مجموعا حدود ۳۸۰۰ نفر زندانی دارد که از این تعداد اتهام حدود ۲۰۰۰ نفر ایشان مسائل مربوط به مواد مخدر ذکر شده است.
گفتنی است، محکومیت حدود ۳۰۰ تن از محکومین به اعدام در زندان بندرعباس به تایید دیوان عالی کشور رسیده است و خطر اجرای حکم ایشان را تهدید می‌کند.
وضعیت تراکم زندانیان در این بند بسیار زیاد است و اکثر زندانیان از داشتن تخت خواب محروم بوده و حتی در راهروهای بند های زندان نیز مجبور به خوابیدن هستند.
هوای زندان بندرعباس بشدت گرم است و اکثر کولرهای زندان خراب بوده و در اکثر مواقع روز آب نیز برای استحمام وجود ندارد.
لازم به ذکر است، از آنرو که آمارهای فوق از سوی زندانیان این زندان به خبرگزاری هرانا ارائه شده همگی تقریبی می‌باشند.