۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه

اعدام یک متهم به قتل در ملاء عام در ساوه





یک زندانی که متهم به قتل یک مامور انتظامی بود در ملاء عام و در شهرستان ساوه اعدام شد.
بنا به گزارش ایلنا، یک متهم به قتل صبح روز پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ماه در شهرک علوی شهرستان ساوه در مقابل دیدگان مردم از طریق چوبه دار اعدام شد.
دادستان عمومی و انقلاب ساوه در این خصوص گفت: «این قاتل با نام س – ع، اردیبهشت سال گذشته سروان ˈمسعود حسنیˈ از ماموان انتظامی ساوه را به شهادت رساند.»
درودگر افزود: «حکم قصاص این قاتل پس از تشکیل پرونده اولیه و تحقیقات مقدماتی در دادسرای ساوه و با اقرار صریح و پذیرش اتهام وارده در مراحل تحقیق و رسیدگی در شعبه دو کیفری استان مرکزی و شعبه ۱۱ دیوان عالی کشور صادر شد.»

بی‌خبری از فعالان مذهبی اهل‌سنت بازداشت شده در بوکان و مهاباد





 ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻻﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺑﻮﮐﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ، تاکنون ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ ۲۹ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ ماه، ﺷﻨﺒﻪ ۳۰ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ ماه ﻭ ﭘﻨﺞﺷﻨﺒﻪ ۴ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖﻣﺎﻩ ۱۳۹۳، ﺩﺳﺖﮐﻢ ۹ ﺗﻦ ﺍﺯ ﻓﻌﺎﻻﻥ ﺍﻫﻞ‌ﺳﻨﺖ ﮐُﺮﺩ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺑﻮﮐﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ (ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ)، ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺑﺎوجود ﮔﺬﺷﺖ ﺳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﮐُﺮﺩ، ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺍﻃﻼﻋﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ تاکنون ﺑﻪ این ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻫﻞ‌ﺳﻨﺖ ﺣﺘﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺗﻠﻔﻨﯽ ﻧﯿﺰ داده نشده.
ﻻﺯﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﯾﻦ ﻓﻌﺎﻻﻥ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ کرد، ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﺩﺍﺭﻩﻫﺎﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﺑﻮﮐﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺟﻮﯾﺎﯼ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ.
یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: «ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎی ایشان ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ولی ما فکر می‌کنیم این شنیده‌ها صحت نداشته و تنها به‌قصد آزار روانی خانواده‌های بازداشت شدگان عنوان شده است.»
ﮔﻔﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ ۳۰ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦﻣﺎﻩ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺑﻮﮐﺎﻥ ۵ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﻫﺎﯼ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺟﻮﺍﺩﯼ، ﻧﺎﻣﻖ ﺩﻟﺪﻝ، ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺳﻮﻟﯽﺯﺍﺩﻩ، ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺭﺳﻮﻟﯽ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ ۲۹ ﻓﺮﻭﺭﺩﯾﻦ ﻣﺎﻩ، ﺳﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﻫﻞﺳﻨﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﻫﺎﯼ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﯿﻢ ﭼﺎﻧﺎ ۳۷ ﺳﺎﻟﻪ، ﺳﻮﺭﺍﻥ ﻓﺎﺗﺤﯽ ۳۲ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﻋﺒﺪﺍﻟﻬﺎﺩﯼ ﺁﺫﺭﻡ ۲۷ ﺳﺎﻟﻪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﭘﻨﺞﺷﻨﺒﻪ ۴ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ﻣﺎﻩ ۱۳۹۳، ﺩﻭ ﻓﻌﺎﻝ ﺍﻫﻞﺳﻨﺖ ﺑﻪ ﻧﺎﻡﻫﺎﯼ ﺟﻌﻔﺮ ﻏﻔﻮﺭﯼ (ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﻫﺎﻭﮐﺎﺭ) ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻗﺪﺭﯼﻓﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺑﻮﮐﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺎﺑﺎﺩ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﺒﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ. اکثر این افراد در چند ماه گذشته از زندان رجایی شهر کرج آزاد شده‌اند

علیرضا فرشی بطور موقت از زندان اوین آزاد شد










بهنام شیخی همچنان در اعتصاب غذا بسر میبرد

علیرضا فرشی فعال سیاسی آذربایجانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علیرضا فرشی زندانی سیاسی آذربایجانی و استاد اخراجی دانشگاه آزاد بین المللی جلفا که از دوم اسفند ماه سال گذشته بازداشت و به بازداشتگاه اوین منتقل شده بود، روز سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه با تودیع وثیقه یکصد میلیون تومانی آزاد گردید.
بازداشت فرشی به علت شرکت در مراسم روز جهانی زبان مادری که در نسیم شهر تهران برپا شده بود صورت گرفته است.
گفتنی است در ارتباط با مراسم مذکور ۷ فعال دیگر و به نام‌های «اکبر آزاد، بهنام شیخی، حمید منافی، محمود اجاقلو، رستم کاظم‌پور و منصور فتحی» بازداشت شده بودند که تاکنون رستم کاظم‌پور و منصور فتحی پس از سپری نمودن بیش از یک ماه بازداشت و به قرار وثیقه‌های سنگین آزاد گردیده‌اند.
افزوده می‌شود در این بین؛ بهنام شیخی از دوم اردبیهشت ماه سال جاری دست به اعتصاب غذا زده است.

توقیف سایت خبری دانا





 دادستان عمومی و انقلاب تهران از توقیف سایت خبری «دانا» خبر داد.
بنا به گزارش ایسنا، عباس جعفری دولت‌آبادی در حاشیه جلسه روسای کل دادگستری‌های سراسر کشور در جمع خبرنگاران گفت: «همزمان با توقیف روزنامه «قانون»، سایت خبری «دانا» نیز توقیف شده است.»
گفتنی است، روزنامه قانون به دلیل کار کردن مطلبی مبنی بر «آزادی رویانیان با قرار وثیقه» توقیف شده بود و روز پنج‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ماه دادستان تهران گفت که سایت خبری دانا نیز در همین راستا توقیف شده است.




لغو یک همایش دانشجویی در سالن الهادی





همایش دانشجویی «دولت، دانشگاه و تصمیمات دشوار» که قرار بود در سالن الهادی برگزار شود لغو شد.
بنا به گزارش تارنمای امید، درحالی که قرار بود روز پنج‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ماه، همایش «دولت، دانشگاه و تصمیمات دشوار» برگزار شود و علی رغم هماهنگی‌های لازم و کسب مجوز از استانداری تهران، به دلیل مخالفت برخی نهاد‌ها لغو شد.
این همایش قرار بود در سالن الهادی توسط شورای هماهنگی انجمن‌های اسلامی و شورای احیا، برگزار شود.
مهمانان این برنامه از جمله، نجفقلی حبیبی، محسن آرمین و رسول منتجب نیا و تعداد زیادی از دانشجویان، پشت در سالن منتظر برگزاری این همایش بودند، به دلیل نداشتن مجوز، همایش برگزار نشد.

سرزمین مادری ویرانه شد / حشمت الله طبرزدی





حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و زندانی سیاسی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای می‌نویسد: «کدام سرزمین را می‌شناسید که حکومت آن به صورت مخفیانه و غیر مسئولانه دست به راه اندازی برنامه هسته‌ای بلند پروازانه بزند و میلیارد‌ها دلار به مردم خود خسارت بزند و مردم آن سرزمین را با تحریم‌های همه جانبه بین المللی روبرو سازدو رهبرش از همهٔ افراد، غیر مسئولانه‌تر رفتار نماید و لجوجانه خواهان تداوم این گونه سیاست‌های ضد ملی باشد؟!»
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته را در زیر می‌خوانید:
امروز پس از ملاقات با خانواده و شنیدن خبرهای بیرون، برای چندمین بار احساس کردم که شرایط مردم در بیرون بسیار بد‌تر از ماست و آرزو کردم، ‌ای کاش بیرون از زندان بودم و به همراه خانواده و مردمم در غم ناشی از فقر و تنگدستی آن‌ها شریک بودم! ‌‌ای کاش با آن‌ها بودم و از نزدیک درد بی‌خانمانی، درد گرسنگی، درد نداری میلیون‌ها ایرانی و درد هزاران انسان درمانده که در پشت درهای بیمارستان‌ها نگران عزیزان خود به دلیل نداشتن هزینهٔ درمان آن‌ها هستند را درک می‌کردم.
به راستی کدام سرزمین را سراغ دارید که به لحاظ ذخایر زیرزمینی، معادن و منابع مادی و انسانی، در ردیف اول از کشورهای جهان باشد اما دولت و حکومت آن هر ماه و سال، بیش از ۲۰ و ۳۰ درصد بر هزینه‌های اساسی مردم بیفزاید و کشور و مردم را در گرانی و تورم زایدالوصف فرو ببرد؟!
کدام سرزمین را می‌شناسید که حکومت آن به صورت مخفیانه و غیر مسئولانه دست به راه اندازی برنامه هسته‌ای بلند پروازانه بزند و میلیارد‌ها دلار به مردم خود خسارت بزند و مردم آن سرزمین را با تحریم‌های همه جانبه بین المللی روبرو سازدو رهبرش از همهٔ افراد، غیر مسئولانه‌تر رفتار نماید و لجوجانه خواهان تداوم این گونه سیاست‌های ضد ملی باشد؟!
کدام سرزمین را می‌شناسید که ۸۲ هزار میلیارد تومان از بودجهٔ بانک‌هایش در اختیار حدود ۵۰۰ نفر باشد و این افراد اندک، حاضر به باز پرداخت بدهی خود نباشند و آن سوی سکه، میلیون‌ها نفر به نان شب محتاج و توان پرداخت هزینه‌های یومیهٔ خود را نداشته باشند.
کدام سرزمین را سراغ دارید که دزدی و رشوه و اختلاس، تار و پود نظام مالی– اداری حکومتی را در برگرفته و از قاضی تعزیر حکومتی تا رییس پلیس پیشین و دادستان پایتخت تا بانکدار و معاون پیشین ریاست جمهوری‌اش تا نماینده مجلس و سردارش، همه و همه دست به اختلاس‌های کلان سه هزار میلیارد تومانی بزنند و مردم کوچه و خیابان، حتا امکان دریافت یک وام چند میلیون ریالی نداشته باشند!؟
کدام سرزمین را سراغ دارید که، رانت خواری و رشوه و غارت‌گری از ویژگی‌های طبقه حاکم و سردمداران و حاکمان ریز و درشت آن باشد و بی‌صلاحیت‌ترین افراد و گروه‌ها، در حساسترین پست‌های حکومتی قرار داشته باشند و اقتصاد وسیاست و اجتماع را به ورشکستگی و بحران فرو ببرند؟!
کدام سرزمین را می‌شناسید که دزد و رانت خوار و رابطه باز و غارتگرش آزاد باشد و بلکه امتیاز و جایزه بگیرد و مانور تجمل و مانور قدرت و ثروت بدهد، اما روزنامه نگار و آزادیخواه و عدالت خواهش در بند و توقیف و سرکوب شده و آواره از وطن و خانه باشد؟!
آری این سرزمین مادری من است! سرزمینی که روحانیون حکومتی قدرت پرست، انحصار طلب، جاهل و متعصب و پیروان زر و زور و تزویر به همراه هم پالگی‌های بازاری، نظامی، اداری و سیاسی و امنیتی، همهٔ امکانات ملی و مملکتی را به انحصار خود در آورده و با زیاده خواهی و ماجرا جویی‌های و دخالت‌های قانون شکنانه در امور داخل و خارج از کشور، به راستی یک ملت را به گروگان گرقته و از دنیا باج خواهی می‌کنند!
این باند مافیایی قدرت، یک روز حرف از تکنولوژی هسته‌ای به عنوان حق مسلم می‌زنند و مملکت را در تحریم‌های بین المللی فرو می‌برند و روز دیگر سخن از نرمش قهرمانانه به میان می‌آورند تا به زعم خود زمان بخرندو همچنان فرصت داشته باشند بر اریکه قدرت باقی بمانند و ملت ستم دیده و ضعیف شده و فقیر ایران را بدوشند و ناظر فقر و فساد و فحشا و گرسنگی و بی‌خانمانی ملت باشند و هر گونه از این وضعیت ملت لذت ببرند!
آری این قوم ستمگر و فاسد، سرزمین مادری‌ام را به ویرانه تبدیل کرده‌اند و ملت را در تنگدستی و بیچارگی و سرکوب و وحشت، زمین گیر کرده‌اند. افراد و آحاد و احزاب و گروههای و نخبگان ملت را پراکنده و ضعیف ساخته‌اند و البته بخشی از آن‌ها را با ترفندهای خود به سراب تدبیر و امید کشانیده و هر روز به یک بازی سرگرم نموده که آخرین آن توزیع سبد کالا و رفراندوم ثبت نام برای دریافت یارانهٔ نقدی بود.
اینک او را در انتظار مذاکرات هسته‌ای نشانده‌اند تا روزی در یک سال دیگر این مذاکرات نتیجه بدهد و احتمالا فرجی برای حکومت و نه ملت، حاصل آید. این سرنوشت اقوام و ملت‌هایی است که بر زمین نشسته و نگاه خود را به دست زندانبانان خود دوخته و از آن‌ها گدایی ترحم و گشودن کلید‌های اسیری و فقر و بیچارگی دارد.
حشمت الله طبرزدی – اردیبهشت ۹۳- زندان رجایی شهر

زندانیان عقیدتی اهل سنت را اعدام نکنید





متأسفانه دستگاه‌های امنیتی و قضائی خود همچون یکی از مولفه‌های عمده و موثر در ایجاد بی‌اعتمادی در جامعه ـ و بویژه اقلیت‌ها ـ نسبت به حکومت مرکزی ایفای نقش می‌کنند؛ کرداری که نیازمند بازنگری جدی است، و امیدواریم دولت آقای روحانی، موجبی موثر برای تحقق این تغییر شود.
کنشگران ملی مذهبی خارج از کشور با صدور بیانیه‌ای تحلیلی خواستار توقف حکم اعدام زندانیان اهل سنت شد. این زندانیان بیش از ۴ سال است که در زندان به سر می‌برند و بیش از ۴۰ نفر از این زندانیان به اعدام محکوم شده‌ و در سال ۹۱ حکم اعدام ۶ نفر از آن‌ها اجرا شده‌ است.
به گزارش تارنمای ملی-مذهبی، در بخشی از این بیانیه با شرح شکنجه‌های این زندانیان آمده‌ است: «قرار گرفتن در این شرایط ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎ برخی از بازداشت شدگان را ﻧﺎﭼﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﻨﻮﯾﺎﺕ ﺑﺎﺯﺟﻮﻫﺎ کرده‌ است. ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻗﺎﺭﯾﺮ ﻣﺒﻨﺎﯼ صدور بیش از ۵۰ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻭ تعداد بیشتری ﺯﻧﺪﺍن ﻃﻮﻻﻧﯽﻣﺪﺕ (بین ۴ تا ۲۰ سال) شده‌است. ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻗﺎﺭﯾﺮﯼ چه ﺑﻪﻟﺤﺎﻅ ﻋﻘﻠﯽ ﻭ چه ﺑﻪﻟﺤﺎﻅ ﺷﺮﻋﯽ و قانونی، فاقد ارزش و ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ است»
کنشگران ملی – مذهبی خارج از کشور همچنین ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮلان ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﻭ ﺑه ﻮﯾﮋﻩ از ﻗﻀﺎﺕ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ تقاضا کرده‌اند: «که ﺿﻤﻦ ﻧﻘﺾ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﯼ غیرقانونی و مغایر با ارزش‌های حقوق بشری و دینی٬ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻣﻮﺍﺯﯾﻦ قانونی ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﺪ» این تشکل سیاسی به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داده‌است که: «اجرای چنین احکام غیرمنصفانه‌ای، برای مدتی طولانی فضای سیاسی و امنیتی کشور ـ بویژه کردستان و مناطق سنی‌نشین ـ را تحت تأثیر قرار خواهد داد، و حتی سبب تقویت مانور گروه‌های افراطی در منطقه، و موجبی برای تهدید امنیت و منافع ملی خواهد شد.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به‌نام خدا
هموطنان عزیز
ﻣﺪت‌هاﺳﺖ ﮐﻪ حدود یک‌صد نفر ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ کشور ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ‌ﺳﺮ ﻣﯽ‌ﺑﺮﻧﺪ؛ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ آنان از ﺳﺎﻝ ۱۳۸۸ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ محبوس‌اند. ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﯾﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ رهبر جمهوری اسلامی ﺑﻪ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﺷﺪﻩاند. با کمال تأسف، چند ده ﻧﻔﺮ از آنان نیز ﺑﻪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺷﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ. سوگمندانه، ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۳۹۱ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ۶ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺟﺮﺍ ﺷﺪ. ﺣﮑﻢ اعدام بیش از ۴۰ نفر از جمله (شهرام احمدی، پوریا محمدی، فرزاد شاه‌نظری، وریا قادری فرد، کیوان مومنی فرد، تیمور نادری‌زاده، عالم برماشتی، ماموستا کاوه شریفی، آرش (رامین) شریفی، ماموستا کاوه ویسی، بهروز شاه‌نظری، طالب ملکی، مختار رحیمی، بهمن رحیمی، محمد یاور رحیمی، امجد صالحی، فرزاد (ابوبکر) هنرجو، امید پیوند، محمد کیوان کریمی، فرشید ناصری، ادریس نعمتی، احمد نصیری، محمد غریبی، سیدشاهو ابراهیمی، عبدالرحمان سنگانی٬ سیدجمال موسوی٬ صدیق محمدی٬ سید عبدالهادی حسینی و برزان نصرالله‌زاده) برای برسی نهائی به ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ارجاع داده شده است. احکام چهار نفر دیگر هم (حامد احمدی، جهانگیر دهقانی، کمال ملایی، و جمشید دهقانی) در دیوان عالی کشور ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ بخش ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻣﻘﺎم‌های ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻭ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﻣﺪﻋﯽ شده‌اند که این زندانیان ﺑﻪ ﮔﺮﻭه‌هاﯼ ﺳﻠﻔﯽ وابسته ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺑﻪ‌ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻣﺴﻠﺤﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻣﻮﺳﺘﺎ ﺷﯿﺦ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﻭ ﻣﺎﻣﻮﺳﺘﺎ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ.
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻧﮑﺎﺕ زیر ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ:
۱. برخی ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ (شهرام احمدی٬ بهروز شاه‌نظری٬ ماموستا کاوه ویسی٬ کمال ملایی٬ حامد احمدی٬ جمشید دهقانی، و جهانگیر دهقانی) و نیز ۶ نفری که در دی‌ماه ۱۳۹۰ اعدام شدند (اصغر رحیمی٬ بهنام رحیمی٬ هوشیار محمدی٬ کیوان زند کریمی٬ محمد ظاهر بهمنی، و بهرام احمدی)، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ مرحوم شیخ‌الاسلام و عالی، بازداشت و ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ. ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻗﺘﻞ به ﻣﺮﮒ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺷﻮﺩ؟
ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ۹۲ ﺩﻭ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮ (ﻟﻘﻤﺎﻥ ﺍﻣﯿﻨﯽ ﻭ ﺑﺸﯿﺮ ﺷﺎﻩ ﻧﻈﺮﯼ) که با سایر زندانیان هیچ‌گونه آشنایی قبلی نداشتنند٬ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺣﺪﻭﺩ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ انفرادی ﺩﺭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼٰﻋﺎﺕ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﯾﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﻮﻧد، ﺩﺭ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﺍﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻗﺘﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺳﺆﺍﻝ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ قرار است ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﻗﺘﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﻗﺼﺎﺹ ﺷﻮﻧﺪ؟ ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻢ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ۶ ﻧﻔﺮ ﺍﺟﺮﺍ ﺷﺪﻩ؛ ﺍﺧﯿﺮا ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﺮ نیز ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﻗﺘﻞ ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ، ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۴۰ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﺮ نیز به مرگ محکوم شده‌اند.
۲. این افراد بار‌ها اعلام کرده‌اند که با گروه‌های سلفی مرتبط نبوده‌ و پیرو مذهب امام شافعی هستند و از اقدامات خشونت آمیز نیز اعلام بیزاری کرده‌اند؛ حتی همگی آن‌ها ضمن محکوم کردن گروگان‌گیری اخیر مرزبانان کشورمان در بیانیه‌ای از گروه تروریستی جیش‌العدل خواستند که آن‌ها را آزاد کند.
ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ‌ی جامعه ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﻪ‌ی ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﮕﯽ ﺩﺭ ﺳﻨﯿﻦ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ نیز ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﻓﻌﯽ ﻣﺬﻫﺐ‌اند. ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﺳﻨﯽ (ﻭ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﻣﺬﻫﺐ ﺷﺎﻓﻌﯽ) ﻗﺮن‌ها ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ‌ ﻭ ﺑﻪ هم ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ از آن‌ها ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﺟﺰﺀ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ عمیق ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ امام ﻋﻠﯽ (ع) ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ اوست. اغلب ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺣﺮﻣﺖ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ عاشورا و ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭﺯﻩﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧه ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﮔﺮﻭه‌هاﯼ ﺍﻓﺮﺍﻃﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ. ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ این اﻓﺮاﺩ و یا متهم دیگری ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻓﮑﺮﯼ چنین ﺑﺎﻭﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ برای ﻧﺎﺍﻣﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ اقدامی نکرده، هیچ مبنای قانونی ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻭ ﻗﻀﺎﺋﯽ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
۳. ﻧﮑﺘﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ دیگر، ﻧﺤﻮﻩ‌ی ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ از ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽﻫﺎﺳﺖ. ﻫﻤﻪ‌ی ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺪت‌هاﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ (ﺑﻪ‌ﻃﻮﺭ ﻣﺘﻮﺳﻂ دو ﺳﺎﻝ) ﺩﺭ ﺳﻠﻮل‌هاﯼ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ و دیگر نهادهای امنیتی ـ اطلاعاتی جمهوری اسلامی، و زیر فشار و بازجویی و بدرفتاری ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ‌اند. این زندانیان بار‌ها به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند که ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺿﺮﺏ ﻭ ﺷﺘﻢ ﻭ انواع شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفته‌اند. برخی از این شکنجه‌ها عبارت است از: شلاق٬ شوکر برقی٬ سلول انفرادی تاریک و بدون سرویس بهداشتی٬ تهدید جنسی٬ تهدید به بازداشت افراد خانواده٬ عدم تماس با خانواده برای ماه‌ها٬ گرسنگی٬ توهین به مقدسات اهل سنت٬ و‌‌‌‌ رها کردن با دست‌بند و پابند به مدت طولانی در هواخوری زندان در فصل زمستان.
قرار گرفتن در این شرایط ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎ برخی از بازداشت شدگان را ﻧﺎﭼﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻣﻨﻮﯾﺎﺕ ﺑﺎﺯﺟﻮﻫﺎ کرده‌ است. ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻗﺎﺭﯾﺮ ﻣﺒﻨﺎﯼ صدور بیش از ۵۰ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻭ تعداد بیشتری ﺯﻧﺪﺍن ﻃﻮﻻﻧﯽﻣﺪﺕ (بین ۴ تا ۲۰ سال) شده‌است. ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻗﺎﺭﯾﺮﯼ چه ﺑﻪﻟﺤﺎﻅ ﻋﻘﻠﯽ ﻭ چه ﺑﻪﻟﺤﺎﻅ ﺷﺮﻋﯽ و قانونی، فاقد ارزش و ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ است.
۴. ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ نیز ﻫﯿﭽﯿﮏ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯼ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻃﻼﻉ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﻢﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ برخی از ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺴﺎﺏ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﺍﺗﻬﺎﻣﺎﺕ ﺍﺯ ۱۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ و در دادگاه اجازه دفاع از خود را پیدا نکرده‌اند. هیچ‌یک از آن‌ها وکیل انتخابی نداشته، و یا بدون وکیل محاکمه شده‌ و یا در صورت بهره‌مندی از وکیل تسخیری٬ تا روز دادگاه با او ملاقاتی نداشته‌اند. حتی به وکلای تسخیری نیز اجازه دفاع مؤثر از موکلانشان در دادگاه داده نشده است.
قاضی محمد مقیسه‌ای نیز ـ که ﭘﯿﺸﯿﻨﻪ‌ی ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﺣﻖﮐﺸﯽ ﻭ برخوردهای خشونت‌آمیز و غیرقانونی و نیز ﺻﺪﻭﺭ ﺁﺭﺍﯼ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭد ـ نه تنها اجازه دفاع به آن‌ها نداده‌ بلکه با آن‌ها به‌گونه‌ای توهین‌آمیز و تحقیرآلود برخورد کرده ‌است. این متهمین بهره‌ای از دادرسی عادلانه نداشته‌ و ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺗﻮﺳﻂ نهادهای اطلاعاتی و ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ.
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ نکات پیش گفته، کنشگران ملی ـ مذهبی خارج از کشور ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮلان ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﻭ ﺑه ﻮﯾﮋﻩ ﻗﻀﺎﺕ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻋﺎﻟﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﯽ‌خواهد که ﺿﻤﻦ ﻧﻘﺾ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﯼ غیرقانونی و مغایر با ارزش‌های حقوق بشری و دینی٬ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺩﺍﺩﮔﺎﻫﯽ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻣﻮﺍﺯﯾﻦ قانونی ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﺪ.
افزون بر این، مقام‌های سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی توجه داشته باشند که اجرای چنین احکام غیرمنصفانه‌ای، برای مدتی طولانی فضای سیاسی و امنیتی کشور ـ بویژه کردستان و مناطق سنی‌نشین ـ را تحت تأثیر قرار خواهد داد، و حتی سبب تقویت مانور گروه‌های افراطی در منطقه، و موجبی برای تهدید امنیت و منافع ملی خواهد شد.
تجربه چند سال گذشته و ۳۵ سال سپری شده از نظام نشان داده که امنیت ملی با مشت آهنین و از طریق ارعاب و حبس و حصر و زندان و اعدام برقرار نخواهد شد. تنها راه دستیابی به امنیت پایدار، کسب رضایت مردم و بسط و تعمیق امکان مشارکت تمام شهروندان و ایجاد آشتی ملی است. متأسفانه دستگاه‌های امنیتی و قضائی خود همچون یکی از مولفه‌های عمده و موثر در ایجاد بی‌اعتمادی در جامعه ـ و به ویژه اقلیت‌ها ـ نسبت به حکومت مرکزی ایفای نقش می‌کنند؛ کرداری که نیازمند بازنگری جدی است، و امیدواریم دولت آقای روحانی، موجبی موثر برای تحقق این تغییر شود.
ما همچنین ﺍﺯ تمامی ﺳﺎﺯﻣﺎن‌های ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ و نیز جمعیت‌های سیاسی و نهادهای مدنی ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ که پیگیر لغو این احکام اعدام شوند. تجربه‌های ناگوار و تأسف‌برانگیز گذشته و برخی شنیده‌های جدید، موجب نگرانی جدی ماست.
کنشگران ملی ـ مذهبی خارج از کشور
۱۸ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۳

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

انتقال دست‌کم چهار زندانی جهت اجرای حکم اعدام





دست‌کم چهار زندانی محکوم به اعدام در زندان رجایی شهر جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ساعت ۹ صبح روز جاری پنج‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ماه دست‌کم چهار زندانی جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند.
خان محمد صدیقی زندانی سالن ۲ بند ۱ زندان رجایی شهرکرج که به اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده است یکی از زندانیانی است که جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شد.
یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: «در حکم خان محمد صدیقی ذکر شده که حکم اعدامش در زندان قرچک ورامین اجرا شود و به همین دلیل احتمالا صبح شنبه [۲۰ اردیبهشت ماه] وی را به زندان قرچک ورامین منتقل می‌کنند تا با چوبه دار اعدام شود.»
این منبع همچنین اضافه کرد: «سه زندانی نیز از بند ۶ زندان رجایی شهر جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند که هنوز از نام ایشان مطلع نشده‌ایم.»

تجمع اعتراضی کارگران مخابرات در مقابل استانداری اردبیل





 تجمع کارگران و کارکنان مخابرات استانی در اعتراض به حقوق معوقه و همچنین عدم انعقاد قرارداد در مقابل استانداری اردبیل به درگیری لفظی بین نیروی انتظامی و تجمع کنندگان منجر شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تجمعی ظهر روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه مقابل استانداری اردبیل برگزار شد.
این تجمع از سوی کارگران و کارکنان معترض مخابرات استانی، استان اردبیل بود که با ممانعت از ورود آن‌ها به استانداری به درگیری لفظی بین نیروی انتظامی و تجمع کنندگان منجر شد.
یکی از حاضرین در محل به گزارشگر هرانا گفت: «در این تجمع بین نیروی انتظامی و تجمع کنندگان تنشی پیش آمد که بعد از پادرمیانی دیگر کارگران ختم به خیر شد.»
وی در ادامه بیان داشت: «دلیل این تجمع عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران و عدم انتعقاد دوباره قرار داد بوده است. ولی متاسفانه مسئولان فضای این اعتراض کارگری را امنیتی کرده و حضور نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی در این تجمع بسیار چشمگیر بود.»

گزارش سالانه نقض حقوق بشر – ویژه ۱۳۹۲





گزارش حاضر، خلاصه ای از پنجمین گزارشی است که عطف به تصمیم شورای مرکزی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جهت بررسی سالانه نقض حقوق بشر در ایران، توسط نهاد آمار، نشر و آثار این تشکل تهیه شده است. این گزارش تحولاتی که از یکم فروردین ماه سال ۱۳۹۲ تا ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ را در بر می گیرد.
گزارش پیش رو فعالیت های گزارشگران این سازمان و سایر نهادهای همراستا را، که گروه بر اساس تجربه خود به آنها استناد می کند، به همراه گزارشات مرتبط با حوزه حقوق بشر که از سوی نهادهای رسمی دولتی و غیر دولتی و رسانه های داخلی و بین المللی منتشر شده، در بر می گیرد. در این گزارش سعی شده است برخی از حائز اهمیت ترین تغییرات در وضعیت حقوق بشر کشور مورد بررسی قرار گیرد. اگرچه این گزارش جامع نیست، اما می تواند تصویری از وضعیتی که در اکثر نقاط کشور حاکم است، به محققان، پژوهشگران، رسانه ها و سازمان های بین المللی ارائه کند.
اسامی زندانیان سیاسی عرب، اسامی بیش از ۱۲۰ زندانی محکوم به اعدام، اسامی زندانیان سیاسی و امنیتی اعدام شده و یا محکوم به اعدام در سال گذشته، اسامی بازداشت شدگان در حوزه های مختلف در طی سال گذشته و بررسی آماری اعدام ها در ایران از نکات بارز این گزارش است که در نسخه پی دی اف آن قابل ملاحظه خواهد بود.
Jeld1392
برای دانلود گزارش روی عکس کلیک کنید

بخش اول: مقدمه

در این گزارش ارزیابی می شود که جمهوری اسلامی ایران نقض گسترده سیستماتیک حقوق بشر را کماکان ادامه می دهد، گزارشاتی که توسط سازمان های غیر انتفاعی-غیر دولتی و مدافعان حقوق بشر واصل شده است، همچنان نمایانگر وضعیتی هست که در آن حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نادیده گرفته شده و در قوانین و یا در اجرای آن پایمال شده است. وجود نواقص در این گزارش خود نشانگر تداوم وضعیت دشواری است که سازمان های فوق الذکر به دلیل عدم اجازه فعالیت آزادانه با آن دست به گریبان هستند.
علی رغم تعیین آقای احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و تمدید ماموریت ایشان، در سال ۱۳۹۲ نیز، جمهوری اسلامی ایران کماکان اجازه ای برای حضور ایشان در ایران صادر نکرده است و در اظهار نظرات مختلف مسئولین قضایی کشور ضمن توهین به وی گزارش او را فاقد وجاحت قانونی دانسته و آن را به استهزا گرفتند. با تغییر دولت جدید در ایران انتظار می رفت آقای روحانی از ایشان برای انجام تحقیقات مورد نیاز دعوت به عمل آورد؛ امری که تا پایان سال ۱۳۹۲ میسر نشد.
سازمان ملل متحد نیز در گزارش دبیر کل آن آورده است جمهوری اسلامی ایران از ۲۸ نامه ارسالی در سال ۲۰۱۲ تنها به ۸ مورد از آن ها پاسخ داده است، عدم همکاری ایران با سازمان ملل متحد مورد انتقاد دبیرکل در گزارش ماه سپتامبر ۲۰۱۳ قرار گرفته است. در گزارش بان کی مون آمده است حکومت جمهوری اسلامی ایران از ۱۲ نامه ارسالی در طی نیمه نخست سال ۲۰۱۳، به هیچ یک از آن ها پاسخ نداده است. اکثر این نامه‏ ها در مورد شکنجه، اعدام‏ ها، دستگیری و بازداشت خودسرانه روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر، ایجاد مزاحمت و هراس برای اعضای خانواده‏های فعالان حقوقی، مرگ افراد در طی دوره بازداشت، آزار و اذیت اقلیت‏های مذهبی، محاکمات غیر عادلانه و بدرفتاری و محروم نمودن از درمان‏های پزشکی می‎باشد.